باز کردن منو اصلی
زبان فارسی
زبان نیاایرانی (۱۵۰۰ پیش از میلاد)

زبان‌های ایرانی غربی


زبان فارسی باستان (۵۲۵ - ۳۰۰ پیش از میلاد)

خط میخی هخامنشی


زبان پارسی میانه (۳۰۰ پیش از میلاد - ۸۰۰ میلادی)

خط پهلویخط مانویخط اوستایی


زبان فارسی (از ۸۰۰ میلادی)

الفبای فارسیالفبای تاجیکی

الفبای فارسی
ا ب پ ت ث ج
چ ح خ د ذ ر
ز ژ س ش ص ض
ط ظ ع غ ف ق
ک گ ل م ن و
ه ی
حروف دیگر
ء آ اً هٔ ة


الفبای فارسی گروه سی‌ودوگانهٔ حروف (نویسه‌ها) است که از الفبای عربی اقتباس شده‌است. این الفبا نمایندهٔ نگاشتن (همخوان‌ها یا صامت‌ها) در زبان فارسی است و حروف بی‌صدا نام دارند. به این گروه از حروف (نویسه‌ها)، حروف الفبا یا حروف هجای فارسی می‌گویند. برای نوشتن الفبای فارسی، خط فارسی به‌کار گرفته می‌شود که خود برگرفته از خط عربی است.[۱]

پیش از حمله اعراب به ایران و ورود اسلام به این کشور، دو الفبای اوستایی و الفبای پهلوی به‌کار گرفته می‌شدند؛ ولی زبان کتاب اعراب بر اساس خط کوفی بود و علی بن ابی طالب خود نیز به خط کوفی می‌نوشت.[۲] بدین ترتیب الفبای عربی به ایران راه یافت. پس از مدتی، قلمرو اعراب از افغانستان و ایران تا سوریه و مصر گسترش یافت و غلط‌خوانی‌های زیادی در نامه‌نگاریهای خلفا به وجود می‌آمد. مردم کشورهای دیگر در ادای واژه‌های عربی دچار مشکل بودند تا اینکه در سال ۶۵ هجری، عبد الملک بن مروان در دمشق به خلافت رسید و در نامه‌ای که به حجاج بن یوسف ثقفی خلیفه عراق نوشت، به او گفت که این خط کوفی که ابوالاسود دؤلی طراحی کرده، کفایت نمی‌کند و از حجاج بن یوسف خواست تا خط عربی را بر پایهٔ خط کوفی توسعه دهد و ترویج کند.[۳] حجاج کسی بود که به سردارانش دستور داد تا تمام روحانیان ادیان دیگر و کسانی که به خط غیر از عربی می‌نویسند را از دم تیغ بگذرانند. آثار این اقدامات حتی از کتاب‌سوزی در ایران نیز پررنگ‌تر بود.[۴] این اقدامات مشکلات زیادی برای زبان سایر کشورها ازجمله پارسی‌زبانان به وجود آورد. افراد باسواد و روحانیان زرتشتی یا کشته شدند یا دست از فعالیت خود برداشتند. عرب‌ها، چهار حرف اصلی را در الفبای خود نداشتند و آن را حروف عجمی می‌نامیدند. سرانجام یک خوشنویس به نام خواجه ابولمال، سه نویسه پ ژ و چ را به الفبای عربی اضافه کرد و بعدها نویسه گ نیز پس از یک فراز و نشیب به شکل کنونی به الفبای عربی اضافه شد.[۵]تعلیق و نستعلیق، دو شیوهٔ خوش‌نویسی از خط عربی هستند که توسط ایرانیان ابداع شدند.

افغانستان و پاکستان نیز بنا بر ناچاری، الفبای عربی را برگزیدند. بدین گونه بود که این الفبا در کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان و تاجیکستان به‌عنوان الفبای رسمی انتخاب شد. در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد خط سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. همچنین پس از شکست‌های امپراتوری بیزانس از عرب‌های مسلمان در زمان صدر اسلام، خط‌های باستانی در زیرمجموعه‌های آن امپراتوری نابود و خط عربی جایگزین شده بود. یکی از آن زیرمجموعه‌ها کشور کنونی ترکیه بود که سرانجام در سدهٔ بیستم میلادی مصطفی کمال پاشا دستور داد خط عربی را به خط الفبای ترکی لاتین تغییر دهند.

الفبا و خط فارسیویرایش

 
دست‌نوشته‌ای از بخشی از سه آیهٔ نخست سورهٔ نساء به خط کوفی

اساس الفبای فارسی با الفبای عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای چهار حرف است که واج‌های متناظر آن‌ها در عربی استاندارد وجود ندارد. یک خوش‌نویس به نام خواجه ابولمال، سه نویسهٔ پ ژ و چ را به الفبای عربی اضافه کرد و نویسهٔ گ نیز پس از چندی دگرگونی، به شکل کنونی درآمد.[۵] برخی از حروف فارسی با حروف متناظر خود در عربی متفاوت هستند؛ مثلاً حرف «ک» در فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود درحالی‌که این حرف در عربی در این دو حالت بدون سرکش به صورت «ک» نوشته می‌شود. هم‌چنین حرف «ی» در حالت پایانی در فارسی بدون نقطه است، اما در عربی «ی» نوشته می‌شود. برخی از حروف در فارسی دارای بیش از یک شکل هستند، مانند حرف «هـ» که چهار شکل مختلف دارد.

درحالی که عرب‌ها فاقد چهار حرف اصلی (پ، چ، ز، گ) هستند، بسیاری از حروف الفبایشان را به گونه‌های متفاوت ادا می‌کنند. امروزه تمام حروف خاص عربی همانند (ث، ص)، (ح)، (ذ، ض، ظ)، (ع)، (ق)، (ط)، (همزه، عین ساکن، تنوین‌ها، تشدید، اِعراب و غیره) در خط فارسی هم وجود دارند که نشان می‌دهد این خط ابتدا توسط عرب‌ها ساخته شد و سپس به ایران راه یافت. در مقابل، ایرانیان چهار حرف خاص خود را به خط عربی اضافه کردند. به‌عبارت دیگر اگر خط فارسی ابتدا در ایران ساخته شده بود، اکنون حروف هم‌واج در آن وجود نداشت و چه دلیلی داشت که برای یک واج مثل واج (زِ)، چهار نوع حرف (ز، ذ، ض، ظ) ابداع شود؟ به‌علاوه اگر خط فارسی ابتدا در ایران ساخته شده بود، امروز در الفبای عربی شاهد چهار حرف پارسی (پ، ژ، گ، چ) نیز بودیم.

علاوه بر این در جدول زیر حروفی هم دسته قرار داده شده‌است که از زبان عربی به ایران راه یافته‌اند و ایرانیان تفاوتی در ادای آنها قائل نیستند.

واج حروف الفبای عربی
ز ز - ظ - ض - ذ (زینب، ظریف، ضامن، ذلیل)
س س - ص - ث (سوسن، صباء، ثریّا)
ق ق - غ (قربانعلی، غلامرضا)
ت ت - ط (توفان، طاها)
ه ه - ح (هومن، حسن)
 
خط کوفی مغربی

این حروف ۳۳گانه، دارای حالت‌های متفاوت نوشتاری‌اند. یک حرف یا یک شکلِ یکسان از یک حرف ممکن است نمایندهٔ چند واج متفاوت باشد (مانند شکل: «ا»، از گروه «الف» که نمایندهٔ مصوت بلند آ در وسط واژه به دو شکل چسبان و جدا (مانند «باد» و «زاد») و هم صامتِ اِعراب، (مانند «اَبر»، «اِمروز»، «اُردک») باشد. می‌تواند در انتهای واژه به‌صورت چسبان آورده شود. همانند «سینا». همچنین می‌تواند به‌صورت با کلاه بکار برود، همانند «آسیاب» یا به شکل جدا در وسط بهمراه همزه بکار برود، همانند «رأی» یا مثل واژه «منشأ» در انتها بهمراه همزه باشد ولی پیوسته باشد. همچنین ممکن است چند حرفِ متفاوت، همگی اشاره به یک واج یکسان داشته باشند (مانند حروف متفاوت: «ز، ذ، ظ، ض» که همه به‌طور یکسان نشانهٔ واج صامتِ «زِ» می‌باشند) همانند واژه‌های زرد، ذبیح، ضربه، ظریف.

این موارد در همخوان‌ها هم وجود دارد. برای مثال حرف «ب» به چهار صورت (اولِ چسبان، وسط، آخرِ چسبان و آخرِ جدا) نوشته می‌گردد. برای نمونه به ترتیب: (باد، سبز، ضریب، آسیاب). همچنین در بعضی واژه‌ها درحالی در وسط قرار می‌گیرد که از یک طرف جداست. همانند بادبان، آبشار.

درضمن، برای نگاشتن واکه‌های بلندِ سه‌گانه (آ، ای، او) نیز از سه تا از حروف الفبا کمک گرفته می‌شود که با سه صامتِ «الف»، «ی» و «واو» هم‌شکل نوشته می‌شوند. واکه‌های کوتاه معمولاً بدون علامت و در موارد ضروری با علامت‌های «زِبَر» (فتحه ـَ)، «زیر» (کسره ـِ) و «پیش» (ضمه ـُ) مشخص می‌گردند که هرکدام از آنها نقش یک حرف را در واژه دارند. به علامت‌های به‌کاررفته برای واکه‌ها «حروف صدادار» (بلند و کوتاه) گفته می‌شود.

جدول نویسه‌های الفبای فارسیویرایش

زبان فارسی

گونه‌های منطقه‌ای و اجتماعی
زبان فارسی
:

دستور زبان:

ویژگی‌های زبان:

نوشتار:

گسترهٔ جغرافیایی:

الفبای فارسی شامل ۳۳ حرف است.[۶] رایج‌ترین اشکالاتی که از الفبای فارسی گرفته می‌شود این است که در نگارش، حروف به یکدیگر پیوسته‌اند و بسته به قرارگیری در ابتدا، انتها یا وسط واژه، به شکلهای متفاوتی نوشته می‌شوند. مثلاً‌برای حرف ت چهار حالت وجود دارد که در مثالهای روبرو مشاهده می‌شوند. اطاعت - استیل - تابان - سوت

درحالیکه الفبای فارسی به ظاهر دارای ۳۳ حرف است، اما افراد نوآموز دراصل با ۱۲۲ شکل مختلف روبرو می‌شوند که بسته به نوع قرارگیری در واژه، به‌صورت متفاوتی نوشته می‌شوند. این یکی از معایب الفبای عربی می‌باشد که در آن حروف به یکدیگر می‌چسبند. این ۱۲۲ شکل در جدول زیر به نمایش درآمده‌اند.

ترتیب الفبای فارسی[۷]ویرایش

ترتیب و نام ۳۳ حرف فارسی و ۱۲۲ شکل نوشتاری آنها:

شماره نام DIN 31635 الفبای آوانگاری بین‌المللی (IPA) شکل‌ها
پایانی میانی آغازین تنها
۱ ء (همزه)[۷] ʾ [ʔ] ـئ ـأ ـؤ ـئـ ئـ ء أ
۲ الف ā [ɒ] ـا آ / ا
۳ بِ b [b] ـب ـبـ بـ ب
۴ پِ p [p] ـپ ـپـ پـ پ
۵ تِ t [t] ـت ـتـ تـ ت
۶ ثِ [s] ـث ـثـ ثـ ث
۷ جیم j [d͡ʒ] ـج ـجـ جـ ج
۸ چِ č [t͡ʃ] ـچ ـچـ چـ چ
۹ حِ [h] ـح ـحـ حـ ح
۱۰ خِ x [x] ـخ ـخـ خـ خ
۱۱ دال d [d] ـد د
۱۲ ذال [z] ـذ ذ
۱۳ رِ r [ɾ] ـر ر
۱۴ زِ z [z] ـز ز
۱۵ ژِ ž [ʒ] ـژ ژ
۱۶ سین s [s] ـس ـسـ سـ س
۱۷ شین š [ʃ] ـش ـشـ شـ ش
۱۸ صاد [s] ـص ـصـ صـ ص
۱۹ ضاد [z] ـض ـضـ ضـ ض
۲۰ طا [t] ـط ـطـ طـ ط
۲۱ ظا [z] ـظ ـظـ ظـ ظ
۲۲ عین ʿ [ʔ] ـع ـعـ عـ ع
۲۳ غین ġ [ɣ] / [ɢ] ـغ ـغـ غـ غ
۲۴ فِ f [f] ـف ـفـ فـ ف
۲۵ قاف q [ɢ] / [ɣ] / [q] (in some dialects) ـق ـقـ قـ ق
۲۶ کاف k [k] ـک ـکـ کـ ک
۲۷ گاف g [ɡ] ـگ ـگـ گـ گ
۲۸ لام l [l] ـل ـلـ لـ ل
۲۹ میم m [m] ـم ـمـ مـ م
۳۰ نون n [n] ـن ـنـ نـ ن
۳۱ واو v / ū / ow [v] / [uː] / [o] / [ow] / [oː] (in Dari) ـو و
۳۲ هِ h [h] ـه ـهـ هـ ه
۳۳ یِ[۷] y / ī / á [j] / [i] / [ɒː] / [eː] (in Dari) ـی ـیـ یـ ی

نمایش واکه‌ها (مُصَـوِّت‌ها) در الفبای فارسیویرایش

واکه‌ها (یا مصوت‌ها) در زبان فارسی دو دستهٔ بلند و کوتاه هستند.

واکه‌های بلند سه تا هستند و «آ»، «او»، و «ای» نامیده می‌شوند چون با سه حرف (الف کشیده - واو - ی) که درحقیقت برای نمایش سه همخوان (صامت) هستند نمایش داده می‌شوند حروف صدادار نیز نامیده می‌شوند.

واکه‌های کوتاه نیز سه تا هستند و زِبَـر (فتحه)، زیر (کسره)، و پیش (ضمه) نامیده می‌شوند که در موارد ابهام‌زدایی به‌صورت سه نشانه (ـَــِــُ) به حروف اضافه می‌شوند. در حروف الفبا نماینده ندارند و در مقابل حرف (شکل)، به آنها «حرکت» (نشانه) می‌گویند.

نمایش هم‌خوان‌ها (صامت) در الفبای فارسیویرایش

درحقیقت ۳۳ حرف الفبای فارسی برای نمایش همخوان‌ها می‌باشند. (برای نمایش مصوتهای بلند هم از سه حرف نماینده همخوان‌ها کمک گرفته می‌شود)

هم‌خوانها (صامتها) در الفبای فارسی امروزی عبارتند از:

نویسه‌ها نمایندهٔ آوایی فارسی آوا نویسه‌ها نمایندهٔ آوایی فارسی آوا
ا (ء)، ع ا (ء) a ب ب b
پ پ p ت، ط ت t
ث، س، ص س s ج ج j
چ چ č ح، ه ه h
خ خ د د d
ذ، ز، ض، ظ ز z ر ر r
ژ ژ ž, jh ش ش š, sh
غ، ق ق q ف ف f
ک ک k گ گ g
ل ل l م م m
ن ن n, ŋ[۸] و و v
ی ی y

گ چ پ ژ (و)ویرایش

در الفبای زبان عربی چهار حرف «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عرب‌زبان‌ها، به جای این ۴ حرف، بیشتر حرف‌های «ف ک ز ج، تش، ق» را استفاده می‌کنند. همچنین حرف «ک» از زبان فارسی را نیز گاهی با حرف «گ» به‌صورت یکسان معرب می‌سازند. درمورد «و» فارسی نیز عموماً آن را به «ف» تبدیل می‌کنند؛ به‌کار نبردن این حرف‌ها به‌خودیِ خود در یک زبان ایراد به‌شمار نمی‌رود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی به‌کار گرفته شد. هجوم زبان عربی آسیب‌هایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژه‌های ایرانی شده‌است. این دگرگونی در زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافته‌است. دگرگونی‌های زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نیست، بلکه بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش می‌کشد.[۹][۱۰] یک خوشنویس به نام خواجه ابولمال، سه نویسه پ ژ و چ را به الفبای عربی اضافه کرد و پس از مدتی، نویسه گ نیز پس از یک فراز و نشیب به شکل کنونی به الفبای عربی اضافه شد. واج گِ ابتدا (ک تک‌نقطه) بود و سپس (ک دونقطه و سه‌نقطه) شد. درنهایت به (ک همزه‌دار) تبدیل شد و به شکل کنونی درآمد.[۵]

واژه‌های آسیب‌دیده در زبان پارسی، به‌دلیل نبودِ گ چ پ ژ در زبان عربی:

  • واژه‌های با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر)
  • واژه‌های با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچ‌رود = جاجرود)
  • واژه‌های با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل)
  • واژه‌های با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد)
  • همچنین بسیاری از واژه‌های پارسی که دارای واج‌های «گ چ پ ژ» بوده‌اند به‌جای دگرگونی در یک واج، به‌صورت یکپارچه با واژهٔ عربیِ دیگری جایگزین شده‌اند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)[۹]

ایرادات از الفبا و خط فارسیویرایش

در طول ادوار مختلف ایرادات زیادی از الفبای فارسی گرفته شد و مشکلات آن مطرح گردید. در این باب دکتر رحمت مصطفوی مدیر مجلهٔ روشنفکر در سال ۱۳۴۴ الفبای عربی را «مُردار و بختک» نامید؛[۱۱] و ابوریحان بیرونی دانشمند ایرانی، الفبای عربی را «آفت» نامید.[۱۲][۱۳]

به واسطه استعمال کلمات عربی و ترکی هشت حرف دیگر به الفبای فارسی اضافه شده که عبارت است از: ح، ث، ض، ع، ق، ص، ط، ظ. این حروف در زبان فارسی وجود ندارند و بیشتر واژه‌هایی که یکی از حروف را دارد فارسی نیست.[۱۴] در حدود صد سال گذشته، اندیشه‌گران پرشماری ایدهٔ بحث‌انگیزِ دگرگونی الفبای فارسی و به‌ویژه جایگزین‌کردن آن با الفبای لاتین را طرح کرده‌اند. یحیی ذکا در متن مهمی به‌سال ۱۳۲۹ با نام «در پیرامون خط فارسی»، شماری از چهره‌هایی را که از آغاز مشروطه و در جریان آشنایی ایران با جهان مدرن، خواهان دگرگونی بنیادین خط فارسی شده‌اند، معرفی و بررسی کرده‌است. موج نخستِ دگرگونی‌خواهان را چهره‌هایی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده یا یوسف مستشارالدوله تشکیل می‌دادند. آن‌ها دریافتند که دشواری بزرگ خط عربی، جدا جدا (یا به‌اصطلاح «آلفابتی») نبودن حرف‌های آن است.[۱۵]

ترکیه در سال ۱۹۲۹ میلادی الفبای ترکی استانبولی را رسمی ساخت و این به شکل‌گرفتن موج تازه‌ای از طرف‌داران لاتین‌نویسی فارسی انجامید. صادق هدایت در مصاحبه‌ای در پاسخ به این پرسش که «آیا شما معتقدید که خط فارسی باید عوض شود؟» می‌گوید: «چرا که نه؟ این چه تعصبی است که همه راجع به خط دارند؟ خط فقط وسیلهٔ نوشتن و خواندن است. مگر زبان ما عربی است که فقط باید به عربی بنویسیم؟»[۱۶]

دربرابر، مخالف‌ها گسسته‌شدنِ پیوند ایران جدید با میراث ادبی‌اش و دشوار بودن چنین دگردیسی‌ای را برای مقاومت در برابر تغییر مطرح می‌کردند. مجتبی مینوی در پی راهی سوم برآمد؛ او می‌نویسد:

«ای شما که خط تازه پیشنهاد کرده‌اید یا معتقد به دور ریختن این خط فعلی هستید! به اقوال سایرین هم گوش بدهید و دلایل مخالفت آن‌ها را بدانید؛ و ای شما که متصل فریاد می‌زنید این‌ها زبان و ادبیات و ملیت ما را می‌خواهند از میان ببرند و رابطهٔ ما را با گذشتهٔ خودمان و با همسایگان و هم‌سنخ‌های فعلی‌مان قطع کنند! گوش بدهید، شاید بشود راهی بینابین پیدا کرد به‌طوری که مقصود هر دو طرف حاصل شود».
[۱۷]

روش آموزش الفبای فارسیویرایش

الفباها به سه گروه آوایی،[۱۸] غیرآوایی[۱۹] و نیمه آوایی[۲۰] تقسیم می‌شوند. روش‌های آموزش الفبا نیز به سه دسته تقسیم می‌گردند: روش تحلیلی، روش کلی و روش ترکیبی. روش تحلیلی برای آموزش الفباهای آوایی به کار می‌رود. در روش تحلیلی، کلمه به صداهای تشکیل دهندهٔ آن تجزیه شده و سپس نوشتن آموزش داده می‌شود. در روش کلی، نوشتن کل کلمه آموزش داده می‌شود.[۲۱] روش کلی برای آموزش الفباهای غیرآوایی به کار می‌رود. روش ترکیبی برای آموزش الفباهای نیمه آوایی به کار گرفته می‌شوند. الفبای فارسی در زمرهٔ الفباهای نیمه آوایی قرار دارد و برای آموزش آن از روش ترکیبی استفاده می‌شود. روش ترکیبی بهترین روش برای آموزش الفبای نیمه آوایی فارسی است. در آموزش الفبای فارسی هرگاه حرف مورد نظر آوایی باشد از روش تحلیلی، و هرگاه غیرآوایی باشد از روش کلی استفاده می‌گردد.[۲۲]

الفبای اردوویرایش

الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شده‌است. این چهار حرف عبارت‌اند از: ٹ، ڈ، ڑ، ی. «ه» دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده می‌شود به‌صورت: ه.[۲۳] این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبای پهلوی و اوستایی است.

الفبای جاویویرایش

الفبای جاوی، که الفبای رایج در اندونزی است، به الفبای فارسی شباهت دارد. در این الفبا «چ» همانند فارسی، «گ» به‌صورت نقطه‌دار «ڬ»، «ژ» به‌صورت «ڠ» و «پ» به‌صورت «ﭪ» نوشته می‌شود.

جستارهای وابستهویرایش

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش

  1. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشته یحیی ذکاء صفحه هشتم نسخه الکترونیکی به آدرس: ketabnak.com/book/67462/در-پیرامون-تغییر-خط-فارسی؟ &page=all
  2. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه هشتم
  3. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه ششم
  4. آثار الباقیه عن القرون الخالیه ص ۳۵ و ۳۶ و ۴۸
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه نهم
  6. علی‌اکبر دهخدا، ج۸، ص۴۴ «الفبای فارسیِ امروزین مرکب از سی‌وسه حرف است بدین قرار: ا، ء، ب، ...»
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ مسعود تاکی، دکتر حسین داودی، دکتر محمدرضا سنگری (۱۳۹۴فارسی اول ابتدایی، تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران
  8. تلفظ قدیم «ن»، هنگامی که نون ساکن پیش از ک و گ بیاید، می‌تواند تلفظ شود.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ تأثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم
  10. اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم - همشهری آنلاین (بازنشر در دیلمستان)
  11. https://www.parsine.com/fa/news/28654/سرگذشت-فکر-تغییر-خط-فارسی
  12. الصیدنة فی الطب
  13. در پیرامون تغییر خط فارسی یحیی ذکاء صفحهٔ ۱۲
  14. مقدمه لغت‌نامه معین صفحهٔ 10 تا 15.
  15. ذکا، یحیی. ۱۳۲۹. در پیرامون خط فارسی. چاپ‌خانهٔ نقش جهان.
  16. استادی، کاظم. ۱۳۹۱. فعالان «اصلاح الفبا» و تغییر خط در دوران معاصر. نشر علم. صفحهٔ ۲۲۰.
  17. مینوی، مجتبی. ۱۳۴۴. اصلاح یا تغییر خط فارسی. یغما.
  18. یک علامت در برابر یک صدا
  19. یک علامت برای بیش از یک صدا
  20. چند صدا در برابر یک علامت مانند و یا چند علامت دارای یک صدا مانند ذ، ز، ظ، ض
  21. صفارپور
  22. کتاب درسی مراکز تربیت معلم
  23. ویکی‌پدیای اردو

منابعویرایش