باز کردن منو اصلی

مطابقت دین با علم و عقل یکی از ۱۲ تعلیم اجتماعی دیانت بهائی است.

بهائیان اعتقاد دارند که دین و علم و عقل هماهنگ بوده و با یکدیگر تطابق دارند. از نظر بهائیان علم موهبت الهی است. از انجا که علم کاشف حقایق اشیاء است بهائیان علم را بزرگ‌ترین منقبت جهان می‌دانند.[۱]

عبدالبهاء می‌گوید: «...دین با علم توأم است زیرا دین و علم هر دو حقیقت است اگر دین مخالف حقیقت باشد وهم است و هر مسئلهٔ دینی که مخالف علم صحیح و عقل کامل باشد شایان اعتماد نه. پس تقالید و رسوماتی که منافی علم و ترقّی است باید زائل نمود...»[۲]

اهمیت علم و دین در کلام عبدالبهاءویرایش

۱- دین الهی مروج علم است

عبدالبهاء دین را مروّج علم می‌داند و اظهار می‌دارد که هرگاه یک دین الهی ظهور کرده، علوم و فنون نیز توسط پیروان آن دین و حتی مردمان دیگر، پیشرفت زیادی کرده است.[۳]

۲- رکن اعظم دین علم و دانایی است

۳- اعظم منقبت عالم انسانی، علم است.( انسان ها می روند و آنچه از ایشان می ماند علم ایشان است.) ...سلطنت ملکوت منهدم می شود. امپراطورها و قیاصره( قیصرها) مخلوق گردند و به کلی سلطنتشان زیروزبر می شود اما سلطنت علم ابدی است و سرمدی.انقراضی ندارد...[۴]

عبدالبهاء، همچنین جهل و تقلید را موجب گمراهی و عامل اختلافات میان اقوام مختلف می‌داند و علم را سبب عزت و رفع بسیاری از مشکلات بشر معرفی می‌نماید.[۵] به علاوه مقام علما و فلاسفهٔ روشنفکر را عظیم می‌شمارد.[۶][۷]

انواع علمویرایش

عبدالبهاء می‌گوید:

«... علم بر دو قسم است: علوم مادیه و علوم الهیه. علوم مادیه کشف اسرار طبیعت کند، علوم الهیه کشف اسرار حقیقت نماید. عالم انسانی باید تحصیل هر دو علم کند؛ اکتفای به یک علم ننماید، زیرا هیچ پرنده‌ای بجناح واحد پرواز نکند. باید به دو بال پرواز نماید. ... مقصود از علم لاهوتی (الهی) کشف اسرار الهی است، ادراک حقایق معنوی است. ...» [۸]

در کلام بهاءالله آمده است که مقصود از علم، علمی است که منفعت آن به خلق برسد نه علمی که سبب کبر و غرور و...گردد و علمای زیادی هستند که رستگار نشدند. البته او در مقام اهمیت وجود علما می گوید:«خوشا به حال عالمی که مردمان را به پروردگار بزرگ بخواند...»[۹]

همچنین در مقام علما و کسانی که از علما پیروی می کنند می گوید:« ...خوشا به حال شما علمای بهایی...قسم به خدا که شما امواج دریای بزرگی و ستارگان فض و پرچم های یاری در آسمان ها و زمین هستید...خوشا به حال کسانی که به شما روی بیاورند و وای بر کسانی که از شما روی بگردانند»[۱۰]

تطابق علم و دینویرایش

دین بهائی تأکید می‌نماید که علم و دین تفکیک ناپذیرند؛ اگر حقیقت یکی باشد، محال است که علم مطلبی را صحیح تلقی نماید ولی دین آن را حقیقت به حساب نیآورد.[۱۱] عبدالبهاء علم و عقل را میزان سنجش تلقی می‌کند و بیان می‌دارد که انسان باید دین را با عقل بسنجد و بفهمد.[۱۲]

ضعف عقلویرایش

عبدالبهاء می‌گوید:

«موازین ادراک آنچه مسلّم است منحصر در چهار موازین است یعنی حقائق اشیا به این چهار چیز ادراک میشود . اوّل میزان حسّ است یعنی آنچه به چشم و گوش و ذائقه و شامّه و لامسه احساس می شود این را محسوس میگویند ... و حال آنکه میزان حسّ ناقص است زیرا خطا دارد ... لهذا نمی شودبر آن اعتماد کرد . میزان ثانی میزان عقل است و این میزان در نزد فلاسفه ...میزان ادراک بود و بعقل استدلال می کردند و ... با وجود این بسیار اختلاف کردند... پس معلوم شد که میزان عقلی تامّ نیست چه که اختلاف فلاسفه اولیوت عدم ثبات و تبدیل فکر دلیل بر این است که میزان عقل تامّ نیست چه اگرمیزان عقل تامّ بود باید جمیع متّفق الفکر و متّحد الرّأی باشند. [۱۳]

طبق اعتقادات بهائی عقل انسان با تمام توانائی‌های انکارناپذیرش، نمی‌تواند کاملاً درست تصمیم بگیرد و اگر نتواند مطلبی را که دین می‌گوید ادراک نماید، قصور از دین نیست بلکه از عقل است.[۱۴] و تنها عقل کامل، عقل کلّی الهی است که ماوراء طبیعت است و محیط بر جمیع اشیاء است. این عقل فقط مخصوص مظاهر مقدسه‌( پیامبران)است.[۱۵]

پانویس‌هاویرایش

  1. پیام ملکوت،عبدالحمید اشراق خاوری صفحه ۸۱
  2. همان، ص ۵۹
  3. افاقیه صفحهٔ ۱۳۰
  4. پیام ملکوت ص ۸۱
  5. پیام ملکوت،عبدالحمید اشراق خاوری، صفحه ۸۴-۸۶
  6. همان صفحه ۸۶
  7. لوح دکتر فورال
  8. همان
  9. آیین بهایی نوشته هوشیدر مطلق صفحه ۹۸و۹۹
  10. مستطاب اقدسـ بند ۱۷۳
  11. دیانت بهائی آیین فراگیر جهانی، اثر ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، ص۱۲۱
  12. پیام ملکوت، تألیف عبدالحمید اشراق خاوری، صفحهٔ ۸۹و۹۰
  13. پیام ملکوت –ص94و95
  14. خطابات مصر صفحهٔ ۲۲۵
  15. مفاوضات حضرت عبدالبهاء ص۲۱۹-۲۲۰

منابعویرایش