باوْ (درگذشتهٔ ۶۰ ق / ۶۸۰ م) پسر شاپور و نوادهٔ کیوس، بنیانگذار دودمان باوندیان شاخهٔ کیوسیان است که در طبرستان فرمانروایی می‌کردند.[نیازمند منبع]

باو
اسپهبد سلسله باوندیان
سلطنت۶۶۵-۶۸۰ (میلادی)
پیشینکیوس (کاووس ساسانی)
جانشینسهراب یکم باوندی
درگذشته۶۰ (قمری)
۶۸۰ (میلادی)
پدرشاپور

معرفیویرایش

نخستین بار، پدربزرگ باو یعنی کیوس از سوی قباد یکم به فرمانروایی طبرستان رسید ولی زمانیکه قباد یکم درگذشت و پسرش انوشیروان به تخت نشست، شاه جدید برادر خود کیوس را (که تاج‌وتخت را از آن خود می‌دانست) از میان بردا‌شت و «قارن» را به فرمانروایی طبرستان گمارد. ولی پس از روی کار آمدن ۴ پادشاه یعنی در زمان شاهیِ خسرو پرویز خاندان کیوس دوباره مورد توجه قرار گرفت بدین ترتیب که باو در رکاب خسرو پرویز، چند بار به پیکار رفت و از توجه شاه برخوردار شد و به فرمانروایی طبرستان و آذربایجان گماشته شد. [نیازمند منبع]

چون شیرویه بر تخت نشست، باو را به اصطخر تبعید کرد. وی در آتشکده آن سامان گوشه عزلت گزید تا آن که آزرمیدخت او را به سپهسالاری برگزید. اما باوْ نپذیرفت تا نوبت به یزدگرد رسید و باو، این بار به درخواست شاه نزد وی رفت. پس از شکست سپاه ایران از اعراب، باو در راه خراسان از یزدگرد اجازه گرفت که به طبرستان رود و پس از زیارت آتشکده کوسان، در گرگان به وی بپیوندد [۱]. باوْ در آنجا خبر قتل یزدگرد را شنید و سر بتراشید و در آتشکده مقام گرفت. بعید نیست که همین معنی باعث شده باشد تا برخی، نیاکان آل‌باوند را از موبدان بدانند. [۲]

باو چندی بعد به درخواست مردم از حملات ترکان به تنگ آمده بودند، با این شرط که «مردان ولایت و زنان به بندگی او را خط دهند[۳]» بیرون آمد و با بسیج سپاه توانست مهاجمان را از آن سامان براند و دولتی محلی تأسیس کند. وی پس از پانزده سال حکومت، سرانجام به دست «ولاش» (استاندار تبرستان از سوی یزدگرد) که فرمانروایی را از آن خود می‌دانست کشته شد و ولاش بر جای او نشست.

منبعویرایش

  • دانشنامهٔ رشد
  1. ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ص ۱۵۴
  2. مادلونگ ۱۷۴، ایرانیکا
  3. ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، صص ۱۵۴ و ۱۵۶