بلشویسم ملی

بلشویسم ملی (روسی: Национал-большевизм، آلمانی: Nationalbolschewismus)، که حامیان آن به عنوان بلشویک‌های ملی شناخته می‌شوند (روسی: Национал-большевики) یا NazBols (روسی: Нацболы)، یک جنبش سیاسی رادیکال است که ترکیبی از ناسیونالیسم افراطی و کمونیسم است.[۱][۲]

اعضای حزب ملی بلشویک روسیه در سال ۲۰۰۶
پرچم حزب بلشویک ملی

ارنست نیکیش (۱۸۸۹–۱۹۶۷)، هاینریش لاوفنبرگ (۱۸۷۲–۱۹۳۲) و کارل اتو پایتل (۱۹۰۶–۱۹۷۵) از طرفداران تاریخی مهم بلشویسم ملی در آلمان بودند. در روسیه، نیکولای اوستریالف (۱۸۹۰–۱۹۳۷) و پیروانش، اسمنووخوسی، از این اصطلاح استفاده کردند.

الکساندر دوگین و ادوارد لیمونوف، طرفداران برجسته مدرن جنبش، که رهبری حزب ملی بلشویک (NBP) ثبت نشده و ممنوع در فدراسیون روسیه را بر عهده داشتند.[۳]

بلشویسم ملی آلمانویرایش

 
ارنست Niekisch را Widerstand مجله‌های نماد عقاب بلشویک ملی اصلی

بلشویسم ملی به عنوان یک اصطلاح ابتدا برای توصیف جریانی در حزب کمونیست آلمان (KPD) و سپس حزب کارگران کمونیست آلمان (KAPD) که می‌خواست از جنبش کمونیستی شورشی با گروه‌های ناسیونالیست مخالف در ارتش آلمان متحد شود، استفاده کرد. پیمان ورسای را رد کرد.[۴] آنها توسط هاینریش لاوفنبرگ و فریتز ولفهایم رهبری می‌شدند و در هامبورگ مستقر بودند. اخراج آنها از حزب کمونیست آلمان یکی از شرایطی بود که کارل رادک توضیح داد در صورت استقبال از حزب کمونیست در سومین کنگره بین‌الملل سوم ضروری بود. با این حال، احتمالاً خواستار خروج آنها از حزب کمونیست آلمان به هر حال اتفاق افتاده‌است. رادک این زوج را به عنوان بلشویک‌های ملی رد کرد، اولین استفاده از این اصطلاح در زمینه آلمانی.[۵]

رادک متعاقباً از برخی ملی‌گرابان رادیکالی که در زندان ملاقات کرده بود خواست تا با بلشویک‌ها به نام بلشویسم ملی متحد شوند. او در احیای بلشویسم ملی راهی برای «حذف انزوای سرمایه‌داری» اتحاد جماهیر شوروی دید.[۶]

در طول دهه ۱۹۲۰، تعدادی از روشنفکران آلمانی گفتگویی را آغاز کردند که ترکیبی بین ناسیونالیسم رادیکال (که معمولاً به پروسیسم اشاره می‌کرد) و بلشویسم در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت. شخصیت اصلی ارنست نیکیش از حزب سوسیال دموکرات قدیمی آلمان بود که مجله Widerstand را ویرایش می‌کرد.[۷]

اگرچه اعضای حزب نازی تحت رهبری آدولف هیتلر در پروژه ملی بلشویک نیکیش شرکت نکردند و معمولاً بلشویسم را با اصطلاحات منفی منحصراً به عنوان توطئه یهودیان ارائه می‌کردند، در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی تمایلی موازی در حزب نازی وجود داشت که از دیدگاه‌های مشابه حمایت می‌کرد. این با چیزی که به عنوان اشتراسریسم شناخته می‌شود نشان داده شد. گروهی به رهبری هرمان ارهارت، اوتو اشتراسر و والتر استنس در سال ۱۹۳۰ جدا شدند و اتحادیه مبارزه با ناسیونال سوسیالیست‌های انقلابی را که معمولاً به عنوان جبهه سیاه شناخته می‌شود، تأسیس کردند.[۸]

پس از جنگ جهانی دوم، حزب رایش سوسیالیست تأسیس شد، که ایدئولوژی نئونازی را با سیاست خارجی منتقد ایالات متحده و حمایت از اتحاد جماهیر شوروی، که این حزب را تأمین می‌کرد، ترکیب کرد.[۹][۱۰]

بلشویسم ملی روسیهویرایش

جنگ داخلی روسیهویرایش

با ادامه جنگ داخلی روسیه، تعدادی از سفیدپوستان برجسته به سمت بلشویسم رفتند زیرا آنها تنها امید برای بازگرداندن عظمت به روسیه می‌دانستند. در میان آنها پروفسور نیکولای اوستریالف، در ابتدا ضدکمونیست بود، که معتقد بود بلشویسم می‌تواند برای اهداف ملی گرایانه اصلاح شود. پیروان او، Smenovekhovtsy (نامگذاری شده از مجموعه مقالاتی که وی در سال ۱۹۲۱ منتشر کرد) Smena vekh (روسی: تغییر نقاط عطف)، خود را بلشویک‌های ملی قلمداد کردند و این اصطلاح را از نیکیش وام گرفتند.[۱۱]

حزب بلشویک ملیویرایش

 
عقاب دو سر ملی-بلشویکی توسط دوگین.[۱۲]

حزب ملی بلشویک کنونی (NBP) در سال ۱۹۹۲ به عنوان جبهه ملی بلشویک، تلفیقی از شش گروه کوچک تأسیس شد.[۱۳] این حزب همیشه توسط ادوارد لیمونوف رهبری می‌شد. لیمونوف و دوگین سعی کردند رادیکال‌های چپ افراطی و راست افراطی را در یک بستر متحد کنند.[۱۴] با توجه به این که دوگین ملی بلشویک‌ها را نقطه ای بین کمونیست‌ها و فاشیست‌ها می‌داند و مجبور است در حومه هر گروه عمل کند.[نیازمند منبع] سیاست‌ها و اقدامات اولیه گروه نشان دهنده هم راستایی و همدلی با گروه‌های ملی گرای رادیکال است، هرچند در حالی که هنوز اصول یک نوع مارکسیسم را حفظ می‌کرد که دوگین آن را مارکس منفرد فوئرباخ، یعنی منکر تکامل گرایی و گاه اومانیسم بی‌اثر ظاهر می‌کرد؛ اما شکافی در دهه ۲۰۰۰ رخ داد که این امر را تا حدودی تغییر داد. این باعث شد که حزب در طیف سیاسی روسیه به سمت چپ حرکت کند و منجر به محکومیت اعضای این حزب به عنوان فاشیست توسط دوگین و گروه او شود.[۱۵] دوگین بعداً روابط نزدیکی با کرملین برقرار کرد و به عنوان مشاور مقام ارشد روسی سرگئی ناریشکین خدمت کرد.[۱۶][۱۷]

منابعویرایش

  1. Van Ree, Erik (October 2001). "The concept of 'National Bolshevism': An interpretative essay" (PDF). Journal of Political Ideologies. 6 (3): 289–307. doi:10.1080/13569310120083017. National Bolshevism can most properly be defined as that radical tendency which combines a commitment to class struggle and total nationalization of the means of production with extreme state chauvinism... In this essay I have taken as my point of departure Dupeux’s approach of sticking to the original 1919 connotation of the concept of National Bolshevism, to include among its ranks only movements with a serious commitment to socialism in its extreme form, i.e. , to communism, as well as to the chauvinist variety of nationalism.
  2. Von Klemperer, Klemens (1951). "Towards a Fourth Reich? The History of National Bolshevism in Germany". Review of Politics. 13 (2): 191–210. doi:10.1017/S0034670500047422. JSTOR 1404764.
  3. "Court Upholds Registration Ban Against National Bolshevik Party"
  4. Pierre Broué, Ian Birchall, Eric D. Weitz, John Archer, The German Revolution, 1917–1923, Haymarket Books, 2006, pp. 325–326.
  5. Timothy S. Brown, Weimar Radicals: Nazis and Communists Between Authenticity and Performance, Berghahn Books, 2009, p. 95.
  6. Von Klemperer, Klemens (1951). "Towards a Fourth Reich? The History of National Bolshevism in Germany". Review of Politics. 13 (2): 191–210. doi:10.1017/S0034670500047422. JSTOR 1404764.
  7. Martin A. Lee, The Beast Reawakens, Warner Books, 1998, p. 315.
  8. Robert Lewis Koehl, The SS: A History 1919–1945, Tempus Publishing, 2004, pp. 61–63.
  9. T. H. Tetens, The New Germany and the Old Nazis (London: Secker & Warburg, 1962), p. 78.
  10. "Encyclopedia of modern worldwide extremists and extremist groups", Stephen E. Atkins. Greenwood Publishing Group, 2004. شابک ‎۰-۳۱۳-۳۲۴۸۵-۹, شابک ‎۹۷۸−۰−۳۱۳−۳۲۴۸۵−۷. pp. 273-274
  11. Lee, The Beast Reawakens, p. 316.
  12. A. Dugin. "Fascism is limitless and red"
  13. M. A. Lee, The Beast Reawakens, 1997, p. 314.
  14. Rogatchevski, Andrei; Steinholt, Yngvar (21 October 2015). "Pussy Riot's Musical Precursors? The National Bolshevik Party Bands, 1994–2007". Popular Music and Society. 39 (4): 448–464. doi:10.1080/03007766.2015.1088287.
  15. Yasmann, Victor (29 April 2005). "Russia: National Bolsheviks, The Party Of 'Direct Action'". Radio Free Europe Radio Liberty. Retrieved 15 November 2018. For this mobilization, the NBP used a bizarre mixture of totalitarian and fascist symbols, geopolitical dogma, leftist ideas, and national-patriotic demagoguery.
  16. John Dunlop (January 2004). "Aleksandr Dugin's Foundations of Geopolitics". Demokratizatsiya. 12 (1): 41. Archived from the original on 2014-05-11.
  17. Shaun Walker (23 March 2014). "Ukraine and Crimea: what is Putin thinking?". The Guardian.

پیوند به بیرونویرایش