امیر عالم‌خان

امیر امارات بخارا
(تغییرمسیر از امیر عالم خان)

میر محمد امیر عالم‌خان منغیت (۳ ژانویه ۱۸۸۰ - ۲۸ آوریل ۱۹۴۴)، آخرین امیر بخارا از دودمان منغیت بود که پیش از چیرگی کامل حکومت اتحاد جماهیر شوروی بر ماوراءالنهر حکمرانی داشت. دلیل عالم خوانده شدن این امیر، درس خواندنش در دانشگاه استراسبورگ و تحصیل کرده بودنش عنوان شده‌است[۱].

میر محمد امیر عالم‌خان منغیت
Prokudin-Gorskii-19 (cropped).jpg
نگاره‌ای از امیر عالم‌خان، که توسط پروکودین گورسکی در سال ۱۹۱۱عکسبرداری شده‌است
امیر بخارا
سلطنت۳ ژانویه ۱۹۱۱ – ۳۰ اوت ۱۹۲۰
پیشینعبدالاحد خان
زاده۳ ژانویهٔ ۱۸۸۰
بخارا، امارت بخارا (ازبکستان کنونی)
درگذشته۲۸ آوریل ۱۹۴۴ (۶۴ سال)
کابل، افغانستان
خانداندودمان منغیت

با وجودی که از سال ۱۸۷۳ خانات بخارا تحت‌الحمایه امپراتوری روسیه قرار گرفته بود، امیر در اداره امور داخلی آزادی عمل داشت و نظام سلطنت مطلقه برقرار بود.[نیازمند منبع]

محل دفن منسوب به امیر عالم خان در گورستان شهدای صالحین شهر کابل، افغانستان
سنگ مزار امیر: این حظیرهٔ پرالم حامل قبضهٔ خاک امارت و فخامت بنیان سیادت پناه پادشاه هفتم و اخیر سلسله مانغیتهٔ بخارای شریف اعنی جنابعالی مغفور امیر سید عالمخان ابن مرحوم امیر سید عبدالاحد خان ابن امیر سید مظفرخان ابن امیر سید نصرالله خان ابن (امیرسعید) سید حیدرخان ابن امیر شاه مراد ملقب بمعصوم غازی ابن امیر دانیال خان میباشد که در سال دهم سلطنت آن مرحوم امارت بخارای شریف از طرفِ کفار روس استیلا و خودش بصورت مهاجر فی سبیل الله بخاک همسایه محسن و مسلم خود افغانستان پناهنده شده و بعد از انقضای بیست سه سال زیست درین خاک اسلامی بعمر ۶۴ سالگی روز شنبه ۹ ثور ۱۳۲۳ شمسی مطابق پنجم جمادی الاول ۱۳۶۳ هجری ندای ارجعی را لبیک و چشم از دنیای فانی پوشید – حق تعالی روحش را در جوار رحمت خویش جا دهد آمین

ترک بخارا و خانوادهویرایش

روز ۲ سپتامبر ۱۹۲۰ میلادی نیروهای ارتش سرخ شوروی به فرماندهی ژنرال میخائیل فرونزه به بخارا حمله کردند. پس از چهار روز نبرد، ارکِ امیر ویران شد و پرچم سرخ برفراز مناره کلان به اهتزاز درآمد. امیر ناچار به دوشنبه و از آنجا به کابل رفت. با توجه به اینکه در اواخر اگست ۱۹۲۰ ارتش سرخ به سرعت در حال محاصره و هجوم به بخارا بود، سید عالم خان با خانواده و برخی از اطرافیانش به‌طور ناگهانی اقدام به ترک بخارا نمود. به دلایل نامعلومی، سه پسر خردسال وی حدود ۸-۱۰ ساله (به گفته برخی منابع ۴-۶ ساله) – سلطان مراد، شاهمراد و رحیم خان در بخارا ماندند. پس از تصرف بخارا، بلشویک‌ها آنها را شناسایی کردند و ابتدا می خواستند آنها را به همراه چند نفر باقیمانده از خانواده و نزدیکان امیر تیرباران کنند، اما از قتل آنها خودداری نمودند تا تبلیغات بیشتری به نفع خویش انجام دهند. و هر سه نفر را برای تحصیل در یتیم‌خانه ای که برای یتیمان بلشویک‌ها و سربازان ارتش سرخ ایجاد شده بود، به مسکو فرستاد. سید عالم خان از بلشویک ها و جامعه جهانی درخواست کرد تا فرزندان و سایر اعضای خانواده اش که در بخارا باقی مانده بودند نزد امیر به افغانستان بروند. اما بلشویک ها این درخواست را نپذیرفتند و در واقع آنها را برای اهداف سیاسی و ایدئولوژیک گروگان گرفتند.

سلطان مراد پسر ارشد سید عالم ‌خان در اتحاد جماهیر شوروی باقی ماند، او از بدو تولد دارای معلولیت بود. او از دانشکده کار فارغ التحصیل شد و پس از فارغ التحصیلی در یک کارخانه معلولان شروع به کار کرد. بر اساس برخی گزارش ها او انگلیسی صحبت می کرد. پس از مدتی سلطان مراد توسط НКВД دستگیر و «دشمن مردم» اعلام شد. از جمله اتهامات وی، همکاری با اطلاعات بریتانیا بود. سلطان مراد پس از دستگیری دست به اعتصاب غذا زد و به احتمال زیاد از خستگی جان سپرد. سلطان مراد متاهل بود. همسرش در آن زمان در یک کارخانه صابون سازی کار می کرد و بر اساس برخی گزارش ها، با اطلاع از مرگ شوهرش، خود را در دیگچه صابون در حال جوش انداخت.

قبل از شروع جنگ جهانی دوم، پسر کوچک سیدعالم خان، رحیم خان، سعی کرد از کشور فرار کند، اما دقیقاً در مرز شوروی و افغانستان توسط مرزبانان شوروی بازداشت شد. به گفته برخی منابع، او در قلمرو جمهوری سوسیالیستی ازبکستان شوروی درست در رودخانه آمو، که اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان را از هم جدا می کرد، بازداشت شد، به گفته منابع دیگر، او در قلمرو جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان شوروی بازداشت شد، جایی که مرز بین اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان در امتداد بلندیها و تپه ها قرار دارند. پس از آن حکم اعدام برای او خوانده شد و توسط НКВД مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

شاهمراد فرزند وسطی نیز به همراه برادرانش در یتیم خانه مسکو بود، اما در سال ۱۹۲۲ به همراه چند جوان بخارایی از سوی مقامات جمهوری شوروی خلق بخارا برای تحصیل در آلمان به عنوان بخشی از آموزش جوانان جدید فرستاده شد. به دلیل ملاحظات ایدئولوژیک، نام جدیدی به او داده شد - "علیموف شاه مرادوویچ" (طبق منابع دیگر ، نام او "شاهمراد عالمخانوف" بود). پس از بازگشت از تحصیل، به زبان آلمانی مسلط بود. او همچنین در موسسه صنعت زغال سنگ تحصیل کرد. به گفته حیدر یوسفوف، همکلاسی شاهمراد، شاهمراد آرزو داشت در ارتش خدمت کند، اما به دلایل عقیدتی نتوانست در مدرسه نظامی پذیرفته شود، زیرا او "پسر دشمن مردم" بود. پس از آن به توصیه دوستان و آشنایان تصمیم گرفت پدرش را انکار کند. در سال ۱۹۳۰ (به نقل از منابع دیگر، در سال ۱۹۲۹) از طریق روزنامه ایزوستیا نامه ای سرگشاده به پدرش نوشت و از سید عالم خان انکار کرد و او و قدرت او را به گناهان بزرگ متهم کرد. بر اساس برخی گزارش ها، این کار توسط НКВД ترتیب و از طریق دوستانی که از مخبران این سرویس ویژه بودند شاهمراد وادار به چنین اقدامی شد. پس از آن او در آکادمی مهندسی نظامی مسکو به نام В. В. Куйбышева پذیرفته شد. پس از فارغ التحصیلی به تدریس در همان دانشکده پرداخت. او در ارتش سرخ خدمت کرد و بعد به درجه سرلشکری ارتقا یافت. او در جنگ جهانی دوم شرکت کرد و یک پای خود را از دست داد، نشان پرچم سرخ را دریافت کرد و پس از پایان جنگ دوباره به تدریس در آکادمی مهندسی نظامی В. В. Куйбышева در مسکو ادامه داد. او متاهل بود، نام همسرش لیدیا میخایلونا بود. در خاطرات یکی از معاصران شاهمراد آمده است: «وقتی شاهمراد با همسرش لیدیا میخایلونا به دیدار ما آمد، پس از نوشیدن مشروب به یاد پدر و مادرش افتاد و گریه کرد.» بسیاری از آشنایان و دوستان شاهمراد از اصل و نسب او اطلاعی نداشتند و او از گذشته خود فقط برای دوستان نزدیکش می گفت. بر اساس برخی گزارش ها، وی در سال ۱۹۸۵ در مسکو در سن ۷۵ سالگی درگذشت.

در مقاله که در شبکه تحلیلگران افغانستان نشر گردیده، سه فرزند، که اسامی شان شکریه رعد عالمی، سید امیرخان عالمی و سید اکبر عالمی میباشد مربوط به همسر اخر امیر ( همسرش از منطقه حصار که آن زمان بخشی از بخارا بود و عالم خان با وی در کابل ازدواج نمود) می باشد. همسرش تا اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۳۵۸ به افغانستان زندگی می کرد. شکریه رعد عالمی، جوان ترین دختر امیر در کابل میزیست و بحیث گوینده در رادیو کابل کار میکرد. سه ماه بعد از تهاجم شوروی بر افغانستان، شکریه رعد با خانواده اش به پاکستان مهاجر شده و از آنجا از طریق آلمان به آمریکا رفت. در سال ۱۳۶۱ شکریه رعد عالمی به بخش سرویس دری صدای آمریکا به حیث ویرایش گر و تهیه کننده پیوسته تا سال ۱۳۸۱ کار کرد. و گاهن تا سال های بعد با صدای امریکا همکاری می نمود.[۲] دو تا از پسران امیر، سید امیر خان عالمی و سید اکبر عالمی، در بخش دری صدای آمریکا کار می نمود.[۳]

امیر در سال‌های پناهندگی در افغانستان علاوه بر ارتباط با باسماچیان و رهبری صوری آن‌ها، خاطرات خود را به نام تاریخ حزن‌الملل بخارا به زبان فارسی در سال ۱۹۲۱ نشر کرد[۴] که بعدها با کوشش محمد اکبر عشیق کابلی در سال ۱۹۹۰ در پیشاور بازچاپ شد.

به روایت از یک روزنامه نگار تاجیکستانی بیش از ۳۰۰ تن فرزند و نوه امیر در افغانستان، ایالات متحده، آلمان، ترکیه و روسیه زندگی می نمایند.

درگذشتویرایش

امیر در حضور آخرین همسر و فرزاندنش در ۲۹ اپریل ۱۹۴۴ در کابل چشم از جهان بست، و در گورستان شهدای صالحین بخاک سپرده شد. همچنان مدفن یکی از همسران امیر به اسم نظیره در جوار آرامگاه امیر میباشد.[۵].

ولی نسرین غفاریان، نوه امیر عالم خان از غلط بودن این موضوع آگاهی می‌دهد و می‌گوید که امیر از راه کولاب و کابل به مشهد آمد و با نام خانوادگی غفاریان تربتی مجاور شناسنامه ایرانی گرفت و تا پایان زندگی در مشهد ماند و در همین شهر هم به خاک سپرده شد. وی دلیل برگزیدن پسوند تربتی مجاور را زندگی در مجاورت تربت علی بن موسی عنوان می‌کند.[۱] از طرفی دختر امیر، شکریه رعد عالمی خود را این چنین معرفی می کند : من خود را یک دختر تاجیک دور از وطن احساس کردم، می توان این چنین نتیجه گرفت که امیر عالم خان پادشاه واپسین بخارا به مانند بسیاری از شاهان بخارا و سمرقند از نجیب زادگان خراسان بزرگ و تاجیک بوده است.

روزنامهٔ فارسی‌زبان بخارای شریف در زمان زمامداری وی تعطیل شد.[۶]

وی در دوران پادشاهی خود در بخارا، پسری نیز داشت به نام قاسم که توسط انقلابیون بلشویک کشته شد. قاسم تنها یک پسر بنام اکتبر داشت که وقتی ۱۳ ساله بود با پدرخوانده خود (محسن جاویدی) از بخارا به ایران مشهد مهاجرت کرد.[نیازمند منبع] هنگامی که او به ایران آمد، خود را حسین بخارایی نامید. وی با بی بی میمنت محسن الحسینی در مشهد ازدواج کرد. آنها ۶ پسر و ۴ دختر داشتند. حسین بخارایی در سال ۱۹۹۳ درگذشت. فرزندان آنها (حسن، لعبا، علی، نرگس، قاسم، رضا، فاطمه، محمد، محمود، محبوبه) همه در مشهد زندگی می‌کنند.[نیازمند منبع] در سال ۲۰۲۰، سرویس جهانی بی‌بی‌سی مستندی بنام (بخارا) ساخت که در آن به سرنوشت خانواده امیر علم خان اشاره شده‌است.

قطعهٔ زیر در رثای امیر روی لوح سنگی حک و در دیوار اتاقک آرامگاه وی نصب گردیده؛ گمان میرود این قطعه اثر خامه عبدالحق بیتاب باشد[۷]:

این مزار شه بخاراستپادشاهی که بود عالیشان
نام اصلش سید امیر عالمشهرتش را جنابعالی دان
در زمانیکه از تجاوز غیرگشت آتش تمام آ...ان
چاره خود ندید جز هجرتشد مهاجر بخطه افغان
در پذیرایش کمر بستندقوم مهمان نواز از دل جان
بیست سه سال باقیمانده عمربرد اینجا بسر بعزت شان
پنج ماه جمادی الاولآخر از حکم حضرت یزدان
رخت بربست زین سرای سپنجباد یارب نصیب او غفران
گفت بیتاب سال رحلت ویجای او در ریاض پاک جنان

نگارخانهویرایش

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «نوه امیر عالم خان: "قبر پدربزرگم در مشهد است"». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۰۱.
  2. «A Princess-Broadcaster - 2002-03-31». VOA.
  3. «A Tomb in Kabul: The Fate of the Last Amir of Bukhara and his country's relations with Afghanistan». شبکه تحلیلگران افغانستان.
  4. «Tārīkh-i ḥuzn al-milal-i Bukhārā». Library of Congress, Washington, D.C. 20540 USA. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۱-۲۷.
  5. «A Tomb in Kabul: The Fate of the Last Amir of Bukhara and his country's relations with Afghanistan». شبکه تحلیلگران افغانستان.
  6. «رادیو زمانه | گزارش ویژه | تاریخ | نخستین روزنامهٔ فارسی در آسیای میانه». zamaaneh.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۰۱.
  7. "Васияти охирини Амир Олимхон". Радиои Озодӣ (به تاجیکی). Retrieved 2022-11-27.