اوئه‌سوگی کنشین

در این نام ژاپنی، «اوئه‌سوگی» نام خانوادگی است.

اوئه‌سوگی کِنشین، ناگائو کاگه‌تورا (به ژاپنی: 上杉 謙信 Uesugi Kenshin) (۱۵۳۰–۱۵۷۸ میلادی) یکی از دایمیو‌های قدرتمند در دوره سن‌گوکوی ژاپن بود که بر ولایت اچیگو حکمرانی می‌کرد. اوسوگی کنشین (上杉 謙信، 18 فوریه 1530 - 19 آوریل، 1578 ) یک دایمیو بود که به عنوان ناگائو کاگتورا از قبیله ناگائو متولد شد، و پس از فرزندخواندگی در قبیله اوسوگی، بر استان سنگوکو در ایچیگوکو حکومت کرد. دوره ژاپن او یکی از قدرتمندترین دایمیوهای دوره سنگوکو بود. کنشین که به عنوان "اژدهای اچیگو" شناخته می شود، در حالی که عمدتاً به دلیل مهارت خود در میدان نبرد به عنوان یک نابغه نظامی شناخته می شود، همچنین به عنوان یک مدیر بسیار ماهر در نظر گرفته می شود که رشد صنایع و تجارت محلی را تقویت کرد و حکومت او شاهد افزایش قابل توجهی در استاندارد زندگی در اچیگو بود. بسیار عدالت‌خواه بود کنشین به خاطر رفتار شرافتمندانه‌اش، تخصص نظامی‌اش، رقابت طولانی‌مدت با تاکدا شینگن، کمپین‌های دفاعی متعددش برای بازگرداندن نظم در منطقه کانتو به‌عنوان کانتو کانری، و اعتقادش به خدای جنگ بودایی - بیشامونتن، مشهور است. بسیاری از پیروان او و دیگران معتقد بودند که او آواتار بیشامونتن است و کنشین را "خدای جنگ" می نامیدند.

Uesugi Kenshin
Uesugi Kenshin.jpg
نام بومی
上杉 謙信
نام تولدNagao Kagetora
نام(های) مستعاراژدهای اچیگو، خدایگان جنگ، ببر اچیکو، نگهبان شمال (戦国軍神)، نابغه جنگی دوره سنگوکو
زاده۱۸ فوریه ۱۵۳۰
ولایت اچیگو، ژاپن
درگذشته۱۹ آوریل ۱۵۷۸ (۴۸ سال)
ولایت اچیگو، ژاپن
وفاداریJapanese Crest Uesugi Sasa.svg خاندان اوئه‌سوگی
درجهLord (دایمیو) امیر محلی، فئودال
یگانخاندان ناگائو
جنگ‌ها و عملیات‌ها
خویشاوندانناگائو تامه‌کاگه (پدر)
اوئه‌سوگی نوریماسا (ناپدری)
آیا-گوزن (خواهر)
ناگائو ماساکاگه (نابرادری)
اوئه‌سوگی کاگه‌کاتسو (پسرخوانده)
اوئه‌سوگی کاگه‌تورا (پسرخوانده)


نامویرایش

نام اصلی او ناگائو کاگتورا (長尾景虎) بود. او زمانی که نام قبیله Uesugi را به ارث برد، نام خود را به Uesugi Masatora (上杉政虎) تغییر داد تا عنوان رسمی Kantō Kanrei (関東管領) را بپذیرد. بعداً او دوباره نام خود را به Uesugi Terutora (上杉輝虎) تغییر داد تا سیزدهمین شوگون آشیکاگا یوشیترو (足利義輝) را گرامی بدارد، و در نهایت به Kenshin (上杉謙信) پس از اینکه او قول داد که ذن بودایی شود. به ویژه، او به دلیل اینکه از جانبازان بیشامونتن بود، مشهور شد. کنشین در سال ببر (بروج چینی) به دنیا آمد و همیشه کلمه "تورا" (虎، ببر) را در نام خود نگه داشت. او به دلیل توانایی های هوشمندانه و کمک های عالی خود به عنوان "ببر اچیگو" مورد احترام است. Kenshin همچنین به عنوان "اژدهای Echigo" به دلیل علامت Kakarimidareryuu (懸かり亂れ龍) که در میدان جنگ نمایش داده می شود، به عنوان "اژدهای اچیگو" شناخته می شود. رقیب او تاکدا شینگن "ببر کای" نام داشت. آنها چندین بار در نبردهای کاواناکاجیما جنگیدند. در برخی نسخه‌های اساطیر چینی (شینگن و کنشین همیشه به فرهنگ چینی، به‌ویژه آثار سون تزو علاقه‌مند بوده‌اند)، اژدها و ببر همیشه رقبای سرسختی بوده اند که سعی می کنند یکدیگر را شکست دهند، اما هیچ کدام هرگز نمی توانند دست برتر را به دست آورند. مراسم عزیمت او به جنگ با دعا در زیارتگاه بیشامونتن آغاز شد، یک غذای سنتی خداحافظی با ژنرال ها با سه ظرف (نماد خوش شانسی) و سه فنجان، که همچنین نماد خوش شانسی و بهشت، زمین و انسان اونمیودو بود. به دنبال آن دو فریاد "ای!" (شکوه) و (بله!) با نیروهای جمع شده نیز سه بار تکرار شد و استاندارد ارتش به عنوان احترام به ژنرال ها پایین آمد. در پایان کنشین مجدداً به خدای جنگ تقدیم کرد. "کمان هاچیمن"، و سوار بر اسب خود شد که توسط سه پرچم احاطه شده بود؛ اول با شخصیت اول نام بیشامونتن، دوم با طلوع خورشید قرمز روی آبی (هدیه امپراتور)، و پرچم اژدهای متخاصم.

اوایل زندگیویرایش

او که با نام کاگتورا متولد شد، سومین یا چهارمین پسر جنگجوی مشهور ناگائو تامکاگه (長尾為景) بود و زندگی او داستانی منحصر به فرد را ارائه می دهد - او از اوسوگی نبود، بلکه از قبیله ناگائو بود. خانواده پدرش نگهبانان شاخه یامانوچی از قبیله اوسوگی بودند، [11] و پدرش با پیروزی های نظامی خود بر اربابانش اوسوگی آکیسادا، اوسوگی سادانوری و اوسوگی فونایوشی شهرت زیادی به دست آورد. با این حال، در سال‌های بعد، تامکاگه خود را در تضاد با ایکو-یکی همسایه هوکوریکو دید، و با تغییر قدرت سیاسی در منطقه به نفع ایکو-یکی (که عمدتاً به دلیل ظهور ناگهانی هنگان-جی بود) ، وضعیت Echigo به سرعت بدتر شد. در سال 1536، زمانی که پدر کنشین ارتشی را جمع کرد و به سمت غرب حرکت کرد، به اوج خود رسید. با این حال، پس از رسیدن به Sendanno (دسامبر 1536) در Etchū، نیروهای او به طور ناگهانی توسط Enami Kazuyori مورد حمله قرار گرفتند، و در نتیجه درگیری خود تامکاگه کشته شد و ارتش او فرار کرد.

تاثیر بازگشت در Echigo فوری بود. ناگائو هاروکاگه، پسر ارشد تامکاگه، بلافاصله برای کنترل ناگائو تلاش کرد و پس از یک جنگ قدرت که منجر به مرگ یکی از برادرانش به نام کاگیاسو شد، در این ادعا موفق شد. کنشین از درگیری حذف شد و به معبد Rinsen-ji نقل مکان کرد، جایی که او زندگی خود را از 7 تا 14 به مطالعه، هنرهای رزمی و ذن گذراند.

اوایل برخاستنویرایش

اوسامی سادامیتسو و تعدادی دیگر از آشنایان پدر مرحومش در 14 سالگی ناگهان با کنشین تماس گرفتند. آنها از پسر جوان ناگائو خواستند که به ایچیگو برود و با حکومت برادر بزرگترش مخالفت کند. به نظر می‌رسد که هاروکاگه مؤثرترین یا الهام‌بخش‌ترین رهبر را ثابت نکرده بود (احتمالاً به دلیل بیماری) و شکست او در کنترل و جلب حمایت خانواده‌های قدرتمند کوکوجین منجر به وضعیتی شده بود که تقریباً به نقطه پاره پاره شدن استان همانطور که داستان گفته می شود، در ابتدا کنشین تمایلی به میدان دادن به برادر خود نداشت، اما در نهایت متقاعد شد که برای بقای Echigo لازم است. در سن 15 سالگی او به طور مشترک فرماندهی قلعه توچیو را بر عهده گرفت و با دفاع موفقیت آمیز از آن در برابر شورشیانی که علیه اوسوگی ها نقشه می کشیدند، شهرت پیدا کرد و کنشین موفق شد کنترل قبیله ناگائو را از ناگائو هاروکاگه خارج کند. در سال 1548

ناگائو هاروکاگه از رهبری قبیله و دولت استانی کنار رفت و این عنوان را به برادر کوچکترش داد. هاروکاج پنج سال بعد در سال 1553 درگذشت. در 19 سالگی، کنشین رئیس قبیله ناگائو شد و وارد قلعه کاسوگایاما شد، اما همچنان به عنوان نگهدارنده قبیله اوسوگی.

در سال 1551، از کنشین خواسته شد تا برای لرد اسمی خود، اوسوگی نوریماسا، که به دلیل گسترش به منطقه کانتو توسط لرد هوجو اوجیاسو از قبیله هوجو، مجبور به فرار از آنجا شده بود، در قلعه خود پناه بگیرد. او موافقت کرد که تحت شرایط خاص به فرمانده جنگ پناه دهد، اما در آن زمان در موقعیتی نبود که علیه هوجو حرکت کند. شرایط عبارت بودند از پذیرش کنشین توسط نوریماسا به عنوان وارث خود، تغییر نام از کاگتورا به تروتورا (بعدها کنشین)، عنوان ارباب اچیگو، و پست کانتو کانری به عنوان معاون شوگون.

در سال 1552، اوسوگی شروع به جنگ علیه قبیله هوجو کرد. اگرچه حاکمیت او بر قبیله ناگائو و اوسوگی اکنون بدون تردید بود، اما بسیاری از ایچیگو هنوز از درک این جنگسالار جوان مستقل بود. کنشین بلافاصله تصمیم گرفت تا قدرت خود را در منطقه مستحکم کند، اما این تلاش ها هنوز در مراحل اولیه خود بودند که نگرانی های بسیار مبرم تری ظاهر شد. اوگاساوارا ناگاتوکی و موراکامی یوشیکیو، دو لرد شینانو، هر دو در مقابل کنشین حاضر شدند و از او برای توقف پیشروی‌های جنگ‌سالار قدرتمند تاکدا شینگن درخواست کمک کردند. در حوالی زمانی که کنشین لرد جدید ایچیگو شد، شینگن پیروزی های بزرگی در استان شینانو کسب کرده بود. با فتوحات تاکدا آنها را به طور قابل توجهی به مرزهای ایچیگو نزدیک کرد، کنشین موافقت کرد که در دو جبهه به میدان برود با این حال درگیری‌های بین سه لرد نیز اتحادها و معاهدات مختلفی را نشان داد.

موفقیت نظامی کنشین به تلاش های اصلاحی موفقیت آمیز او در تجارت، بازار، شبکه حمل و نقل (مکانیسم مالیات در شهرهای بندری) و درآمدهای حاصل از تجارت پارچه مربوط می شود. نتیجه کنترل بر تجارت بود که دولت قبلی نداشت. او همچنین با اعطای زمین با جمعیت جنگجو پیوندهای فئودالی برقرار کرد.اساسنامه موسوم به فونای مقرراتی را نشان می دهد که برای نخبگان سنتی و عوام عادی اعمال می شود، معافیت های مالیاتی به دلیل فرسودگی جنگ، با هدف تمرکز و تحکیم سرزمین های اطراف پایتخت خود، که با اصلاحات بیشتر برای تحکیم امپراتوری همراه شد. قبل از لشکرکشی 1560-1562 کانتو به اراضی رسید. با این حال، علی‌رغم کنترل کنشین بر کشاورزی و اقتصاد، او اصلاحات کلیدی مانند بررسی‌های کاداستر را که برای تعهدات نظامی مهم است، به‌طور کامل اجرا نکرد که حاکی از تمرکز کنشین بر تجارت است. مدیریت اداره، سازمان نظامی، و همچنین در برخی نبردهای جزئی در Echigo Funai توسط دست نشاند Kurata Gorōzaemon تحویل داده شد.

درگیری با تاکداویرایش

آنچه پس از اتحاد سه گانه Kenshin دنبال شد، آغاز رقابتی بود که در تاریخ ژاپن و دوره سنگوکو افسانه ای شد. در اولین درگیری بین این دو، هر دو اوسوگی کنشین و تاکدا شینگن بسیار محتاط بودند و فقط خود را متعهد به زد و خوردهای غیر قطعی کردند. در طول سال‌ها، سرانجام تعداد کل پنج مورد از این نوع درگیری‌ها در محل معروف کاواناکاجیما (1553-1564) وجود داشت اگرچه تنها چهارمین نبردی جدی و همه‌جانبه بین این دو بود.

چهارمین نبرد کاواناکاجیماویرایش

در سال 1561، کنشین و شینگن بزرگترین نبردی را که باید انجام دهند، چهارمین نبرد کاواناکاجیما، انجام دادند. کنشین از یک تاکتیک مبتکرانه استفاده کرد: یک آرایش ویژه که در آن سربازان در جلو با همرزمان خود در عقب تعویض می‌کردند، زیرا آنهایی که در خط مقدم بودند خسته یا مجروح می‌شدند. این به سربازان خسته اجازه می داد استراحت کنند، در حالی که سربازانی که عملی را ندیده بودند در خط مقدم می جنگیدند. این بسیار مؤثر بود و به همین دلیل کنشین تقریباً شینگن را شکست داد. در Kōyō Gunkan یکی از مشهورترین نمونه های نبرد تک در تاریخ سامورایی ها وجود دارد. در طول این نبرد، کنشین موفق شد تا شینگن رانده شود و با شمشیر به او ضربه بزند. شینگن با بادبزن یا تسن جنگ آهنین ضربه ها را دفع کرد. کنشین نتوانست شینگن را به پایان برساند قبل از اینکه نگهدارنده تاکدا او را دور کند. شینگن یک ضد حمله انجام داد و ارتش اوسوگی عقب نشینی کرد. نتیجه نبرد چهارم کاواناکاجیما هنوز نامشخص است. بسیاری از محققین در مورد اینکه چه کسی پیروز واقعی بود، اختلاف نظر دارند، اگر نبرد واقعاً به اندازه کافی تعیین کننده بود که حتی یک نفر را اعلام کرد، بنابراین به طور کلی یک تساوی در نظر گرفته می شود. این بزرگترین نبرد تلفات در دوره سنگوکو در نظر گرفته می‌شود با از دست دادن 72 درصد از ارتش کنشین و 62 درصد ارتش شینگن، اما شینگن دو تن از مهم‌ترین ژنرال‌های خود، یعنی مشاور خود را نیز در طول نبرد از دست داد. یاماموتو کانسوکه و برادر کوچکتر تاکدا نوبوشیگه. برخی برآوردهای محافظه کارانه تر، تلفات را در حدود 20 درصد نشان می دهد.

در سال 1563، شینگن با هوجو اوجیاسو علیه قبیله اوسوگی متحد شد، آنها قلعه ماتسویاما در استان موساشی را تصرف کردند. در سال 1565 شینگن قلعه کوراگانو و قلعه مینووا در استان کوزوکه را تصرف کرد. در سال 1571، کنشین به قلعه ایشیکورای ماهواره شینگن در استان کوزوکه حمله کرد و آنها دوباره در نبرد تونگاوا با یکدیگر روبرو شدند تا یک بار دیگر درگیر شوند.

علاوه بر این، پس از شکست شینگن با هوجو، حادثه ای رخ داد که هوجو عرضه نمک به استان کای را تحریم کرد. وقتی کنشین مشکل شینگن را شنید، از استان خودش نمک به شینگن فرستاد. کنشین اظهار داشت که هوجو "عمل بسیار بدی انجام داده است". کنشین افزود: «من با نمک نمی‌جنگم، بلکه با شمشیر می‌جنگم».

احترام کنشین به شینگن از واکنش او به مرگ شینگن مشهود است: او به طور خصوصی گریه کرد و گفت: "من رقیب خوبم را از دست دادم. ما دیگر قهرمانی مانند آن نخواهیم داشت!"

درگیری با هوجوویرایش

اگرچه رقابت او با تاکدا شینگن افسانه‌ای بود، اما اوسوگی کنشین در واقع چندین سرمایه‌گذاری دیگر در زمان این نبردهای معروف (1553-1564) داشت. در سال 1559، او سفری با اسکورت 5000 نفری برای ادای احترام به شوگان در کیوتو انجام داد. این امر باعث شد که شهرت او به میزان قابل توجهی افزایش یابد و به وجهه او به عنوان یک رهبر فرهیخته و همچنین یک فرمانده جنگ افزوده شود. در همان سال او یک بار دیگر توسط Uesugi Norimasa تحت فشار قرار گرفت تا کنترل کانتو را از هوجو پس بگیرد، و در سال 1560 او توانست از این قانون پیروی کند. در آگوست همان سال، او ایچیگوی جنوبی را تحت کنترل یک شورای پنج نفره برای بسیج گسترده قرار داد، و همچنین یک شورای تحقیقاتی کوچک برای هر نوع ناآرامی تشکیل داد.

محاصره اوداواراویرایش

کنشین که از پاییز 1560 تا تابستان 1561 علیه هوجو اوجییاسو رهبری کرد، موفق شد تعدادی قلعه از قبیله، مانند قلعه نوماتا و قلعه اومایاباشی را بگیرد که با اولین محاصره قلعه اوداوارا در استان ساگامی به پایان رسید. . او موفق به شکستن خطوط دفاعی و سوزاندن شهر شد، اما خود قلعه به دلیل تهدیدات شینگن تسخیر نشده باقی ماند و بنابراین کاماکورا را تصرف کرد.

در سال 1563، کنشین متحد خود اوتا سوکماسا را ​​که تحت محاصره هوجو اوجیاسو و تاکدا شینگن بود، نجات داد، در حالی که در نوامبر 1569، زمانی که شینگن قلعه اوداوارا را محاصره کرد، اوجییاسو از کنشین درخواست کمک کرد.

در سال 1566، پس از اینکه قبیله یورا از استان کوزوکه وفاداری خود را به قبیله هوجو تغییر داد. بعداً در سال 1574، کنشین به طایفه ساتاکه دستور داد تا به قلعه کانایاما قبیله یورا حمله کنند و خود در محاصره شرکت کرد اما قلعه کانایاما در برابر حمله مقاومت کرد.

گسترش Uesugiویرایش

منطقه اصلی دیگری که Uesugi Kenshin را مورد توجه قرار داد، استان Etchū در غرب بود، و Kenshin تقریبا نیمی از عمر خود را درگیر سیاست آن استان کرد. این سرزمین توسط دو طایفه متخاصم، جینبو و شینا، سکونت داشت. کنشین ابتدا به عنوان یک میانجی در اوایل دهه 1550 بین رقبای خود یعنی شینا یاسوتانه و جینبو ناگاموتو وارد مناقشه شد، اما بعداً با شینا طرف شد و قبیله جینبو را به دست گرفت. چند دهه بعد، کنشین علیه قبیله شینا روی آورد و قلعه اصلی آنها را در سال 1575 گرفت و شینا یاسوتان را در سال 1576 توسط کوجیما موتوشیگه ترور کرد.

در سال 1563، کنشین دامنه سانو در استان کوزوکه را اشغال کرد. او قلعه کاراساوا را در برابر سانو ماساتسونه محاصره کرد و به منطقه نفوذ کرد و بسیاری از جنگ سالاران کوچکتر را وادار کرد که تسلیم او شوند.

در این مرحله، تا سال 1564 کنشین هر دو استان اچو و استان کوزوکه را کنترل کرد. در دهه 1570، کنشین بر استان ایچیگو، برخی استان‌های مجاور، همه سواحل هوکوریکو حکومت می‌کرد و نیروهای اودا نوبوناگا را در استان اچیزن شکست می‌داد.

درگیری با اوداویرایش

از سال 1576، کنشین شروع به بررسی موضوع اودا نوبوناگا کرد، که از آن زمان به قدرتمندترین جنگ سالار ژاپن در آن زمان تبدیل شده بود. کنشین اتحاد خود را با نوبوناگا شکست. با وساطت آشیکاگا یوشیاکی، او با کنیو آشتی کرد، اتحادی تشکیل داد و به عضویت قدرت مخالف نوبوناگا درآمد. با مرگ تاکدا شینگن و هوجو اوجیاسو، کنشین دیگر از این قلمرو گسترش مسدود نشد. بنابراین، هنگامی که مرگ هاتاکیاما یوشیتاکا، یک ارباب در استان نوتو، باعث سردرگمی و درگیری شد، کنشین به سرعت از این فرصت استفاده کرد و زمین را از قبیله ضعیف گرفت و با موفقیت قلعه نانائو را محاصره کرد که او را در موقعیتی قرار داد. برای تهدید نوبوناگا و متحدانش. در پاسخ، نوبوناگا نیروهای خود و دو بهترین ژنرال خود، شیباتا کاتسوئی و مائدا توشی را گرد هم آورد تا در نبرد تدوریگاوا (1577) در استان کاگا با کنشین ملاقات کنند.

نبرد تدوریگاواویرایش

کنشین ارتش 30000 نفری خود را در قلعه ماتسوتو مستقر کرد، در حالی که نیروهای اودا نوبوناگا با 50000 سرباز به رهبری بسیاری از ژنرال های مشهور وارد شدند. با وجود ارقام برتر نوبوناگا، کنشین موفق شد یک پیروزی محکم در زمین به دست آورد. در ابتدا، کنشین پیش بینی کرد که نوبوناگا سعی خواهد کرد تا شب برای حمله سپیده دم بر روی رودخانه حرکت کند و بنابراین از درگیر شدن با ارتش نوبوناگا خودداری کرد. سپس وانمود کرد که یک واحد کوچک را برای حمله به نیروی اصلی نوبوناگا از پشت به جلو می فرستد و به دشمنش فرصت بزرگی داد تا نیروهای باقی مانده خود را درهم بشکند. نوبوناگا طعمه را گرفت. نیروی نوبوناگا در شب در انتظار یک حریف ضعیف شده در جبهه حمله کرد. در عوض قدرت کامل نظامی کنشین منتظر بود. نوبوناگا با از دست دادن 1000 مرد در نبرد و برخی دیگر از نیروهای اودا برای فرار از رودخانه تدوری، دستور عقب نشینی به استان اومی را صادر کرد. با این حال، کنشین، که عملکرد حریف را «به‌طور شگفت‌انگیز ضعیف» توصیف کرد، تصور نادرستی داشت که نوبوناگا را شکست داده است، زیرا ارتش اودا در واقع توسط شیباتا کاتسوئی رهبری می‌شد. در نهایت کنشین استان نوتو را از قبیله اودا ایمن کرد.

مرگویرایش

در اکتبر 1577، اوسوگی کنشین ترتیبی داد که ارتش بزرگی را برای ادامه حملات خود به سرزمین نوبوناگا تشکیل دهد. در سال 1578 او با تاکدا کاتسویوری علیه نوبوناگا وارد اتحاد شد اما به دلیل آب و هوای بد تحت فشار قرار گرفت و در بهار 1578 بر اثر سرطان مری درگذشت. شعر مرگ او این بود:

حتی یک سعادت مادام العمر فقط یک فنجان است. زندگی چهل و نه ساله در خواب می گذرد. من نه زندگی چیست و نه مرگ. سال به سال - همه به جز یک رویا. بهشت و جهنم هر دو جا مانده اند. من در سپیده دم مهتاب ایستاده ام، فارغ از ابرهای دلبستگی.

علت مرگ کنشین در طول سال ها مورد سوال بوده است. نظریه ای که اکثر محققان پذیرفته اند این است که منابع اولیه وخامت وضعیت سلامتی او، شکایت او از درد در قفسه سینه "مانند یک توپ آهنی" و همانطور که کنشین گونکی (1582) ثبت می کند "در نهمین روز از ماه سوم او ثبت می کند. معده درد در توالتش که متأسفانه تا روز سیزدهم که درگذشت ادامه داشت». با این حال، همچنین حدس زده می‌شود که او قربانی یکی از معروف‌ترین قتل‌های نینجا شده است، توسط یک نینجا که با نیزه یا شمشیر کوتاه در حوضچه زیر مستراح در اردوگاه کنشین پنهان شده بود. این تئوری ها متقابل نیستند - قاتل، اگر وجود داشت، و احتمالاً توسط نوبوناگا فرستاده می شد، ممکن بود به سادگی مردی را که در حال مرگ بود زخمی کند. با این حال، از آنجایی که انتظار او از مرگ خود در شعر مرگ ثبت شده است، احتمال ترور کمتر است.

در داخل کشور، کنشین یک بحران جانشینی را پشت سر گذاشت. در حالی که او هرگز فرزندی از خود نداشت، کنشین در طول زندگی خود دو پسر را به فرزندی پذیرفت. برادرزاده او، اوسوگی کاگکاتسو، احتمالاً به دلیل انحراف از تضاد توسط پدر کاگکاتسو، ناگائو ماساکاگه، بستگان و حامیانش به فرزندی پذیرفته شد. پسر خوانده دیگر، اوسوگی کاگتورا، که در اصل پسر هوجو اوجییاسو بود برای تامین امنیت مرزهای اچیگو به فرزندی پذیرفته شد. برخی تصور می کنند که کاگکاتسو قرار بود به تدریج به عنوان وارث او راه اندازی شود در حالی که برخی دیگر تصور می کنند که کنشین تصمیم گرفت که دارایی ها را بین این دو تقسیم کند.

هر دو پسر پیوندهای خونی خارجی و ادعاهای منطقی داشتند. کاگتورا در سال 1578 در اواته محاصره شد، و اگرچه برای کمک با هوجو اوجیماسا و تاکدا کاتسویوری تماس گرفتند، اما اولی عقب نشینی کرد. کاگکاتسو با خواهر تاکدا ازدواج کرد و در نهایت توانست جانشینی او را تضمین کند. کاگتورا به قلعه ای در نزدیکی مرز اچیگو-شینانو گریخت و در آنجا در سال 1579 خودکشی کرد.

این مرگ باعث کشمکش‌های محلی برای قدرت شد که نتیجه تقریباً یک دهه جنگ داخلی در ایچیگو بین سال‌های 1578 و 1587 بود که معمولاً به «اختلال اواته» (1578-1582) و «شورش شیباتا» (1582-1587) تقسیم می‌شد. مقاومت حامیان کاگتورا برای چند سال در شمال مرکزی ایچیگو ادامه یافت. در سال 1582، شیباتا شیگی، که دست نشانده کاگکاتسو بود، شورشی را در شمال ایچیگو رهبری کرد، احتمالاً به دلیل پاداش اندک برای حمایت از کاگکاتسو، اما حتی بیشتر از آن، اعطای کنترل کاگکاتسو بر موانع عوارضی در بندر نیگاتا به تاکماتا یوشیتسونا.

با این حال، پس از جنگ داخلی پرهزینه، قبیله اودا از شورش‌ها علیه کاگکاتسو برای پیشروی درست تا مرز ایچیگو سوء استفاده کرد و نوتو و کاگا را در حالی که برادران اوسوگی مشغول درگیری‌های داخلی بودند دستگیر کردند. این امر همراه با نابودی قبیله تاکدا، متحد آن زمان اوسوگی و دشمن طولانی مدت اودا، به نابودی قبیله اوسوگی نزدیک می شد قبل از اینکه مرگ خود اودا نوبوناگا بار دیگر توازن قدرت را در ژاپن به هم ریخت.