اتو فون بیسمارک

اولین صدراعظم آلمان

اتو ادوارد لئوپولد فون بیسمارک (به آلمانی: Otto Eduard Leopold von Bismarck) (۱ آوریل ۱۸۱۵ – ۳۰ ژوئیه ۱۸۹۸)، زمام‌دار معروف دولت پروس، دوک لاونبورگ و نخستین صدراعظم در تاریخ آلمان بود. وی به «صدر اعظم آهنین» معروف بود.

اتو فون بیسمارک
Bundesarchiv Bild 146-2005-0057, Otto von Bismarck.jpg
بیسمارک سال ۱۸۹۰
در زمانِ
قائم مقام
  • اتو گراف زو استولبرگ ورنیجرود
  • کارل هاینریش فون بوتیچر
نخستین صدراعظم آلمان
مشغول به کار
۲۱ مارس ۱۸۷۱ – ۲۰ مارس ۱۸۹۰
پس ازوجود نداشت
پیش ازلئو فون کاپریوی
نخست‌وزیر پروس
مشغول به کار
۹ نوامبر ۱۸۷۳ – ۲۰ مارس ۱۸۹۰
در زمانِویلهلم یکم
فریدریش سوم
ویلهلم دوم
پس ازآلبرشت فن رون
پیش ازلئو فون کاپریوی
مشغول به کار
۲۳ سپتامبر ۱۸۶۲ – ژانویه ۱۸۷۳
در زمانِویلهلم یکم
پس ازآدولف زو هوهنلو اینگلفینگن
پیش ازآلبرشت فن رون
صدراعظم کنفدراسیون آلمان شمالی
مشغول به کار
۱ ژوئیه ۱۸۶۷ – ۲۱ مارس ۱۸۷۱
رئیس جمهورویلهلم یکم
پس ازموقعیت تأسیس شد
پیش ازموقعیت لغو شد
وزیر امور خارجه
مشغول به کار
۲۳ نوامبر ۱۸۶۲ – ۲۰ مارس ۱۸۹۰
نخست‌وزیر
  • خودش
  • آلبرشت فن رون
پس ازآلبرخت فون برنستورف
پیش ازلئو فون کاپریوی
اطلاعات شخصی
زاده
اتو فون بیسمارک-شونهاوسن

۱ آوریل ۱۸۱۵
شونهاوزن (زاکسن-آنهالت امروزی)، پادشاهی پروس
درگذشته۳۰ ژوئیهٔ ۱۸۹۸ (۸۳ سال)
فریدریشسروه، در نزدیکی هامبورگ، امپراتوری آلمان
آرامگاهمقبره بیسمارک
۵۳°۳۱′۳۸″ شمالی ۱۰°۲۰′۹٫۹۶″ شرقی / ۵۳٫۵۲۷۲۲°شمالی ۱۰٫۳۳۶۱۰۰۰°شرقی / 53.52722; 10.3361000
حزب سیاسیمستقل
همسر(ان)یوهانا فون پوتکامر
فرزندانماری
هربرت
ویلهلم
والدین
  • کارل ویلهلم فردیناند فون بیسمارک (۱۷۷۱–۱۸۴۵)
  • ویلهلمین لوئیز مننکن (۱۷۸۹–۱۸۳۹)
محل تحصیلدانشگاه گوتینگن
دانشگاه هومبولت برلین
دانشگاه گرایفسوالد
پیشهسیاستمدار
ثروت خالص۱۲ میلیون (۱۸۸۷) (معادل ۷۶ میلیون € ۲۰۰۹)
دینلوتریسم
امضا

زندگی‌نامهویرایش

بیسمارک در ۱ آوریل ۱۸۱۵ در شونهاوزن متوّلد شد. در گوتینگن به تحصیل حقوق پرداخت و پس از اینکه مدتی به عنوان دیپلمات در سن پترزبورگ و در پاریس مشغول بود، در سال ۱۸۶۲ از سوی ویلهلم اول صدراعظم و وزیر امور خارجه پروس برگزیده شد. ویلهلم در نظر داشت ارتش پروس را گسترش دهد و این امر با مخالفت مجلس ایالتی (رایشتاگ) روبرو بود و بیسمارک تنها کسی بود که می‌توانست از عهده مقابله با رایشتاگ بر بیاید.

 
در سال ۱۸۶۳

وحدت آلمانویرایش

 
در سال ۱۸۷۵

در سال ۱۸۶۴ بیسمارک با اتریش متحد شد و در جنگ آلمان-دانمارک ایالت اشلسویگ-هولشتاین را متصرف شد. دو سال بعد جنگ پروس-اتریش را آغاز کرد که به نابودی کنفدراسیون آلمان و در نهایت بیرون راندن اتریش از شهریارنشین‌های آلمانی انجامید. سال ۱۸۶۷، کنفدراسیون آلمان شمالی تاًسیس شد که در آن بیسمارک به عنوان صدراعظم منصوب گشت. در پایان جنگ پروس-فرانسه و با شکست ناپلئون سوم در ۱۸ ژانویه ۱۸۷۱، ویلهلم یکم در ورسای به عنوان امپراتور (آلمانی: Kaiser) خوانده شد و از این رو بیسمارک توانست با همت و تلاش خود امپراتوری آلمان را تاًسیس کند. بیسمارک صدراعظم امپراتوری شد و لقب صدراعظم آهنین را از آن خود کرد.

سیستم بیسمارکویرایش

 
در سال ۱۸۷۱

سیستم بیسمارک به دو سیستم اول و دوم قابل تقسیم است. سیستم اول بیسمارک حاصل توافق سه‌گانه آلمان، اتریش-مجارستان و روسیه بود که با نارضایتی تزار الکساندر دوم نسبت به مفاد قراردادهای سن استفانو و برلن و خروج روسیه از این اتحاد در سال ۱۸۷۸ دچار فروپاشی شد. اما در سیستم دوم، بیسمارک برای تشکیل یک ائتلاف مطمئن ناگزیر از انتخاب یکی از دو رقیب یعنی روس و اتریش بود. بدین منظور بیسمارک اتریش را به عنوان پایه سیستم دپیلماسی جدید برمی‌گزیند و از طریق توافق با ایتالیا این کشور را به عنوان پایه دیگر دیپلماسی خود انتخاب می‌کند. انزوای فرانسه و محوریت آلمان همچنان اصول اساسی این سیستم را تشکیل می‌دهد.

دیگر اقداماتویرایش

۱۸۷۱-۱۸۷۷ بیسمارک در یک جنگ فرهنگی (آلمانی: Kulturkampf) با کلیسای کاتولیک درگیر بود، که به کمتر شدن دوباره نفوذ کلیسای کاتولیک انجامید. سال ۱۸۷۸ قانون سوسیالیستی تصویب شد که با اصلاحات سوسیال-سیاسیِ ۱۸۸۱-۱۸۸۹ همراه بود.

فردریک سوم پس از ویلهلم اول به امپراتوری رسید(۱۸۸۸) و سه ماه بعد از جلوس درگذشت. پادشاه جدید ویلهلم دوم(۱۸۸۸–۱۹۱۸) پادشاهی مستبد و خود را ظل الله می‌دانست. چیزی نگذشت که با صدراعظم پدربزرگ خود که فرمانروای حقیقی امپراتوری بود اختلاف پیدا کرد. بالاخره در سال۱۸۹۰ به بیسمارک پیشنهاد شد که از سمت خود استعفا دهد و بیسمارک به لاونبرگ برگشت و تا موقع مرگش (۱۸۹۸) به انتقاد از سیاست امپراتور جدید ادامه داد.[۱]

نظریاتویرایش

 
در سال ۱۸۸۶

بیسمارک با این مسئله که می‌توان قدرت را با اصولی برتر به بند کشید مخالف بود. تفکرات وی، سبب رشد و گسترش این تفکر شد که می‌توان با به تکامل رساندن مؤلفه‌های صحیح قدرت، به امنیت دست‌یافت.[۲] وی معتقد بود: سیاست احساساتی، به مقابله‌به‌مثل معتقد نیست … هر دولتی تلاش می‌کند تا صرفاً بر اساس منافع خودش عمل کند، هرچند که ممکن است ظاهراً به اعمالشان مشروعیت بدهند اما واقعیت این است که تمام کشورهای دنیا فقط به دنبال کسب منفعت خودشان هستند. … تنها اصل سیاسی صحیح، سیاست حفظ منافع ملی است و تنها از این راه می‌توان قدرتمند شد… باسیاست‌های احساسی نمی‌توان راه به‌جایی برد… کسی به خاطر قدرشناسی و اعتماد، به نفع کشوری دیگر وارد نبرد نمی‌شود، فقط ترس از قدرت است که سبب می‌شود تا دیگران به راه ما بیایند؛ به شرطی که بتوانیم از این ترس محتاطانه و با ماهرانه استفاده کنیم … سیاست هنر ممکن کردن است … سیاست علمی نسبی است.[۳]

یادبودهاویرایش

بعد از اخراج در ۲۰ مارس ۱۸۹۰، توسط ویلهلم دوم، از بیسمارک به‌طور بی‌سابقه و بی مانند، تقدیر و ستایش به عمل آمد. این تقدیرها بیشتر در: «بناکردن یادبودها، نام‌گذاری میادین و خیابان‌ها، دادن لقب‌های افتخاری شهروندی و در برخی موارد محصولات و تولیدات صنعتی» خلاصه می‌شدند.[نیازمند منبع]

بیسمارک در سال ۱۸۹۵ میلادی، به عنوان شهروند افتخاری هایدلبرگ منصوب شد و یکی از بهترین میادین شهر به نام وی نام‌گذاری شد.[۴]

پانویسویرایش

  1. (تاریخ اروپا از ۱۸۱۵ به بعد نوشته هنری ویلسون لیتل فیلد)
  2. World Order: Reflections on the Character of Nations and the Course of History
  3. A sentimental policy knows no reciprocity”: Briefwechsel des Generals Leopold von Gerlach mit dem Bundestags-Gesandten Otto von Bismarck (Berlin, 1893), 334.
  4. هایدلبرگ شهر دانشجویی که استادانش جایزه نوبل را درو کرده‌اند، دویچه وله فارسی

منابعویرایش