باز کردن منو اصلی

ام شنی ام (به هندی: ओम शान्ति ओम) (به انگلیسی: Om Shanti Om) نام فیلم موزیکال سینمای هند (بالیوود) محصول سال ۲۰۰۷ میلادی است که شاهرخ خان به همراه دیپیکا پادوکن در آن هنرنمایی می‌کنند.

ام شنتی ام
Omshantiom.jpg
کارگردان فرح خان
تهیه‌کننده گوری خان
نویسنده فرح خان
مایور پوری
مشتاق شیخ
بازیگران شاهرخ خان
دیپیکا پادوکن
کیرون کهیر
شریاس تالپاده
آرجون رامپال
یوویکا چادهاری
شاوار علی
موسیقی ویشال شکهار
فیلم‌برداری وی. مانیکاندان
تدوین شیریش کوندر
توزیع‌کننده Red Chillies Entertainment
تاریخ‌های انتشار
۹ نوامبر ۲۰۰۷
مدت زمان
۱۶۲ دقیقه
کشور هند
زبان زبان هندی
هزینهٔ فیلم INR۳۵ crore ({{INRConvert/خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «۲»|35|7||USD|year={{{year}}}}}) [۱]
فروش گیشه INR۱۴۸٫۵۲ crore ({{INRConvert/خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «۲»|148.52|7||USD|year={{{year}}}}}) [۲]

کارگردانی این فیلم را فرح خان به عهده دارد. فیلم در سال ۱۹۷۰ و سال ۲۰۰۰ میلادی اتفاق می‌افتد.

منابعویرایش

  1. "Box Office Report: Om Shanti Om". Retrieved 25 December 2010.
  2. "Top Lifetime Grossers Worldwide (IND Rs)". Boxofficeindia.com. Archived from the original on 2012-07-07. Retrieved 2011-07-13.

پیوند به بیرونویرایش

داستانویرایش

ام(شاهرخ خان)خرده بازیگری است که معمولاً نقش‌های کم اهمیت به او داده می‌شود او عاشق شانتی(دیپیکا پادوکن) که بازیگر بزرگی است شده و در صدد است علاقه اش را به او ابراز کند اما ناگهان متوجه می‌شود شانتی با فرد دیگری به نام مایکی(آرجون رامپال) که یکی از بهترین تهیه‌کننده‌های آن زمان بوده مخفیانه رابطه دارد و از او باردار است...ام بسیار ناراحت می‌شود و سعی در فراموش کردن شانتی دارد...مایکی برای حفظ آبروی خود تصمیم می‌گیرد شانتی را از بین ببرد...او شانتی را در ساختمانی در حال سوختن در آتش رها میکند...ام متوجه شده و سعی می‌کند شانتی را نجات دهد اما افرادی به او حمله می کنند و او را تا سرحد مرگ می زنند، وقتی که او به بیمارستان می رسد با تلاش های فراوان دکتر میمیرد و در همان لحظه بچه دکتر متولد میشود که میتوان گفت ام دوباره متولد شد.او به کمک پدرش بازیگر محبوب و مشهوری میشود جایزه بهترین بازیگر مرد را هم میگیرد و بعد در جشنی که همه بازیگران مشهور هستند مایکی را می بیند و برای اینکه انتقام شانتی را بگیرد، تصمیم می گیرد با مایکی که تازه از آمریکا آمده پروژه ام شانتی ام را بازسازی کنند. برای انتخاب بازیگری شبیه به شانتی تست بازیگری برگزار می کنند، در آخر هنگامی که تمامی مردم رفتند دختری از تاریکی وارد می شود در همان حال از آریان تعریف می کند وقتی آریان او را می بیند از شباهت زیادی که داشت سکوت می کند ولی با این تفاوت که اسم این بازیگر ساندها است.آریان از ساندها می‌خواهد تا نقش روح شانتی را برای مایکی بازی کند و مایکی را بترساند...در آخر آریان مایکی را به همان امارت سوخته میبرد آن هم در حالی که مانند قبل بازسازی شده است.او را به کشتن شانتی محکوم می‌کند و مایکی هم تصمیم به کشتن ام می‌گیرد اما در آن لحظه ساندها وارد می‌شود و به مایکی می‌گوید که تو مرا زنده دفن کردی در حالیکه در آتش نسوخته بودم،دقیقاً زیر همین لوستر وقتی که او این را می گوید آریان به شک می افتد ...و دقیقاً وقتی که آریان می خواست به مایکی شلیک کند ساندها می گوید که او را نکشد. بعد لوستر بزرگ روی مایکی می افتد و او را می کشد.بعد از این اتفاق وقتی ساندها وارد می شود و از او به خاطر نیامدنش عذرخواهی می کند،شک او را به یقین تبدیل می کند.بعد با روح شانتی خداحافظی می کند و او به سمت آسمان ها می رود.