ایرنه

امپراتریس روم شرقی به طور مشترک با کنستانتین ششم و بعد تنهایی


ایرنه (به یونانی: Ειρήνη η Αθηναία) (به انگلیسی: Irene Sarantapechaina) (زادهٔ پیرامون ۷۵۲ در آتن – درگذشتهٔ ۹ اوت ۸۰۳ در لسبوس) امپراتریس روم شرقی (بیزانس) از ۷۹۷ تا ۸۰۲ بود. او در عین حال یکی از قدیسه‌های کلیسای ارتودوکس یونان به‌شمار می‌رود زیرا نقشی مهم در بازگردانی جایگاه شمایل‌های مذهبی به امپراتوری روم شرقی داشت، او نخست از سال ۷۸۰ تا ۷۹۰ میلادی به عنوان نایب السلطنه پسرش بر بیزانس حاکم بود و بعد از سال ۷۹۲ تا ۷۹۷ به عنوان شریک سلطنت پسرش در کنار وی قدرت را در دست داشت و بعد از آن بر حق خود و به عنوان تنها امپراتور بر امپراتوری بیزانس حکومت کرد.

ایرنه آتنی
امپراتریس فرمانروا بیزانس
Gold solidus, Byzantine, Irene, 797-802.jpg
ایرنه امپراتریس بیزانس سکه به عنوان امپراتور
امپراتور امپراتوری بیزانس
سلطنت۱۹ آوریل ۷۹۷ - ۳۱ اکتبر ۸۰۲
تاج‌گذاری۱۹ آوریل ۷۹۷
پیشینکنستانتین ششم
جانشیننیکه‌فوروس یکم
امپراتریس امپراتوری بیزانس
سلطنت۱۵ ژانویه ۷۹۲ - ۱۹ آوریل ۷۹۷ (تماما همراه با کنستانتین ششم)
پیشینکنستانتین ششم
جانشین(خودش به تنهایی)
شریک سلطنتکنستانتین ششم
نایب السلطنه امپراتوری بیزانس
سلطنت۸ سپتامبر ۷۸۰ - ۱۰ نوامبر ۷۹۰ (تماما همراه با کنستانتین ششم)
تاج‌گذاری۸ سپتامبر ۷۸۰
پیشینلئوی چهارم
جانشینکنستانتین ششم
شریک سلطنتکنستانتین ششم
امپراتریس همسر بیزانس
سلطنت۱۵ ژوئن ۷۷۵ -۸ سپتامبر ۷۸۰
تاج‌گذاری۱۵ ژوئن ۷۷۵
پیشینیوودوکی
جانشینماریا امونیک
هم‌نشینلئوی چهارم
فرزند(ها)کنستانتین ششم
نام کامل
امپراتریس ایرنه اتنی
خانداندودمان ایزوری
زادروزحدود 752
آتن، یونان
مرگ9 اوت 803
لسوس، یونان
دین و مذهبارتودوکس

زندگی‌نامهویرایش

آغار قدرت و فرمانروایی مشترک با کنستانتین ششمویرایش

 
سکه طلای ایرنه همراه پسرش کنستانتین به عنوان فرمانروایان مشترک بیزانس در سالهای بین ۷۸۰ - ۷۹۰

ایرنه همسر لئوی چهارم، امپراتور وقت بیزانس بود. با مرگ لئو در ۷۸۰، پسر ۱۰ سالهٔ آنان کنستانتین با عنوان کنستانتین ششم تحت سرپرستی مادرش ایرنه به امپراتوری رسید. اما خردسالی امپراتور جدید سبب شد تا ایرنه به عنوان نایب‌السلطنه تمام زمام امور را در دست گیرد و هم‌زمان به عنوان امپراتور مشترک با عنوان "ما حکومت هستیم" و با لقب "امپراتور" یا "امپراتریکس (ملکه)" نامید و رسما همراه با فرزندش فرمانروایی کند، امپراتریس ایرنه با کفایت و بی هیچ باکی به اداره همه امور پرداخت و برای همدلی با احساسات مذهبی مردم، و بدون سروصدا، اجرای فرمانهای آزار و اذیت تمثال شکنی را خاتمه داد؛ به راهبان اجازه داد که به صومعه ها و منابر وعظ خویش برگردند و اسقفهای عالم مسیحیت را به شرکت در دومین شورای نیقیه (۷۸۷ میلادی) دعوت کرد. این شورا، که با حضور سیصد و پنجاه تن اسقف زیر نظر سفرای پاپ تشکیل شد، احترام گذاشتن به تمثال‌های متبرک (نه پرستش آن‌ها) را از نو معمول داشت، و این عمل را طریقه مشروعی برای ابراز ایمان و پرهیزکاری فرد مسیحی دانست.

 
یک عکس در قرن پانزدهم از امپراتریس ایرنه و امپراتور کنستانتین ششم با هم به طور رسمی نشستن بر تخت سلطنت در مجلس شورا و با یک دیگر ریاست می کنند

این ملکه روشی مخالف مکتب ایکونوکلاسم (تمثال شکنی) اتخاذ کرد و با تمام قوا بر اکثریت روحانیون کمک کرد تا مجسمه ها و صورتها را به‌کلیسا برگردانند. به همین علت او را جزو مقدسان کلیسا (سنت ایرنه) شمرده اند و در تقویم کلیسا روزی به نام او اختصاص داده اند.

ازنظر سیاست خارجی، برای اینکه بتواند با مجال بیشتر و فرصت کافی دست به اصلاحات داخلی بزند، به ناچار روش ملایم و معتدل تری در پیش گرفت: در برابر حملات اعراب به کریزوپلیس در سال ۷۸۳ میلادی به عقد پیمانی اقدام کرد و به پرداخت خراج به اعراب تن داد. این پیمان با هارون‌الرشید، پسر خلیفه مهدی، منعقد شد و مقرر گردید که بیزانس، به ازای آتش بسی سی ساله، سالانه۰۰۰/۷۰ یا ۰۰۰/۹۰دینار به مسلمانان پرداخت کند. او حمله اسلاوها به یونان را نیز خاتمه داد. و در ایتالیا ایالت‌های پاپی به سبب ناتوانی قسطنطنیه در برابر مهاجمات لمباردها آشکارا از بیزانس جدا می‌شدند و به ناچار به کارلوونژینها ملحق می گردیدند. رابطه سیاسی میان غرب و بیزانس، با الحاق لمباردی به امپراتوری فرانک، فوق‌العاده تیره و مغشوش شده بود.

بنابراین، ایرنه به این فکر افتاد که، از طریق اصلاح مذهبی، باب مذاکرات را با فرانک ها باز کند و با ایجاد دشمنی بین پین پادشاه فرانک و پاپ پل اول به هدفهای سیاسی خویش برسد. بنابراین، در بهار ۷۸۱ میلادی، بنا به گفته تئوفان، با اعزام دو مأمور عالی‌رتبه به ایتالیا، از شاهزاده خانم روترود، یکی از دختران شارلمان کبیر، پادشاه فرانک، برای کنستانتین ششم خواستگاری کرد. با این درخواست موافقت شد، مشروط به اینکه شاهزاده خانم به سبب قلت سن چندی در غرب بماند و در این مدت به فراگرفتن زبان یونانی مشغول شود تا در آشنایی به رسوم و تشریفات خاص بیزانس دچار اشکال نگردد. بدین طریق، توانست درنتیجه این دادوستد زناشویی، سیاست خارجی بیزانس را با شارلمانی که در آن زمان به اوج قدرت خود رسیده بود مدتی در حال موازنه نگاه دارد تا حد امکان قدرت مطلقه امپراتوری را در دست خود حفظ کند. او برای این نیت به این مقصود خود از هیچ اقدام و جنایتی رویگردان نبود.

برکناری ایرنه از قدرت و بازگذشت به سلطنت به عنوان امپراتریس رومویرایش

 
سکه طلای ایرنه و پسرش کنستانتین ششم به عنوان امپراتوران و فرمانروایان بیزانس بین سالهای ۷۹۲ - ۷۹۷ بود

در ۷۹۰ میلادی، کنستانتین ششم به سن بلوغ رسید و چون دید که مادرش از تفویض اختیارات به او اکراه دارد بسیار عصبانی شد، او همچنین از نفوذ فزاینده، اقتدارگرانه و مخرب مادرش ایرنه بشدت مخالف بود و می خواست قدرت را برای خودش بدست آورد اما نقشه هایش توسط ایرنه سرکوب شد ایرنه بعد به همه اعلام کرد که نمی خواهد قدرت مطلق و استبدادی خود را به پسرش تحویل دهد و به همه افراد بخصوص ارتشیان گفت که اعلام وفاداری کنند که در بیزانس او را امپراتور ارشد و کنستانتین را امپراتور صغیر کنند سپاهیان اروپا و قسطنطنیه او را پذیرفتند و اعلام کردن: "تا زمانی که شما زنده هستید ما پسر شما را به هیچ وجه به عنوان امپراتور قبول نداریم و هیچ حکمی از طرف او پذیرفته نیست" اما سپاهیان در آسیای صغیر آن را نپذیرفت اند و اعلام فرمانروایی یگانه را برای کنستانتین کردن و به شورش پرداختن و گفتند "یک زن نمی تواند بر ما و کلیه مقدسین روم حکومت کند"، بعد آنها کنستانتین را از چنگ مادرش در آوردن که در قصر مقدس زندانی شده بود بعد زمانی که کنستانتین قدرت مطلق را کاملا تصرف کرد، ایرنه را از مقامش معزول و تبعید کرد.

اما کنستانتین هرگز نتوانست یک حاکم توانا باشد و دیری نگذشت که آن جوان رئوف و ناتوان بر سر رحم آمد و مادر را به دربار بازگردانید و دوباره قدرتش را در کشور تاسیس کرد و او را شریک مطلق قدرت امپراتوری خویش به طور برابر ساخت و دوباره اعلام کرد که "ما حکومت هستیم" (۷۹۲ میلادی). از مراجعت ایرنه به قسطنطنیه و تبدیل شدن به "امپراتریس و استبدادی همه رومیان (ملکه و حاکم مطلق روم)" و دخالت مداوم و بیش از حد او در اداره امورهای کشور که کاملا در نزده پسرش، درباریان، نظامیان و بخصوص اسقف ها موثر و قدرتمند بود سبب شد که آتش کینه و انتقام در دل امپراتریس از گذشته شعله ور گردد و دربار بار دیگر مرکز فتنه و دسیسه شود و در راس این حیله گری شخص امپراتریس ایرنه قرار گرفت.

سرانجام مادر سنگدل و جاه طلب امپراتور، برای حفظ سلطه، نفوذ و اقتدار فوق‌العاده خویش و همچنین بخاطر این که نمی خواست قدرتش را با کسی تقسیم کند به فعالیت‌های تحریک آمیزی دست زد و باهمکاری عده‌ای از رجال مؤثر در دستگاه حکومت، بزرگان سپاهی در ارتش، اسقف های خودکامه در کلیسا و اشرافزادگان قدرتمند در ایالت ها توانست با سعایت و فتنه گری خیلی کثیف و ماهرانه، مقام و قدرت مطلق پادشاهی فرزندش را به طور کامل در میان تمام درباریان، نظامیان، ملت و به‌ویژه کلیسا سخت متزلزل سازد و خود را به صورت یک ناجی برای دولت جا زد و به اعتبار خود بشدت افزود.

برکناری کنستانتین و حکومت ایرنه به تنهاییویرایش

 
سکه سلطنتی ایرنه به عنوان امپراتور به تنهایی

درنهایت امپراتور، براثر توطئه‌ای بسیار قدرتمندی که مادرش تدارک دیده بود در هنگام غیاب از پایتخت و دادن امور به مادرش به تنهایی، توسط بردگان ایرنه دستگیر و در« قصر مقدس» که بیست و هفت سال قبل در آنجا به دنیا آمده بود محبوس و به امر امپراتریس وادار به استعفاه از مقام امپراتوری و بعد به طرز بسیار ظالمانه ای کور شد. امپراتور زجرها کشید تا مرد و با مرگ او سلسله ایزوری منقرض شد. و با مرگ امپراتور، امپراتریس ایرنه در ۷۹۷ میلادی به قدرت یگانه رسید و تا سال ۸۰۲ میلادی که برکنار شد، به تنهایی حکومت کرد. او حکومتش را با عنوان «امپراتور» آغاز کرد و نام باسیلیوس، و نه باسیلیسا را که اسمی زنانه است، بر خود نهاد (دورانت، ۱۳۷۴، ص ۵۴۹).

ملکه ایرنه (۸۰۲-۷۹۷ میلادی) پس از کور کردن فرزندش و به دست گرفتن زمام امور به تنهایی، روابط خود را با کشیشان و کلیسا مستحکم تر کرد، روحانیون را دلجویی کرد و نواخت و به تعمیر و بنای صومعه‌های متعدد پرداخت و کلیه دیرهای تعمیر شده، به‌ویژه صومعه بزرگ استودیوس در قسطنطنیه را به سبک خاصی تزیین نمود. مؤسسات خیریه بنا نهاد و پایتخت را زیبا کرد و به پیروی از سیاست امپراتوران قرن ششم بیزانس مایل بود در بهبود و توسعه اقتصادیات مملکت بکوشد. ازاین‌رو، در تأمین رفاه و آسایش مردم اهتمام و مجاهدت کافی به خرج داد. قیمت اجناس ضروری مردم به وضع فاحشی کاهش یافت و در تعادل و موازنه دخل و خرج مملکت فعالیت و علاقه زیادی از خود نشان داد.

برکناری ایرنهویرایش

باوجوداین گونه اقدامات مفید، ایرنه در حفظ نظم و امنیت داخلی کشور نتوانست، چنانکه باید، توفیق کامل به دست آورد و اغلب با منازعات و تحریکات فتنه جویان و بزرگان کشور مواجه می‌گشت. این کشمکش‌ها و منازعات روزبه‌روز بحران داخلی را شدیدتر کرد. سرانجام، در ۸۰۲ میلادی هواخواهان بت‌شکنی علم طغیان برافراشتند و، با استفاده از غیبت او، که برای استراحت در کاخ ییلاقی نزدیک قسطنطنیه اقامت داشت، وی را از مقام امپراتوری عزل کردند و نیکه‌فوروس خزانه‌دارش، را امپراتور خواندند. ایرنه چون وضع را چنین دید سر تسلیم فرود آورد و از امپراتور جدید تقاضا کرد که فقط به وی اجازه دهد تا به سلامت و بدون تعرض کسی از پایتخت بیرون رود.

امپراتور جدید چنین وعدهای داد، لیکن وی را به جزیره لسبوس (میتیلین امروزی) تبعید کرد. ایرنه از راه خیاطی روزگار می‌گذراند و ۹ ماه بعد در آنجا، بی‌آنکه پول یا دوستی در دنیا داشته باشد، درگذشت.

تقدیس ایرنهویرایش

تعصب مذهبی ایرنه و تلاش‌هایش برای رفع ممنوعیت استفاده از شمایل‌ها و تمثال‌های مذهبی سبب شد تا کلیسای ارتودوکس یونان او را به عنوان یکی از قدیسه‌های خود اعلام دارد و هرساله روز نهم اوت را به یاد او جشن گیرند.

منابعویرایش

  • «Irene». Universitat de València / Encyclopedia Britannica. ۱۹۹۵. دریافت‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۱.
  • «Constantine VI». Britannica Online Encyclopedia. دریافت‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۱.