باز کردن منو اصلی

ارتداد در اسلام (به عربی: ردة‎ یا ارتداد) عموما به عنوان ترک آگاهانه اسلام در گفتار یا از طریق کردار تعریف شده‌است.[۱][۲][۳] ارتداد شامل اقدام به تغییر دین، یا عدم پذیرش معتقدات مذهبی به جهت بی‌دین بودن،[۴] توسط شخصی که در خانواده‌ای مسلمان به دنیا آمده است یا کسی که سابقا اسلام را پذیرفته است می‌شود.[۵] تعریف ارتداد در اسلام، و این که آیا و چه‌طور باید مورد مجازات قرار گرفته شود، موضوعات محل مناقشه هستند و علمای اسلامی در آراء خود درباب این سوالات اختلاف نظر دارند.[۶][۷][۸]

بنابر تعالیم شرعی کلاسیک، ارتداد در اسلام نه تنها شامل دست‌کشیدنی صریح از کیش اسلامی می‌گردد (چه برای دینی دیگر چه برای بی‌دینی)، بلکه همچنین شامل هر کردار یا بیانی که حاکی از عدم اعتقاد باشد نیز می شود، برای مثال این که فردی، مرام یا اصلی اساسی از اسلام را انکار کند.[۹] فقهای اسلامی برای محقق‌کردن بی‌اعتقادی، قواعد کلی‌ای را تدوین نکردند، در عوض فهرست‌هایی گاها پر طول و دراز از اظهارات و اقداماتی که از دید آن ها حاکی از ارتداد بوده‌است را جمع‌آوری کردند.[۱۰] ارتداد، مشتمل بر افرادی که تحت شرایط فشار مجبور به پذیرش اسلام شده اند، یا اقداماتی بر ضد اسلام یا موردی از تغییر دین که غیر ارادی باشد، و به عنوان پنهان‌کاری در طول جنگ یا از روی ترس از آزار و اذیت، اجبار یا انجام شده باشد، نمی شود (تقیه را ببینید).[۱۱][۱۲]

تا قرن ۱۹ میلادی، اکثریت کلان فقهای سنی و شیعه بر این نظر بودند که برای مردان بالغ، ارتداد از اسلام یک جرم و همچنین یک گناه، و اقدامی خیانت‌بار است که با اعدام قابل مجازات است،[۱۳][۱۴] معمولا پس از دوره‌ای از انتظار به منظور آن که برای شخص مرتد، فرصت توبه و بازگشت دوباره به اسلام جایز شود.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸] آن نوع از ارتداد که فقها بطور کلی آن را قابل مجازات می‌دانند، از نوعی سیاسی بوده‌است، اگرچه اختلاف آراء شرعی قابل توجهی درباره این امر وجود داشته است.[۱۹] وائل حلاق اظهار می کند که «[در] فرهنگی که رکن اصلی آن دین، اصول دینی و اخلاقیات دینی است، ارتداد یک‌طورهایی هم‌ارز خیانت بزرگ [یا خیانت علیه حکومت] در ملت‌کشور [یا کشور یک ملیتی] مدرن می‌باشد.»[۲۰] فقهای اسلامی اولیه، اصول و مبادی شرعی‌ای را به منظور دور زدن این مجازات خشن توسعه دادند، و معیارهای چنان بالایی را برای ارتداد از اسلام تنظیم کردند که عملا پیش از سده ۱۱ میلادی هیچ حکم ارتدادی نمی توانست داده شود.[۲۱] در هر حال، فقهای بعدی سطح توقع را به منظور اعمال کیفر مرگ پایین آوردند، که این به قضات اجازه می‌دهد قانون ارتداد را به طرق مختلف تفسیر کنند،[۲۲] که گاهی بامدارا و گاهی به سفتی و سختی این‌چنین کردند.[۲۳] در اواخر قرن ۱۹ میلادی استفاده از کیفرهای مرتبط با دادرسی جنایی برای ارتداد از گردونه استفاده خارج شد، اگرچه کیفرهای مدنی همچنان اعمال می‌شدند.[۲۴]

بنا به گفته عبدالرشید عمر، غالب فقهای اسلامی امروزی به در نظر گرفتن ارتداد به عنوان جرمی که سزاوار کیفر مرگ است همچنان ادامه می دهند.[۲۵] برخی در اسلام ارتداد را شکلی از جرم دینی در نظر می‌گیرند، اگرچه باقی این طور نمی‌دانند.[۲۶][۲۷][۲۸] دیگران استدلال می کنند که کیفر مرگ، مجازاتی ناشایسته است،[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] با فرامین کتبی قرآنی، همچون «هیچ اکراهی در دین نیست» یا آیات ۲۱–۲۲ سوره غاشیه ناسازگار است؛[۳۳] و/یا این که این قانونی بشرساخته است که در جامعه اسلامی اولیه به منظور این که چیزی معادلِ فرار یا خیانت را جلوگیری و مجازات کند وضع گردید،[۳۴] و فقط هنگامی اعمال این قانون می‌سزد که ارتداد به مکانیسم اغتشاش و نافرمانی عمومی تبدیل گردد (فتنه را ببینید).[۳۵] بنا به گفته خالد أبو الفضل، مسلمانان میانه‌رو باور ندارند که ارتداد نیازمند مجازات است.[۳۶] منتقدان[۳۷][۳۸] استدلال می‌کنند که کیفر مرگ یا مجازاتی دیگر برای ارتداد در اسلام، نقض حقوق بشر جهانی، و مسئله آزادی دین و وجدان می‌باشد.[۳۹]

از تاریخ ۲۰۱۴ میلادی، قوانین تجویزشده در کشورهای گوناگون اکثریت-مسلمان برای احکام و فتاوای مرتد، از اعدام گرفته تا یک مدت حبس و تا هیچ مجازاتی می‌باشد.[۴۰][۴۱] دادگاه‌های احکام اسلام در برخی از کشورها، از مجموعه قوانین مدنی برای باطل‌سازی ازدواج مرتد و منع حقوق حضانت فرزند و همچنین حقوق ارث‌بری استفاده می کنند.[۴۲] از ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۶ میلادی، سه دولت، چهار فرد را برای ارتداد از اسلام اعدام کردند: «یکی در سودان در ۱۹۸۵؛ دو تا در ایران، در ۱۹۸۹ و ۱۹۹۸؛ و یکی در عربستان صعودی در ۱۹۹۲.»[۴۳] علاوه بر این از تاریخ ۲۰۱۳ میلادی، بیست و سه کشور اکثریت مسلمان، ارتداد از اسلام را از طریق حقوق کیفری خود تحت پوشش قرار داده اند.[۴۴] قانون اساسی ۲۰۱۴ میلادی تونس، بر پایه اتهامات ارتداد، محافظت در برابر حملات را قید و معین می کند.[۴۵] در نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو، حمایت عمومی برای مجازات مرگ برای ارتداد در میان مسلمانان از ۷۸٪ در افغانستان گرفته تا کم‌تر از ۱٪ در قزاقستان را در بر می‌گیرد.

محتویات

مفهوم ارتدادویرایش

ارتداد، یک اصطلاح فقهی و به معنی خروج مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت را به معنی رجوع و بازگشتن دانسته‌اند و در قرآن هم، بارها این مفهوم، به کار رفته‌است.[۴۶] اصطلاح عربی (رده، ارتداد) در قرآن به کار نرفته‌است، ولی وعده ترسناکی در آخرت برای کسانی که «بر می‌گردند» یا «انکار می‌کنند» (یَرتَدو؛ ۲:۲۱۷؛ ۵:۵۴) و «کسانی که کافر می‌شوند بعد از آنکه ایمان آوردند»(۳:۸۱؛۵:۶۱؛۹:۶۶؛۴:۱۳۷؛۱۶:۱۰۶) وعده داده شده‌است ولی مجازات دنیایی بران آن در نظر گرفته نشده است. عبدالعلی بازرگان حکم ارتداد را یک امر صد در صد تاریخی و فقاهتی می داند که ربطی به قرآن و سنّت پیامبر ندارد.[۴۷][۴۸]

مشاجره درباره معنی مسلمان و مومن یکی از موضوع‌هایی است که منجر به اولین جنگ داخلی (۳۵-۴۰ ه. ق/۶۵۶-۶۶۱ م) شد. یک گروه (خوارج) ادعا کردند که گناه کبیره منجر به کفر می‌شود. یک گروه افراطی خوارج، گناهکارانی که گناه‌های کبیره انجام می‌دادند را کافر شمرده و قتل خلیفه عثمان (حک: ۲۳-۳۵ ه. ق/۶۴۴-۶۵۶ م) مشروع دانستند. باقی نوشته‌های خوارج بین کافر و مرتد، هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کنند، ولی گناهکاران کبیره را هرگز مسلمان نشمرده و آنها را محروم از حمایت جامعه می‌دانند.[۴۹]

برخی معتقدند برای تحقق ارتداد شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین از سوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد. از نظر جوادی آملی «ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد... بنابراین ارتداد یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.»[۵۰]

برخی ارتداد و خارج شدن از دین را به معنای پیوستن به دشمن می دانند [۵۱] به عقیده بازرگان در واقعیت عصر محمد «ارتداد منسوب به اشخاص، بیش از یک مخالفت ساده دینی یا خروج از اعتقاد یکتاپرستی بود و در مورد مخالفتهای سیاسی ـ عقیدتی و قیام مسلحانه علیه امت تازه تولد یافته اسلام به کار برده می شد، یا مربوط به خروج از تعهدات و قراردادها بود که هدف آن سرکشی و شورش اعلام می شد.»[۵۲] از نظر لوئیس کوزر، ارتداد این نیست که شخص مرتد فقط دچار یک تغییر اساسی در عقیده ش شود بلکه مرتد کسی است که حتی در عقیده جدیدش احساس رضایت ندارد و به جای تلاش در راستای تحقق آن، در حال نفی و حمله به ایمان سابقش است.[۵۳][۵۴] استوارت رایت، نویسنده و جامعه شناس آمریکایی، ارتداد را یک پدیده منحصر به فرد و یک نوع تخطی مذهبی می داند که در آن مرتد با مخالفین ائتلاف می کند تا اختلاف را گسترش داده و برای حمله به گروه سابقش دست به فعالیت عمومی می زند.[۵۵]

ارتداد و آزادیویرایش

از دیدگاه بسیاری ار فقهای شیعه، شک کردن را نیز جزئی از ارتداد برشمرده‌اند.[۵۶] ابن حمزه طوسی می‌گوید: «کسی که پس از اقرار به صدق پیامبر دچار تردید شود یا بگوید نمی‌دانم پیامبر راستگوست یا دروغ گو، خونش مباح است» صاحب جواهر که یکی از برجسته‌ترین فقهای شیعه است صرف شک و تردید را موجب ارتداد دانسته. علامه حلی، کاشف‌الغطا و جمعی دیگر از علمای شیعه نیز شک را موجب ارتداد دانسته‌اند.[۵۷]

به عقیده منتقدین قوانینی که تغییر دین را محدود یا غیرقانونی می‌دانند در تناقض صریح با اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر است.[۵۸]

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده‌بانی آن در محیط عمومی یا خصوصی است و هیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.

به اعتقاد مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو-: «علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت است، به طوری که با فقدان آن قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد است که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»[۵۹] به اعتقاد جوادی آملی ارتداد آن است که کسی دین را از روی منطق و تحقیق می پذیرد، با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری کند.[۶۰] بنابراین شخص مرتد به صرفِ شک و تردید اعدام نمی‌شود بلکه در صورتی که با قول یا عملکرد کفرآمیز، ارتداد خود را اظهار کند و راه عناد و کج‌روی پیش گرفته و در صدد تضعیف آئین اسلام برآید. ولی کسی که در ظاهر شهادتین بر زبان جاری کرده تا زمانی که اظهار اسلام می‌کند، کسی حق تعرض به او را ندارد.[۶۱][۶۲] بنا به نظر اسلام، احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌کنند، اجراء نمی‌شود. بعلاوه اینکه از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام است.[۶۳]

عبدالکریم سروش در یک سخنرانی با ذکر این مسئله که توهین و ناسزا از مقوله آزادی بیان نیست و در واقع نوعی عمل است، دربارهٔ کتاب سلمان رشدی گفته است:[۶۴]

در قصه سلمان رشدی، فارغ از هرگونه داوری، عده‌ای از او دفاع کردند و گفتند مسئله آزادی بیان است، ولی واقعاً این‌طور نیست. سلمان رشدی به پیامبر اسلام ناسزا گفته و اهانت کرده بود. او از آزادی بیان استفاده نکرده بود.

در قانون مجازات جمهوری اسلامی ایران، از ارتداد به‌عنوان جرم نام برده نشده و مجازاتی هم برایش تعیین نشده است؛[۶۵] اما مراجع دینی احکامی در این باره صادر کرده اند.

در قرآنویرایش

ارتداد به معنی «بازگشتن از دین اسلام» در چند آیه از قرآن مطرح شده، از آن میان در سوره مائده (۵:۵۴) و محمد (۴۷:۲۵) ارتداد مورد نکوهش قرار گرفته‌است. در سوره بقره (۲:۲۱۷) با تفضیل بیشتری به موضوع پرداخته شده، و مجازات مرتد در آخرت، حبط اعمال و عذاب جاودان دانسته شده‌است. در منابع روایی، اعم از کتب حدیث شیعه و اهل سنت احادیثی چند از قول و فعل پیامبر و دیگر بزرگان دینی دربارهٔ مجازات مرتد نقل شده‌است.[۴۶] پیشینه حکم ارتداد - به نظر برخی مفسران- به آیه 52 سوره آل عمران بر میگردد که گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌ های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.[۶۶]

قرآن مورد واضحی برای ارتداد از دین بعد از مسلمان شدن نگفته‌است. با این حال، این کتاب گروهی از مردم مدینه که مخفیانه بی اعتقاد بودند را منافق نامیده‌است. در سوره ۶۳ و همچنین ۲:۸تا۲۰ و ۳:۱۱۸ و ۹:۶۴تا۶۸ منافقین به عنوان باورمندان ظاهری و کافرهای باطنی توصیف شده‌اند. هیچ جریمه‌ای برای منافق تجویز نشده‌است تا زمانی که دست به شورش نزنند ولی در آخرت مجازات خشنی در انتظارشان است. قرآن در ۴»۸۸–۹۱ از مسلمانان خواسته که در صورت شورش منافقین، با آن‌ها بجنگند و آن‌ها را بکشند. ناباور به خودی خود، در قرآن هیچ مجازاتی برایش تعیین نگشته‌است.[۴۹]

در آیات مدینه‌ای، قرآن بین ایمان آوردن و اسلام آوردن تمایز قائل شده‌است. در قرآن ۴۹:۱۴، گروهی از بدویان را به عنوان مسلمان ولی نه مومن، توصیف کرده‌است. هر مومنی مسلمان است اما هر مسلمانی ممکن است مومن نباشد. این تمایز منجر به تقسیم بندی شرعی بین ایمان و اسلام یا تفاوت شرعی بین مسلمان (عضو جامعه اسلامی) در یک سو و مومن (کسی که به رستگاری آخرت عقیده دارد) در سوی دیگر شده‌است. مسلمان اگر مومن هم نباشد، حق دارد که وارث مسلمان دیگری شود، با زن مسلمان ازدواج کند، در غنایم جنگی سهیم شود، و در مراسم تدفین، بر سر جنازه اش نماز خوانده شود. اصطلاح مومن، که به ندرت نشانگر وضعیت حقوقی بود، موضوع مشاجره‌های جدلی بود و ممکن است به تحریم‌های اجتماعی مرتبط باشد، یعنی، این واقعیت که دیگران ممکن است از نماز خواندن پشت سر کسی که مظنون به پناه دادن کافر است، سرباز زنند.[۴۹]

در حدیثویرایش

 
فتوای دانشگاه الازهر در جواب استفتاء در مورد سید احمد درویش برای خروج از اسلام و گرویدن به مسیحیت، در جهت تزویج با زن مسیحی آلمانی‌تبار: باید به مرد مهلت داد تا توبه کند، در غیر اینصورت، طبق شریعت اسلام، باید اعدام گردد. فرزندان این مرد هم، اگر بعد از رسیدن به سن بلوغ، مرتد شدند، باید اعدام گردند.

در طی نیمه اول قرن هجری/ نیمه هفتم قرن میلادی، مسلمانان موافق بودند که جریمه ارتداد در اسلام، مرگ است. به نقل از پسرعموی محمد (عبدالله بن عباس؛ مرگ ۶۸ ه‍.ق/۶۸۷–۸ م)، محمد گفت: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش» (مَن بَدَلَ دینَهُ فَقتُلهُ) یا «گردنش را بزنید» (فَضرِبو عُنقَهُ). در حدیث دیگری، پیامبر ارتداد را یکی از سه شرط کشتن جایزی می‌داند که مسلمانی می‌تواند، مسلمانی را بکشد.[۴۹] به استناد حدیث دیگری از ابن‌عباس و عایشه، «کسی که دینش را ترک کرد و از جماعت جدا شد» را اجازه دارند تا خونش را بریزند؛ ولی هیچ نوع توافقی از اول با نوع اعدام صورت نگرفته‌است. از این رو عکرمه (درگذشت ۱۰۶ ه‍.ق/۷۲۴ م) و انس بن مالک (درگذشت ۹۱ ه‍.ق/ ۷۱۰ م) علی را برای سوزانیدن مرتدان سرزنش می‌کرده‌اند.[۶۷] برطبق حدیثی بر پایهٔ گفتهٔ ابن‌عباس در نقد علی خلیفه چهارم (حکمرانی ۳۵ تا ۴۰ ه‍.ق/۶۵۶ تا ۶۶۱ م) کسی که کافران یا مرتدان (زنادیق جمع زندیق) را می‌سوزانیده است، تأکید کرده‌است: «کسی که دینش را ترک کند، او را بکشید ولی با مجازات خدا- یعنی آتش (زدن)- کسی را مجازات نکنید.[۶۸] بر طبق حدیثی از عایشه، مرتدین باید کشته شوند، به صلیب کشیده شوند یا تبعید گردند.[۶۷] تهمت اشتباهی ارتداد همچنین قابل مجازات است. بعلاوه، در تعدادی از گزارش‌های تاریخی، مجازات اعدام برای ارتداد اصحاب پیامبر ذکر شده‌است.[۴۹]

به عقیده بازرگان ارتداد یک امر صد در صد تاریخی و فقاهتی است و ربطی به قرآن و سنّت پیامبر ندارد. و مدعی است حتی یک آیه در قرآن یافت نمی شود که به ارتداد حکم داده باشد. و معتقد است حکم ارتداد مورد نظر قرآن عملی است نه نظری. ارتداد عملی از نظر بازرگان پشت کردن به خودی و پیوستن به دشمن است، نه تغییر مذهب و انکار زبانی آن. بعلاوه اینکه در ارتداد عملی هم گفته قرآن دستور داده مرتد را آزاد بگذارید و کاری به کارشان نداشته باشید.[۶۹]

در تاریخویرایش

 
سید حسین سودمند آذر ۱۳۶۸ در زندان مشهد به جرم ارتداد اعدام شد.[۷۰]

در طی نیمه اول قرن هجری/ نیمه هفتم قرن میلادی، مسلمانان موافق بودند که جریمه ارتداد در اسلام، مرگ است. به نقل از پسرعموی محمد (عبدالله بن عباس؛ مرگ ۶۸ ه. ق/۶۸۷-۸ م)، محمد گفت: «کسی که دینش را عوض کرد، بکشیدش» (مَن بَدَلَ دینَهُ فَقتُلهُ) یا «گردنش را بزنید» (فَضرِبو عُنقَهُ). در حدیث دیگری، پیامبر ارتداد را یکی از سه شرط کشتن جایزی می‌داند که مسلمانی می‌تواند، مسلمانی را بکشد.[۴۹] به استناد حدیث دیگری از ابن‌عباس و عایشه، «کسی که دینش را ترک کرد و از جماعت جدا شد» را اجازه دارند تا خونش را بریزند؛ ولی هیچ نوع توافقی از اول با نوع اعدام صورت نگرفته‌است. از این رو عکرمه (درگذشت ۱۰۶ ه. ق/۷۲۴ م) و انس بن مالک (درگذشت ۹۱ ه. ق/ ۷۱۰ م) علی را برای سوزانیدن مرتدان سرزنش می‌کرده‌اند.[۶۷] برطبق حدیثی بر پایهٔ گفتهٔ ابن‌عباس در نقد علی خلیفه چهارم (حکمرانی ۳۵ تا ۴۰ ه. ق/۶۵۶ تا ۶۶۱ م) کسی که کافران یا مرتدان (زنادیق جمع زندیق) را می‌سوزانیده است، تأکید کرده‌است: «کسی که دینش را ترک کند، او را بکشید ولی با مجازات خدا- یعنی آتش (زدن)- کسی را مجازات نکنید.[۷۱] بر طبق حدیثی از عایشه، مرتدین باید کشته شوند، به صلیب کشیده شوند یا تبعید گردند.[۶۷] تهمت اشتباهی ارتداد همچنین قابل مجازات است. بعلاوه، در تعدادی از گزارش‌های تاریخی، مجازات اعدام برای ارتداد اصحاب پیامبر ذکر شده است.[۴۹] تاریخ نگاران اسلامی، در صدر اسلام، اسم تعدادی از مرتدها را آورده‌اند. آنگونه که از متون تاریخی به دست می‌آید پس از فتح مکه، محمد دستور اعدام ۴ مرتد را صادر کرد: عبدالله بن خطل، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، مقیس بن صبابه یا حبابه، ساره.[۷۲] به عقیده بازرگان حکم قتل کسی که از دین یا ملتش برمی‌گشت، درهمه مذاهب و ملتها بدیهی به‌نظر می‌رسیده و یک پیش‌فرض غلط آدمیان در طول تاریخ بوده است و جوامع اسلامی هم از این امر مستثنی نبوده اند. از مدرنیته به بعد است که مسئله حقوق بشر رسمیّت و مقبولیت نسبی پیدا می‌کند و جوامع پیشرفته تغییر مذهب را می‌پذیرند.[۷۳]

زندگانی محمدویرایش

تاریخ نگاران اسلامی، در صدر اسلام، اسم تعدادی از مرتدها را آورده‌اند. آنگونه که از متون تاریخی به دست می‌آید پس از فتح مکه، محمد دستور اعدام ۴ مرتد را صادر کرد: عبدالله بن خطل، عبدالله بن سعد بن ابی سرح، مقیس بن صبابه یا حبابه، ساره.[۷۴]

خلافت خلفای راشدینویرایش

مشاجره دربارهٔ معنی مسلمان و مؤمن یکی از موضوع‌هایی است که منجر به اولین جنگ داخلی (۳۵–۴۰ ه‍.ق/۶۵۶–۶۶۱ م) شد. یک گروه (خوارج) ادعا کردند که گناه کبیره منجر به کفر می‌شود. یک گروه افراطی خوارج، گناهکارانی که گناه‌های کبیره انجام می‌دادند را کافر شمرده و قتل خلیفه عثمان (حک: ۲۳–۳۵ ه‍.ق/۶۴۴–۶۵۶ م) مشروع دانستند. باقی نوشته‌های خوارج بین کافر و مرتد، هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کنند، ولی گناهکاران کبیره را هرگز مسلمان نشمرده و آنها را محروم از حمایت جامعه می‌دانند.[۴۹]

تحلیل فقهیویرایش

 
آیت الله عبدالحسین امینی و حسین قمی، کسروی را مرتد اعلام کردند و او را مهدورالدم خواندند.[۷۵]

احادیث مجازات ارتداد در اسلام را گردن زدن، سوزاندن، به صلیب کشیدن یا تبعید شدن معرفی می‌کنند. برخی روایات سنتی اجازه می‌دهند تا شخص مرتد، توبه کند. قوانین شرعی اسلامی موافق جریمه اعدام (به‌طور سنتی توسط (شمشیر) برای مرتد مذکر که داوطلبانه اسلام را انکار می‌کند، هستند. علاوه بر این، ارتداد مشمول جرائمی است که قانون‌شکنی (حد، جمع آن حدود) محسوب می‌شود. برخی از مکتب‌های اسلامی اجازه می‌دهند تا مرتدان مؤنث را به جای اعدام، زندانی کنند. مکتب دربارهٔ این سؤال که آیا مرتدین اجازه، تشویق یا مجاز به انکار هستند، همان‌طور که دربارهٔ وضعیت دارایی مرتد بعد از مرگ یا تبعید آنچه می‌شود، نظر مختلفی دارند، ولی همگی متفق‌القول هستند که ازدواج فرد مرتد را باید باطل کرد. بر پایه منع قرآنیِ اجبار در اعتقاد به دین (۲:۲۵۷)، خیلی از متفکران جدید قانون مجازات اعدام برای ارتداد را به چالش کشیدند و امروزه کمتر از این قانون استناد می‌شود.[۷۶][۷۷]

از نظر فقهی، در مجموع سه نوع ارتداد قابل فرض است: تحقق ارتداد با نیت و عزم صرف، ارتداد قولی و ارتداد فعلی؛ «تردد در کفر» نیز به صورت نخست ملحق شده‌است. از آنجایی که فقها مسئله ارتداد را ضمن مباحث حدود مطرح می‌سازند، اثبات این جرم را نیز منوط به اقرار مجرم، یا شهادت شاهد می‌دانند.[۴۶]

انکار امر ضروری دین موجب ارتداد شناخته شده‌است، اما تحقق ارتداد به انکار ضروری مذهب مورد اختلاف است. شهید ثانی مخالفت با اجماع را مصداق انکار ضروریات نمی‌داند، مگر مخالفت با اجماع بر سر مسئله‌ای که از ضروریات دین به‌شمار آید، و نیز اجماع مورد نظر می‌باید توسط اهل حل و عقد از مسلمانان تحقق یافته باشد. از طرف دیگر، صاحب جواهر نظریه صاحب کشف اللثام را مبنی بر اینکه مسئله مورد انکار بر طبق اعتقاد منکر باید از ضروریات دین محسوب گردد و سپس انکار نماید و الا انکار به حساب نمی‌آید، مورد نقد قرار داده‌است و اعتقاد منکر را دخیل در تحقق عنوان ضروری دین نمی‌داند.[۴۶]

به گفتهٔ محقق داماد، به‌طور کلی از مجموع کلمات فقها چنین استنباط می‌شود که منزلت نزد فقیهان، خصوصاً فقهای امامیه، مقامی است برزخ بین اسلام و کفر که وی را بالاتر از کافر و فروتر از مسلمان می‌شمارند و از این رو چنین تعبیر می‌کنند که مرتد «فوق الکافر و دون المسلم» است.[۴۶]

مرتد ملی و فطریویرایش

از نظر فقهای امامیه دو نوع مرتد وجود دارد: فطری و ملی. اگر مسلمان زاده‌ای از دین خود روگردان شده، کفر ورزد، از نوع نخست به‌شمار می‌آید و اگر کافری پس از گرویدن به اسلام به کفر بازگردد، به عنوان مرتد ملی شناخته می‌شود. این تقسیم‌بندی نزد فقهای شیعه از آنجاست که بین دو نوع مرتد از نظر مجازات تفاوت قائل شده‌اند، اما فقهای اهل سنت برای هر دو مجازات یکسانی مطرح کرده‌اند.[۴۶]

معیار فقهای امامیه برای تشخیص فطری بودن مرتد یکی از این عناصر است: انعقاد نطفه در خانواده مسلمان، ولادت از والدین مسلمان، بلوغ در دامان پدر و مادر مسلمان، صاحب جواهر مشروحاً به نقد نظریات مختلف پرداخته و عنصر «انعقاد نطفه» را ترجیح داده‌است؛ بر این پایه، اگر والدین طفل پس از انعقاد مرتد گردند، وی همچنان فطرتاً مسلمان خوانده می‌شود.[۴۶]

حکم ارتدادویرایش

در کتب فقهی شرایطی برای مرتد منظور گشته که هدف از برشمردن آنها، بیان مصداق مرتد شرعی است که با فقدان هر یک از شروط، موضوع ارتداد شرعاً منتفی خواهد بود و مجازات به اجرا در نخواهد آمد. در منابع فقهی شیعه بلوغ، عقل، اختیار و قصد از شرایط اصلی ارتداد به‌شمار آمده‌است. از مکاتب اهل سنت، شافعیه نیز همین شرایط را منظور داشته‌اند، اما مالکیه در مورد اشتراط بلوغ اختلاف نظر دارند و حنابله و حنفیه بلوغ را شرط نمی‌دانند. در هر حال با توجه به شرایط ذکر شده، مجنون، مُکره، مضطر و امثال آن هیچ‌گاه مرتد شناخته نمی‌شوند.[۴۶]

شیعهویرایش

 
کشیش یوسف ندرخانی به دلیل گرویدن به کیش میسیحیت، به اعدام محکوم شد که با فشار بین‌المللی حکمش لغو گشت.

فقهای امامیه علاوه بر اعدام، عقوبتهای زیر را برای مردی که مرتد فطری است در نظر گرفته‌اند: جدایی از همسر و تقسیم اموال بین ورثه. در کتب فقهی برخی جزئیات دربارهٔ این مجازات‌ها، چون مسئله قبول توبه مرتد وعده وفات همسر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. ادله مورد تمسک در احکام این باب، علاوه بر اجماع، شماری از روایات هستند. اما چنانچه مردی مرتد ملی باشد، مهلتی برای توبه نمودن او مقرر است و تنها در صورت سرباز زدن از توبه مجازات می‌گردد. در صورت تکرار ارتداد برای بار سوم اعدام او واجب است. مرتد ملی در صورت توبه از کفر خویش، از حکم محجور شدن از تصرف در اموال و فسخ عقد نکاح برکنار خواهد بود، گرچه تجدید عقد با زوجه‌اش نیاز به انقضای مدتی برابر عده طلاق دارد. تمام احکام یاد شده مربوط به مرد مرتد است، اما زنی که مرتد گردد در مورد مجازات وی از نظر فقهای امامیه تفاوتی بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد.[۴۶]

 
علی دشتی به دلیل انتشار کتاب 23 سال شکنجه و به اعدام محکوم شد.[۷۸]

اهل سنتویرایش

فقهای مکاتب چهارگانه اهل سنت با یکدیگر موافق هستند که فرقی میان مرتد ملی و فطری نیست. در مورد مجازات مرتد نیز نسبت به مهلت دادن برای توبه و سپس اعدام در صورت عدم توبه، تردید نموده‌اند، اما نسبت به جزئیات این احکام نظیر واجب بودن یا مستحب بودن مهلت برای توبه، چگونگی تقسیم اموال مرتد، اختلاف نظرهایی به چشم می‌خورد.[۴۶]

حنفیویرایش

 
منصور حلاج به خاطر اعتقادات صوفی گریانه ش، اعدام شد.

در دیدگاه حنفیه، مستحب است حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه نماید تا شبهه‌اش برطرف گردد. مهلتی که برای توبه مرتد در نظر گرفته می‌شود، ۳ روز است که این ایام را در حبس سپری می‌سازد و اگر پس از انقضای مدت توبه نکرد، مجازات خواهد شد. البته حنفیان مهلت دادن به مرتد را تنها در دو صورت مستحب شمرده‌اند: حاکم امیدوار به توبه وی باشد، یا مرتد شخصاً تقاضای مهلت کند. زن مرتد به هیچ وجه کشته نمی‌شود و مجازاتش تنها حبس است. به‌طور کلی با تحقق ارتداد مالکیت مرتد از میان می‌رود تا هنگامی که شخص توبه کند؛ اما اگر کشته شد، اموال به دست آمده در زمان اسلامش به وارثان مسلمانش تعلق می‌گیرد و اموالی که در زمان ارتداد به دست آورده، به بیت المال می‌رسد.[۴۶]

شافعیویرایش

بین شافعیان دربارهٔ وجوب دادن مهلت توبه و استحباب آن اختلاف نظر وجود دارد. قائلان به وجوب در اکثریتند و معتقدان به استحباب اقلیت را تشکیل می‌دهند. در خصوص مدت مقرر برای توبه مرتد نیز نظریات یکسان نیست. گروهی ۳ روز را مد نظر قرار داده، و عده‌ای آن را همان نخستین زمانها در محکمه محدود نموده‌اند. با این حال، شافعیان به اتفاق آراء معتقدند که مرتد در صورت ابا کردن از توبه کشته خواهد شد و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. در مورد اموال مرتد نیز برخی با تحقق ارتداد حکم به خروج اموال از ملک مرتد داده‌اند و گروهی دیگر معتقدند که در صورت عدم توبه، چنین حکمی جاری خواهد بود؛ بر این پایه، در واقع با کشته شدن مرتد، کشف می‌گردد که اموالش از ملک وی خارج شده‌است. به هر حال اموال مرتد در صورت خلع ید وی به بیت المال سپرده می‌شود و هیچ وارثی حق ارث بردن از او را ندارد.[۴۶]

حنبلیویرایش

 
حمزه کاشغری، شاعر عربستانی که به دلیل توهین به محمد در توئیتر، از عربستان سعودی گریخته بود، در مالزی دستگیر و به کشورش دیپورت شد. او اکنون در زندان به سر می‌برد.

فقهای حنبلی نسبت به وجوب دادن مهلت یا استحباب آن اختلاف عقیده دارد، اما در هر صورت مدت مهلت را همان ۳ روز دانسته‌اند. مرتد ایام مهلت را در حبس سپری می‌سازد و توبه او می‌باید از روی میل باطنی صورت پذیرد، اما اگر وی در اثر اکراه، تن به توبه دهد، جستجو از حقیقت این توبه لازم نیست. نزد این فقیهان، مرتد در صورت نپذیرفتن توبه مجازات خواهد شد، و در این حکم بین زن و مرد تفاوتی نیست. حنبلیان سلب مالکیت از مرتد را جایز نمی‌شمارند ولی با تحقق ارتداد وی را از تصرف در اموالش ممنوع می‌سازند و در صورت کشته شدنش، تمامی اموال او را به بیت المال می‌سپارند.[۴۶]

مالکیویرایش

از دیدگاه مذهب مالکی واجب است که حاکم شرع، اسلام را بر مرتد عرضه کند و از وی بخواهد تا توبه نماید. به مرتد ۳ روز مهلت داده خواهد شد تا دست از کفر خویش بشوید. این مهلت از روز اثبات کفر در محکمه شروع می‌شود، نه از روز کفر ورزیدن. ایام مهلت را مرتد در حبس سپری خواهد کرد، اما بدون اینکه مورد خشونت یا آزار قرار گیرد. خوراک و آشامیدنی به هزینه مرتد در اختیارش قرار خواهد گرفت. در اجرای این مجازات تفاوتی بین مرد و زن نیست؛ تنها تفاوتی که مالکیان برای زن مرتد قائل شده‌اند این است که مهلت توبه وی گذشتن ایام عادت ماهانه‌است تا شبهه وجود حمل نیز بر طرف گردد.[۴۶]

موارد اتهامیویرایش

 
محسن امیراصلانی به دلیل توهین به یونس نبی در سال ۱۳۹۳ اعدام شد.
 
مهدی دیباج به دلیل گرویدن به مسیحیت توسط مأمورین جمهوری اسلامی به قتل رسید.

طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۶، کسانی که از دین اسلام خارج شوند، در صورتی که یکی از والدینشان مسلمان باشد، حکمشان اعدام است.[۷۹]

  • منصور حلاج به خاطر اعتقادات صوفی گرایانه ش، به ارتداد محکوم و اعدام گشت.
  • علی دشتی به دلیل نوشتن کتاب 23 سال، به شکنجه شد و به اعدام محکوم گشت.[۷۸]
  • حسین سودمند اولین کشیش ایرانی که در دوران معاصر به خاطر اعتقاداتش اعدام شد، وی در دوران خدمت سربازی به مسیحیت تغییر دین داد، بعد از انقلاب اسلامی وی به زندان افتاد و پس از سال‌ها در بند بودن و پایداری بر اعتقادات خویش، در سوم دسامبر ۱۹۹۰ در مشهد اعدام شد.
  • هاشم آقاجری در ایران، به سال ۱۳۸۱، به دنبال سخنرانی در دانشگاه همدان، با موضوع «پروتستانتیسم اسلامی»، به «ارتداد» متهم، بازداشت و ماه‌ها زندانی شد. دادگاه اولیه هاشم آقاجری را به اعدام محکوم کرد اما این حکم در دیوان عالی کشور نقض شد. اما دادگاه همدان برای دومین بار او را به اعدام محکوم کرد.[۸۰]
  • آقای م صفری مقدم در سال ۸۳ در دادگاهی در استان اصفهان محاکمه شدن و حکم صادره از دادگاه به علت ارتباط با کلیساها خارج از ایران و تبلیغ علیه نظام در سایه بی‌خبری و نبودن وکیل و سازمان حقوق بشری محکوم به هشتاد و دو ضربه شلاق و چهار سال تعبید شد.
  • مریم رستم‌پور و مرضیه امیرزاده، در ایران، به تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷(۵ مارس ۲۰۰۹) به خاطر ارتداد دستگیر شدند.[۸۱][۸۲][۸۳] که با فشار جامعه بین‌المللی، پس از ۲۵۹ روز حبس، آزاد شدند.
  • مریم یحیی ابراهیم اسحاق در سودان در سال ۱۳۹۳ به خاطر گرویدن به دین شوهرش (مسیحیت) به اعدام محکوم شد.[۸۴]
  • رافق تقی و سمیر صداقت اوغلو، دو تن از کشور جمهوری آذربایجان، از سوی فاضل لنکرانی به دلیل توهین به محمد، مرتد و کافر شناخته شده شدند.[۸۵]
  • اتحادیه بین‌المللی انسان‌گرایی و اخلاق، در اولین گزارشی که سال ۲۰۱۲ منتشر کرد، اعلام که هفت نفر به خاطر «کفر»، «ارتداد»، یا تعویض دین اعدام شده‌اند که برخی هم به صورت گردن زدن در ملاء عام بوده‌است.[۸۶]
  • مهدی دیباج به دلیل گرویدن به مسیحیت، در ۱۹۹۴ توسط تیم ترور قتل‌های زنجیره ای به قتل رسید.
  • یوسف ندرخانی به دلیل گرویدن به مذهب مسیحیت و کشیش شدن (تبلیغ مسیحیت) به ارتداد و اعدام محکوم گشت که با فشار بین المللی حکمش باطل شد.

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. Frank Griffel, Apostasy, in (Editor: Gerhard Bowering et al.) The Princeton Encyclopedia of Islamic Political Thought, شابک ‎۹۷۸-۰۶۹۱۱۳۴۸۴۰, pp. 40–41
  2. Diane Morgan (2009), Essential Islam: A Comprehensive Guide to Belief and Practice, شابک ‎۹۷۸-۰۳۱۳۳۶۰۲۵۱, pp. 182–83
  3. Ghali, Hebatallah (December 2006). "Rights of Muslim Converts to Christianity" (Ph.D. Thesis). Department of Law, School of Humanities and Social Sciences. The American University in Cairo, Egypt. p. 2. Archived (PDF) from the original on 4 September 2014. Whereas apostate (murtad) is the person who commits apostasy ('rtidad), that is the conscious abandonment of allegiance or ... renunciation of a religious faith or abandonment of a previous loyalty.
  4. "No God, not even Allah". The Economist. 24 November 2012. Archived from the original on 26 December 2017. Retrieved 9 January 2018.
  5. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 1–25. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336. By the murtadd or apostate is understood as the Moslem by birth or by conversion, who renounces his religion, irrespective of whether or not he subsequently embraces another faith
  6. Abdelhadi, Magdi (27 March 2006). "What Islam says on religious freedom". BBC News. Archived from the original on 11 February 2017. Retrieved 14 October 2009.
  7. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 1–25. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336. By the murtadd or apostate is understood as the Moslem by birth or by conversion, who renounces his religion, irrespective of whether or not he subsequently embraces another faith
  8. Friedmann, Yohanan (2003). "Chapter 4: Apostasy". Tolerance and Coercion in Islam: Interfaith Relations in the Muslim Tradition. Cambridge University Press. pp. 121–59. ISBN 9781139440790. Archived from the original on 20 March 2018.
  9. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 2–4. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336.
  10. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 2–4. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336.
  11. Ibrahim, R. (2009). Gallagher, J.; Patterson, E., eds. Debating the War of Ideas. Springer. p. 68. ISBN 9780230101982. Muslims who were forced to choose between recanting Islam or suffering persecution were, and still are, permitted to lie by feigning apostasy
  12. J.T. Munroe (2004), Hispano-Arabic Poetry, Gorgias Press, شابک ‎۹۷۸-۱-۵۹۳۳۳-۱۱۵۳, p. 69.
  13. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 1–25. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336. By the murtadd or apostate is understood as the Moslem by birth or by conversion, who renounces his religion, irrespective of whether or not he subsequently embraces another faith
  14. Lewis, Bernard (1995). The Middle East, a Brief History of the Last 2000 Years. Touchstone Books. p. 229. ISBN 978-0684807126. Retrieved 27 November 2015.
  15. J.T. Munroe (2004), Hispano-Arabic Poetry, Gorgias Press, شابک ‎۹۷۸-۱-۵۹۳۳۳-۱۱۵۳, p. 69.
  16. Omar, Abdul Rashied (16 February 2009). "The Right to religious conversion: Between apostasy and proselytization". In Mohammed Abu-Nimer; David Augsburger. Peace-Building by, between, and beyond Muslims and Evangelical Christians. Lexington Books. pp. 179–94. ISBN 978-0-7391-3523-5. Archived from the original on 11 January 2016.
  17. Kecia Ali; Oliver Leaman (2008). Islam: the key concepts. Routledge. p. 10. ISBN 9780415396387. Archived from the original on 12 December 2013. Retrieved 29 November 2013.
  18. John L. Esposito (2004). The Oxford dictionary of Islam. Oxford University Press. p. 22. ISBN 9780195125597. Archived from the original on 12 December 2013. Retrieved 28 November 2013.
  19. Asma Afsaruddin (2013), Striving in the Path of God: Jihad and Martyrdom in Islamic Thought, p. 242. Oxford University Press. شابک ‎۰۱۹۹۷۳۰۹۳۸.
  20. Wael, B. Hallaq (2009). Sharī'a: Theory, Practice and Transformations. Cambridge University Press. p. 319. ISBN 978-0-521-86147-2.
  21. Gerhard Bowering, ed. (2013). The Princeton encyclopedia of Islamic political thought. associate editors Patricia Crone, Wadid Kadi, Devin J. Stewart and Muhammad Qasim Zaman; assistant editor Mahan Mirza. Princeton, N.J.: Princeton University Press. p. 40. ISBN 978-0691134840.
  22. Gerhard Bowering, ed. (2013). The Princeton encyclopedia of Islamic political thought. associate editors Patricia Crone, Wadid Kadi, Devin J. Stewart and Muhammad Qasim Zaman; assistant editor Mahan Mirza. Princeton, N.J.: Princeton University Press. p. 40. ISBN 978-0691134840.
  23. Vikør, Knut S. (2005). Between God and the Sultan: A History of Islamic Law. Oxford University Press. p. 291.
  24. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 1–25. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336. By the murtadd or apostate is understood as the Moslem by birth or by conversion, who renounces his religion, irrespective of whether or not he subsequently embraces another faith
  25. Omar, Abdul Rashied (16 February 2009). "The Right to religious conversion: Between apostasy and proselytization". In Mohammed Abu-Nimer; David Augsburger. Peace-Building by, between, and beyond Muslims and Evangelical Christians. Lexington Books. pp. 179–94. ISBN 978-0-7391-3523-5. Archived from the original on 11 January 2016.
  26. Abdelhadi, Magdi (27 March 2006). "What Islam says on religious freedom". BBC News. Archived from the original on 11 February 2017. Retrieved 14 October 2009.
  27. Peters, Rudolph; Vries, Gert J. J. De (1976). "Apostasy in Islam". Die Welt des Islams. 17 (1/4): 1–25. doi:10.2307/1570336. JSTOR 1570336. By the murtadd or apostate is understood as the Moslem by birth or by conversion, who renounces his religion, irrespective of whether or not he subsequently embraces another faith
  28. "Sudan woman faces death for apostasy". BBC News. 15 May 2014. Archived from the original on 19 May 2014. There is a long-running debate in Islam over whether apostasy is a crime. Some liberal scholars hold the view that it is not (...), Others say apostasy is (...). The latter is the dominant view in conservative Muslim states such as Sudan, Saudi Arabia and Pakistan (...).
  29. Ibrahim, Hassan (2006). Abu-Rabi', Ibrahim M., ed. The Blackwell Companion to Contemporary Islamic Thought. Blackwell Publishing. pp. 167–69. ISBN 978-1-4051-2174-3.
  30. Forte, D. F. (1994), Apostasy and Blasphemy in Pakistan, Conn. Journal of Int'l Law, Vol. 10, pp. 27–41
  31. Zwemer, Samuel M. "The Law of Apostasy". The Muslim World. 14 (4): 36–37, chapter 2. ISSN 0027-4909.
  32. Kazemi F. (2000), Gender, Islam, and politics, Social Research, Vol. 67, No. 2, pp. 453-74
  33. Elliott, Andrea (26 March 2006). "In Kabul, a Test for Shariah". New York Times. Archived from the original on 11 January 2016. Retrieved 28 November 2015.
  34. John Esposito (2011). What Everyone Needs to Know About Islam. Oxford University Press. p. 74. ISBN 9780199794133. شابک ‎۹۷۸-۰-۱۹-۹۷۹۴۱۳-۳
  35. Ahmet Albayrak writes in The Qur'an: An Encyclopedia that regarding apostasy as a wrongdoing is not a sign of intolerance of other religions, and is not aimed at one's freedom to choose a religion or to leave Islam and embrace another faith, but that on the contrary, it is more correct to say that the punishment is enforced as a safety precaution when warranted if apostasy becomes a mechanism of public disobedience and disorder (fitna). Oliver Leaman, The Qur'an: An Encyclopedia, pp. 526–27.
  36. Abou El Fadl, Khaled (23 January 2007). The Great Theft: Wrestling Islam from the Extremists. HarperOne. p. 158. ISBN 978-0061189036.
  37. "UN rights office deeply concerned over Sudanese woman facing death for apostasy". UN News Centre. Archived from the original on 17 April 2017. Retrieved 17 April 2017.
  38. "Saudi Arabia: Writer Faces Apostasy Trial". Human Rights Watch. 13 February 2012. Archived from the original on 17 April 2017. Retrieved 17 April 2017.
  39. Ibrahim, Hassan (2006). Abu-Rabi', Ibrahim M., ed. The Blackwell Companion to Contemporary Islamic Thought. Blackwell Publishing. pp. 167–69. ISBN 978-1-4051-2174-3.
  40. Laws Criminalizing Apostasy بایگانی‌شده در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine Library of Congress (2014)
  41. Apostasy بایگانی‌شده در ۴ سپتامبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine Oxford Islamic Studies Online, Oxford University Press (2012)
  42. Zwemer, Samuel M. "The Law of Apostasy". The Muslim World. 14 (4): 41–43, Chapter 2. ISSN 0027-4909.
  43. Elliott, Andrea (26 March 2006). "In Kabul, a Test for Shariah". New York Times. Archived from the original on 11 January 2016. Retrieved 28 November 2015.
  44. Laws Criminalizing Apostasy بایگانی‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ توسط Wikiwix Library of Congress (2014)
  45. "Laws Criminalizing Apostasy". Library of Congress. June 2014. Archived from the original on 17 February 2016.
  46. ۴۶٫۰۰ ۴۶٫۰۱ ۴۶٫۰۲ ۴۶٫۰۳ ۴۶٫۰۴ ۴۶٫۰۵ ۴۶٫۰۶ ۴۶٫۰۷ ۴۶٫۰۸ ۴۶٫۰۹ ۴۶٫۱۰ ۴۶٫۱۱ ۴۶٫۱۲ ۴۶٫۱۳ محقق داماد، ارتداد، ۴۴۳–۴۴۴.
  47. بازرگان، عبدالعلی. «پیامبری و شمشیر». دریافت‌شده در 1395. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  48. Human Rights Diplomacy. Psychology Press. 1 January 1997. p. 64. ISBN 978-0-415-15390-4. Archived from the original on 11 January 2016.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ ۴۹٫۳ ۴۹٫۴ ۴۹٫۵ ۴۹٫۶ ۴۹٫۷ Griffel، Apostasy، 131-134.
  50. روزنامه جمهوری اسلامی ، ویژه نامه صحیفه حوزه ، ش۴۸، ۳۰اردیبهشت ماه ۱۳۸۱، ص۱۴
  51. سعیدی، محمدحسین، آزادی مخالفان سیاسی در حکومت امام علی(ع)، حکومت اسلامی، سال6، شماره اول، صفحه120
  52. صدر، سید موسی (۱۳۸۲). «ارتداد و آزادی عقیده از نگاه قرآن». پژوهشهای قرآنی، ویژه نامه قرآن و حقوق (۳۴).
  53. Lewis A. Coser The Age of the Informer Dissent:1249–54, 1954
  54. Bromley, David G., ed. (1998). The Politics of Religious Apostasy: The Role of Apostates in the Transformation of Religious Movements. CT: Praeger Publishers. ISBN 0-275-95508-7.
  55. Wright, Stuart, A. (1998). "Exploring Factors that Shape the Apostate Role". In Bromley, David G. The Politics of Religious Apostasy. Praeger Publishers. p. 109. ISBN 0-275-95508-7.
  56. هاشمی، سید حسین. ارتداد و آزادی. سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. ص. ۶۷. شابک ۹۶۴-۸۳۵۲-۵۱-۸. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  57. حسن بن یوسف حلی تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه ج۱ ص۸۳
  58. "The Universal Declaration of Human Rights". United Nations. September 22, 2012.
  59. ولایتی، عیسی. ارتداد دراسلام. ص. ۲۵۰.
  60. جوادی آملی، عبدالله (۱۳۸۱). «روزنامه جمهوری اسلامی ، ویژه نامه صحیفه حوزه» (۴۸): ۱۴.
  61. دایرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۶۸
  62. کلام فلسفی ، محمدحسن قدردان قراملکی، ص۵۱۲
  63. مصباح یزدی، محمد تقی. دین وآزادی. صص. ۱۰۵و۱۰۶.
  64. سخنرانی 21 آبان 81 در آمریکا – چاپ شده در شماره 24 (فروردین 82) مجله «آفتاب» زیر عنوان «آزادی بیان»
  65. درودی، «ارتداد در نظام حقوقی ایران»، ص۶۶
  66. مجمع البیان، ج۲، ص۳۲۲
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ ۶۷٫۲ ۶۷٫۳ Heffening، MURTADD، ۶۳۵–۶۳۶. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «HEFFENING» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  68. Hallaq، apostasy، ۱۱۹–۱۲۲.
  69. بازرگان، عبدالعلی. «پیامبری و شمشیر». دریافت‌شده در 1395. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  70. «گزارشی مستند از نقض حقوق مسیحیان در ایران» مقدار |نشانی بایگانی= را بررسی کنید (کمک). خبرنامه امیرکبیر. پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران). ۱۱م اسفند ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  71. Hallaq، apostasy، ۱۱۹-۱۲۲.
  72. ولائی، ارتداد در اسلام، 59.
  73. عبدالعلی بازرگان سپتامبر ۲۰۱۶/ شهریور ۱۳۹۵؛ در مصاحبه با وبگاه زیتون«پیامبری و شمشیر!». وبگاه bazargan.com/abdolali. شهریور ۱۳۹۵.
  74. ولائی، ارتداد در اسلام، 59.
  75. Rahnema، KĀŠĀNI, SAYYED ABU’L-QĀSEM، 640-647.
  76. "Apostasy". The Oxford Dictionary of Islam. Oxford University Press. Archived from the original on 12.4.2014. Retrieved 12.4.2014. Check date values in: |بازبینی=, |تاریخ بایگانی= (help)
  77. "Murtadd". The Oxford Dictionary of Islam. Oxford University Press. Archived from the original on 12.4.2014. Retrieved 12.4.2014. Check date values in: |بازبینی=, |تاریخ بایگانی= (help)
  78. ۷۸٫۰ ۷۸٫۱ احسان نراقی؛ آن که ملامت کشید و خوش ماند، بی‌بی‌سی فارسی
  79. سرکوهی، فرج. «تصویب قانون اعدام مرتد؛ هراس از گرایش‌های غیر اسلامی؟». رادیو فردا. بایگانی‌شده از اصلی در 6.10.2019. تاریخ وارد شده در |تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  80. «مجتهد شبستری و اتهام «کفرگویی»». رادیو فردا. ۷ اسفند ۱۳۸۷. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  81. «اتهام ارتداد برای دو ایرانی مسیحی». خبرنامه امیرکبیر. پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران). ۲۳ تیر، ۱۳۸۸. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  82. «تجربه مسیحیان دربند؛ گفتگو با مریم و مرضیه» مقدار |نشانی بایگانی= را بررسی کنید (کمک). محبت‌نیوز. ۲۰ تیر ۱۳۹۰. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  83. زمانی‌فر، امیر (۲۳ تیر ۱۳۸۸). «اتهام ارتداد برای دو ایرانی مسیحی» مقدار |نشانی بایگانی= را بررسی کنید (کمک). رادیوفردا. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  84. «حکم اعدام یک زن در سودان برای ازدواج با یک مسیحی». bbc persian. 15 مه 2014. بایگانی‌شده از اصلی در 5/15/2014. دریافت‌شده در 5/15/2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  85. «فتوای لنکرانی برای قتل دو روزنامه‌نگار آذربایجانی» مقدار |نشانی بایگانی= را بررسی کنید (کمک). ۸ آذر ۱۳۸۵. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)
  86. «مجازات اعدام برای خداناباوران در ۱۳ کشور مسلمان جهان» مقدار |نشانی بایگانی= را بررسی کنید (کمک). دویچه‌وله فارسی. 10.12.2013. بایگانی‌شده از اصلی در 12.4.2014. دریافت‌شده در 12.4.2014. تاریخ وارد شده در |بازبینی=،|تاریخ=،|تاریخ بایگانی= را بررسی کنید (کمک)

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش