تاریخ مذاهب ایران

نخستین مذاهب انواع بت‌پرستی‌های مصنوعی و طبیعی بوده‌اند که بت‌های مصنوعی با سیمای بشری به مثابه آخرین و تکامل یافته‌ترین مذهب بت‌پرستی بوده‌است.

تاریخ ایران آکنده از اختلاط و اتفاق میان عقاید و آرا و دین و دولت است. اردشیر بابکان، سرسلسله ساسانیان، می‌خواست یک جامعه ملی - دینی در ایران بنا کند، لذا در هر ایالت یک رئیس روحانی را پذیرفت. سختگیری و خشونت این رهبران دینی و کشتار مسیحیان به شورش مردم در ارمنستان و پیدایش آیین‌های مانوی و مزدکی در برابر یکه‌تازی دین حاکم انجامید. این رویه در آینده‌ای نه چندان دور پایان کار شاهنشاهی ساسانی و استقرار اسلام را در ایران رقم زد.

مردمی که در فلات ایران زندگی می‌کنند… دو بار توانستند کیش جهانی پدیدآورند. یکبار در مورد مهرپرستی و بار دیگر در مورد مانیگری.[۱]

آیین مانی، آیینی عرفانی است که در برابر بیداد حکومت دینی نخستین بار در ایران پدید آمد. آیین مزدک نیز واکنشی اجتماعی در برابر فشارهای دین حاکم بود که هرگونه تغییر و تحول در مراتب طبقاتی را غیرممکن می‌ساخت و جامعه بسته‌ای را به وجود آورده بود.

برخی از آیین‌ها در دوران پیش از اسلام در ایران رواج یافته‌اند، مانند دین زروانی، زرتشت، مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام.

مسلمانان باور داشتند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورهای آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.[۲] هر چند گروهی از پژوهشگران این را بهانه‌ای برای تاخت و تاز به ایران زمین می‌دانند[۳].[۴][۵][۶]

پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بوده‌است و در حال حاضر از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند.[۷] در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب اربعه اهل سنت(حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل می‌باشند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شده‌اند و می‌توانند در حدود قانون بر اساس دین خود عمل نمایند.

آمار اقلیت‌های عقیدتی دینیویرایش

بر پایه برخی از آمارها (تا سال ۱۳۸۵ خورشیدی)، تعداد زرتشتیان ایران، نزدیک به ۲۰ هزار تن، مسیحیان، نزدیک به ۱۱۰ هزار تن، یهودیان، نزدیک به ۱۰ هزار تن و بهائیان، بین ۴۰ هزار تا ۳۰۰ هزار تن است.[۸]

همچنین بر اساس برخی از آمارها، نزدیک به ۵۰ درصد از جمعیت ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران، دین‌ناباور (اعم از: خداناباور، انسانیت‌گرا، ندانم‌گرا، معنویت‌گرا و عرفان‌گرای دین‌ناباور…) شده‌اند.[۹][۱۰][۱۱][۱۲]

دین در ایران (گمان ۲۰۲۰)[۱۳]

  مسلمان شیعه (۳۲٫۲٪)
  هیچ‌کدام (۲۲٫۲٪)
  آتئیست (خداناباور) (۸٫۸٪)
  زرتشتی (7.7٪)
  معنویت گرا (7.1٪)
  ندانم گرا (5.8٪)
  مسلمان سنی (5.0٪)
  عرفان گرا (تصوف) (3.2٪)
  انسانیت گرا (2.7٪)
  موارد دیگر (3.3٪)
  مسیحی (1.5٪)
  بهایی (0.5٪)
  یهودی (0.1٪)

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. احسان طبری: برخی بررسیها دربارهٔ جهان بینی‌ها و جنبشهای اجتماعی در ایران (ص ۷۱).
  2. جهان در عصر بعثت، صفحهٔ ۴۰
  3. War, Terror & Peace in the Qur'an and in Islam-T. P. Schwartz -Barcott-ISBN 0970968221
  4. «New Document». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ آوریل ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۲۶ ژوئیه ۲۰۰۸.
  5. Persian Historiography: To the End of the Twelfth Century -Julie Scott Meisami-0748612769-page 69
  6. Iran Chamber Society: Religions of Iran: Zoroaster and Zoroastrians in Iran
  7. «CIA - The World Factbook - Iran». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ فوریه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۶ ژوئیه ۲۰۰۸.
  8. «آمار بهائیان ایران-آمار مسیحیان ایران-آمار یهودیان ایران-بهائیت در ایران».
  9. «گزارش نظرسنجی دربارهٔ نگرش ایرانیان به دین». گَمان؛ گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان.
  10. «نتایج یک نظرسنجی حرفه‌ای: حدود نیمی از جامعه ایران اظهار داشته‌اند که از دین‌داری به بی‌دینی رسیده‌اند». رادیو پیام اسرائیل.
  11. «نتایج یک نظرسنجی: نیمی از جامعه ایران از دین‌داری به بی‌دینی رسیده‌اند». اینترنشنال.
  12. «گزارش نظرسنجی دربارهٔ نگرش ایرانیان به دین (پی‌دی‌اف)» (PDF).
  13. [۱]

منابعویرایش

  • اطلس تاریخ ایران. ناشر دانشگاه تهران. ۱۳۵۰
  • تاریخ ایران - دکتر خنجی
  • تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران، ۱۳۵۴
  • تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳.
  • تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی، ناشر: مروارید ۱۳۸۵