باز کردن منو اصلی

ادبیات نظم مازندرانی تاریخی هزار و صد ساله دارد که قدیمی ترین آثار آن اشعار متعلق به مسته مرد و مرزبان باوندی و علی پیروزه است و همچنین پیشینه ی نثر طبری به قبل از اسلام می رسد که متنی در باب بنای شهر آمل از زبان بانو آمله دختر اشتاد دیلمی گفته شده و در کتاب تاریخ تبرستان ابن اسفندیار آورده شده است.
زبان مازندرانی را می توان زبان دوم مذهب زیدی در سده های هشتم و نهم دانست از آن دوران کتب فراوانی بجای مانده که با توجه به آنها می توان این زبان را در کنار فارسی با قدمت ترین زبان ایرانی دانست که نگارش ادبی تاریخی دارد. از کتب زیدی باقی مانده که به زبان های مازندرانی و عربی نگاشته شده می توان به چند تفسیر زیدی قران مانند: تفسیر کتاب‌الله(قرن۹)، تفسیرمغنیسا(قرن۹)، تفسیرقرآن سورتچی(قرن۷)، و همچنين کتابی درباره ی مذهب زیدی به نام الابانه(قرن۹) به عربی و مازندرانی توسط ابوجعفر محمد بن یعقوب هوسمی نگاشته شده همچنين کتبی مانند: دوم مشیخ زیدی(قرن۹)، سوم مشیخ زیدی(قرن۹)، مقامات الحریری(قرن۷)، الکفایه(قرن۹)، قصیده طنطرانیه(قرن۹) و چند کتاب دیگر به طبری ترجمه شده اند.

همچنین زبان مازندرانی با لهجه ی گرگانی از زبان های مقدس فرقه ی حروفیه که یکی از فرقه های صوفی ایران است اشاره کرد. کتاب های محبت نامه، جاودان نامه و نوم نامه نوشته ی ملا فضل‌الله نعیمی استرآبادی از مهم ترین و با ارزش ترین کتب عرفانی و ادبی به زبان مازندرانی با گویش گرگانی است که متعلق به قرن هشتم هجری است. شخصی نیز به نام سید اسحق استرآبادی کتابی عرفانی به نام محرم نامه به مازندرانی نگاشته که در باب فرقه حروفی است. از نخستین آثار ادبی زبان مازندرانی کتابی از مرزبان بن رستم، اسپهبد باوندیان، بود که تنها ترجمه‌ای از آن تحت عنوان مرزبان‌نامه باقی مانده‌است. نخستین آثار به جای مانده، آثاری هستند که از پادشاهان دودمان زیاریان باقی مانده‌اند. به‌طور مثال در قابوس‌نامه چند دوبیتی طبری آمده‌است.

ذبیح‌الله صفا در تاریخ ادبیات ایران در بارهٔ این اشعار می‌گوید: «از لهجات محلی ایران در سه قرن اول هجری و پس از آن اسعاری به دست ما رسیده که عالباً همراه با وقایع تاریخی ذکر شده‌است، همهٔ این اشعار با وزن هجایی و بعضی دارای قوافی ناقص و احیاناً کامل بوده و نشان‌دهندهٔ این حقیقتند که شعر هجایی قدیم ایران تدریجاً به اوزان هجایی جدید که نزدیک به وزن‌های عروضی است، تبدیل می‌شده و به صورتی درمی‌آمد که در آثار شاعران فارسی‌زبان نیمهٔ دوم قرن سوم دیده می‌شود».[۱][۲]

بسیاری از شاعران مازندرانی‌زبان را به واسطهٔ کتاب‌های تاریخی ابن اسفندیار، ظهیرالدین مرعشی و اولیاءالله آملی می‌شناسیم. علی پیروزه، مسته مرد، مرزبان بن رستم، قاضی هجیم آملی، خورشید مامطیری، باربد جریری طبری، گرد بازو قطب رویانی و کیا افراسیاب چلاوی از این دست شاعران هستند.

جدای از این موارد برخی اشعار به صورت حاشیه‌نویسی در کناره‌های کتب دیگر زبان‌ها آمده و چند کتاب ترجمه از عربی به طبری نیز موجود هستند. همچنین آثار شاعرانی همچون طالب آملی، سیتی نسا آملی، امیر پازواری، رضا خراتی، زرگر آملی، محمد چلاوی، نجما مازندرانی و… به صورت سینه به سینه و در غالب ترانه‌های فلکوریک و ترانه در میان مردم محلی مازندران باقی مانده‌است.[۳]

بخشی از آثار قدیمی که یا به مازندرانی نگاشته شده یا بخش هایی از آن مازندرانی است: ۱.تفسیر قران سورتچی(قرن۷) ۲.مقامات الحریری(قرن۷) ۳.تاریخ تبرستان(قرن۷) ۴.جاودان نامه(قرن۸) ۵.نوم نامه(قرن۸) ۶.محبت نامه(قرن۸) ۷.الکفایه(قرن۹) ۸.الابانه(قرن۹) ۹.تفسیر کتاب الله(قرن۹) ۱۰.تفسیر مغنیسا(قرن۹) ۱۱.دوم مشیخ زیدی(قرن۹) ۱۲.سوم مشیخ زیدی(قرن۹) ۱۳.قصیده طنطرانیه(قرن۹) ۱۴.اشعار امیر پازواری(قرن۹) ۱۵.لغت استرآبادی(قرن۹) ۱۶.محرم نامه(قرن۹) همچنین برخی از بزرگان نظم و نثر تاریخی زبان مازندرانی: ۱.مرزبان بن رستم(قرن۳) ۲.علی پیروزه(قرن۴) ۳.مسته مرد(قرن۴) ۴.قابوس بن وشمگیر(قرن۵) ۵.قاضی هجیم(قرن۶) ۶.باربد جریر طبری(قرن۶) ۷.گردبازو یزدگرد باوندی(قرن۶) ۸.اسپهبد خورشید ممطیری(قرن۶) ۹.ابراهیم معینی(قرن۶) ۱۰.ابولعمرو(قرن۶) ۱۱.قطب رویانی(قرن۷) ۱۲.امیر علی(قرن۷) ۱۳.کیا افراسیاب چلاوی(قرن۸) ۱۴.کیا داوود چلاوی(قرن۸) ۱۵.حسن کیا (قرن۸) ۱۶.ملا فضل‌الله نعیمی استرآبادی(قرن۸) ۱۷.سید عبدالعظیم مرعشی(قرن۹) ۱۸.شیخ العجم امیر پازواری(قرن۹) ۱۹.ابوالفضل بن شهردویر دیلمی دیلمی(قرن۹) ۲۰.محمد بن تلجانی(نگارنده تفسیر مغنیسا قرن۹)

پیش از اسلامویرایش

در کتاب تاریخ تبرستان و درباره ی وجه تسمیه شهر آمل از شخصی به نام آمله دخت اشتاد دیلمی داستانی آمده که در پایان آن عبارتی به نثر مسجع آمده:

جاوید فرخ خسرو خدای انوشه ورجاوند، اج بامدادان سَفزه دییِن چشمِ افروجه، اُ تاوستان کتان و زمستان پرنیان پوشییِن تنِ افروجه، اُ سیر و انکسم خوردِن دَمِشِ افروجه.

سده‌های نخستویرایش

نویسندگان مسالک و ممالک در نخستین قرن‌های اسلامی در ذیل گفتار دیلمان و طبرستان از این گویش یاد می‌کنند. ابوعبدالله مقدسی می‌گوید: «زبان کومش و گرگان به هم نزدیک است. ها بکار می‌برند و می‌گویند هاکن و هاده و آن را حلاوتی‌ست، و زبان مردم طبرستان بدانها نزدیک است مگر در آن شتاب است».[۴] از این‌گونه نوشته‌ها فقط پیداست که گویش طبری را در قرن‌های نخستین اسلامی بازشناخته‌اند ولی از آنچه در ادامه می‌آید می‌توان دریافت که به این گویش نوشته‌ها و شعرهایی بوده که امروز پاره‌ای از آن‌ها به ما رسیده‌است. این نام‌ها و نوشته‌های اندک نشان می‌دهد که چون طبرستان پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانی مدت‌ها از دایره نفوذ خلافت بیرون بوده و چندین قرن حکومت محلی داشته این گویش دارای سنت ادبی شده و این سنت پس از برافتادن آن حکومت‌ها از میان رفته‌است.[۵]

  • آثار از میان رفته[۶]
  1. مرزبان نامه از اسپهبد مرزبان بن رستم (سدهٔ چارم) که متن طبری آن از دست رفته و دو ترجمه فارسی از آن به جا مانده‌است.
  2. نیکی نامه دیوان شعر همین اسپهبد که ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان از آن به عنوان «دستور نظم طبرستان» یاد کرده‌است.
  3. باوند نامه تاریخ طبرستان به شعر بوده که در میانهٔ سده‌های پنجم و ششم گرد آورده بودند.
  4. شکره در نوروزنامه خیام از آن نام برده شده‌است.
  • آثار بازمانده[۷]

از آثار نظم و نثر طبری قرون چهارم تا نهم هجری، تنها ابیات و عباراتی پراکنده در لابلای سطور قابوس نامه، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار، تاریخ رویان اولیاءالله آملی و تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ظهیرالدین مرعشی بر جای مانده‌است. همه این آثار را صادق کیا بررسی کرده و داوود منشی زاده کار او را دنبال کرده‌است (نیز رجوع کنید: هَمِّر، ۱۹۱۳؛ بهار، ۱۳۱۶؛ ادیب طوسی، ۱۳۳۲؛ عمادی، ۱۳۵۹).

همچنین شش دوبیتی طبری در میان برگه‌های نسخه‌ای خطی از دیوان نظامی گنجوی، محفوظ در کتابخانه ملی پاریس، الحاق شده که محمد قزوینی آن‌ها در «مسائل پاریسیه» ی خود ضبط کرده‌است (افشار، ۱۳۸۳) و نیز چهار بیت طبری در جامع الالحان عبدالقادر مراغی ثبت است. (صادقی، ۱۳۷۳). افزون بر اینها مفردات و ترکیبات طبری قدیم را در جای جای تاریخ مازندران شیخ علی گیلانی (سدهٔ یازدهم)، تحفة المؤمنین حکیم مؤمن تنکابنی (سدهٔ یازدهم)، فرهنگ انجمن آرای ناصری، فرهنگ آنندراج و … می‌توان یافت. عموم اینگونه لغات شامل نام گیاهان و جانوران و خوراک و پوشاک و اصطلاحات مدنی و جغرافیایی است (کیا، ۱۳۲۶؛ عمادی، ۱۳۶۲؛ صمدی، ۱۳۷۲؛ قاسمی، ۱۳۸۳).

جدول زیر[۸] فهرستی از آثار طبری کهن بازمانده‌است، شامل اشعار و عبارات و کلمات پراکنده. غالب اشعار منسوب به امرا و بزرگان طبرستان در موضوع رزم و بزم و شکار و طبیعت و مهر و کین و پیمان است.

شماره اختصار گوینده؛ موضوع اندازه قرن منبع مطالعات انجام شده
۱ پیروجه دربارهٔ علی پیروزه ۱ بیت ۴ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۷، ترجمه، ص ۸۷ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۲ مسته دیواره‌وز یا مسته‌مرد؛ دو قطعه ۹ بیت ۴ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۹، ترجمه، ص ۸۸ کسروی؛ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی؛ منشی زاده
۳ کاووس عنصرالمعالی کیکاووس، دوبیتی دربارهٔ از جان گذشتن در میدان رزم ۲ بیت ۵ کیکاووس، بکوشش نفیسی؛ ترجمه، ص ۸۷ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی، منشی زاده، عمادی، ۱۳۵۹
۴ خورشید اسپهبد خورشید مامطیری، دوبیتی در سوختن کوشک باذن قاضی ۲ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۰۸، ترجمه، ص ۶۱؛ اولیاءالله، بکوشش خلیلی، ص ۹۷؛ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۴۳ کسروی؛ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۵ باربد باربد جریر طبری؛ تک بیت ناظر به دو یابوی شاه ۱ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۱۳، ترجمه، ص ۶۵؛ اولیاءالله، بکوشش ستوده، ص ۱۳۴؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۶۵ بهار؛ کیا، ۱۳۲۷؛ ادیب طوسی
۶ گرده گرده بازو؛ دوبیتی در رنجوری خویش ۲ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۲، ص ۱۱۵؛ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۱۷۷ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۷ ساری شاعران ساری؛ بیت در وصف مُجیر ۱ بیت ۶ ابن اسفندیار، ج ۲، ص ۹۷ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۸ آمله عباراتی به سبک ادب ساسانی از زبان آمله دختر اشتاد افسانه‌ای ۳ عبارت احتمالا پیش از اسلام ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۷۰، ترجمه، ص ۲۴؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۲۷ کیا، ۱۳۲۷
۹ سام ابواعمرو؛ بیت در اژدها کشیِ سام ۱ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۸۹، ترجمه، ص ۴۱ بهار، اقبال، کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۱۰ معینی ابراهیم معینی؛ دوبیتی حاوی یک بیت از نیکی‌نومه ۲ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۷، ترجمه، ص ۸۶ کیا، ۱۳۲۷؛ منشی زاده
۱۱ هجیم قاضی هجیم؛ بخشی از ملمع بلند فارسی درآمیخته به کلمات و عبارات عربی و طبری؛ در حدود ۱۸ مصراع طبری خالص دارد ۳۲ بیت ۶؟ ابن اسفندیار، ج ۱، ص ۱۳۴، ترجمه، ص ۸۳ کیا، ۱۳۲۷؛ مؤید
۱۲ قطب قطب رویانی؛ ترجیع بندی در سه بند ۱۴ بیت ۷ ابن اسفندیار، ترجمه، ص ۲۶۰؛ اولیاءالله، بکوشش خلیلی، ص ۱۱۱؛ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۸۶ کسروی؛ کیا، ۱۳۲۷، منشی زاده
۱۳ امیرعلی امیر علی؛ مطلع مرثیهٔ ترجیع بند ۱ بیت ۷ اولیاءالله، بکوشش ستوده، ص ۱۶۶ کیا، ۱۳۲۷
۱۴ امیر افراسیاب کیا افراسیاب چلاوی؛ دو دوبیتی ۴ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۵ داوود امیر داوود یک دوبیتی ۲ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۶ حسن حسن کیا؛ سه دوبیتی ۶ بیت ۸ نسخه Supple. Pres. ۱۸۱۷ در کتابخانهٔ ملی پاریس، به نقل از قزوینی در «مسائل پاریسیه»، ص ۱۸۳–۱۸۱ قزوینی، برجیان
۱۷ عظیم میر سید عبدالعظیم؛ دو دوبیتی ۴ بیت ۹ ظهیرالدین، بکوشش شایان، ص ۲۹۳–۲۹۲؛ کنزالاسرار، ج ۲، ص ۷۰ کیا، ۱۳۲۷، منشی زاده
۱۸ ظهیر ۱ عبارات طبری در «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» ۵ جمله ۹ ظهیرالدین، بکوشش دارن، ص ۲۳۵، ۳۷۶، ۴۱۳، ۴۳۹ کیا، ۱۳۲۷
۱۹ جامع دو دوبیتی ۴ بیت ۹ نسخه‌های خطی «جامع الالحان عبدالقادر مراغی، بنقل از صادقی، ۱۳۷۱ صادقی، ۱۳۷۱
۲۰ شیخ علی ضربالمثلی در حمله تیمور ۱ جمله ۱۱ ملا شیخ علی، ص ۵۶ عمادی، ۱۳۶۲
۲۱ اسفندیار کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ طبرستان» ۷ ابن اسفندیار، جاهای مختلف کیا، ۱۳۲۷
۲۲ اولیاء کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ رویان» ۸ اولیاءالله، جاهای مختلف
۲۳ ظهیر ۲ کلمات و ترکیبات طبری در «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» ۹ ظهرالدین، جاهای مختلف کیا، ۱۳۲۷

ترجمه‌هایی از عربی به طبری[۹]ویرایش

 
در تصویر، سورهٔ کوثر قرآن به همراه ترجمهٔ طبری کهن

آنچه میراث مکتوب طبری را از دیگر زبان‌های مشابه ممتاز می‌سازد وجود چندین ترجمه از قرآن و ترجمه‌ای از مقامات حریری است. روشی که در عموم این آثار اختیار شده ترجمهٔ کلمه به کلمه در زیر هر سطر از متن عربی‌ست و عیبش آن است که استخراج نحو زبان مقصد (طبری) را دشوار می‌سازد.

کتابی که تحت عنوان «ترجمه طبری قرآن» معروف شده، با نام تفسیر کتاب‌الله نیز شناخته می‌شود. این کتاب در واقع یک تفسیر قرآن به سبک زیدیه است که به لهجه غرب مازندران و شرق گیلان در میانه‌های آن ترجمه‌ی آیات نوشته شده‌است ولی خود تفاسیر اکثراً به زبان عربی هستند. نویسنده این کتاب ابوالفضل بن شهردویر دیلمی نام دارد.[۱۰]

ترجمه مقامات الحریری در نسخه‌ای در کتابخانهٔ ملک تهران نگهداری می‌شود و دارای ۱۸۹ برگ است. صادق کیا(۱۳۲۳) در ارزیابی کوتاهی ترجمه را از اوایل قرن هفتم برآورد کرده اما فضل‌الله پاکزاد(۱۳۸۴) در مطالعه‌ای که از شش مقامهٔ نخست متن به عمل آورده تاریخی قدیمی‌تر از قرن نهم و دهم هجری برای آن قائل نمی‌شود.

آثار سده نوزدهم میلادی[۱۱]ویرایش

آثاری که تا کنون یاد شد، گرچه طبری یا خویشاوندی نزدیک است، غالباً ناقص و ناخواناست و سیمای زبان را بدرستی نشان نمی‌دند و برای مازندرانیان معاصر بدرستی مفهوم نیست. نخستین آثاری که زبان طبری را تمام و کمال به ما عرضه می‌دارد مربوط به نیمه اول سدهٔ نوزدهم میلادی است. این آثار حاکی از آن است که در دویست سال اخیر مازندرانی دستخوش دگرگونی مهمی نشده‌است.

  • نصاب طبری

یادگار پر و پیمان این عصر نصابی است که امیر تیمور قاجار ساروی مشهور به امیر مازندرانی، در عهد محمد شاه قاجار سرود. در این اثر ۸۵۳ لغت مازندرانی و برابر فارسی هرکدام در چند بحر عروض به رشته نظم کشیده شده‌است. این لغات را صادق کیا از روی سه نسخه استخراج کرده و در واژه‌نامهٔ طبری(۱۳۲۷) تنظیم نموده‌است.

  • کوشش‌های خاورشناسان

آثار دیگر مازندرانی از سدهٔ نوزدهم مرهون کوشش‌های خاورشناسان و کنجکاوی جهانگردان است: الکساندر خوجکو(۱۸۴۲)، ایلیا برزین(۱۸۵۳)، گریگوری والریانویچ ملگنوف(۱۸۶۱٬۶۸)، برنهارد دارن(۱۸۶۲٬۷۵)، ژاک دمورگان(۱۹۰۴) در تألیفات خویش مقدار قابل توجهی لغات و اصطلاحات و عبارات و اشعار مازندرانی ثبت کرده‌اند.

در اینجا باید از متون منثور مازندرانی نیز یادکرد که به توصیهٔ اروپائیان نوشته شده یا از فارسی ترجمه شده‌است:

  1. ترجمه بخشی از طوفان البکاء (برزین ۱۸۵۳، ج۲، ص ۷۲–۷۹)
  2. ترجمه چندین حکایت فارسی، از جمله حکایات گلستان سعدی (دارن ۱۸۶۰٬۶۶، ج۲، ص ۱–۱۲۲)
  3. روایتی از حادثهٔ معروف به شیخ طبرسی در نزدیکی بارفروش (دارن ۱۸۶۵)
  4. دو روایت در مورد آمل و بارفروش به تاریخ ۱۳۰۷ هجری قمری (مورگان ۱۹۰۴، ص ۲۴۸–۷۶۰)
  • دیوان امیر پازواری

این دیوان مجموعه‌ای از دو بیتی‌های طبری منسوب به شاعری به نام «امیر پازواری» است که «برنهارد دارن» شرق‌شناس روسی به یاری محمد شفیع مازندرانی، در سال ۶–۱۸۶۰ میلادی تحت عنوان کنز الاسرار در سن پطرزبورگ با برگردان پارسی چاپ کرده‌است.

ادبیات طبریِ گرگانیویرایش

بخشی از ادبیات طبری را گویش گرگانی تشکیل می دهد[۱۲] که کتاب هایی مانند محبت نامه[۱۳]، نوم نامه[۱۴]، جاودان نامه[۱۵]، محرم نامه، و لغت نامه ای به نام لغت‌استرآبادی به این گویش نگاشته شده اند‌ که صادق کیا از روی این متون واژه نامه گرگانی را تهیه کرد.

  • جاودان نامه:

سَبب چه بی که عیسی واتِی که با شِمِه هر چه واتِن به اشاره واتِن(طبری امروزی:سبب چه بی‌یه که عیسی باته که با شِما هر چه باتمِه به اشاره باتمه)

  • نوم نامه:

واتِی که هَنِه‌ کو تِنِ زمین سِرخ بو(طبری امروزی:باته که ونِه که تِنِ زمین سِرخ بوئه)

منابعویرایش

  1. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح‌الله صفا، نشر ققنوس چاپ ۱۳ سال ۱۳۷۱ جلد یکم. ص ۴۷.
  2. سیری در زبان و شعر مازندرانی. ص ۵.
  3. سیری در زبان و شعر مازندرانی. ص ۵ تا ۸.
  4. احسن التّقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص ۳۶۸
  5. واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، انتشارات دانشگاه تهران، سال 1327، ص 10
  6. کیا، همان، سال 1327
  7. متون طبری، حبیب برجیان، فصلنامه آئینه میراث، ضمیمه شماره 15، سال 1388، ص 13
  8. برجیان، همان، ص 51
  9. برجیان، همان، ص 14
  10. رحمتی. «تفسیر کتاب‌الله». مجموعه مقالات زیدیان مازندران.
  11. برجیان، همان، ص 16
  12. عبدالباقی گولپینارلی، فهرست متون حروفیه، ۱۴.
  13. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۶.
  14. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۶-۲۳۷.
  15. صادق کیا، واژه‌نامه گرگانی، ۳۱-۴۲.