بیگلربیگی (ترکی عثمانی: بكلربكی، انگلیسی: Beylerbey‎) به معنای امیرِ امیران،[۱] یکی از منصب‌های لشکری در ایران از قرن هفتم تا دوازدهم هجری، به‌معنی حاکم و فرمانده نظامی ایالات بزرگ و سرحدها و گاه فرمانده کل قوا. بیگلربیگی (= بیگِ بیگ‌ها) واژه‌ای ترکی است که گاه با «امیرالامرا» (امیرِ امیران یا میرِ میران) و گاه با سردار، امیر اُلُوس (= قبیله) به گونه‌ای مترادف به کار رفته‌است. برخی یکی از معانیِ بیگ را امیر دانسته‌اند و برخی دیگر برآن‌اند که واژهٔ «بیگ» به کسی اطلاق می‌شده که قرار بوده در آینده امیر شود. بر پایهٔ شواهدِ موجود، سابقهٔ کاربرد این واژه به دورهٔ سلطنت علاءالدین کیقباد (۶۱۶–۶۳۴ ه‍.ق)، از سلجوقیان روم، بازمی‌گردد.

تاریخویرایش

این عنوان از امپراتوری سلجوقیان سرچشمه گرفته است، و در ابتدا در سلطنت سلجوقیان روم به عنوان گزینه ای برای عنوان عربی ملك الامرا (رئیس فرماندهان) و با عنوان فرمانده ارشد ارتش مورد استفاده قرار گرفت.[۲] در بین ایلخانان مغول، از این عنوان برای تعیین رئیس امیر اُلُوس (امیر دولت) استفاده شده است. همچنین با عنوان تُرکی اولوس بیگ و عربی امیرالامرا نیز در سلطنت اردوی زرین استفاده می شد. ممالیک مصر احتمالاً از آن به عنوان لقب جايگزين براي اتابک اکبر، فرمانده كل ارتش استفاده مي كردند.[۳]

در امپراتوری عثمانیویرایش

 
بیگلربیگی ایالت بوسنی در حکومت عثمانی

در امپراتوری عثمانی از اواخر قرن چهاردهم تا اواسط قرن نوزدهم با معنی و مراتب مختلفی از عنوان "بیگلربی" استفاده می شده است. در اوایل حکومت عثمانی همچنان از این اصطلاح به معنای فرمانده کل ، که توسط شاهزادگان سلسله عثمانی استفاده می شد ، یاد شده است. بنیانگذار امپراتوری عثمانی، عثمان اول (حكومت 1299-1326)، پسرش اورهان این پست را نگه داشت. و در زمان سلطنت اورهان (1324-1336)، برادرش علاء الدین پاشا و فرزند اورهان یعنی سلیمان پاشا. [۴][۵]

در دوران صفویهویرایش

 
داود خان، بیگلربیگی گنجه و قره پاپاق

در دوره صفوی، از این عنوان برای والیان استانهای مهمتر استفاده میشد. این عنوان به این ترتیب برای فرمانداران هرات، آذربایجان، گنجه، قره باغ، شیروان، فارس، عراق و استرآباد استفاده شده است. صفویان از عنوان والی برای مناطق مهمتر از بیگلرها استفاده می کردند. [۶]

منابعویرایش

  1. "Beylerbeyi | Ottoman office". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2020-08-15.
  2. Ménage, V. L. (1960). "Beglerbegī". In Gibb, H. A. R.; Kramers, J. H.; Lévi-Provençal, E.; Schacht, J.; Lewis, B. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume I: A–B. Leiden: E. J. Brill. pp. 1159–1160. OCLC 495469456.
  3. Ménage, V. L. (1960). "Beglerbegī". In Gibb, H. A. R.; Kramers, J. H.; Lévi-Provençal, E.; Schacht, J.; Lewis, B. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume I: A–B. Leiden: E. J. Brill. pp. 1159–1160. OCLC 495469456.
  4. Ménage, V. L. (1960). "Beglerbegī". In Gibb, H. A. R.; Kramers, J. H.; Lévi-Provençal, E.; Schacht, J.; Lewis, B. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume I: A–B. Leiden: E. J. Brill. pp. 1159–1160. OCLC 495469456.
  5. Jackson, Peter (1989). "BEGLERBEGĪ". Encyclopaedia Iranica, Vol. IV, Fasc. 1. p. 84. Retrieved 10 October 2014.
  6. Door Sabir Rustamkhanli p109.My Road of Life.