ابوالحسن صبا

آهنگساز و موسیقی‌دان ایرانی

ابوالحسن صَبا (زادهٔ ۱۴ فروردین ۱۲۸۱ – درگذشتهٔ ۲۹ آذر ۱۳۳۶ ه‍.خ) موسیقی‌دان، آهنگساز، نوازنده و آموزگار موسیقی اهل ایران بود.

ابوالحسن صبا
Abolhasan-Saba.jpg
اطلاعات پس‌زمینه
نام شناسنامه‌ایابوالحسن صبا
زاده۱۴ فروردین ۱۲۸۱ ه‍. خ
تهران، ایران
خاستگاهایرانی
درگذشته۲۹ آذر ۱۳۳۶ ه‍. خ (۵۵ سال)
تهران، ایران
ژانرکلاسیک ایرانی
پیشهموسیقی‌دان، آهنگساز، نوازنده
ساز(ها)ویلن، سه‌تار، تار، سنتور، تمبک، کمانچه، پیانو، فلوت، کلارینت، نی
سال‌های فعالیت۱۳۳۶–۱۳۰۱
اعضای پیشینارکستر گل‌ها
سازهای اصلی
ویلن، سه‌تار، سنتور
استاد(ها)میرزا عبدالله فراهانی
درویش‌خان
حسین‌خان اسماعیل‌زاده
حسین هنگ‌آفرین
علی‌اکبرخان شاهی
سرژ خوتسیف
علینقی وزیری
شاگرد(ان)لطف‌الله مفخم پایان
فاخره صبا
حسین تهرانی
حسن کسایی
داریوش صفوت
حسین دهلوی
فرامرز پایور
فرهاد فخرالدینی
علی تجویدی
همایون خرم
اسدالله ملک
رحمت‌الله بدیعی
امضا
امضا ابوالحسن صبا.png

زندگی‌نامهویرایش

دوران کودکیویرایش

 
ابوالحسن صبا در کودکی

ابوالحسن صبا ۱۴ فروردین سال ۱۲۸۱[الف] ه‍. ش در خانهٔ پدری‌اش واقع در محلهٔ شاه‌آباد، خیابان ظهیرالاسلام تهران زاده شد. او دومین فرزند از پنج فرزند خانوادهٔ صبا بود.[۴] پدرش، ابوالقاسم صبا، کمال‌السلطنه (زادهٔ ۱۲۹۲ ه‍.ق – درگذشتهٔ ۱۳۴۵ ه‍.ق)، پزشکِ دربار قاجار، نوهٔ محمودخان صبا، شاعر و نقاشِ دوره ناصری و ندیدهٔ فتح‌علی صبای کاشانی، ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه قاجار بود. مادرش، آمنه رئیس، از طرف پدر به خانوادهٔ صبا و از طرف مادر به خاندان سمیع گیلانی منسوب بود.[۵][۶] فرزندان خانوادهٔ صبا به ترتیب سن عبارت بودند از: عبدالحسین، ابوالحسن، عالیه، خدیجه و عادله. عبدالحسین صبا که فرزند بزرگ بود، در نواختن سه‌تار مهارت داشت و بعد‌ها به خدمت وزارت دارایی درآمد.[۷]

ابوالحسن صبا از ۳ سالگی نزد ربابهٔ روانبخش (ندیمهٔ عمه‌اش) با تمبک‌نوازی و تصنیف‌خوانی آشنا شد. پدرش نیز اهل هنر و ادبیات بود و سه‌تار می‌نواخت و به همین سبب ابوالحسن مقدمات سه‌تارنوازی را نزد پدر آغاز کرد.[۸] از سال ۱۲۸۷ ه‍. ش، زمانی که شش ساله بود با راهنمایی پدرش، به مدت سه سال[ب] نواختنِ سه‌تار را نزد میرزاعبدالله فراهانی آموخت. او در خاطرات خود در مورد میرزاعبدالله گفته بود که گاهی میرزا برای خود سه‌تار می‌نواخته و از خود بی‌خود می‌شده است. صبا حالت استادش را در این مواقع چنین توصیف کرده است:[۱۱]

«سه‌تار، او را برمی‌داشت و به عالمی دیگر می‌برد. آن‌وقت از سه‌تار صدایی برمی‌خاست که از این عالم نبود، دریچه‌ای از بهشت به روی ما گشوده می‌شد و زمزمهٔ فرشتگان را به گوش جان می‌شنیدیم.»

او تحصیلات ابتدایی خود را در سال ۱۲۸۸ ه‍.ش در مدرسهٔ علمیه آغاز کرد. صادق هدایت از هم‌دوره‌ای‌های او در این مدرسه بود. وی پس از آموزش‌های میرزاعبدالله، در سال ۱۲۹۰ ه‍.ش به کلاس سه‌تارنوازی درویش‌خان راه یافت و به مدت پنج سال نیز نزد او شاگردی کرد. صبا در کلاس درویش‌خان با نورعلی برومند همکلاس بود و دریش‌خان آن‌ها را «دو تا کوچولو» صدا می‌زد.[۱۲] برومند دربارهٔ آن دوره گفته بود:[۱۳]

«وقتی که درویش‌خان به صبا درس می‌داد و ما از بیرون اتاق گوش می‌کردیم، آنقدر صدای سازشان شبیه بود که ما نمی‌توانستیم بفهمیم کدام یک ساز می‌زنند.»

اگرچه شهرتِ صبا بیشتر با صدای ساز ویلنش گره خورده است اما برخی هنرمندان از جمله مرتضی نی‌داوود و محمدرضا لطفی، نوازندگی سه‌تارش را برتر از ویلن‌نوازی او دانسته‌اند.[۱۲] صبا همزمان از سال ۱۲۹۱ ه‍.ش نواختن کمانچه را نزد حسین‌خان اسماعیل‌زاده فراگرفت و هم‌درسِ هنرمندانی نظیر حسین یاحقی و رضا محجوبی شد.[۵]

دوران نوجوانیویرایش

ابوالحسن صبا از سال ۱۲۹۲ ه‍.خ به منظور آموختن نوازندگی ویلن، نزد حسین هنگ‌آفرین رفت. پس از آن نت‌خوانی، نت‌نویسی و نواختن ویلن کلاسیک را از «تینا مانتوفل»[۱۴] که یک موسیقی‌دان اهل روسیه بود آموخت. او در کلاس‌های درویش‌خان چنان پیشرفت کرد که در سال ۱۲۹۳ ه‍. خ، تقدیرنامهٔ مخصوص و «مدال تبرزین» را از وی دریافت کرد. او در همین سال، دورهٔ تصنیف‌ها، ضربی‌ها و تمبک را از حاجی‌خان ضرب‌گیر (عین‌الدوله‌ای) فراگرفت. پس از آن در سال ۱۲۹۴ ه‍.ش نواختن ساز سنتور را نزد علی‌اکبرخان شاهی آغاز کرد. صبا پس از پایان تحصیل در مدرسهٔ علمیه، در سال ۱۲۹۵ ه‍.ش برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ آمریکایی تهران وارد شد. او نواختن پیانو و سلفژ را از «دکتر جردن» مدیر مدرسه و همسرش آموخت. وی در این مدرسه زبان انگلیسی را نیز فرا گرفت و با روح‌الله خالقی هم آشنا شد.[۵] خالقی در مورد آن زمان نوشته است:[۱۵]

«وقتی قبل از ۱۲۹۷ به مدرسهٔ آمریکایی می‌رفتم، صبا دو کلاس از من جلوتر و با برادر بزرگم همکلاس بود و از همان‌وقت در میان تمام شاگردان مدرسه شهرت داشت که ابوالحسن‌خان اغلب سازها را به خوبی می‌نوازد.»

او همزمان با تحصیل و آموختن سازهای مختلف، در سال ۱۲۹۶ ه‍.ش نزد عباس زرگر و «ضیاء»، نجاری، منبت‌کاری و زرگری را فراگرفت و نخستین تجربهٔ سازسازی را نیز به‌دست‌آورد. در این زمان با سید محمدحسین خشکنابی، متخلص به «بهجت تبریزی» که بعدها به شهریار مشهور شد، از طریق دوستیِ پدرش با پدر شهریار، آشنا شد. صبا در سال ۱۲۹۷ ه‍.ش تحت تأثیر نی‌نوازیِ نایب‌اسدالله، به ساز نی گرایش پیدا کرد و با تمرین، نواختن این ساز را نیز تجربه کرد. او همزمان به کلاس‌های سرژ خوتسیف راه یافت و نوازندگی ویلن کلاسیک را نزد وی کامل کرد.[۵] او همچنین با نواختن فلوت نزد اکبر هنگ‌آفرین آشنا شد.[۱۶]

دوران جوانیویرایش

 
ابوالحسن صبا در جوانی

صبا از سال ۱۳۰۱ نواختنِ سازهای پیانو و کلارینت را نیز فرا گرفت و همزمان با شنیدن صفحه‌های گرامافونِ فریتس کرایسلر، آهنگساز و نوازندهٔ ویلن آمریکایی که متولد اتریش بود، با آثار موسیقی کلاسیک بیش از پیش آشنا شد. او در همین زمان، تحصیل در مدرسهٔ آمریکایی را رها کرد و با وجود مخالفت‌های پدرش، تمام وقت خود را به موسیقی اختصاص داد. وی در کنار موسیقی، همچنان به فعالیت‌های صنعتی خود نیز ادامه داد تا اینکه در همین سال (۱۳۰۱ ه‍.ش) به استخدام قورخانهٔ تهران درآمد و مدتی در آنجا به کار مشغول شد.

در اوایل زمستان سال ۱۳۰۲، آگهی افتتاح مدرسهٔ عالی موسیقی، با مدیریت علینقی وزیری که تازه از اروپا به ایران بازگشته بود، در روزنامه چاپ شد. صبا به همراه موسی معروفی که او نیز از شاگردان مطرحِ درویش‌خان بود، به این مدرسه وارد شد و همزمان با تحصیل موسیقی، در ارکستر مدرسه به نوازندگی مشغول شد.[۵] پدر صبا نسبت به پرداختن فرزندش به موسیقی به عنوان حرفهٔ اصلی مخالف بود، اما ابوالحسن صبا با پشتکار و استعداد فراوان به تمرین موسیقی پرداخت و پس از مدت کوتاهی از سوی علینقی وزیری به عنوان نمایندهٔ کلاس انتخاب شد. او در تدریس و تمرین دادن به دیگر هنرجویان نیز وزیری را یاری می‌داد.[۱۷] علینقی وزیری در خاطراتش از صبا و این دورهٔ مدرسهٔ عالی موسیقی نوشته‌است:[۵]

«ابوالحسن‌خان صبا صنعتی است (یعنی در کار موسیقی استعداد ذاتی دارد) ویلن خوب خواهد زد. باید با پدرش مذاکره شود تا از این خرافات که ساز بد است، خارجشان کنم …»

 
ابوالحسن صبا و روح‌الله خالقی در جوانی

صبا پس از مدتی به عنوان تکنواز ویلن در ارکستر مدرسهٔ موسیقی به رهبری علینقی وزیری، جایگاه خود را تثبیت کرد. وی همچنین در «کلوپ موزیکال» که وابسته به مدرسهٔ عالی موسیقی بود نیز به نوازندگی مشغول شد. صبا در این دوره، صبح تا ظهر به کار اداری مشغول بود و هر روز بعد از ظهر به مدرسهٔ عالی موسیقی می‌رفت و معمولاُ تا ساعت ۹ شب به آموختن و تمرین موسیقی می‌پرداخت. پس از مدتی تعداد هنرجویان مدرسه بیشتر شد و علینقی وزیری تعدادی از شاگردان را به صبا سپرد. با این اتفاق نخستین کلاس ویلن صبا در مدرسهٔ عالی موسیقی تشکیل شد و او هم‌زمان با تحصیل، به صورت رسمی به عنوان مدرس ویلن مدرسه، فعالیت خود را آغاز کرد.[۱۷] او در این زمان با افرادی همچون محمدحسین شهریار، نیما یوشیج (پسرعموی همسر آینده‌اش) و روح‌الله خالقی نزدیکی و معاشرت بیشتری پیدا کرد. روح‌الله خالقی که مانند صبا از نخستین شاگردان مدرسهٔ عالی موسیقی بود دربارهٔ دوران آغاز تحصیل در این مدرسه نوشته است:[۱۸]

«من قبل از شنیدن صدای ساز صبا، ویلون نواختن رضاخان محجوبی را که شش ماه هم شاگردش بودم بسیار می‌پسندیدم، ولی در اولین جلسه‌ای که ویلن صبا را شنیدم، او را زبردست‌تر از معلم سابق خود یافتم.»

خالقی تأکید می‌کند که اگر راهنمایی‌های صبا نبود او و همکلاسی‌های دیگرش، درس‌های وزیری را به صورت کامل درک نمی‌کردند. او نوشته است: «در حقیقت ما در این کار علاوه بر استاد، مرهون بهترین شاگردش یعنی صبا بودیم.»[۱۸] ابوالحسن صبا که به نقاشی و خوشنویسی نیز علاقه‌ٔ فراوان داشت، در همین زمان دوره‌ای را در مدرسهٔ کمال‌الملک نزد هادی تجویدی سپری کرد.[۵] در نزدیکی خانهٔ صبا در کوچهٔ ظهیرالاسلام، یکی از دوستانش کارگاه نجاری داشت. او بعضی‌ وقت‌ها به آن کارگاه می‌رفت و به تعمیر و ساخت سازهای مختلف می‌پرداخت.[۱۹]

فعالیت‌هاویرایش

سال‌های آغازین (۱۳۱۵–۱۳۰۶)ویرایش

ریاست مدرسهٔ صنایع ظریفهویرایش
 
ابوالحسن صبا

در فروردین سال ۱۳۰۶ ه.ش ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی همراه با علینقی وزیری برای اجرای کنسرت به شهرهای رشت و بندر انزلی سفر کرد. مردم گیلان تحت تأثیر ویلن‌نوازی صبا، از وزیری خواستند تا یک مدرسهٔ موسیقی در رشت تأسیس کند. او نیز از این درخواست استقبال کرد. و پس از مدتی مقدمات برپایی شعبهٔ مدرسهٔ عالی موسیقی در رشت را فراهم کرد.[۱۷]

نخستین فعالیت‌های حرفه‌ایِ ضبط شدهٔ ابوالحسن صبا در اواخرِ همین سال (۱۳۰۶)، با ضبط آثاری از علینقی وزیری همراه با ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی آغاز شد و مردم صدای ساز او را شنیدند.[۲۰] صبا در فاصلهٔ بند اول و دوم سرود «ای وطن»، ساختهٔ وزیری با آواز روح‌انگیز و در روی دوم صفحه، قطعهٔ «زرد ملیجه» خود را با ویلن اجرا کرده‌است.[۲۱]

علینقی وزیری در ۱۸ اسفند سال ۱۳۰۸ ه‍.ش حکم تأسیس و مدیریت مدرسهٔ صنایع ظریفه (شعبهٔ مدرسهٔ عالی موسیقی) در رشت را به ابوالحسن صبا ابلاغ کرد. صبا از تهران به رشت نقل مکان کرد و مدیریت این مدرسه را بر عهده گرفت. وی در مدت زمانِ اقامت خود در گیلان، با نوازندگان و خوانندگان محلی آشنا شد و ضمنِ نت‌نویسی آثار آنان، از موسیقی گیلان در آثار خود نیز تأثیر گرفت. در این زمان، ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی با حضور صبا و روح‌انگیز کنسرت‌هایی را در گیلان به اجرا گذاشت. او به عنوان مدیر و مدرس موسیقی مدرسهٔ تازه تأسیس، در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد.[۵]

صبا برای جمع‌آوری و نت‌نگاریِ نغمه‌های محلی، گاه با اسب و قاطر از مسیرهای دشوار عبور می‌کرد تا به مناطقی همچون دیلمان و عمارلو برود. در عمارلو با یک نوازندهٔ محلی کمانچه به نام «فیض‌الله» آشنا شد. در آن زمان وسیلهٔ ضبط صدا و موسیقی در دسترس نبود به همین دلیل آن‌چه فیض‌الله می‌نواخت صبا به خطِ نت یادداشت می‌کرد.[۱۷] آثاری همچون «شرفشاهی»، «دیلمان»، «زرد ملیجه»، «درقفس»، «رقص چوبی»، «قاسم‌آبادی، «کوهستانی» و «امیری» (مازندرانی) یادگار این دوره از زندگی اوست که برخی از آنان در ردیف موسیقی ایرانی ماندگار شدند.[۲۲][۲۳] صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که برای گردآوری، ثبت و اجرای موسیقی نواحی ایران تلاش کرد.[۱۶] او پس از ضبط این آثار، همچنان به فعالیت‌های خود در رشت ادامه داد اما به تدریج شرایط آب و هوایی و رطوبت گیلان به او نساخت و به بیماری روماتیسم مبتلا شد.[۲۴]

بازگشت به تهرانویرایش
 
ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا پس از حدود دو سال اقامت در رشت، به ناچار از مدیریت مدرسهٔ صنایع ظریفه، آموزش و تحقیقات موسیقی در گیلان انصراف داد و به تهران بازگشت.[۵] او در تهران مجدداً بر فعالیت‌های هنری خود به ویژه آموزش موسیقی متمرکز شد. ابوالحسن صبا در سال ۱۳۱۰ ه‍.ش در منزل خود واقع در خیابان ظهیرالاسلام تهران، کلاس‌های موسیقی دایر کرد و به آموزش ویلن، سنتور، سه‌تار و آواز به هنرجویان مستعد مشغول شد.[۲۵]وی در آن زمان، به تدریج ردیف‌های خود را نیز به هنرجویان آموزش می‌داد. او در هر جلسه چند خط از ردیف‌هایش را برای شاگردان می‌نوشت و آن‌ها رونویسی می‌کردند. این موضوع تا سال‌ها بعد که ردیف‌های صبا به چاپ رسید در کلاس‌هایش ادامه داشت.[۲۶]

او در خرداد و تیر سال ۱۳۱۲ ه‍.ش همراه با موسی معروفی، رضاقلی‌میرزا ظلی، ضیاء مختاری و مشیرهمایون شهردار، قطعاتی از آثار آهنگسازی خود را در کمپانی کلمبیا، به روی چند صفحهٔ گرامافون ضبط کرد.[۵] تا پیش از این شاگردان و اعضای ارکستر مدرسه عالی موسیقی با وفاداری به تفکرات علینقی وزیری، آثار او را اجرا و ضبط می‌کردند. در این سال ۳ نفر از شاگردان وزیری؛ پرویز ایران‌پور، موسی معروفی و ابوالحسن صبا، تلاش کردند تا با گروه‌های کوچکشان بیانِ شخصی در آثار موسیقی خود را ضبط و ثبت کنند.[۲۷]

نخستین آثار موسیقی مردم‌پسند ایرانی (پاپ) در آن روزها را می‌توان در ساخته‌های صبا در این دوره جستجو کرد. یکی از آثار مشهور در این زمینه، ترانهٔ کُمیک «گلبندک» است که صبا بر اساس ملودی رنگ افشاری وزیری اجرا کرده است. شعر این ترانه که با مصرع «می‌گذشتم شبی زیر بازارچهٔ گلبندک» آغاز می‌شود را خود صبا سروده و با ویلن اجرا کرده است. «سالَک» نام ترانهٔ فکاهی دیگری است بر اساس رنگ اصفهان رکن‌الدین مختاری ساخته شده است. شعر این اثر با مطلع «همه چیزش خوبه این نگار من، حیف که سالک داره» را نیز صبا نوشته است. ترانه‌ٔ فکاهی دیگر «فاکستروت آش رشته» نام دارد که از ساخته‌های خود صبا است که با این مصرع آغاز می‌شود: «مادرم از برای من کرده انتخاب، یک زن خوشگل ولیکن با زور سُرخاب» هر سه اثر را صبا با ویلن و آواز خود به همراه پیانو با نوازندگی ضیاء مختاری اجرا کرده است.[۲۸] صفحه‌های «سه‌گاه با آواز ظلی»، تکنوازی «ابوعطا، حجاز» و «بیات ترک» از جمله آثار ضبط شدهٔ صبا تا سال ۱۳۱۴ بود.[۵]

سفر به سوریه و لبنانویرایش

ابوالحسن صبا در زمستان سال ۱۳۱۴ ه‍.ش با دعوت «م. ارسطوزاده» به منظور ضبط موسیقی، همراه با هنرمندانی همچون مرتضی محجوبی، ملوک ضرابی، جواد بدیع‌زاده و حسین‌قلی طاطایی، راهیِ سوریه و لبنان شد. در این سفر صفحه‌های برخی دیگر از آثار صبا، همچون «زنگ شتر»، «همایون» و «چکاوک» (تکنوازی‌های ویلن) و «بیات اصفهان» در «کمپانی سودوا» واقع در سوریه، ضبط شد. او همچنین قطعاتی را همراه با پیانو نوازیِ فرهاد معتمد به ضبط رساند.[۵]

جواد بدیع‌زاده در بخشی از خاطره‌اش از این سفر گفته‌است که پس از اقامتی کوتاه در بغداد با اتومبیلی به طرف «شام» حرکت کردند. رانندهٔ عرب‌زبان در حدود دوازده ساعت در صحرای شام و جایی که هیچ شهر و آبادی نبوده پیش می‌رود اما مسیر را نمی‌یابد. آن‌ها نزدیک به چهار شبانه‌روز در صحرا سرگردان و ناامید در انتظار مرگ به‌سر می‌بردند تا این‌که در نیمهٔ شب چهارم صبا صدای حرکت خودرویی را احساس می‌کند. پس از آن، یک اتوبوس نزدیک می‌شود و مسافرانِ سرگردان، خود را به آن می‌رسانند. ابتدا راننده و سپس مسافران از اتوبوس پیاده می‌شوند تا هویت صبا و دوستانش را دریابند. بدیع‌زاده نوشته‌است:[۲۹]

... صبای مرگ به چشم دیده و به جان آمده، وسط صحرای شام، ویلن را برداشت و در مایهٔ «سه‌گاه» درآمدی کرد و من نیز حال گمشدهٔ خود را بازیافتم و در همان مایه و در همان حال زدم زیر آواز و خواندن این غزل که:

باز آی ساقیا که هواخواه خدمتممشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویشدر عشق دیدن تو هواخواه غربتم‌

بدیع‌زاده ادامهٔ ماجرا را این‌گونه روایت کرده که پس از اجرای ساز و آواز همگی سوار اتوبوس می‌شوند. او در کنار صبا می‌نشیند و در مورد چهار مضرابی که صبا در صحرا اجرا کرده می‌پرسد که آن قطعه را به صورت بداهه نواخته یا پیش از آن ساخته بوده‌است؟ صبا پاسخ می‌دهد که مقداری از ملودی را در ذهن داشته و چندان بداهه نبوده و نام آن اثر را «زنگ شتر» گذاشته‌است. به توصیهٔ بدیع‌زاده برای فراموش نشدن آن ملودی، صبا نُت آن را روی جعبهٔ سیگار خود می‌نویسد و در همین سفر «زنگ شتر» را ضبط می‌کند و روی صفحهٔ آن می‌نویسد: «به یاد غزاله» (غزاله نام نخستین فرزند صبا است)[۳۰]

صبا پس از بازگشت به تهران، در ۱۳ شهریور سال ۱۳۱۵ ه‍.ش کنسرتی را در سالن سینما تهران به خوانندگی قمرالملوک وزیری و همراهی یوسف کاموسی (نوازهٔ تار و عود) به روی صحنه برد.[۵]

سال‌های میانی (۱۳۲۶–۱۳۱۶)ویرایش

 
ابوالحسن صبا

در سال ۱۳۱۶ ه‍.ش سنتورنوازِ سرشناس، حبیب سماعی از مأمورت مشهد به تهران بازگشت. در این هنگام دوستیِ عمیقی بین او و صبا ایجاد شد و کلاس‌های آموزش سنتور خود را با پیشنهاد ابوالحسن صبا دایر کرد.[۳۱] خودِ صبا نیز به عنوان شاگرد در کلاس‌های حبیب سماعی حاضر شد[۳۲] و در طول هشت سال شاگردی، دوستی و معاشرت با حبیب سماعی، مطالب بسیاری از وی آموخت.[۳۱]

در سال ۱۳۱۷ ه‍. ش، صبا سفرِ دوم خود را به دمشق و بیروت انجام داد. در این سفر که چهار ماه به‌طول انجامید هنرمندانی نظیر مرتضی محجوبی، جواد بدیع‌زاده، جلال‌الدین تاج اصفهانی، حسین‌قلی طاطایی، ملوک ضرابی و ملکه برومند، آثاری از صبا، مهرتاش و حسین یاحقی را با صدای تاج اصفهانی و ملکه برومند (با نام مستعار «م‌.ب») ضبط کردند.[۳۱] نخستین اجرای ضبط شده از آواز بیات تهران با صدای بدیع‌زاده به همراه ویلن‌نوازی صبا و نوازندگی پیانوی محجوبی، از جمله آثار ضبط شده در این سفر بوده است.[۳۳] یک سال بعد، در ۴ اردیبهشت سال ۱۳۱۸ ه‍. ش، نخستین ایستگاه رادیو تهران افتتاح شد و صبا از نخستین هنرمندانی بود که همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.[۳۱]

در شهریور سال ۱۳۲۰ محمدعلی فروغی نخست‌وزیر شد و عیسی صدیق به وزارت فرهنگ رسید. این دو نفر که با خدمات هنری علینقی وزیری آشنا بودند، وی را برای ریاست ادارهٔ موسیقی کشور، هنرستان عالی موسیقی و بخش موسیقی رادیو برگزیدند. وزیری نیز روح‌الله خالقی را به‌عنوان معاونِ خود انتخاب کرد.[۳۴] در آذر همین سال (۱۳۲۰) علینقی وزیری «ارکستر نوین» را با هدف اجرای قطعات موسیقی ایرانی، در رادیو تشکیل داد[۳۵] و صبا به عنوان تکنواز همکاری خود را با این ارکستر آغاز کرد. او در همین زمان با سِمت هنرآموز کلاس هنرستان عالی موسیقی، به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد.[۲۶]

 
خالقی در حال رهبری ارکستر، خواننده: غلامحسین بنان، مایستر: ابوالحسن صبا، ۱۳۲۵

صبا همزمان با مجلهٔ موسیقی به سردبیری محمد محیط طباطبایی نیز به همکاری پرداخت و نت قطعهٔ محلی «شرفشاهی» را برای مقالهٔ محیط طباطبایی نوشت. صبا در همین ایام، سه برنامهٔ تکنوازی ویلن را به افتخار حضور هنرمندان تاجیک در ایران، در کنسرت هنرستان عالی موسیقی به اجرا درآورد. ابوالحسن صبا در سال ۱۳۲۲، نگارشِ نخستین دورهٔ آموزش ردیف خود برای سنتور و ویلن را آغاز کرد. او پس از مدتی در سال ۱۳۲۳ ه‍.ش به عضویت وزارت فرهنگ و هنر درآمد. در همین زمان جلد اول کتاب ردیف صبا برای ویلن آماده شد و با تلاش لطف‌الله مفخم‌پایان به انتشار رسید. در اسفند سال ۱۳۲۲ ه‍.ش روح‌الله خالقی با دعوت از چند موسیقی‌دان ایرانی، انجمن موسیقی ملی و ارکستر ملی را تشکیل داد. از جمله نوازندگان این ارکستر می‌توان به ابوالحسن صبا، حبیب سماعی، موسی معروفی، علی‌محمد خادم میثاق، عبدالعلی وزیری، جواد بدیع‌زاده، احمد فروتن راد، مهدی برکشلی و مهدی خالدی اشاره کرد. نخستین اجرای ارکستر ملی، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۳ ه‍.ش در سالن دبستان نظامی، در خیابان سپه تهران، با حضور صبا و رهبری خالقی برگزار شد.[۳۶]

صبا در سال ۱۳۲۴ ه‍. ش، دورهٔ دوم ردیف ویلن خود را به کوشش لطف‌الله مفخم‌پایان و با خوشنویسی ابراهیم بوذری منتشر کرد. او همزمان به نت‌نویسی قطعهٔ «دیلمان» پرداخت که پس از مدتی با تلاش جواد معروفی تنظیم و توسط ارکستر ملی (انجمن موسیقی ملی) اجرا شد. صبا، مبانی اولیهٔ نت‌نویسی برای ساز سنتور را در سال ۱۳۲۵ طراحی و آغاز کرد. روح‌الله خالقی در همین سال، نخستین نشریهٔ مستقل موسیقی ایران را با نام مجلهٔ چنگ تأسیس کرد و و سردبیری آن را به لطف‌الله مفخم‌پایان که از شاگردانش بود، سپرد. مجلهٔ چنگ به مدت یک سال فعالیت خود را ادامه داد و هر سه ماه، یک شماره و در مجموع چهار شماره به انتشار رساند.[۳۷] در این نشریه مقاله‌های «اگر گرد نقطه‌دار مأخذ واحد کشش می‌بود» و «تفحص در اطراف و پیرامون پنج‌ضربی و هفت‌ضربی» به قلمِ صبا منتشر شد.[۵]

سال‌های پایانی (۱۳۳۶–۱۳۲۷)ویرایش

 
از راست: فرامرز پایور، ابوالحسن صبا، منوچهر صادقی

در سال ۱۳۲۸ ه‍.ش نخستین جلد کتاب ردیف سنتور ابوالحسن صبا به کوشش هوشنگ امیری به چاپ رسید. در ماهِ مهر همین سال، هنرستان موسیقی ملی توسط روح‌الله خالقی افتتاح شد[۳۸] و ابوالحسن صبا تدریسِ ویلن و سه‌تار را در این هنرستان آغاز کرد. در سال ۱۳۲۹ ه‍. ش، «نشان درجه اول هنر» از سوی وزارت فرهنگ و هنر به صبا اهدا شد. او در سال ۱۳۳۰ مدتی در رادیو سه‌تار می‌نواخت اما او که با اقدامات مدیران موسیقی رادیو مخالفت داشت، پس از مدتی با نظر احمد عبادی از این‌کار انصراف داد. در سال ۱۳۳۲ ه‍.ش حسین ملک که از شاگردان ابوالحسن صبا بود سرد «سی‌ام تیر» را ساخت و صبا کلامِ آن را سرود. این اتفاق باعث شد حسین ملک و صبا مدتی توسط نیروهای حکومتی بازداشت شوند. صبا در همین سال مقالهٔ حلزون ساز جدید و سلسه مقاله‌های سنتور را در مجلهٔ موزیک منتشر کرد. سوم اسفند سال ۱۳۳۲ ه‍. ش، آمنه رئیس، مادر ابوالحسن صبا درگذشت و صبا را از نظر روحی و جسمی دچار رنج فراوان کرد. در سال ۱۳۳۳ ه‍.ش سرپرستی ارکستر شماره یک ادارهٔ هنرهای زیبا از سوی وزیر فرهنگ و هنر به او سپرده شد. صبا با درج آگهی در روزنامه، تعدادی از نوازندگان باسابقه به همراه چند نوازندهٔ جدید را در این ارکستر به‌کار گرفت. او همزمان نت‌نویسی تصنیف‌های دیوان محمدعلی امیرجاهد را به همراه تجزیه و تحلیل تصنیف «جان من» در دستگاه شور، برای درج در کتاب امیرجاهد نوشت.

 
ابوالحسن صبا (اواخر عمر) در حال رهبری ارکستر، خواننده خاطره پروانه

با آن‌که صبا از اقدامات مسئولان موسیقی رادیو ناراضی بود اما در تیر ۱۳۳۳ آواز قمرالملوک وزیری را که به تازگی سکته‌ای را پشت سر گذاشته و بهبود یافته بود، در یک برنامهٔ رادیویی، با ویلن در آواز ابوعطا همراهی کرد. ۲۷ آبان همین سال، «مدال طلای نیمرخ شوپن» از سوی کاردار لهستان در ایران به صبا اهدا شد و در ماهِ بهمن، ماسک چهرهٔ او توسط جمشید و پرویز تناولی ساخته شد. پس از مدتی دو فیلم کوتاه توسط محمدقلی سیار از تدریس ابوالحسن صبا در هنرستان موسیقی تهیه شد. در این زمان، نخستین برنامه‌های گل‌های جاویدان نیز با اجرای ویلن صبا ضبط شد.[۵] ابوالحسن صبا در سال ۱۳۳۵ به همراه احمد عبادی، علی‌اصغر بهاری، حسین تهرانی و فرامرز پایور در انجمن روابط فرهنگی ایران و آمریکا به اجرای برنامه پرداخت و لوح و جام افتخار به او اهدا شد. پس از آن به همراه حسین تهرانی و فرامرز پایور برای اجرای موسیقی ایرانی، به کشور آلمان سفر کرد. بعد از بازگشت به تهران تقی روحانی گفتگویی با او انجام داد که از رادیو تهران پخش شد. در این هنگام همچنین اجراهای خصوصی متعددی از ویلن و سه‌تارنوازی صبا همراه با تمبک حسین تهرانی، توسط دوستانش ضبط شد.[۵] او در سال‌های پایانی زندگی از بیماری قلبی رنج می‌برد و با آنکه زودرنج شده بود اما همچنان به فعالیت‌ها هنری و تدریس به شاگردانش ادامه داد.[۳۹] او معتقد بود «اگر سه سال دیگر زنده بماند خواهد توانست موسیقی ایرانی را به جایی برساند که دیگر نگران نمیرد».[۴۰] آخرین حضور او در تمرینِ ارکستر شمارهٔ یک ادارهٔ هنرهای زیبا که خود رهبری آن را بر عهده داشت، روز ۲۵ آذر ۱۳۳۶ ه‍. ش، چهار روز پیش از درگذشتش بود.[۴۱]

درگذشتویرایش

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟

«
»
شهریار در سوگ ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا روز دوشنبه ۲۵ آذر، احساس سرماخوردگی داشت. صبح سه‌شنبه با درد شدید سینه از خواب بیدار شد. همسرش برای او معجونِ چهارتخمه دم کرد. صبا برای ناهار، درخواست آش شلغم داد چون قرار بود به ادارهٔ رادیو برود، آش را خورد اما حال عمومی‌اش همچنان خوب نبود و به اصرار همسرش در خانه ماند و به استراحت پرداخت. صبح روز چهارشنبه با درد بیشتری از خواب برخاست. بازهم چهارتخمه خورد. در این هنگام دو نفر از شاگردانش، فرامرز پایور و آذر عظیما برای تمرین آخرین قطعهٔ صبا با نام «شاخهٔ گل» که قرار بود روز بعد در برنامهٔ گل‌های رنگارنگ ضبط شود، به خانه صبا آمدند که با تذکر همسر صبا، زودتر از موعد دست از کار کشیدند. پس از آن صبا ناهارش را خورد و خوابید. بعد از استراحت با وجود نامساعد بودن حالش، مطابق معمول حرف می‌زد و شوخی می‌کرد. در ابتدای شب بازهم درد شدید به سراغش آمد اما راضی نشد به پزشک اطلاع بدهند و گفت فردا صبح خودم به پزشک مراجعه خواهم کرد. درد او همچنان ادامه داشت و تا صبح بیدار بود.[۴۲]

پنجشنبه ساعت ۱۰ صبح، صبا به همراه دخترش غزاله به پزشک مراجعه کرد. پزشک «فرین» پس از معاینه از عدم توجه و پیگیری معالجه توسط صبا اظهار نارضایتی کرد و گفت که یکی از رگ‌های قلب کار نمی‌کند و خون به قلب نمی‌رسد. پس از اقدامات اولیه و بهبودیِ نسبی، صبا به خانه بازگشت. ساعت ۳ بعداز ظهر ناگهان حالش تغییر کرد و دچار تشنج و تنگی نفس شد. «پزشکان» که دوست و پزشکِ صبا بود به خانهٔ صبا آمد و پس از معاینه از وخامت حال او گفت. به او یک آمپول تزریق کردند که پس از آن کمی بهتر شد. به همسرش می‌گفت «بیا پیش من بنشین» و تلاش می‌کرد تا او را از نگرانی درآورد. به دخترش ژاله گفت: «بیا مرا ببوس پدرت دارد می‌میرد.»[۴۳] محمدحسین شهریار و محمدعلی امیرجاهد نیز حاضر شدند.[۴۴]از ساعت ۸ شب حال صبا با وخامت بیشتری همراه شد. پزشک دیگری (وثیق) بر بالینش آوردند اما او به حالت اغما رفت و تا ساعت ۱۲ شب بیهوش بود. حدود ساعت ۱ بعد از نیمه‌شب گفت: «تشنه‌ام، لبم خشک شده، چیزی بدهید بخورم.» حدود ساعت ۲ بعد از نیمه‌شب، شاگرد و دوست صمیمی‌اش حسین تهرانی بر بالینش حاضر شد، دستش را گرفت و صبا را صدا زد. او چشمانش را باز کرد و گفت: «حسین جان آمدی؟ دارم می‌میرم.»[۴۳] دست همسرش را گرفت، دخترانش را بوسید از رکسانا خواست تا پیانو بنوازد و زیر لب این شعر نیما را زمزمه کرد: «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهٔ خود را»[۴۴] آخرین جمله‌های صبا خطاب به افراد حاضر بر بالینش بود که گفت: «ناراحتم کارم نداشته باشید.» و به خواهرش نگاه کرد و گفت: «دارم می‌میرم.» پس از آن، فاصلهٔ نفس‌هایش زیاد شد.[۴۳] سرانجام ابوالحسن صبا، سحرگاه ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ ه.ش (ساعت ۴ صبح) به‌دنبال بیماری قلبی که چند سال از آن رنج می‌برد در خانهٔ پدری‌اش واقع در خیابان ظهیر‌الاسلام، در سن ۵۵ سالگی در اثر سکتهٔ قلبی درگذشت.[۳۹][۵] روزنامهٔ اطلاعات روز شنبه ۳۰ آذر ۱۳۳۶ ه.ش در تیتر خود با عنوان «گل‌ها پژمرد» نوشت:[۴۵]

مراسم تشییع پیکر ابوالحسن صبا، ۳۰ آذر ۱۳۳۶ در میان برف زمستانی، از مسجد قائم خیابان سعدی شمالی (چهارراه سیدعلی) برگزار شد. پس از آن، پیکر صبا به آرامستان ظهیرالدوله منتقل و با حضور پُرشمار هنرمندان و هنردوستان به خاک سپرده شد.[۴۶]

واکنش‌هاویرایش

صبا می‌میرد
عمر دنیا به سر آمد که صبا می‌میردورنه آتشکدهٔ عشق کجا می‌میرد
صبر کردم به همه داغ عزیزان یا رباین صبوری نتوانم که صبا می‌میرد
غسل‌اش از اشک دهید و کفن از آه کنیداین عزیزی‌ست که با وی دل ما می‌میرد
به غم‌انگیزترین نوحه بنالی ای دلکه دل‌انگیزترین نغمه‌سرا می‌میرد
— محمدحسین شهریار
بخشی از سرودهٔ شهریار برای درگذشت صبا[۴۷]

مهدی خالدی و اسماعیل نواب صفا، یک قطعه موسیقی مشترک به یاد ابوالحسن صبا ساختند که با صدای غلامحسین بنان ضبط و از رادیو پخش شد. علی تجویدی و رحیم معینی کرمانشانی نیز اثر دیگری به یاد صبا آهنگسازی، تولید و منتشر کردند. مدتی پس از درگذشت ابوالحسن صبا، در ماهِ دی سال ۱۳۳۶ ه.ش، رهبری ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به حسین دهلوی سپرده شد و از آن پس، به یاد صبا، نام این ارکستر به «ارکستر صبا» تغیر پیدا کرد. در همین زمان، مراسم یادبود ابوالحسن صبا در سالن تأتر دهقان، واقع در خیابان لاله‌زار تهران برگزار شد. ۷ دی ۱۳۳۶ نیز مراسم بزرگداشت صبا از سوی ادارهٔ هنرهای زیبای کشور در تالار فرهنگ برپا شد.[۴۶]

بهمنِ همان سال، از سوی مسؤلان فرهنگی، دستور حفظ و نگهداری آثار و اشیاء متعلق به صبا و طرح تأسیس موزه‌ای به نام او صادر شد. پس از آن، سازها، اشیاء و آثار ابوالحسن صبا به مدت یک هفته به نمایش عمومی گذاشته شد. در ۷ بهمن سال ۱۳۳۶ ه.ش مراسم چهلمین روز درگذشت صبا، با سخنرانی محمود مهران (وزیر فرهنگ)، موسی عمید، مهدی برکشلی و روح‌الله خالقی در تالار فرهنگ تهران برگزار شد. در این مراسم یکی از آثار صبا، با ارکستر صبا (ارکستر شماره یک هنرهای زیبا) به اجرا درآمد.[۴۶]

زندگی خصوصیویرایش

 
ابوالحسن صبا به همراه همسر و دخترانش غزاله و ژاله

صبا، در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام منتخب اسفندیاری کوه‌نور (زادهٔ ۱۲۹۶ در یوش – درگذشتهٔ ۱۳۸۰) که دختر عموی نیما یوشیج بود ازدواج کرد.[۴۸] پدرِ منتخب، احمد ملقب به «امیر منتخب»، رئیس ایل اسفندیاری و حاکم و رئیس دارایی در مازندران بود. او به نواختنِ اُرگ آشنا بود و صدای خوبی داشت. مادرش نیز تار می‌نواخت و خیاطی می‌کرد. به همین سبب منتخب از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و به کلاس تار علی‌اکبر شهنازی راه یافت. او به مدت پنج سال نزد شهنازی نواختن ساز تار را فرا گرفت با این حال صدای سازش دلنشین نبود. پس از درگذشت احمد، مادر منتخب با نصر‌الله خواجه‌نوری ازدواج کرد.[۴۹]

روزی ابوالحسن صبا به واسطهٔ دوستی با نصرالله خواجه‌نوری که از هم‌کلاسی‌هایش در زمان تحصیل در مدرسهٔ آمریکایی تهران بود، به خانهٔ آن‌ها رفت. در آن‌جا از صبا خواسته شد تا نوازندگی منتخب را ببیند و ایراداتش را بگوید. پس از اجرای یک چهارمضراب توسط منتخب، صبا از نوازندگی او تعریف کرد و ایراد را از عدم درک ضرب دانست. صبا پیشنهاد می‌دهد تا برای تدریس به منتخب، هفته‌ای دو یا سه‌بار به منزلشان برود. بدین ترتیب صبا گاهی هرشب به منزل منتخب می‌رفت و به او آموزش می‌داد. پس از مدتی ابوالحسن صبا به منتخب علاقه‌مند شد. او با وجود مخالفت مادرش، که اصرار داشت وی با دخترعمهٔ خود ازدواج کند، مادر و خواهرانش را به خانهٔ منتخب فرستاد و از او خواستگاری کرد اما مادر منتخب برای صبا پیغام فرستاد که دیگر به خانه‌شان نرود. صبا که سخت عاشق بود، به پیشنهاد دوست شاعرش محمد‌حسین شهریار، نامه‌ای به جهت خواستگاری مجدد، در چهار صفحه برای خواجه‌نوری (پدرخواندهٔ منتخب) نوشت که جای قطره‌های اشکش روی آن مانده بود. همین نامه سبب شد تا مادر و پدرخواندهٔ منتخب به ازدواج فرزندشان با ابوالحسن صبا رضایت بدهند. حاصل این ازدواج، سه دختر به نام‌های غزاله، ژاله و رکسانا بودند.[۵۰] غزالهٔ صبا در سال ۱۳۱۳ و ژالهٔ صبا در سال ۱۳۱۴ و رکسانا صبا در سال ۱۳۲۱ متولد شدند.[۵۱]

صبا پس از ازدواج، نواختن سازهای مختلف، شعرخوانی و شطرنج را به منتخب آموزش داد. منتخب‌ اسفندیاری برای کمک خرج زندگی، به خیاطی روی آورد و نزد «هامبارسون» که خیاط معروف آن زمان بود آموزش دید. او در سال ۱۳۲۴ با تشویق، ابوالحسن صبا به منظور فراگیری هنرهای نو به فرانسه سفر کرد و پس از دریافت دیپلم «گرلاوین»،[۵۲] به همراه دختر کوچکش رکسانا راهی آمریکا، ژاپن و ایتالیا شد و ۱۸ دیپلم هنری از این کشورها دریافت کرد. در این زمان ابوالحسن صبا با کمک مادرش، از دخترهای دیگرشان، غزاله و ژاله مراقبت کرد. منتخب در سال ۱۳۲۷ به ایران بازگشت و بخشی از خانهٔ صبا را به خیاط‌خانه تبدیل و رسماً به کار خیاطی پرداخت. او پس از مدتی به رادیو دعوت شد و به مدت ۳۶ سال، آموزش خیاطی و اجرای برنامهٔ «زن و زندگی» را بر عهده داشت. منتخب اسفندیاری پس از درگذشت صبا، تدریس را در مدرسهٔ امین‌الدوله آغاز کرد. پس از آن در خانهٔ صبا که با همت وی به موزه تبدیل شده بود کلاس‌های هنری خود را دایر کرد. او سال‌ها در دانشگاه‌های ایران «سوزن‌دوزی‌های سنتی ایران» را تدریس کرد و با سفر به نقاط مختلف ایران، اطلاعات بسیاری درمورد دوخت لباس‌های محلی جمع‌آوری کرد و «دوخت‌های سنتی ایران» را پایه‌گذاری کرد.[۵۳]

منتخب اسفندیاری در سال ۱۳۸۰ در یک سانحهٔ رانندگی درگذشت.[۵۴] فرزند اول صبا، غزالهٔ صبا نیز به نقاشی و طراحی مد و لباس مشغول بود. او اردیبهشت ۱۳۹۹ ه‍.ش در پاریس درگذشت.[۵۵]

شاگردانویرایش

ابوالحسن صبا در طول سال‌های تدریس خود در مدرسهٔ عالی موسیقی، هنرستان موسیقی دولتی، هنرستان موسیقی ملی و کلاس‌های اختصاصی خود شاگردانِ بسیاری را پرورش داد که از آن‌جمله می‌توان به هنرمندانی چون فاخره صبا، محمدعلی بهارلو، حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، منوچهر صادقی، غلامحسین بنان، لطف‌الله مفخم پایان، علی تجویدی، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، مهدی مفتاح، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج)، اکبر گلپایگانی (گلپا)، پرویز یاحقی، فرهاد فخرالدینی، رضا شفیعیان، محمد حیدری، محمود محمودی خوانساری و قدرت‌الله انتظامی اشاره کرد.

موسیقیویرایش

سبکویرایش

«می‌گویند موسیقی ایرانی مغموم است و باید موسیقی نشاط‌انگیز جای آن گذاشت. اگر موسیقی نشاط‌انگیز تهیه شود که ریشه و مبنای آن از موسیقی ایرانی آب نخورد دیگر آن را نمی‌توان موسیقی ایرانی نام نهاد، و اگر مبنای موسیقی مغموم باشد، چطور می‌توان از آن موسیقی بشاش و خندان به‌وجود آورد. روحیهٔ ایرانی مغموم بوده و هنوز مغموم است، این مغمومیت در کلیهٔ شئون و تمام اشعار و موسیقی ما موجود و نهفته است. به عبارت دیگر تراوشات درونی و قلبی ما است که خواه ناخواه ابراز می‌داریم. پس اگر بخواهیم موسیقی نشاط‌آور داشته باشیم اول باید در درون و قلب خود ایجاد بشاشیت و نشاط نماییم. ساختگی خیر، طبعاً موسیقی ما هم که تراوشات روحی ما است نشاط آور خواهد شد.»

ابوالحسن صبا چهل سال از زندگی خود را به صورت حرفه‌ای، به فعالیت‌های هنری پرداخت. او در تمام جریان‌های موسیقی آن زمان ایران تأثیر مستقیم داشت.[۵۷] وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز، نقاشی و ادبیات مهارت داشت، زبان انگلیسی می‌دانست و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود. مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش‌خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید و شاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.[۵۸]

نوازندگیویرایش

ویلن، پیش از ابوالحسن صبا نوازندگان ویلن از شیوهٔ کمانچه‌نوازی تقلید می‌کردند. به همین دلیل گسترهٔ انگشت‌گذاری آنان از پوزیسیون اول تجاوز نمی‌کرد و رسیدن به صدای مطلوب و استفادهٔ درست از آرشه مقدور نبود. صبا که شیوهٔ درست ویلن نوازیِ کلاسیک را نزد تینا مانتوفل، سرژ خوتسیف و علینقی وزیری آموزش دیده بود، از مهارت خود برای اجرای نغمه‌های ایرانی بهره گرفت. او تکیه‌ها و تحریرها را دسته‌بندی کرد و با استفاده از تکنیک‌ها، سبک پایداری را برای ویلن ایرانی به‌وجود آورد. صبا در اجرای آوازهای ایرانی با ویلن، استفادهٔ زیاد از ویبراسیون را صحیح نمی‌دانست. او شاگردانش را به رعایت دقیق آرتیکولاسیون و اجرای واضح نت‌ها توصیه می‌کرد و «اجرای مالِشی» جمله‌های موسیقی و همچنین استفاده زیاد از گلیساندو روی نت‌ها را نادرست می‌دانست. وی به‌کاربردن آرشه‌های پَرِشی با راست و چپ‌های مخصوصی که ابداع کرده بود را در اجرای رِنگ‌های موسیقی ایرانی، مانند رنگ «شهرآشوب»، لازم می‌دانست.[۲۰] او در شیوهٔ نت‌نویسی خود با ابداع علامت‌های خاص، نواختن حالت‌هایی همچون تکیه‌ها و تحریرها را تسهیل کرد.[۵۹]

صبا در اجرای چهارمضراب‌ها، برای تمام دستگاه‌ها و آوازهای موسیقی ایرانی کوک‌های ویژه و نُت پدال مطلوب به‌کار می‌برد. او معتقد بود اجرای نمایشی تکنیک‌های نوازندگی نباید به ارزش هنری و زیبایی اثر لطمه وارد کند. صبا برای تلفیق هجاهای بلند و کوتاه شعر و تکیه و آکسان‌های کلام با موسیقی، از روش آرشه‌کشی و انگشت‌گذاری ابداعی خود بهره می‌گرفت و برای هر گوشه از دستگاه‌های موسیقی، شعرهایی با وزن منطبق و مناسب با آن نغمه پیدا کرده بود.[۲۰]

سه‌تار، ابوالحسن صبا که نواختن سه‌تار را از میرزاعبدالله و درویش‌خان فرا گرفته بود، تکنیک‌ها و تزئینات جدیدی در نوازندگی این ساز ابداع کرد.[۶۰] او در نواختن سه‌تار نیز مانند ویلن، به بالاترین سطح رسیده بود.[۱۴] با این‌حال صبا در کنسرت‌ها یا ضبط‌های رسمی از سه‌تار استفاده نکرد. نادر سینکی دلیل این اتفاق را این‌گونه شرح داده است:[۶۱]

«استاد صبا تبحر خاصی در نواختن سه‌تار، ویلن و تار داشتند ولی بنا به روایتی شنیده‌ایم به خواهش استاد خود، هیچ‌گاه از ساز سه‌تار در مراسم‌های رسمی استفاده نکردند؛ چراکه پسر میرزاعبدالله (استادِ صبا) نوازندهٔ سه‌تار بود و از طرفی صبا نیز به قدری بر این ساز مسلط بود که میرزا از دیده نشدن پسر خود هراس داشت.»

صبا بر پوزیسیونِ (وضعیت) درستِ دستِ نوازنده در هنگام نواختن سه‌تار تأکید داشت. او طریقهٔ قرار گرفتن انگشت‌ها بر روی دستهٔ سه‌تار و حالت قرار گرفتن دست راست بر روی صفحهٔ ساز را مورد توجه قرار می‌داد. صبا با دست چپ سه‌تار را به شکلی می‌گرفت که پنجه برای اجرای قطعه‌های مختلف آمادگی لازم را داشته باشد. او گاهی در اجرای برخی از چهارمضراب‌ها انگشت شست را از پشت به روی دستهٔ ساز می‌آورد و از بالا پرده‌ها را می‌گرفت. در سبک سه‌تار نوازی صبا، جایگاهِ دست راست بر روی صفحهٔ‌ ساز، در فاصلهٔ مشخصی بین خَرَک و دسته قرار دارد و انگشت وسط بر روی صفحه تکیه داده می‌شود که این حالت برای اجرای دقیقِ مضراب‌های چپ و راست مؤثر است. صبا انگشت سبابه را بیشتر از سایر نوازندگان خم می‌کرد و به سمت کف دست می‌برد و از برخورد آن با سیم صدای لطیف‌تری شنیده می‌شد. در شیوهٔ سه‌تارنوازی صبا پوزیسیون دست راست تغییر نمی‌کند و دست بر روی صفحهٔ ساز حرکت ندارد. صبا مضراب‌های چپ و راست را مرتب و حساب شده می‌نواخت و در هنگام آموزش به شاگردان، بر تعداد مضراب‌های راست و چپی که در هر گوشه باید نواخته شود تأکید داشت. ابوالحسن صبا در اجرای تکیه‌ها سبکی جدید ارائه داد که احتمالاً حاصل تحقیقات او در اجرای تکیه با ساز فلوت و پس از آن انتقال به ویلن و سپس سه‌تار بوده است. او برای اجرای تریل‌ها نیز، مقدار تکرار نت‌های تریل را برای نوازندگان مشخص می‌کرد.[۱۱]

سنتور، هرچند صبا نواختن سنتور را از علی‌اکبر شاهی آموخت اما به سبب دوستی با حبیب سماعی به نکته‌ها، تکنیک‌ها و مطالب بسیاری در زمینهٔ سنتور نوازی دست یافت. از قباد ظفر نقل شده است که حبیب سماعی همیشه به شاگردانش توصیه می‌کرد که ابتدا نزد صبا بروند و اصول و مبانی نواختن سنتور را از وی فراگیرند پس از آن برای تکمیل و اجرای برخی از حالت‌های ردیف به او مراجعه کنند. از نظر فرامرز پایور که خود از شاگردان صبا بوده است، درست‌ترین تکنیک نوازندگی سنتور در دوره‌های آموزشی صبا برای این ساز به چشم می‌خورد و بهتر از این دوره‌ها کتاب دیگری در دسترس نیست. دوره‌های آموزشی صبا برای سنتور، نخستین نت‌هایی هستند که برای این ساز نوشته شده‌اند.[۶۲]

تمبک، او در تمبک‌نوازی نیز سبکی جدید ایجاد کرد. حسین تهرانی در این ارتباط گفته است که مفاهیمی همچون انگشت‌گذاری، تریوله‌نوازی با دو انگشت و تکنیک کروماتیک‌نوازی در تمبک را از صبا آموخته است.[۶۰] ابوالحسن صبا در نواختن سازهای متعددی مهارت داشت. او اصطلاح «اهلی کردن» را برای سازها به‌کار می‌برد و هروقت پس از تمرین، بر نواختن یک ساز مسلط می‌شد می‌گفت: «اهلی شد»[۱۴]

تکنیک نوازندگی صبا به ویژه در نواختن ویلن، تا سال ۱۳۱۰ ه.ش روندی رو به رشد داشت. او از این سال به بعد بیشتر فعالیت‌های خود را بر آموزش به هنرجویان و نگاشتنِ ردیف و کتاب‌های آموزشی متمرکز کرد. گوشه‌هایی همچون «صدری» (به یاد صدرالمحدثین) در آواز افشاری، «شهابی» (به یاد شهاب‌السادات) در آواز بیات ترک، «دیلمان» و «امیری» (برگرفته از موسیقی محلی) در آواز دشتی، از جمله نغمه‌هایی هستند که برای نخستین بار توسط صبا به ردیف موسیقی ایرانی افزوده شد.[۶۳]

آهنگسازیویرایش

ابوالحسن صبا در آثار آهنگسازی خود به طبیعت و همچنین به موسیقی محلی مناطق مختلف، به ویژه مناطق شمالی ایران توجه خاص داشت. «زرد ملیجه» به معنای گنجشک زرد، «کوهستانی» که تجسمی موسیقایی از یک چوپان است که در هنگام غروب، گوسفندانش را جمع‌آوری و از تپه‌ای سرازیر می‌کند، «در قفس» که تلاش‌های مرغی در قفس، برای رهایی را با موسیقی متصور شده است و «کاروان» که با پیتزیکاتوهای دست چپ نوازندهٔ ویلن، حرکت شترهای کاروانی را تجسم می‌کند، همگی از طبیعت سرچشمه و الهام گرفته شده است. او در ساخت قطعهٔ «به زندان» در مایهٔ شوشتری، از صدایی آزادی‌خواه تأثیر گرفته است. صبا در ساخت برخی قطعات خود نظیر «رقص چوبی قاسم‌آبادی» و «زنگ شتر» از آکوردهای دوبلِ مطبوع بهره برده است.[۶۳]

آثارویرایش

ابوالحسن صبا در طول زندگی خود، در آثار هنری متعدد و متنوعی حضور داشته است. این آثار شامل قطعات موسیقی ضبط شده، کتاب‌های آموزشی و ردیف موسیقی ایرانی برای برخی از سازها، چند مقالهٔ تخصصی موسیقی، آنالیز برخی از تصنیف‌های محمدعلی امیرجاهد و مقداری دست‌نوشته می‌شود. صبا در دست‌نوشته‌های خود به مطالبی همچون: قطعاتی از ردیف دوره‌ٔ سوم ویلن، بخش‌هایی از ردیف قُدما، تعدادی از تصنیف‌ها و ضربی‌های قدیمی و یادداشت‌هایی در خصوص بررسی نظری و اجتماعی، پیرامون موسیقی ایرانی پرداخته است. آثار شنیداری که از صبا به صورت رسمی برجای مانده، بین سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۳۶ ضبط شده‌اند. این آثار را می‌توان به دو بخشِ آثار ضبط شده بر روی صفحه‌های گرامافون ۷۸ دور که به صفحه‌های سنگی شهرت داشتند و آثار ضبط شده بر روی نوارهای مغناطیسی طبقه‌بندی کرد.[۶۴]

صفحه‌های گرامافونویرایش

حدود دویست صفحهٔ گرامافون از صدای ساز ویلن ابوالحسن صبا به یادگار مانده است. این صفحه‌ها شامل تک‌نوازی‌ها، همنوازی‌ها، ساخت و اجرای چند ترانهٔ طنز و چند مورد خوانندگی می‌شود. صبا در این آثار نمونه‌هایی از تکنوازی منطبق با ردیف موسیقی ایرانی، اجرای برخی از نغمه‌های موسیقی محلی، تکنوازی و همنوازی همراه با ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی، اجرای ترانه‌های عامیانهٔ تهران از آثار اسماعیل مهرتاش، جواب آواز نخستین اثر ضبط شده از آواز بیات تهران با صدای جواد بدیع‌زاده، اجرای برخی از تصنیف‌های طنز و جدی و همچنین همنوازی همراه با ارکستر انجمن موسیقی ملی در اجرای برخی تصنیف‌ها و پیش‌پرده‌های تئاتر را ارائه داده است. این آثار شنیداری طی هفت دوره ضبط و منتشر شده‌اند. [۶۴]

 
صفحه گرامافون همایون، تکنوازی ابوالحسن صبا

دورهٔ اول، شامل صفحه‌هایی است که توسط کمپانی پولیفونِ آلمان در زمستان سال ۱۳۰۷ ه.ش در تهران ضبط شده‌اند. آثار موسیقی برجای مانده در این مجموعه، نخستین آثار ضبط شدهٔ ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی، شامل تکنوازی‌ها، قطعات بدون کلام و چند تصنیف از ساخته‌های علینقی وزیری با صدای روح‌انگیز است. صبا در تمامی این آثار (غیر از تکنوازی‌های وزیری) نوازندهٔ ویلن اول ارکستر بوده است.[۶۴]

دورهٔ دوم، آثار ضبط شده توسط کمپانی بدافون (بایدافون) آلمان را شامل می‌شود که در سال ۱۳۰۸ ه.ش در تهران تولید شده است. در این مجموعه نیز آثار دیگری از علینقی وزیری همراه با ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی اجرا شده است. برای نخستین بار تکنوازی ویلن صبا در بخش‌هایی از دو صفحهٔ ضبط شده در این دوره شنیده می‌شود. در صفحهٔ سرود (تصنیف) «ای وطن» و «رنگ دشتی» که بر دو روی یک صفحه ضبط شده‌اند، ابوالحسن صبا قطعهٔ «زرد ملیجه» را در میانِ اثر علینقی وزیری، به صورت تکنوازی اجرا کرده است که روی برچسب صفحه به انگلیسی نوشته شده سولوی ویلن آقای صبا. در صفحهٔ دیگر نیز که مربوط به تصنیف «بهار» است، درآمد افشاری در مقدمهٔ تصنیف با ویلن اجرا شده است که برخی این تکنوازی را از نواخته‌های صبا و برخی دیگر از نواخته‌های سایر هنرجویان مدرسهٔ عالی موسیقی، نظیر روح الله خالقی می‌دانند. بیشتر تصنیف‌های موجود در صفحه‌های این دوره را روح‌انگیز خوانده است که در برخی موارد به همراه علینقی وزیری به صورت دوصدایی اجرا شده‌اند. صبا در تمامی این آثار نیز نوازندهٔ ویلن اول ارکستر بوده است.[۶۴]

دورهٔ سوم، مجموعه‌ صفحه‌های گرامافونی است که در سال ۱۳۱۰ ه.ش توسط کمپانی بدافون آلمان با برچسب «پارلوفون» ضبط شده است. این مجموعه را کمپانی آغاسی به نمایندگی کمپانی بدافون در تهران تولید کرده است. در این دوره آثار متعددی همراه با ارکستر مدرسهٔ عالی وزیری به ضبط رسید که شامل برخی از تصنیف‌های علینقی وزیری، ترانه‌های کودکان، دو قسمت از اپرت گل‌رخ و چند سرود است که با خوانندگی روح‌انگیز و در برخی موارد با همراهی وزیری به اجرا درآمده است. صبا در روی دوم صفحهٔ «به یاد گیلان» با عنوان «همایون» که شامل اجرای قسمت‌هایی از دستگاه همایون و در روی اول آن، قطعاتی در آواز دشتی است، به تکنوازی پرداخته که به احتمال زیاد این نخستین صفحهٔ تکنوازیِ ویلن اختصاصی او است. ابوالحسن صبا در آثار این مجموعه نیز نوازندگی ویلن اول ارکستر مدرسهٔ عالی موسیقی را بر عهده داشته است.[۶۴]

دورهٔ چهارم، شامل صفحه‌هایی است که توسط کمپانی کلمبیای انگلستان در خرداد و تیر سال ۱۳۱۲ ه.ش در تهران ضبط شده‌اند. در این مجموعه چهار روی صفحه تکنوازی ویلن صبا و سه روی صفحه، تصنیف‌های طنز با صدای خودش اجرا شده است. سایر آثار این دوره نیز شامل همراهیِ آواز رضاقلی‌میرزا ظلی، چند تصنیف جدی و فکاهی با صدای عزت روح‌بخش و فرح‌انگیز با همراهی ارکستر مشیر همایون شهردار می‌شود. نخستین اثر ضبط‌شده از روح‌بخش در این دوره بوده است. صفحه‌های این دوره در دو اندازهٔ ۲۵ سانتی‌متری با مدت زمان حدود ۳ دقیقه و ۳۰ سانتی‌متری با مدت زمان بیش از ۴ دقیقه منتشر شده‌اند. صدابردار این صفحه‌ها «هورس فرانک چاون» بوده است.[۶۴]

 
اعضای ارکستر گل‌ها: مرتضی محجوبی، مرضيه، ابوالحسن صبا، علی تجویدی، عبدالله جهان‌پناه و... در استوديو گل‌ها، سال ۱۳۳۶

دورهٔ پنجم، مجموعه صفحه‌هایی است که در زمستان سال ۱۳۱۴ ه.ش توسط کمپانی سودوا (سوسیته اورینتاله دو دیسک) در کشور سوریه ضبط شده‌اند. در این دوره آثاری همچون تعدادی سرود، تصنیف عامیانه، جدی و کمیک، آواز، آثار بدون کلام و تکنوازی اجرا شده است. تکنوازی‌های صبا در این مجموعه شامل سه‌گاه و چهارمضراب زنگ شتر، همایون و چکاوک، بیات اصفهان و ماهور و دلکش است. بر روی برچسب برخی از این صفحه‌ها علاوه بر «ویلن صبا»، عبارت «کمانجه» نیز به اشتباه درج شده است. صدای صبا در برخی ترانه‌های طنز یا عامیانهٔ این مجموعه به صورت همخوان شنیده می‌شود. نمایندگی فروش این صفحه‌ها را کمپانی آغاسی (لاله‌زار) در تهران بر عهده داشته است.[۶۵]

دورهٔ ششم، آثار ضبط شده توسط کمپانی سودوا را در بر دارد که در زمستان سال ۱۳۱۷ ه.ش در سوریه ضبط شده‌اند. در برخی از آثار این مجموعه، صدای ساز عود سامی ملاح (نوازندهٔ عرب مقیم حلب) و در برخی دیگر صدای تارِ آشود آرستمیان، تسولاک، ساشا و کمانچه یا ویلن موسیو هایکو (نوازندگان ارمنی‌تبار که در آن سفر به گروه هنرمندان ایرانی اضافه شده بودند) نیز شنیده می‌شود. صفحه‌های این دوره در اندازهٔ ۲۵ سانتی‌متری با مدت زمان حدود ۳ دقیقه تولید شده و توسط کمپانی آغاسی (لاله‌زار) در تهران به فروش رسیدند. تعدادی از صفحه‌های این مجموعه که خوانندگی آن‌ها را ملکه برومند بر عهده داشته، نغمه‌های محلی استفاده شده است. این آثار را صبا با آموزش و کوشش، به همراه نوای ویلن خود، اجرا و ضبط کرده است. صفحهٔ «آواز صدری» (با روایت صبا از خوانندهٔ مشهور مذهبی، صدر اصفهانی)، صفحهٔ «دل بردی از من»، قطعهٔ «در قفس» و «آواز دیلمان» در صفحهٔ «پایبند مهر» از جملهٔ این آثار هستند.[۶۴]

دورهٔ هفتم، شامل صفحه‌هایی است که در سال ۱۳۲۶ ه.ش توسط کمپانی هیزمسترزویس انگلستان در تهران تولید شده‌اند. در این دوره آخرین آثار ضبط شدهٔ صبا بر روی صفحه‌های گرامافون ۷۸ دور به یادگار باقی مانده است. قطعات موسیقی این مجموعه همراه با «ارکستر معروفی» که منتخبی از اعضای انجمن موسیقی ملی بودند و صبا به عنوان نوازندهٔ ویلن اول، به خوانندگی غلامحسین بنان، اسماعیل ادیب خوانساری، مرتضی احمدی و دلربا اجرا شده‌ است. قطعات «دیلمان» (با آواز بنان) و «رقص چوبی» در این دوره ضبط شدند. صفحه‌های این دوره در اندازهٔ ۲۵ سانتی‌متری با مدت زمان حدود ۳ دقیقه تولید شده‌اند.[۶۴]

از صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.

آثار به‌جا مانده از ابوالحسن صبا را می‌توان این گونه دسته‌بندی کرد:

مستقلویرایش

  1. کتاب دوره اول، دوم، سوم ویلون[۸۴]
  2. کتاب دوره اول و دوم، سوم، چهارم سنتور[۸۴]
  3. کتاب دوره اول سه تار[۸۴]

غیرمستقلویرایش

  1. سلوی ای وطن کتاب دستور ویلون وزیری
  2. چهار مضراب سه گاه، کتاب دستور ویلون وزیری
  3. رنگ بیات ترک، کتاب ۲۳ قطعه ضربی
  4. پیش‌درآمد ترک، ۱۸ قطعه پیش‌درآمد
  5. نوید بهار، کتاب اول ویلون
  6. چهار مضراب ساده در ماهور (دستگاه موسیقی)، کتاب اول ویلون
  7. دستور ضرب
  8. ردیف کامل آوازهای ایرانی
  9. چهار مضراب نوا

الهام گرفته از موسیقی محلیویرایش

  1. دیلمان (دشتی)
  2. امیری یا مازندرانی (دشتی)
  3. زرد ملیجه (دشتی)
  4. به زندان (شوشتری)
  5. در قفس (دشتی)
  6. رقص چوپی (افشاری)
  7. کوهستانی (دشتی)

میراثویرایش

موزهٔ صباویرایش

پس از مرگ صبا، بر طبق وصیت او، خانه‌اش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳، از سوی دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد.[۸۴] صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه‌ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تأسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالاسلام تهران واقع است.

جستارهای وابستهویرایش

یادداشتویرایش

  1. تاریخ سال تولدِ ابوالحسن صبا را برخی از جمله علیرضا میرعلینقی در ویژه‌نامهٔ ابوالحسن صبا، منتشر شده در مجلهٔ مقام موسیقایی، ۱۴ فروردین سال ۱۲۸۲ ه‍. ش (برابر با ۶ محرم سال ۱۳۲۱ ه‍. ق) ذکر کرده‌اند[۱] در حالی‌که در تصویر شناسنامهٔ صبا[۲] و برخی منابع دیگر از جمله کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشتهٔ روح‌الله خالقی، سال تولد ۱۲۸۱ درج شده‌است.[۳]
  2. فرامرز پایور مدت زمان شاگردی صبا نزد میرزاعبدالله را ۱۲ سال دانسته[۹] و تقی تفضلی این مدت را نزدیک به ۵ سال نگاشته است.[۱۰]

واژه‌نامهویرایش

  1. ^  Sodwa
  2. ^ In French: guerre la vigne

یادکردهاویرایش

  1. «ویژه نامه/ ابوالحسن صبا: سنگ صبا». مجلهٔ مقام موسیقایی دی ۱۳۸۱ - شماره ۱۸، صفحه ۳۴، از طریق نورمگز.
  2. «تصویر شناسنامه ابوالحسن صبا». فیس‌بوک ابوالحسن صبا.
  3. خالقی، روح‌الله. سرگذشت موسیقی ایران (جلد ۱). تهران: صفی‌علیشاه. صص. ۴۸۱.
  4. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۱۱.
  5. ۵٫۰۰ ۵٫۰۱ ۵٫۰۲ ۵٫۰۳ ۵٫۰۴ ۵٫۰۵ ۵٫۰۶ ۵٫۰۷ ۵٫۰۸ ۵٫۰۹ ۵٫۱۰ ۵٫۱۱ ۵٫۱۲ ۵٫۱۳ ۵٫۱۴ ۵٫۱۵ ۵٫۱۶ علیرضا میرعلینقی. «سنگِ صبا». مقام موسیقایی دی ۱۳۸۱ - شماره ۱۸، صفحهٔ ۳۴، به واسطهٔ نورمگز.
  6. «زندگینامه: ابوالحسن صبا (۱۲۸۱–۱۳۳۶)». همشهری آنلاین.
  7. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۴۲.
  8. قاسم رضازاده طامی. «تنها صداست که می‌ماند: ابوالحسن صبا». مجلهٔ هنر بهار ۱۳۷۴، شماره ۲۸، صفحهٔ ۴۴۸، به واسطهٔ نورمگز.
  9. پایور، فرامرز (۱۳۹۶). دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا (ویراست هفتم). تهران: مؤسسه فرهنگی هنری ماهور. ص. ۵. شابک ۹۷۹۰۸۰۲۶۰۴۳۲۲.
  10. تفضلی، تقی (بهمن ۱۳۳۶). «سه‌تار صبا». مجلهٔ موسیقی، (به واسطهٔ اسطورهٔ صبا). سوم (۱۸).
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ تفضلی، تقی (بهمن ۱۳۳۶). «سه‌تار صبا». مجلهٔ موسیقی، (به واسطهٔ اسطورهٔ صبا). سوم (۱۸).
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ سعیدی، ا.ح (پاییز ۱۳۷۱). «مردی که به تنهایی یک ارکستر بود». آوا، به واسطهٔ اسطورهٔ صبا. دوم (اول).
  13. برومند، نورعلی (۱۳۶۶). «به یادبود نورعلی برومند». برنامهٔ رادیویی گلچین هفته، به واسطهٔ اسطوره صبا (۹۷).
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ علیرضا میرعلینقی، سیمین سلیمانی (۲ دی ۱۳۹۹). «موسیقی‌دان بدون جانشین». روزنامه اعتماد.
  15. خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ۴۴۱.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ساسان سپنتا. «ابوالحسن صبا». فصلنامهٔ هنر زمستان ۱۳۷۶، شماره ۳۴، صفحهٔ ۱۶۴، از طریق نورمگز.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ ساسان سپنتا. «نگاهی به زندگی شیوه کار و آثار ابوالحسن صبا: صبا در کار و هنر خود یگانه دوران بود». ادبستان فرهنگ و هنر، دی ۱۳۶۹، شماره ۱۳، صفحه ۱۶، از طریق نورمگز.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ خالقی، روح‌الله (بهمن ۱۳۳۶). «تأثیر وزیری در صبا». مجلهٔ موسیقی، به واسطهٔ اسطورهٔ صبا. سوم (۱۸).
  19. نصیری‌فر، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، ۴۳.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ساسان سپنتا. «ابوالحسن صبا». فصلنامهٔ هنر زمستان ۱۳۷۶، شماره ۳۴، صفحهٔ ۱۶۵، از طریق نورمگز.
  21. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۲۸۳.
  22. قاسم رضازاده طامه. «تنها صداست که می‌ماند: ابوالحسن صبا». فصلنامهٔ هنر بهار ۱۳۷۴، شماره ۲۸، صفحهٔ ۴۴۹، از طریق نورمگز.
  23. محمود خوشنام (۳۰ آذر ۱۳۸۰). «زندگی و هنر ابوالحسن صبا (یاد رفتگان و دوستداران) (گزارش صوتی)». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۰۲.
  24. علیرضا میرعلینقی. «سنگِ صبا». مقام موسیقایی دی ۱۳۸۱ - شماره ۱۸، صفحهٔ ۳۵، به واسطهٔ نورمگز.
  25. ساسان سپنتا. «ابوالحسن صبا». فصلنامهٔ هنر، زمستان ۱۳۷۶، شماره ۳۴، صفحهٔ ۱۶۴، به واسطهٔ نورمگز.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ساسان سپنتا. «نگاهی به زندگی شیوه کار و آثار ابوالحسن صبا: صبا در کار و هنر خود یگانه دوران بود». مجلهٔ ادبستان فرهنگ و هنر، دی ۱۳۶۹، شماره ۱۳، صفحه ۱۷، به واسطهٔ نورمگز.
  27. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۹.
  28. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۹.
  29. ««زنگ شتر» الهام از صحرای حلب». روزنامهٔ اعتماد، به‌واسطهٔ ویستا.
  30. نصیری‌فر، مردان موسیقی سنتی و نوین ایران، ۴۶.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ ۳۱٫۳ علیرضا میرعلینقی. «ویژه نامه/ ابوالحسن صبا: سنگ صبا». مجلهٔ مقام موسیقایی دی، ۱۳۸۱، شماره ۱۸، صفحهٔ ۳۵، به واسطهٔ نورمگز.
  32. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۱۳.
  33. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۰.
  34. خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ۵۲.
  35. حسن فرازمند (۶ اسفند ۱۳۹۹). «بازگشت علینقی وزیری، جان گرفتن موسیقی». روزنامه اطلاعات. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ آوریل ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۴ فوریه ۲۰۲۱.
  36. خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، ۷۹ و ۸۰.
  37. ستایشگر، نام‌نامهٔ موسیقی ایران‌زمین، ۷۵۶.
  38. علی تیموری (۲۰۲۰-۰۶-۲۰). «شروع کار هنرستان موسیقی ملی با روح‌الله خالقی». مجله پیام جوان. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ دسامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۲-۲۸.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ ساسان سپنتا. «نگاهی به زندگی شیوه کار و آثار ابوالحسن صبا: صبا در کار و هنر خود یگانه دوران بود». مجلهٔ ادبستان فرهنگ و هنر دی ۱۳۶۹، شماره ۱۳، صفحه ۱۸، از طریق نورمگز.
  40. علی شهاب. «یاد و یادبودها: یادی از ابوالحسن صبا». کلک آذر ۱۳۶۹ - شماره ۹، صفحه ۱۳۹، از طریق نورمگز.
  41. حسین دهلوی (سخنرانی). «سرگذشت ارکستر صبا (به مناسبت سی و چهارمین سالمرگ ابوالحسن صبا)». مجلهٔ ادبستان فرهنگ و هنر، آذر ۱۳۷۱، شماره ۳۶، صفحه ۱۳۶، از طریق نورمگز.
  42. تفضلی، تقی (بهمن ۱۳۳۶). «آخرین ساعات عمر صبا چگونه سپری شد». مجلهٔ موسیقی، (به واسطهٔ کتاب اسطورهٔ صبا). دورهٔ سوم (۱۸).
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ تفضلی، تقی (بهمن ۱۳۳۶). «آخرین ساعات عمر صبا چگونه سپری شد». مجلهٔ موسیقی، (به واسطهٔ کتاب اسطورهٔ صبا). دورهٔ سوم (۱۸).
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ «ویژه نامه ابوالحسن صبا: سنگ صبا، خاطره‌هایی از پدر و همسر». مقام موسیقایی دی ۱۳۸۱، شماره ۱۸، صفحهٔ ۴۳، از طریق نورمگز.
  45. «گلها پژمرد». روزنامه اطلاعات، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۳۶، به واسطهٔ ایران آنلاین.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ علیرضا میرعلینقی. «ویژه نامه/ ابوالحسن صبا: سنگ صبا». مقام موسیقایی دی ۱۳۸۱، شماره ۱۸، صفحه ۳۶، از طریق نورمگز.
  47. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۴۴.
  48. علیرضا میرعلینقی. «ویژه نامه/ ابوالحسن صبا: سنگ صبا». مجلهٔ مقام موسیقایی، دی ۱۳۸۱، شماره ۱۸، صفحه ۴۱، به واسطهٔ نورمگز.
  49. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۴۶.
  50. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۴۷، ۴۸.
  51. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۱۲.
  52. انوری، حسن. «گرلاوین، فرهنگ بزرگ سحن».
  53. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۴۹.
  54. «ابوالحسن خان صبا از بهارستان تا ظهیرالدوله». جام جم آنلاین. ۲۵ مهر ۱۳۹۲.
  55. «درگذشت غزاله صبا طراح لباس و نقاش». منگو مگ. ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹.
  56. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۷۴.
  57. «زندگینامه: ابوالحسن صبا (۱۲۸۱–۱۳۳۶)». همشهری آنلاین. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۹ مرداد ۱۳۹۰.
  58. «ابوالحسن صبا و یک مکتب موسیقی تمام عیار». هنرآنلاین. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  59. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۹.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ شعیب سینه‌سپهر. «چرا ابوالحسن صبا میراث موسیقی ایرانی است؟». هنریست.
  61. «چرا سه‌تار صبا در مراسم ها شنیده نمی‌شد؟». رادیو گفتگو. ۳۱ تیر ۱۳۹۸.
  62. پایور، آذرمینا، دوره‌های سنتور ردیف استاد ابوالحسن صبا، ۵.
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ ساسان سپنتا. «ابوالحسن صبا». مجلهٔ هنر زمستان ۱۳۳۷۶، شماره ۳۴، صفحه ۱۶۷، از طریق نورمگز.
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ ۶۴٫۲ ۶۴٫۳ ۶۴٫۴ ۶۴٫۵ ۶۴٫۶ ۶۴٫۷ «مروری بر آثار ضبط شده از ابوالحسن صبا». مکتب صبا.
  65. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۴.
  66. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۲.
  67. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۴.
  68. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۵.
  69. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۶.
  70. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۵۹۷.
  71. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۰.
  72. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۱.
  73. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۶.
  74. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۷.
  75. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۰۸.
  76. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۱.
  77. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۲.
  78. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۲.
  79. مبصری، بهروز. «درباره ملکه برومند». گفتگوی هارمونیک.
  80. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۲.
  81. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۳.
  82. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۵.
  83. دهباشی، اسطورهٔ صبا، ۶۱۶.
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ ۸۴٫۲ ۸۴٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Waterloo وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).

منابعویرایش

برای مطالعهٔ بیشترویرایش

پیوند به بیرونویرایش