باز کردن منو اصلی

محمدعلی بهبهانی(۱۲۱۶ق ـ ۱۱۴۴ق) معروف به کرمانشاهی، فقیه، اصولی و رجالی متنفّذ شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم است. عمده شهرت آقامحمدعلی، مبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه در عصر قاجار است. اولاد و نوادگان وی، که شماری از آنها از علما و فقهای امامیّه‌اند به «آل آقا» معروف اند.

محمدعلی بهبهانی
زادروز۱۱۴۴ق
کربلا
درگذشت۱۲۱۶ق
آرامگاهکرمانشاه
محل زندگیبهبهان، کرمانشاه، رشت و قم
ملیتایران
تحصیلاتاجتهاد
شناخته‌شده برایمبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه در عصر قاجار
نقش‌های برجستهفقیه، اصولی و رجالی، مبارزه با صوفیه
لقبکرمانشاهی
دیناسلام
مذهبشیعه
آثارمقامع الفضل، خیراتیّه، سنّة الهدایة لهدایة السّنّة، الظرائف یا الرغائد و الغرائد و ...
خویشاوندانوحید بهبهانی، آل آقا

ولادت، وفات و نسبویرایش

محمد علی بهبهانی در ۱۱۴۴ق در کربلا به دنیا آمد؛ و در عید مبعث ۱۲۱۶ق، در کرمانشاه از دنیا رفت. مزار وی در کرمانشاه و بنا به وصیتش بر سر راه زوّار عتبات واقع و معروف به «سر قبر آقا» است.[۱]

پدرش محمدباقر وحید بهبهانی، مشهور به وحید و مادرش دختر فقیه بزرگ سیدمحمد طباطبایی (متوفی قبل از ۱۱۶۸ق)، جدّ علامه بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲ق)، بود.[۲]

تحصیلاتویرایش

او که فرزند ارشد وحید بهبهانی بود، عمده تحصیلات خود را نزد پدرش، در بهبهان به پایان برد و از محضر او استفاده شایانی نمود تا جایی که او را افضل و اعلم شاگردان وحید دانسته‌اند.[۳] در ۱۱۵۹ به همراه پدر به عتبات رفت.[۴] دیگر اساتید وی عبارت اند از: سیدحسین بن ابوالقاسم موسوی خوانساری (متوفی ۱۱۹۱)، جدّ صاحب روضات الجنّات، که از مشایخ اجازه آقامحمدعلی است؛ شیخ یوسف بحرانی (متوفی ۱۱۸۶)؛ آقاحسین خوانساری (متوفی ۱۱۹۱)، فرزند آقا جمال خوانساری (متوفی ۱۱۲۱ یا ۱۱۲۵).[۵] آقامحمدعلی در اوان بلوغ به درجه اجتهاد نائل آمد و، به گفته خود، هرگز از کسی تقلید نکرد.[۶]

در کرمانشاهویرایش

به گزارش آقااحمد،[۷] حوزه درسی آقامحمدعلی در کربلا بود و او با شیوع طاعون در کربلا، نجف و اطراف آن، به کاظمین و از آنجا به دستور مؤکد پدرش به کرمانشاه رفت و مورد استقبال گرم مردم و حاکم آنجا الله قلی خان زنگنه (حک: ۱۱۷۶–۱۱۹۹) قرار گرفت. خوانساری[۸] نامه وحید به آقامحمدعلی را که در آن او را به مهاجرت به کرمانشاه امر کرده است، ناشی از تقاضای مکرّر مردم کرمانشاه از وحید برای اعزام فرزندش به آن دیار دانسته است.[۹]

در رشتویرایش

پس از مدتی تدریس در کرمانشاه، عازم رشت شد و مورد توجه قرار گرفت به طوری که مرجعی علمی برای دانشمندان و فضلای شهر به شمار می‌آمد. آقامحمدعلی در رشت مهمترین و بزرگترین اثر خود مقامع الفضل را که شامل پاسخ به سؤالات علمای رشت و نوادر علمی و ادبی است، تألیف و چنان‌که خود در مقدمه آورده به هدایت الله خان، حاکم آن شهر، هدیه کرد.[۱۰]

اقامت در قم و بازگشت به کرمانشاهویرایش

سپس به قم رفت و سه سال در آن سامان اقامت گزید تا آنکه، به تقاضای مکرّر الله قلی خان زنگنه، به کرمانشاه بازگشت. آقامحمدعلی، همواره مورد احترام و تعظیم الله قلی خان و پس از او حاج علی خان زنگنه (حک: ۱۱۹۹–۱۲۰۹) و مصطفی قلی خان زنگنه (حک: ۱۲۰۹–۱۲۱۲)، حاکمان کرمانشاه، بود.

جایگاه آقامحمدعلی در کرمانشاهویرایش

مقام علمی و روحانی وی مورد احترام آقامحمدخان قاجار (متوفی ۱۲۱۱) بود، به طوری که هنگام اقامت در تهران، در ۱۲۰۵، بهبهانی را به پیش خود فرامی خواند تا نزدش درس بخواند.[۱۱] هنگامی که محمدعلی خان شام بیاتی قاجار به حکومت کرمانشاه رسید(۱۲۱۲) بد سلوکی و اعتراض به آقامحمدعلی و اقدامات او را آغاز کرد، از این رو فتحعلی شاه (حک: ۱۲۱۲–۱۲۵۰) که به آقامحمدعلی ارادت داشت و نفوذ او را محترم می‌شمرد، محمدعلی خان را عزل و فتحعلی خان قاجار، پسر میرزامحمدخان، بیگلربیگی تهران را به جای او منصوب کرد که آقامحمدعلی تا پایان عمر مورد احترام و تعظیم او بود.[۱۲]

تبحر در علوم و فنونویرایش

آقامحمدعلی در بیشتر علوم و فنون تبحّر داشت به طوری که به نقل آقااحمد[۱۳] وحید بهبهانی دربارهٔ او می‌گفت: «محمدعلی ما شیخ بهاءالدین این عصر است»[۱۴] شهرت علمی آقامحمدعلی به اندازه‌ای بود که صبغة الله افندی، از علمای عامّه در بغداد که آوازه دانش او را شنیده بود، از او درخواست ملاقات و مذاکره علمی کرد.[۱۵] همچنین میرزامحمد اخباری (مقتول ۱۲۳۲) که خود در بسیاری از دانشها متبحّر بود و با نظریّه اجتهاد و مدافعان آن و در رأس همه وحید بهبهانی، اختلاف و عنادی شدید داشت، از آقامحمد علی به عنوان یکی از برترین اساتید خود یاد کرده و او را محققی بی بدیل و عالمی بی نظیر خوانده و خلق و خوی پسندیده اش را ستوده است. وی حتی پس از مرگ آقامحمدعلی، در زمانی که با مجتهدین سخت درافتاده و از سوی شاگردان وحید بهبهانی مورد طعن بود، در عباراتی دیگر باز هم از آقامحمدعلی به نیکی یاد کرده و گمان داشته که وی علی‌رغم مخالفت با صوفیان، با اخباریان بر سر مهر بوده است.[۱۶]

شیخ یوسف بحرانی نیز پس از ملاحظه اولین اثر فقهی وی به نام رساله قطع القال و القیل فی انفعال الماءالقلیل برای او اجازه مبسوط روایی فرستاد.[۱۷] سایر تذکره نویسان و دانشمندان نیز آقامحمدعلی را به وفور دانش بلکه نبوغ، مهارت در فقه و رجال، سرعت انتقال، حافظه شگفت و احاطه بر علوم غیر متعارف ستوده‌اند.[۱۸] وی به فقه چهار مذهب احاطه داشت و در سفر خود به مکه (۱۱۸۶)، دو سال در آن دیار اقامت گزید و به روش بعضی از علمای متقدّم به تدریس فقه عامّه پرداخت به طوری که علمای آن دیار در معقول و منقول از درس او بهره می‌بردند. در همین ایام رسالتین فی تاریخ الحرمین را در جغرافیای مکه و مدینه نگاشت و در آن مواقف و مقامات بلاد مزبور را تعیین کرد. اثر مزبور را از نشانه‌های دقت و تتبّع او دانسته‌اند.[۱۹]

وی در ادبیات فارسی و عربی به‌غایت استاد بود. نثر فارسی او، که تا حدودی مصنوع و متکلّفانه است، نشان از احاطه اش بدین زبان دارد. قریحه وقّاد شعری او نیز از خلال اشعاری که در خیراتیّه[۲۰] و سایر آثارش در معارضه با صوفیه آمده و چاشنی طنز و هجو دارد به خوبی آشکار است.

شاگردانویرایش

معروفترین شاگردان آقامحمدعلی عبارت اند از:[۲۱]

تالیفاتویرایش

آقامحمدعلی از دانشمندان پرکار و موفقی بود که در ضمن حضور در صحنه اجتماع و اجرای احکام و حدود شرع، ۳۷ اثر علمی از خود به جا گذاشت. برجسته‌ترین تألیفات او عبارت اند از:

  1. مقامع الفضل، مجموعه‌ای شامل ۱۱۹۲ مسئله، در این کتاب ـ که به عقیده دانشمندان،[۲۲] گواه صادقی بر تتبّع و عظمت مقام علمی و فقهی مؤلف آن است ـ بعضی فروع فقهی بتفصیل طرح و بحث شده به طوری که هر کدام رساله مستقلی تشکیل می‌دهد. مقامع به صورت سؤال و جواب و براساس حساب ابجدی تدوین شده و مؤلف فهرست مبسوطی برای آن تنظیم کرده است.[۲۳]
  2. خیراتیّه در ابطال طریقة صوفیّه، از مهمترین و مفصلترین ردّیّه‌های تصوف است که آقامحمدعلی آن را در ۱۲۱۱ (مطابق با عدد ابجدی «خیرات»)، در اوج مبارزات خود با صوفیان تألیف کرد. وی پیش از این در رساله عربی قطع المقال فی ردّ اهل الضّلال، مقامع الفضل، سنّة الهدایة،[۲۴] فتّاح المجامع (که شرح ناتمامی بر مفاتیح الشّرایع فیض کاشانی است)، شرح دیباچه مفاتیح الشّرایع، و مُعترک المقال فی احوال الرّجال به ردّ طریقه صوفیه پرداخته بود ولی لحن او در خیراتیـّه با موارد قبل بکلّی تفاوت دارد و از بالا گرفتن حرکت صوفیان در آن زمان حکایت می‌کند.[۲۵] وی در این اثر با لحنی خطابی و جدلی تصوف را از ابعاد نظری، تاریخی، مشاهیر، مکاتب، آیینها و سلوک نقد و رد کرده و گذشته از آن، حکمت و فلسفه را نیز، از آن رو که با ریشه‌های تصوف پیوند دارد به نقد کشیده است.[۲۶]
  3. سنّة الهدایة لهدایة السّنّة، اثری کلامی، به فارسی است که در ۱۲۲۷ (مطابق با عدد ابجدی نام کتاب) تألیف شده است. موضوع این کتاب، اثبات حقانیت مذهب امامیه و نقض سایر مذاهب از نظر مسئله خلافت و امامت است. این کتاب را آقامحمدعلی در پی گفتگوهایی که با برخی علمای عامه در کرمانشاه داشت و به شیعه شدن جمعی از ایشان انجامید، و به تقاضای یکی از آنان نگاشت.
  4. الظرائف یا الرغائد و الغرائد در ردّ یهود و نصاری.[۲۷]

آقامحمد علی آثار قابل ملاحظه‌ای نیز در رجال داشته که مورد تحسین و استفاده رجال پژوهانی چون ابوعلی حائری و میرزا حسین نوری (متوفی ۱۳۲۰) بوده است.[۲۸]

مبارزه با صوفیهویرایش

عمده شهرت آقامحمدعلی، مبارزه جدّی و گسترده او با صوفیه است. پیش از او نیز فقها و محدثان با صوفیان معارضاتی داشته‌اند، از آنان باید از علامه حلی، محمدطاهر قمی، و محمدباقر مجلسی را نام برد. با بالا گرفتن کار این صوفیان و جذب شدن مردم زیادی به آنان که با حرکتهای دسته جمعی از شهری به شهر دیگر همراه بود، علما نسبت به حفظ عقاید و آداب دینی مردم نگران شدند و حکام را از عواقب امر تحذیر کردند؛ به تبع آن، برخی از حکام به اخراج صوفیان از شهرها، و در برخی موارد قتل و آزار ایشان، دست یازیدند.[۲۹] در این هنگام کرمانشاه، به دلیل وجود آقامحمدعلی که حاکم شرع آنجا بود، از نظر اجرای احکام دینی و امنیت اجتماعی از بهترین شهرهای ایران به شمار می‌رفت.[۳۰] وقتی صوفیان، در مسیر حرکت خود، در شهرهای مختلف، به کرمانشاه رسیدند، مجتهد کرمانشاه که این جریان را نوعی گمراهی و مخالفت با شرع می‌دانست، به سرکوبی آنان همت گماشت.

منابع صوفیه،[۳۱] علت این مخالفت آقامحمدعلی را غالباً حسادت او به دانش معصوم علیشاه و اغراض شخصی ذکر کرده‌اند و برخی نیز عمل او را نوعی خطای در اجتهاد دانسته‌اند. این نکته در خور دقت است که پیش از ظهور معصوم علیشاه، آقامحمدعلی نسبت به تصوف برخوردی جدی نداشت و حتی در مقامع الفضل لعن بر صوفیه را به طور مطلق جایز نمی‌دانست. از نظر وی، صوفیگری انحرافی اعتقادی بود و به این سبب پس از فراگیر شدن آن در قالب جریانی اجتماعی، با آن مقابله کرد. وی تأکیدی جدی به برقراری آداب و سنن دینی در کرمانشاه داشت[۳۲] از این رو حرکت فراگیر متصوّفه، که گزارش بهبهانی نوعاً التزام اعتقادی و عملی به شرع نداشتند، از سوی مجتهد کرمانشاه نمی‌توانست نادیده گرفته شود.

دستگیری معصوم علیشاهویرایش

در ۱۲۱۱، آقامحمد علی بعد از ورود معصوم علیشاه به دعوت صوفیان به کرمانشاه، وی را دستگیر و در منزل خود محبوس کرد. خبر دستگیری وی به حاجی ابراهیم خان شیرازی، صدراعظم وقت، رسید و در پی آن برای روشن شدن سبب دستگیری معصوم علیشاه بین ابراهیم خان و آقامحمدعلی نامه‌هایی ردّ و بدل شد. آقامحمدعلی در این نامه‌ها بتفصیل عقاید و اعمال صوفیه را گزارش داده و احوال معصوم علیشاه و مریدانش را وصف کرده و به شرح چگونگی محاکمه معصوم علیشاه و عدم آگاهی وی بر احکام ساده شرعی و فساد عقیده اش پرداخته است. او با اینکه خود مرجع و حاکم شرع کرمانشاه بود، در این خصوص از علما و مراجع عتبات استشهاد نمود و فتاوا و اظهارات آنان را به همراه آخرین نامه‌اش برای صدراعظم وقت ارسال داشت؛ بنابراین استشهادات، علامه بحرالعلوم، آقاسیدعلی طباطبایی و میرزا محمدمهدی شهرستانی کفر و فساد معصوم علیشاه و نورعلیشاه و اتباع ایشان را قطعی دانسته‌اند. غیر از ایشان علمایی چون ملاّ عبدالصمد همدانی (متوفی ۱۲۱۶) صاحب بحرالمعارف، که خود ابتدا از شاگردان نورعلیشاه و معصوم علیشاه بود، و آقاسیدحسین نهاوندی که دانشمندی عرفان مسلک به شمار می‌آمد نیز بی اعتنایی آشکار فرقه مزبور را به احکام شرع اعلام کرده و در این میان نهاوندی حکم به حبس ابد معصوم علیشاه داده است.[۳۳] پس از ملاحظه نامه آقامحمدعلی و استشهادات مزبور، حاجی ابراهیم شیرازی از طریقه صوفیه تبری جست و با احترام و تعظیم بسیار به مجتهد کرمانشاه، رأی او را در حبس و تکفیر معصوم علیشاه تأیید کرد.[۳۴]

تألیف خیراتیّهویرایش

در همین اوان بود که آقامحمدعلی خیراتیّه را در ردّ صوفیه نگاشت و با فرستادن آن به نزد فتحعلی شاه و حاج ابراهیم خان شیرازی بار دیگر نظر موافق ایشان را در قلع و قمع صوفیه جلب کرد.[۳۵]

قتل معصوم علیشاهویرایش

پس از آنکه آقامحمدعلی، معصوم علیشاه را توبه داد و وی نپذیرفت، او را به قتل رساند و جسدش را در رودخانه قره سو انداخت.[۳۶]

دستگیری سایر بزرگان صوفیهویرایش

در ۱۲۱۳، فتحعلی شاه به صوابدید آقامحمدعلی و کمک حاجی ابراهیم خان شیرازی، مظفّر علیشاه، مرید نورعلیشاه را با بعضی صوفیان دیگر دستگیر کرد و به کرمانشاه فرستاد. مظفّر علیشاه مدتی در منزل آقامحمدعلی محبوس بود تا آنکه در ۱۲۱۵ مرموزانه از دنیا رفت.[۳۷] بعضی منابع[۳۸] مرگ مظفّر علیشاه را نیز به آقامحمدعلی نسبت داده و منشأ آن را نامه کفرآمیز وی به مرشد خود نور علیشاه در ۱۲۱۱ دانسته‌اند که در آن وی را به صفات خدایی خوانده بود.[۳۹] آقامحمدعلی همچنین نمونه دیگری از مکاتبات غلوآمیز صوفیه به مرشد خود را در خیراتیّه[۴۰] آورده است و اشعار ایشان را در طعن خودش، با اشعاری به همان سبک، پاسخ داده است. اگرچه، تنها قتل معصوم علیشاه به دست آقامحمدعلی کرمانشاهی مسلم است، ولی از آنجا که از قتل معصوم علیشاه در تاریخ و منابع صوفیه به کشته شدن و نیز فاجعه‌ای دردناک تعبیر شده، و غالباً آقامحمدعلی را مسبّب دستگیری و قتل شماری از صوفیان در تهران و شهرهای دیگر دانسته‌اند، او را «صوفی کش» لقب داده و از او به زشتی یاد کرده‌اند. نیز همکاری و ارادت فتحعلی شاه و صدراعظم او نسبت به آقامحمدعلی را نشانه دنیاپرستی و جاه طلبی وی دانسته‌اند.[۴۱]

شاخص‌ترین علمای خاندان آل آقاویرایش

اولاد و نوادگان آقامحمدعلی کرمانشاهی بهبهانی که شماری از آنها از علما و فقهای امامیّه‌اند به «آل آقا» شهرت یافته‌اند. شاخص‌ترین علمای این خاندان عبارت اند از:

محمد جعفر بهبهانیویرایش

آقامحمد جعفربن محمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۵۹)، فرزند ارشد آقامحمدعلی، در ۱۱۷۸ در کربلا به دنیا آمد و همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی نزد پدرش و نیز میرزای قمی، در قم، می‌رسید علی طباطبایی و شیخ جعفر کبیر، در عراق، به تحصیل پرداخت. سپس به کرمانشاه رفت و پس از مرگ پدر عهده دار شئون دینی و اجتماعی وی در کرمانشاه شد. وی در کرمانشاه درگذشت و در مقبره خانوادگی آل آقا دفن شد.

خصوصیات و آثارویرایش

آقامحمدجعفر را به زهد و گوشه گیری و محاسن اخلاق ستوده‌اند. در ۱۳۵۲ قسمتی از آثار او، در حریقی از میان رفت. از وی حدود سی اثر خطی موجود است که برخی از آنها عبارت اند از:

  1. فضایح الصّوفیه (قم ۱۴۱۳).
  2. انیس الطلاب (تألیف ۱۲۳۵)، در شرح بعضی احادیث و مسائل فقهی.
  3. الجواهر البهیّة فی ترجمة الاحکام الالهیّة به فارسی.
  4. تحفة الابرار به فارسی، در تاریخ، از مرگ محمد تا سلطنت شاه اسماعیل صفوی.
  5. التکملة فی شرح التبصرة (۱۰ ج).
  6. المصابیح المُنیفة.
  7. شرح مَزجی بر دیباچه مفاتیح الشّرایع فیض کاشانی.[۴۲]

آقااحمد بهبهانیویرایش

ر. ک: سید احمد بهبهانی

آقامحمداسماعیل بهبهانیویرایش

آقامحمداسماعیل بن محمدعلی بهبهانی (متوفی ح ۱۲۸۰)در ۱۱۹۲ در رشت به دنیا آمد. مقدمات علوم را نزد پدرش فرا گرفت و برای ادامه تحصیل به عتبات رفت و از محضر پدر همسرش، صاحبِ ریاض، استفاده کرد. وی دو اثر در فقه و اصول داشته که اتمام آنها معلوم نیست.[۴۳]

آقامحمود بهبهانیویرایش

آقامحمودبن محمد علی بهبهانی (به اختلاف، متوفی ۱۲۶۹ تا ۱۲۷۱) در ۱۲۰۰ در کرمانشاه به دنیا آمد. مقدمات علوم را نزد پدر و برادرانش آقامحمد جعفر و آقااحمد فرا گرفت. سپس برای ادامه تحصیل به عتبات رفت و از محضر صاحب ریاض و شیخ جعفر کبیر بهره جست.

انتساب به صوفیهویرایش

به سبب ذوق شعری و علاقه وی به حاج میرزاآقاسی، وزیر صوفی مشرب محمدشاه، آقامحمود را از هواداران تصوف قلمداد می‌کنند. در این زمینه آورده‌اند که در مدت محبوس بودن مظفرعلیشاه در خانه آقامحمد علی کرمانشاهی، آقامحمود مریض شد و مظفّرعلیشاه که دستی در طبابت داشت او را معالجه کرد و از آن پس آقامحمود به تصوف تمایل و ارادت پیدا کرد.[۴۴] قطع نظر از مستند نبودن این داستان[۴۵] از ملاحظه آثار و اشعار آقامحمود این نکته روشن می‌گردد که وی نیز مانند پدرش از تصوف و درویشی رایج در عصر خود انتقاد کرده و بر آنان طعن زده است.[۴۶] وی در تنبیه الغافلین و ایقاظ الراقدین،[۴۷] عقاید متصوّفه را برگرفته از عقاید کفّار هند و جوکیان ایشان دانسته و آنها را با یکدیگر مقایسه کرده و در فصول دیگر مانند پدرش آقامحمدعلی در خیراتیّه، ردّی همه‌جانبه از افکار و آداب صوفیان به دست داده است. وی در دزاشیب تهران درگذشت و در کربلا دفن شد.[۴۸]

تالیفاتویرایش

از آقامحمود کرمانشاهی بجز تنبیه الغافلین، سی اثر در فقه، اصول، کلام، رجال، اخلاق، عرفان و شعر به جای مانده است که برخی از آنها عبارت اند از:

  1. الجنّة الواقیة، در ردّ اخباریان.
  2. مفتاح النّجاة فی شرح دعاء السّمات به فارسی در عرفان.
  3. معجون الهی یا مهیّج الاشواق، در اخلاق.
  4. النّخبة الوجیزة (فقه منظوم).
  5. تحفة السّلاطین یا تحفة الملوک، در تاریخ ائمه معصومین.
  6. دیوان غزلیّات.
  7. انموذج الرّجال.
  8. عکوس الشمّوس، در فقه.[۴۹]

آقاعبدالله بهبهانیویرایش

آقاعبدالله بن محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۸۹)، از علمای ساکن کرمانشاه که به امور دینی و اجتماعی مردم می‌پرداخت. صاحب روضات الجنّات[۵۰] از مقام علمی و عملی وی تجلیل بلیغی نموده است. آثار او عبارت است از التحفة الجعفریّة که در ده علم نگاشته و یکی از آثار باقیمانده از اوست که به نام پدرش تصنیف کرده، و چند رساله فقهی.[۵۱]

آقامحمدتقی بهبهانیویرایش

آقامحمدتقی بن محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی (متوفی ۱۲۹۹) دارای تألیفاتی است در فقه و اصول، از جمله شرح زبدة الاصول؛ تعلیقه بر مبادی الاصول؛ حاشیه بر حاشیه ملاّ عبدالله در منطق.[۵۱]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۴۷؛ حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶
  2. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۱، ۱۳۳؛ خوانساری، ج ۲، ص ۹۵؛ مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۹
  3. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۳؛ خوانساری، ج ۲، ص ۹۵؛ مازندرانی حائری، ج ۶، ص ۱۷۹ حرزالدین، ج ۲، ص ۳۰۹
  4. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۴؛ دوانی، ص ۱۲۲
  5. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶؛ خوانساری، ج ۲، ص ۳۶۷، ج ۷، ص ۱۰۷، ۱۵۲، ۲۰۷؛ آقابزرگ طهرانی، الکواکب المنتشره، ص ۲۰۳
  6. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۳
  7. احمد خوانساری، ج 1، ص 136
  8. خوانساری، ج 7، ص 152
  9. ر. ک:حبیب آبادی، ج 2، ص 562
  10. احمد بهبهانی، ج 1، ص 136ـ 137، 139؛ ر. ک: حبیب آبادی، ج 2، ص 562 ـ563، 565
  11. سپهر، ج 1، ص 60؛ حبیب آبادی، ج 2، ص 563؛ هدایت، 1339 ش، ج 9، ص 241
  12. احمد بهبهانی، ج 1، ص 139ـ 140، 146ـ147
  13. احمد بهبهانی، ج 1، ص 133
  14. ر. ک: حبیب آبادی، ج 2، ص 562؛ نوری، ص 127
  15. مازندرانی حائری، ج 6، ص 178ـ179؛ دوانی، ص 276؛ تنکابنی، ص 199
  16. خوانساری، ج 7، ص 138، 152؛ دوانی، ص 277؛ حبیب آبادی، ج 2، ص 566
  17. احمد بهبهانی، ج 1، ص 134ـ 135
  18. مازندرانی حائری، ج 6، ص 178؛ خوانساری، ج 7، ص 150
  19. حبیب آبادی، ج 2، ص 565؛ شوشتری، ص 177؛ احمد بهبهانی، ج 1، ص 135
  20. خیراتیه، ج 1، ص 147ـ 151، ج 2، ص 506
  21. حبیب آبادی، ج ۲، ص ۵۶۶؛ احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۳۵؛ دوانی، ص ۲۷۹، ۲۸۴؛ حرزالدین، ج ۲، ص ۳۱۰
  22. خوانساری، ج 7، ص 150؛ حبیب آبادی، ج 2، ص 565؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 175
  23. حبیب آبادی، ج 2، ص 565 ـ566
  24. سنّة الهدایة، ص 140ـ146
  25. خیراتیـّه، ج 1، ص 36، 66
  26. ر. ک:خیراتیـّه، ج 2، ص 217ـ236
  27. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج 15، ص 198
  28. مازندرانی حائری، ج 6، ص 179؛ آقابزرگ طهرانی، مصفی المقال، ستون 311ـ312؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج 10، ص 134
  29. ر. ک:ملکم، ج 2، ص 213ـ216؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 172ـ 173؛ شیروانی، ریاض السیاحه، ص 656؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص 87 ـ 88، 91ـ92
  30. ملکم، ج 2، ص 225
  31. معصوم علیشاه، ج 3، ص 175؛ شیروانی، ریاض السیاحه، ص 547
  32. دوانی، ص 284
  33. خیراتیّه، ج 1، ص 89 ـ 93؛ دوانی، ص 305ـ307؛ حبیب آبادی، ج 2، ص 601؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 179
  34. خیراتیّه، ج 1، ص 134ـ136؛ دوانی، ص 307ـ308
  35. ر. ک:خیراتیّه، ج 1، ص 143ـ145، 152، 153، ج 2، ص 501ـ505، 509ـ510؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 176ـ179
  36. ر. ک:معصوم علیشاه، ج 3، ص 174ـ175؛ ملکم، ج 2، ص 215؛ حبیب آبادی، ج 2، ص 406؛ هدایت، تذکرة ریاض العارفین، ص 561؛ شیروانی، ریاض السیاحه، ص 834؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص 224؛ پورجوادی و لامبورن ویلسون، ص 128ـ 129
  37. حبیب آبادی، ج 2، ص 558؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 207ـ208؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص 484، شیروانی، ریاض السیاحه، ص 547 ـ 548
  38. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج 9، قسم 3، ص 1061؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص 224
  39. ر. ک:خیراتیّه، ج 1، ص 96ـ 103
  40. خیراتیّه ج 1، ص 93ـ94، 103ـ 133
  41. تنکابنی، ص 199؛ نفیسی، ج 2، ص 43؛ شیروانی، ریاض السیاحه، ص 657، 834؛ شیروانی، بستان السیاحه، ص 88، 462
  42. احمد بهبهانی، ج ۱، ص ۱۵۱–۱۵۴؛ دوانی، ص ۳۳۶؛ محمد جعفر بهبهانی، مقدمه، ص ۷–۱۲؛ ر. ک:محمدجعفر بهبهانی، مقدمه، ص ۱۰–۱۱
  43. احمد بهبهانی، ج 1، ص 154ـ155
  44. معصوم علیشاه، ج 1، ص 185، ج 3، ص 208، 469، 471؛ هدایت، مجمع الفصحا، ج 2، بخش 2، ص 946؛ اعتمادالسلطنه، ص 205؛ مدرسه عالی سپهسالار، ج 1، ص 544؛ قمی، ص 575، پانویس 1
  45. پورجوادی و لامبورن ویلسون، ص 130ـ131
  46. دوانی، ص 350ـ352؛ معصوم علیشاه، ج 3، ص 470ـ 471
  47. محمودبن محمدعلی بهبهانی، ص 33ـ 43
  48. اعتمادالسلطنه، ص 205؛ قمی، ص 575، پانویس 1؛ آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج 4، ص 447
  49. ر. ک:دوانی، ص 352؛ مدرسه عالی سپهسالار، ج 1، ص 544 ـ 545
  50. خوانساری، ج 7، ص 152ـ153
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ دوانی، ص 337

منابعویرایش

  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الکواکب المنتشره فی القرن الثانی بعدالعشرة، چاپ علینقی منزوی، تهران ۱۳۷۲ ش.
  • محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، مصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، چاپ احمد منزوی، تهران ۱۳۳۷ ش.
  • محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الا´ثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ۱، تهران ۱۳۶۳ ش.
  • آقامحمدعلی بهبهانی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، خیراتیّه در ابطال طریقة صوفیّه، قم، بی تا.
  • آقامحمدعلی بهبهانی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، راهبرد اهل سنّت به مسألة امامت، سنة الهدایة لهدایة السنة، قم ۱۳۷۳ ش.
  • آقامحمدعلی بهبهانی (آقامحمدعلی کرمانشاهی)، مقامع الفضل، چاپ سنگی تهران ۱۲۷۵.
  • احمدبن محمدعلی بهبهانی، مرآت الاحوال جهان نما: سفرنامه، قم ۱۳۷۳ ش.
  • محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی، فضایح الصوفیّة، قم ۱۴۱۳.
  • محمودبن محمدعلی بهبهانی، تنبیه الغافلین و ایقاظ الراقدین در رد صوفیه، در محمدجعفربن محمدعلی بهبهانی، فضایح الصوفیّة، قم ۱۴۱۳.
  • محمدبن سلیمان تنکابنی، قصص العلماء، تهران، بی تا.
  • محمدعلی حبیب آبادی، مکارم الا´ثار در احوال رجال دورة قاجار، ج ۲، اصفهان ۱۳۴۲ ش.
  • محمدبن علی حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵؛
  • محمدباقربن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰–۱۳۹۲.
  • علی دوانی، آقامحمد باقربن محمد اکمل اصفهانی معروف به وحید بهبهانی، تهران ۱۳۶۲ ش.
  • محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ: سلاطین قاجاریه، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۴۴–۱۳۴۵ ش.
  • عبداللطیف بن ابیطالب شوشتری، تحفة العالم و ذیل التحفه، چاپ صمد موحد، تهران ۱۳۶۳ ش.
  • زین العابدین بن اسکندر شیروانی، بستان السیاحه، یا، سیاحت نامه، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۵.
  • زین العابدین بن اسکندر شیروانی، ریاض السیاحه، چاپ اصغر حامد ربانی، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۶۱ ش).
  • عباس قمی، فوائد الرضویّه: زندگانی علمای مذهب شیعه، تهران، (تاریخ مقدمه ۱۳۲۷ ش).
  • محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری، منتهی المقال فی احوال الرجال، قم ۱۴۱۶.
  • مدرسه عالی سپهسالار. کتابخانه، فهرست کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار، ج ۱: کتب خطی فارسی و عربی، تألیف ابن یوسف شیرازی، تهران ۱۳۱۵ ش.
  • خانبابامشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰–۱۳۴۴ ش.
  • محمد معصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمد جعفر محجوب، تهران ۱۳۳۹–۱۳۴۵ ش.
  • جان ملکم، تاریخ ایران، ترجمه اسماعیل حیرت، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
  • سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران ۱۳۶۱ ش.
  • حسین بن محمدتقی نوری، الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • رضاقلی بن محمدهادی هدایت، تذکرة ریاض العارفین، چاپ مهرعلی گرگانی، تهران (۱۳۴۴ ش).
  • رضاقلی بن محمدهادی هدایت، مجمع الفصحا، چاپ مظاهر مصفّا، تهران ۱۳۳۶–۱۳۴۰ ش؛
  • رضاقلی بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا، ج ۸–۱۰، تهران ۱۳۳۹ ش.

منابع انگلیسیویرایش

  • Encyclopaedia Iranica , s.v. "Behbaha ¦n ¦â, A ¦qa ¦Moh ¤ammad- ـ Ali" (by Hamid Algar);
  • Nasrollah Pourjavady and Peter Lamborn Wilson, Kings of love: the poetry and history of the Ni ـ matulla ¦h i ¦Sufi order , preface by Seyyed Hossein Nasr, Tehran 1978.

پیوند به بیرونویرایش