کلانتران طایفه بابااَحمدی درسال ۱۳۰۶ هجری شمسی[۱]

بابااَحمدی که در گویش بختیاری بامِدی نیز خوانده می شود، یکی از طوایف هفت‌لنگ ایل بختیاری و دورکی باب می باشد که از ۲ تیره تشکیل شده است.

زیستگاه طایفه بابااحمدی

  1. زیستگاه ییلاقی طایفه بابااحمدی در شهرستان کوهرنگ و شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری می باشد.
  2. زیستگاه قشلاقی طایفه بابااحمدی در شهرستان شوشتر، شهرستان لالی و شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان می باشد.
  3. البته تعداد زیادی از طایفه بابااحمدی به شهر های فولادشهر، شهرکرد و اصفهان مهاجرت کرده اند.

کوپر اولین پژوهشگری بود که به میان ایل بختیاری رفت و همراه با طایفه بابااحمدی از اقامتگاه گرمسیری آنها به زردکوه بختیاری کوچ کرد. فیلم علف توسط وی در این باره ساخته شده است[۲] ، همچنین وی کتابی با این نام نوشته است.[۳]

تیره های طایفه بابااحمدی

سراج الدین وند بزرگترین تیره طایفه با شش تش (با احتساب درویش آدمی) می باشد.اعضای هر تش با یکدیگر خویشاوندند. تیره کشکی شامل چندین اولاد می باشد.[۴]

  • کشکی : ﺍﻭﻻﺩ ﺳُﻤﺎﻝ ، ﺍﻭﻻﺩ ﺑﺎﺑﺎ ، ﺍﻭﻻﺩ ﻋﺮﺏ ، ﺍﻭﻻﺩ ﮐﺮﯾﻢ ، ﺍﻭﻻﺩ ﮐﺎﻇﻢ ، ﺍﻭﻻﺩ ﻣﯿﺮﺯﺍﺣﺴﯿﻦ ، ﺍﻭﻻﺩ ﺷﻨﺒﻪ ، ﺍﻭﻻﺩ ﺍﻟﻘﺎﺹ و ﺍﻭﻻﺩ ﭘﻨﺠﯽ
  • سراج الدین وند : عدیوی ، درویش میرحاج ، بِرام ، احمد فخرالدین ، کوهی و درویش آدمی

شهرت

طایفه بابااحمدی در میان بختیاری ها به «بامدی خرس» شهرت دارداین شهرت به سبب درشتی جثه مردان بامدی و زورمندی و نیز پُر مو بودن اندام آنهاست.در میان بختیاری‌ها طایفه‌های دیگری نیز هستند که به نام یکی از جانوران درنده و وحشی معروفیت دارند. مثلاً طایفه مُنجِزی از باب بختیاروند هفت لنگ، به جهت تناور و پر زور بودن مردانش به «منجزی گراز» و یکی از تیره‌های آن، به سبب زیرکی و چالاکی مردم آن به «رووا» (روباه) معروفیت دارند.

تقسیمات طایفه

طایفه بامدی به دوتیره بزرگ‌کشکی و سراج دین (سراج دینوند) یا سراج الدین تقسیم می‌شود.برخی تیره درویش آدمی (منابع قدیم‌تر نام این تیره را درویش آدینه ضبط کرده اند)را که با فاصله جغرافیایی دورتر از دو تیره دیگر و در حدود جنوب رودخانه دز با کدخدایی مستقل زندگی می‌کنند، تیره سوم طایفه بامدی و برخی دیگر «تش» یا واحدی از تیره سراج دین به شمار آورده‌اند.هر یک از تیره‌های بامدی به چند «تَش» (آتش = اجاق: خاندان، دودمان) و هر «تش» به چند اولاد (برخی اولاد را برابر با اصطلاح لُری «کُرُّبو» = کُر و بو، به معنای پسر و پدر گرفته‌اند،و هر اولاد به چند کربو (خانوار) یا بُهون (چادر) تقسیم می‌شده است.

 
از راست : مریان سی کوپر (کارگردان و نویسنده آمریکایی) ، حیدرخان (کلانتر طایفه بابااَحمدی) ، لطفعلی (فرزند حیدرخان) ، ارنست شودساک (عکاس آمریکایی)


پانویس

  1. کتاب علف ، اثر مریان سی کوپر ، ترجمه شاهرخ باور.
  2. «فیلم سینمایی علف : همراه با کوچ بختیاری به صورت رایگان در رسانه جامع ایل بختیاری».
  3. علف : همراه با کوچ بختیاری ، جلد اول ، نوشته مریان سی کوپر.
  4. طایفه‌ای در بختیاری. اول جلد.

منابع

  • حسین ابراهیمی ناغانی (۲ اسفند ۱۳۸۸). «اسامی طوایف و شعب ایل بختیاری». وبگاه انسان‌شناسی و فرهنگ. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ اکتبر ۲۰۱۳.
  • تاریخ بختیاری نوشته سردار اسعد بختیاری
  • عیدیوندی، حافظ. مروری بر تاریخ ایران از سپیده دم تاریخ و نگرشی بر ایل بختیاری. قم: نسیم حیات، ۱۳۸۳
  • خسروی، عبدالعلی، فرهنگ بختیاری، ج۱، ص۸۱.
  • سپهر، عبدالحسین، تاریخ بختیاری، به کوشش جمشید کیانفر، ج۱، ص۶۱۷.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر، کوچ نشینی در ایران، ج۱، ص۶۰.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر، کوچ نشینی در ایران، ج۱، ص۲۰۱.
  • امیر احمدیان، بهرام، ایل بختیاری، ج۱، ص۴۹.
  • کوپر، م‌س، سفری به سرزمین دلاوران، ترجمه امیرحسین ظفر ایلخان‌بختیاری، ج۱، ص۶۳.
  • شاهمرادی، بیژن، «کیارسی، طایفه‌ای در بختیاری»، ج۱، ص۶۲۹.
  • شاهمرادی، بیژن، «کیارسی، طایفه‌ای در بختیاری»، ج۱، ص۶۲۹ - ۶۳۶.
  • رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفه‌ای از بختیاری، ج۱، ص۸۶-۸۸.
  • خسروی، عبدالعلی، فرهنگ بختیاری، ج۱، ص۸۵.
  • صفی‌نژاد، جواد، عشایر مرکزی ایران، ج۱، ص۱۱۷.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر، کوچ نشینی در ایران، ج۱، ص۲۰۵.
  • سپهر، عبدالحسین، تاریخ بختیاری، به کوشش جمشید کیانفر، ج۱، ص۶۱۷.
  • کیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، ج۲، ص۷۳.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر، کوچ نشینی در ایران.
  • رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفه‌ای از بختیاری، ج۱، ص۱۱.
  • رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفه‌ای از بختیاری، ج۱، ص۸۸.
  • رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفه‌ای از بختیاری، ج۱، ص۹۱.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر، کوچ نشینی در ایران، ج۱، ص۲۰۵.
  • صفی‌نژاد، جواد، عشایر مرکزی ایران، ج۱، ص۱۱۲.
  • گارثویت، ج ر، تاریخ سیاسی، اجتماعی بختیاری، ترجمه مهراب امیر، ج۱، ص۱۴۶.
  • امان اللهی بهاروند، سکندر،کوچ نشینی در ایران، ج۱، ص۶۴.
  • رخش خورشید، عزیز و دیگران، بامدی طایفه‌ای از بختیاری، ج۱، ص۹۰- ۹۱.
  • خسروی، عبدالعلی، فرهنگ بختیاری، ج۱، ص۷۳.
  • کوپر،مریان سی، علف : همراه با کوچ بختیاری،ج۱،ص۱۳۰.