جنگ خلیج فارس

جنگی بین عراق و نیروهای ائتلاف
(تغییرمسیر از جنگ اول خلیج فارس)

پایان جنگ ایران و عراق هم‌زمان با بروز تشنّج عراق و کویت بود. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث عراق در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد. عراق با این حمله باعث بروز بحرانی بین‌المللی گردید و اخطار شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از کشورهای دیگر به کویت و سپس به عراق حمله کرد و ارتش عراق را از کویت بیرون راند.

جنگ اول خلیج فارس (عملیات طوفان صحرا)
Kuwait burn oilfield.png
در طول جنگ بسیاری از چاه‌های نفت کویت به آتش کشیده شد
زمان ۲ اوت ۱۹۹۰-۲۸ فوریه ۱۹۹۱
مکان خلیج فارس
نتیجه آزادی کویت

تخریب بخش قابل توجهی از ماشین جنگی حکومت بعث عراق

علت جنگ تهاجم عراق به کویت
جنگندگان
Flag of Iraq.svgعراق
Baath Eagle Arabia.jpgرژیم بعث عراق
ایران ایران

کویت کویت
ایالات متحده آمریکا ایالات متحده آمریکا
بریتانیا بریتانیا
عربستان سعودی عربستان سعودی
مصر مصر
فرانسه فرانسه

نیروهای ائتلاف
مصر مصر
سوریه سوریه
مراکش مراکش
عمان عمان
پاکستان پاکستان
کانادا کانادا
امارات متحده عربی امارات متحده عربی
قطر قطر
بنگلادش بنگلادش
ایتالیا ایتالیا
استرالیا استرالیا
هلند هلند
نیجر نیجر
فیلیپین فیلیپین
سوئد سوئد
آرژانتین آرژانتین
سنگال سنگال
اسپانیا اسپانیا
بحرین بحرین
بلژیک بلژیک
لهستان لهستان
کره جنوبی کره جنوبی
سنگاپور سنگاپور
نروژ نروژ
چکسلواکی چکسلواکی
یونان یونان
دانمارک دانمارک
نیوزیلند نیوزیلند
مجارستان مجارستان

فرماندهان
عراق صدام حسین

عراق علی حسن المجید
عراق عزت ابراهیم
عراق حسین کامل المجید

ایالات متحده آمریکا جرج بوش

ایالات متحده آمریکا کالین پاول
ایالات متحده آمریکا نورمن شوارتسکف
عربستان سعودی فهد بن عبدالعزیز
عربستان سعودی خالد بن سلطان[۱]

نیروها
۶۵۰۰۰۰ سرباز ۹۵۶۶۰۰۰، شامل ۷۰۰۰۰۰ سرباز آمریکایی
تلفات
بین ۲۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ کشته
تعداد نامشخصی مجروح
۶۳٬۰۰۰ اسیر
۲۴۰ کشته
۷۷۶ مجروح
۳۰ اسیر

دلیل حملهٔ عراق به کویت مشکل بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق به کویت و تلاش عراق برای بازسازی اقتصاد عراق بود که در جنگ ایران و عراق نابود شده بود. عراق معتقد بود چون جنگ ایران و عراق به سود کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بوده‌است، دولت‌های عربی باید بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را ببخشند. کویت زیر بار نرفت و تشنج با کویت بروز کرد.

از جنگ «خلیج فارس» به عنوان جنگ اول خلیج فارس یاد می‌شود. از عملیات حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۶۹ خورشیدی (۱۹۹۱ میلادی) به عنوان طوفان صحرا یاد می‌شود. جنگ دوم خلیج فارس نیز در سال ۲۰۰۳ از طرف آمریکا به عراق تحمیل گردید.

این نبرد بنا بر گفته دانشنامه جنگ و صلح بزرگترین نبرد قرن بیستم پس از جنگ جهانی دوم از لحاظ تعداد تجهیزات و متحدان است.

پیشینهویرایش

حزب بعث عراق زمانی قدرت را به دست گرفت که عراق در میان بحران‌های عمیقی غرق شده بود. عراق بسیار پیش تر از قدرت‌گیری حزب بعث، بین گروه‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی تقسیم شده بود. سنی دربرابر شیعه، عرب علیه کرد، رئیس قبیله در مقابل بازرگان شهری و کوچ‌نشین ضد روستایی. ثبات قدرت در کشوری که توسط چنددستگی‌ها و درگیری‌های سیاسی به هم ریخته بود، نیازمند پیشبرد استانداردهای زندگی بود. حزب بعث، نوسازی اقتصاد عراق را به همراه تشکیل یک دستگاه امنیتی قدرتمند برای جلوگیری از بروز کودتا در ساختار قدرت و جلوگیری از شورش‌های مردمی پیگیری کرد. حزب بعث به دقت روی برنامه‌های توسعه و رفاه اجتماعی نظارت می‌کرد.

در سال ۱۳۵۷ حکومت محمد رضا پهلوی در ایران با انقلاب ایران سرنگون شد و نظام جمهوری اسلامی به رهبری سید روح‌اله موسوی خمینی بر سر کار آمد. پس از انقلاب ایران کشمکش‌های مرزی بین ایران و عراق به مدت ده ماه در مورد تسلط بر اروندرود که دو کشور را از هم جدا می‌سازد بالا گرفت.

عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و وارد استان نفت خیز خوزستان شد. صدام حسین، خرمشهر را استان تازه عراق نامید. صدام حسین برای دریافت کمک‌های نقدی و سیاسی به دیگر کشورهای عرب روی آورد. او با موفقیت توانست حمایت رونالد ریگان رئیس‌جمهور آمریکا را به دست آورد.

جنگ خونین هشت ساله به بن‌بست رسیده بود. ایران، قطنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت. در این جنگ تقریباً یک میلیون و هفتصد هزار نفر از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. اقتصاد هر دو کشور که پیش از این سالم و رو به رشد بود، نابود شد.

عراق در حدود ۷۵ میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد. استقراض از آمریکا باعث شد که عراق تبدیل به کشوری بدهکار شود. این وضعیت برای صدام حسین که به دنبال ملی‌گرایی عربی بود شرم‌آور به نظر می‌رسید.

عراق در طول جنگ با ایران در دههٔ هشتاد میلادی مبالغ بسیار زیادی را از دیگر کشورهای عربی قرض گرفته بود. اکنون که صدام حسین با هزینه‌های گزاف ساخت دوبارهٔ زیربنای عراق روبه‌رو بود با ناامیدی به دنبال پول می‌گشت، این بار برای ساخت زیربنای عراق پس از جنگ.

علل حمله عراق به کویتویرایش

 
بخشی از یک نقشه دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم که کویت در آن جزئی از ولایت بصره‌است.
 
نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۷۳۰ که کویت در آن خارج از مرزهای دولت عثمانی است.

پایان جنگ ایران و عراق مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام حسین بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده‌است که کویت از حملهٔ قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده‌است، دولت‌های عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام حسین با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند.

صدام که در پی جمع‌آوری پول برای ساخت مجدد عراق بود، به کشورهای صادرکنندهٔ نفت فشار آورد تا کمی از تولید خود بکاهند تا قیمت نفت بالاتر رود. کویت از کاهش تولید نفت سر باز زد. این کشور همچنین پیشگام کشورهای مخالف کاهش تولید نفت در اوپک شد. کویت مقادیر زیادی نفت استخراج می‌کرد تا بهای نفت را پایین نگه دارد، در حالی که عراق برای بازپرداخت بدهی‌های خود نیاز به فروش نفت به قیمت بالا داشت.

در همین زمان بود که صدام مخالفت خود با خطوط مرزی عراق-کویت (که در اصل توسط استعمارگران پادشاهی بریتانیا در سال ۱۳۰۱ تعیین شده بودند) را نشان داد. دلیل او این بود که این وضعیت باعث جدایی عراق از دریا می‌شود. یکی از اندک مقولاتی که باعث وحدت در کشوری می‌شد که مملو از تقسیمات اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی بود، در مرحلهٔ اول، باور بر این نکته بود که کشور کویت هیچ حقی برای موجودیت هم ندارد. ملی‌گرایان عراقی دست‌کم به مدت نیم قرن بر این نکته پافشاری می‌کردند که کویت از دیرباز بخش لاینفک عراق بوده و تنها زمانی موجودیت مستقلی پیدا کرده که امپریالیست‌های بریتانیایی اراده کرده‌اند. آخرین اختلافات عراق و کویت در دهه ۱۹۷۰ و قبل از جنگ ایران و عراق مربوط به جزیره بوبیان بوده‌است. صدام در سفر خود به ایران پس از قرارداد ۱۹۷۵ طی مصاحبه‌ای گفته بود زمانی به کویت سفر خواهد کرد که موضوع جزیره بوبیان حل شود. صدام باور داشت که بوبیان متعلق به عراق است اما حاضر است آن را از کویت اجاره کند. در تمام نقشه‌های عراق تا قبل از جنگ ایران و عراق بوبیان جزئی از عراق ترسیم شده‌است. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان بحث خفایا الحرب از اسناد بریتانیا سفر صدام به تهران.

ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریباً با ذخایر نفت عراق برابر بودند (در حالی که جمعیت کویت تنها ۲ میلیون و جمعیت عراق ۲۵ میلیون نفر بود). عراق و کویت روی هم ۲۰ درصد ذخایر شناخته‌شدهٔ نفت جهان را دارا بودند.

کمی بعد پادشاهی کویت با حفر چاه‌هایی که عراق فکر می‌کرد داخل منطقهٔ مرزی مورد مشاجرهٔ دو کشور است، باعث خشم صدام شد. صدام در زمانی که عراق هنوز جزو کشورهای منفور به حساب نمی‌آمد به آمریکا شکایت کرد. هر چند که بحران اقتصادی عراق به مدت چندین سال بود که ادامه داشت ولی صدام می‌خواست به‌وسیلهٔ پول نفت به آن پایان دهد. او هنوز ارتش با تجربه و تا بن دندان مسلح خود را داشت و گهگاه از آن برای تأثیرگذاری روی روابط منطقه‌ای استفاده می‌کرد. صدام چندی بعد دستور حرکت نیروهایش به مرز کویت را داد.

در حالی که روابط عراق و کویت روز به روز به وخامت می‌گرایید، صدام اخباری مبنی بر تهدیدات آمریکا دربارهٔ پاسخگویی نظامی به عراق دریافت می‌کرد. واشینگتن تقریباً یک دهه بود که سیاست گسترش ارتباطات خود با عراق را در پیش گرفته بود. حکومت ریگان در طول جنگ دههٔ هشتاد عراق با ایران مبلغی در حدود ۴۰ میلیارد دلار به عراق کمک کرده بود که تقریباً همهٔ آن به صورت اعتباری بود. همچنین دولت آمریکا میلیاردها دلار به صدام باج داده بود تا او با شوروی طرح دوستی نریزد.

صدام در تاریخ ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۰ م. طی یک ملاقات اضطراری با آوریل گلاسپی، سفیر آمریکا در عراق تمایل خود به ادامهٔ گفتگوها را ابراز داشت. دولت آمریکا می‌خواست در این بین نقش میانجی را بازی کند. با همین هدف بود که جرج بوش و جیمز بیکر اظهار داشتند که نمی‌خواهند در این میان از زور استفاده شود و همچنین آن‌ها نسبت به اختلافات مرزی عراق و کویت بی‌طرف می‌مانند و خود را وارد ماجرا نخواهند کرد. کمی بعد مذاکرات سران عراق و کویت به شکست انجامید. سپس صدام فرمان پیش‌روی نیروهای خود به داخل خاک کویت را داد.

هر چند که اطلاعات دست اولی پیرامون انگیزهٔ صدام از حمله به کویت در دست نیست، ولی با در نظر گرفتن دیدگاه صدام پیش از جنگ و علامت‌های واشینگتن، می‌توان حدس زد که دلیل اصلی حمله به کویت مشکل بدهی‌های بعد از جنگ عراق و تلاش‌های بیهودهٔ صدام برای بازسازی زیربنایی، احیای اقتصاد نابود شده و تثبیت موقعیت سیاسی عراق بود. عده ای نیز به دست آوردن منابع کافی برای حمله مجدد به ایران را از علل حمله صدام به کویت می‌دانند.

اشغال کویتویرایش

 
از چپ: کالین پاول رئیس ستاد مشترک، نورمن شوارتسکف (فرمانده نیروهای آمریکایی در جنگ) و پال ولفوویتز معاون وزیر دفاع در کنفرانسی در جریان جنگ.

صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) به کویت حمله کرده و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد و با این کار خود باعث بروز بحران‌های بین‌المللی گشت. اشغال کویت به معنای آن بود که صدام با احتساب ذخایر نفتی کویت دارای ۲۰ درصد ذخایر نفت جهان شده بود.

آمریکا در بهمن‌ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راند.

جورج هربرت واکر بوش، رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای نخست با احتیاط رفتار کرد. کویت قبل از اشغال، از سویی یکی از دشمنان سرسخت اسرائیل بود و جزو کشورهای سلطنتی حوزهٔ خلیج فارس به‌شمار می‌رفت که با شوروی روابط دوستانه داشت. از سوی دیگر سیاست‌گذاران خارجی، کارشناسان خاورمیانه و منتقدان نظامی واشینگتن و کارخانه‌هایی که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در منطقه کرده بودند، نگرانی‌های زیادی در مورد ثبات منطقه داشتند. این حمله باعث ترس از این شد که بهای نفت جهانی و در نتیجه اقتصاد جهانی در خطر قرار گیرد؛ کویت تقریباً ده درصد کل ذخایر نفت خام را در اختیار داشت. به احتمال زیاد، هنگامی که مارگارت تاچر نخست‌وزیر سرسخت بریتانیا که از دوستان وفادار آمریکا در دورهٔ ریگان-بوش به‌شمار می‌رفت به آمریکا رفته بود، بوش را به این کار راضی کرد. بریتانیا نسبت به آمریکا روابط تاریخی بیشتری با کویت داشت. این روابط به سال‌های استعمار کویت از سوی بریتانیا برمی‌گشت. این کشور همچنین سود زیادی از بابت سرمایه‌گذاری‌های خود در کویت برداشت می‌کرد.

همکاری بین ایالات متحده و شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامه زمان‌بندی‌شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور علیه این کشور را خواهد داد. سیاست‌مداران آمریکایی از این می‌ترسیدند که عراق قصد حمله تلافی‌جویانه به کشور نفت‌خیز عربستان سعودی که از دههٔ چهل میلادی از دوستان نزدیک آمریکا به‌شمار می‌رفت و مخالف اشغال کویت بود را داشته باشد. پس از آن بود که آمریکا و گروهی از کشورهای متحد دیگر که از کشورهای مختلفی نظیر مصر، سوریه و چکوسلواکی تشکیل شده بودند، دسته‌های بزرگی از نیروهای خود را به مرز عربستان و کویت و عراق فرستادند تا ارتش عراق را که در آن زمان بزرگ‌ترین ارتش خاورمیانه بود دور بزنند.

هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام رویکرد دوباره به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و آمریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد. ائتلاف ضد اشغال در پایان، هرگونه ارتباطی بین موضوع فلسطین و کویت را رد کرد.

حمله اول آمریکا به عراقویرایش

صدام حسین نه استراتژیست است، نه درس عملیات‌جنگی خوانده، نه تاکتیک بلد است، نه ژنرال است و نه سرباز. به جز این‌ها، ارتشی خوبی‌ست. می‌خواستم این را بدانید».
ژنرال نورمن شوارتسکف، فرمانده نیروهای ائتلاف در یک کنفرانس خبری در طول جنگ خلیج فارس.[۲]

«
»
 
دو فروند جنگنده اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند جنگنده اف-۱۵ ایگل متعلق به نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفت به آتش کشیده‌شده کویت در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی. خاموش‌کردن کامل حدود ۸۰۰ حلقه چاه نفت کویتی به آتش کشیده‌شده توسط عراقی‌ها (به عنوان بخشی از سیاست زمین سوخته عراق)، تا ۸ ماه پس از پایان جنگ به طول انجامید، اما اثرات زیست‌محیطی آن تا سال‌ها گریبان‌گیر آن کشور بود.
 
نقشه تحرکات نیروی زمینی از ۲۴ تا ۲۸ فوریه ۱۹۹۱ در طی عملیات طوفان صحرا
 
نقشه نبرد خفجی در سال ۱۹۹۱

صدام ضرب‌الاجل شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضد عراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد. یک نیروی زمینی که اغلب افرادش از قوای مسلح آمریکایی و انگلیسی و تیپ‌های پیاده‌نظام بودند ارتش صدام را در بهمن ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) از کویت بیرون رانده و بخش جنوبی عراق را تا رود فرات اشغال کردند.

بوش در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با اشاره به درگیری‌های منطقه اعلام کرد: «موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیدهٔ تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت، یعنی: صلح و امنیت، آزادی و حاکمیتِ قانون دست یابند.»

ارتش پرتعداد و کم‌سلاح عراق در نهایت نشان داد که دیگر نمی‌تواند در برابر نیروهای زمینی سریع‌الانتقال ائتلاف و پشتیبانی هوایی قدرتمند آن‌ها دوام بیاورد. تقریباً ۱۷۵٬۰۰۰ عراقی اسیر شده بودند و بنابر آمارهای اعلام‌شده از سوی آمریکا شمار تلفات عراقی‌ها به ۲۰٬۰۰۰ نفر می‌رسید. منابع دیگر شمار کشته‌ها را تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر هم برآورد می‌کردند. عراق براساس توافقنامهٔ آتش‌بس قبول کرد که همهٔ جنگ‌افزارهای شیمیایی و بیولوژیک خود را از بین برده و به بازرسان سازمان ملل اجازهٔ بازرسی از پایگاه‌های خود را بدهد. تحریم تجاری سازمان ملل تا زمانی که عراق تمامی شروط را اجرا نکرده بود باقی می‌ماند.

« جنگ عراق علیه کویت »

به دنبال برقراری آتش بس در جنگ ایران و عراق در ۱۹ مرداد ۱۳۶۷ (۱۰ اوت ۱۹۸۸)

عراق که از جنگ ۸ ساله علیه ایران هیچ دستاوردی نیافت بار دیگر اسیر روح سرکش خود شد و برای جبران سرخوردگی و مشکلاتش به کویت لشکرکشی کرد.

جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران موجب شد که عراق در پایان جنگ بدون اینکه به خواسته های مطرح شده در ابتدای جنگ دست پیدا کند دچار مشکلات شدید اقتصادی و افزایش بدهی هایش شود.

جنگ ۸ ساله حدود۷۵ میلیارد دلار بدهی برای عراق به بارآورد. این در حالی بود که عراق برای بازسازی زیرساخت های خود باید هزینه های گزاف دیگری را متحمل می شد.

در این میان عراق ۳۵ میلیارد دلار به کشورهای عربی بدهکار بود. مقام های عراقی معتقد بودند که چون عراق به نیابت از این کشورها وارد جنگ شده و این جنگ به سود آنها بوده است بنابراین باید کشورهای عربی بدهی های عراق را ببخشند.

سرخوردگی ناشی از جنگ ۸ ساله علیه ایران و مواجهه با مشکلات شدید اقتصادی محرک اصلی شکل گیری طرح اشغال کویت توسط عراق بود.

همزمان با تلاش صدام برای جمع آوری پول برای بازسازی عراق و درخواست از کشورهای عربی برای بخشیدن بدهی های بغداد عراق فشار زیادی را به کشورهای صادرکننده نفت می آورد تا تولید نفت خود را با هدف افزایش قیمت آن کاهش دهند. در این میان کویت مخالف شدید کاهش تولید نفت بود.

مقام های عراقی که به شدت از واکنش کشورهای عربی و به ویژه کویت در مقابل خواسته های خود ناخرسند بودند همزمان به طرح برخی ادعاهای مرزی و سرزمینی در مورد کویت پرداختند.

آنها مدعی بودند که کویت از نظر تاریخی متعلق به عراق بوده و تنها زمانی به عنوان کشور مستقل معرفی شده است که کشورهای بزرگ و در راس آنها انگلیس اراده کرده اند.

طرح این ادعاها بیشتر واکنشی به سرخوردگی و ناکامی عراقی ها در دست یابی به اهداف خود در جنگ با ایران بود. آنها از این طریق به دنبال بازگرداندن روحیه میهن پرستی عراقی ها بودند.

همزمان با طرح این ادعاها مساله نفت کویت و حفر چاههای نفت توسط کویت در مناطقی که عراق مدعی بود که در خاک آن کشور است تنش زا شد.

طبیعی بود که صدام می پنداشت با تسلط بر منابع سرشار نفتی کویت خواهد توانست کشورش را از بحران اقتصادی نجات دهد و آن را به مثابه آب حیات برای جسم نیمه جان عراق می دانست.

میزان نفت عراق تقریبا به اندازه نفت کویت بود. با این تفاوت که جمعیت عراق در آن زمان ۲۵ میلیون نفر و کویت تنها ۲ میلیون نفر بود و عراق و کویت در مجموع ۲۰ درصد از کل نفت جهان را دارا بودند. همین مساله تسلط بر نفت کویت را برای عراقی ها وسوسه انگیز کرده بود.

روابط کویت و عراق کم کم رو به وخامت رفت. عراقی ها به شدت به کویت در مورد حفر چاه های نفتی که آنها را متعلق به کشورشان می دانستند هشدار دادند و صدام بخشی از نیروهای نظامی خود را به سمت مرزهای عراق و کویت گسیل داشت. ( پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی , چرایی، چگونگی و پیامدهای حمله عراق به کویت ,احمد فریدونی , ۱۳/۵/۸۷,www.irdc.ir/fa/content/۱۶۶۳+۴۷۳۴/default.aspx)

« نقش آمریکا در جنگ عراق علیه کویت»

بعضى بر این عقیده هستند که چراغ سبز دولت آمریکا به رژیم صدام، همچون چراغ سبز این کشور در تجاوز به ایران، موجب تشویق وى به این اقدام شد تا آمریکا بتواند به بهانه ى حمایت از دولت هاى وابسته و تحت سلطه خود، مجوز دخالت بیشتر را در منطقه و به ویژه در خلیج فارس کسب نماید (جنگ خلیج فارس در اسناد محرمانه، سالینجر واریک لوران، ترجمه هوشنگ لاهوتى، ۱۳۷۰). و اهداف شوم منطقه اى و بین المللى خویش را در شکل دادن به نظم نوین جهانى خصوصا در آن مقطع خاص که ابر قدرت شرق دچار فروپاشى شده بود، محقق نماید. سخنان جرج بوش رییس جمهوری وقت آمریکا به خوبی گویای این سیاست آمریکا بوده و این نظر را تأیید می کند .وی در جریان جنگ چنین اظهار داشت که «موضوع تنها یک کشور کوچک نیست هدف ما یک عقیده تازه است ـ یک نظم نوین جهانی نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت یعنی: صلح و امنیت آزادی و حاکمیت قانون دست یابند.»( روزنامه - جمهوری اسلامی, ۱۳/۰۵/۱۳۸۸

« موضع گیری شورای امنیت سازمان ملل متحد درجنگ عراق و کویت»

شورای امنیت سازمان ملل متحد در ظرف چهار ماه دوازده قطعنامه علیه عراق به تصویب رسید که در تاریخ ۴۶ ساله شورا رویدادی بی‌سابقه بود. قطعنامه‌های مذکور درخواست‌هایی را مطرح و شرایط گوناگونی به عراق تحمیل کرد، از جمله خروج کامل و بی‌قید و شرط از کویت، با ادامه بحران و شروع جنگ و تحقق آتش بس و مسائل مترتب بر آن تعداد قطعنامه‌های شورای امنیت افزایش یافت به طوری که از ۲ اوت ۱۹۹۰ تا ۱۱ اکتبر ۱۹۹۱، ۲۳ قطعنامه در خصوص جنگ عراق و کویت به تصویب رسید.

شورای امنیت به منظور اجبار عراق به خروج از خاک کویت، با صدور چند قطعنامه تحریم‌های گسترده‌ای را علیه این کشور به مورد اجرا گذاشت و بایکوت کاملی را در روابط اقتصادی، تجاری ، مالی (قطعنامه ۶۶۱) عراق به وجود آورد و خواستار تحریم های بیشتر عراق (قطعنامه ۶۷۰) شد. استفاده از زور (قطعنامه ۶۶۵) را برای رعایت تصمیمات شورا و تحریم دریایی عراق مجاز شمرد. در قطعنامه ۶۶۱ با استناد به مواد ۲۵، ۴۱، ۴۸ منشور ملل متحد شدیدترین محدودیت‌های ممکن علیه یک کشور در تاریخ حیات سازمان ملل متحد گنجانده شد. این تحریم باعث کاهش ۹۷ درصد از صادرات عراق شد.

قطعنامه ۶۸۷ ترتیبات مربوط به یک تحریم کلی در خصوص فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی به عراق را مورد بحث قرارداد. یک چنین ترتیباتی تاکنون از سوی شورای امنیت سابقه نداشته است.

«پیامدهای جنگ در عراق »

در مورد پیامدهاى این جنگ به صورت مختصر باید گفت که: آمریکا با این اقدام هم حضور نظامى وسیع خود در خلیج فارس را تثبیت نمود و هم حاکمیت نظامى خود بر کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس را تحکیم کرد و اداره و اختیار منابع انرژى نفت منطقه را کاملاً در اختیار گرفت، قدرت نظامى خود را به جهانیان عرضه کرد و با رهبرى نظامى، سیاسى، امنیتى و تبلیغاتى جنگ، عملاً در جهت اهداف نظام تک قطبى حرکت نمود و نمایش واقعى براى مرعوب ساخت ملت هاى جهان بویژه ملت هاى مسلمان به مرحله ى اجرا درآورد. موقعیت آمریکا را در جهان مستحکم تر ساخت و سلطه ى این کشور را بر منطقه افزون تر نمود. (ایران و آمریکا، حسن واعظى، انتشارات سروش، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۳۷).

« موضع گیری ایران در جنگ خلیج فارس »

این جنگ برای جمهوری اسلامی شرایط خاصی به وجود آورد. تدبیر و کیاست مسئولین نظام در برخورد با این بحران موجب گردید ـ که چنان که برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر گفته بود ـ جنگ میان عراق و کویت و دولت های چند ملیتی تنها یک طرف پیروز داشته باشد و آن هم جمهوری اسلامی ایران باشد.برای مسئولین جمهوری اسلامی سه راه وجود داشت:اول این که از شرایط حساس عراق که درگیر جنگ دیگری شده بود، استفاده نماید و با حمله همه جانبه در مرز مشترک خود با این کشور وارد خاک عراق شده، نه تنها انتقام تجاوزات بی رحمانه رژیم صدام را از او بگیرد، بلکه با قرار گرفتن در موضعی قوی تر خواست های خود را بر دولت عراق تحمیل کند. این امر از جمله نگرانی های جدی رژیم صدام بود و به همین علت وی مکاتباتی با دولت ایران آغاز نمود و نهایتاً خواست های جمهوری اسلامی ازجمله بازگشت به قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره، بازگشت به مرزهای رسمی و قانونی و مبادله و آزادی اسرای طرفین را پذیرفت و به مرحله اجرا در آورد.

راه دیگر این بود که جمهوری اسلامی خصومت و دشمنی هشت ساله با دولت عراق را به فراموشی سپارد و اینک که دولت صدام در مقابل «شیطان بزرگ » یعنی آمریکا قرار گرفته بود به کمک وی شتافته , با ایجاد اتحادی میان دو دولت در مقابل تجاوزات آمریکا به منطقه مقاومت کند . این نظریه در میان بعضی از شخصیت های سیاسی داخل کشور نیز طرفدارانی داشت .بلا تدید در پیش گرفتن این سیاست , خسارت جبران ناپذیری برای کشور و نظام جمهوری اسلامی به بار می آورد و آمریکا که بهانه کافی در اختیار داشت . مشکل خود را با هر دو دولت عراق و ایران , در شرایط مساعد بین المللی حل می کرد . راه سوم که می توانست کمترین خسارت را برای جمهوری اسلامی به بار آورد , این بود که از ورود عملی به این جنگ و بحران خودداری شود و از خطرات احتمالی دو طریق اول پرهیز گردد . این سیاستی بود که در نهایت توسط مسئولین نظام اتخاذ شد , به طوری که ضمن محکوم کردن تجاوز عراق به کویت , دخالت قدرت های بزرگ را در بحران منطقه رد کردند . این سیاست دستاوردهای زیر را برای انقلاب و نظام اسلامی به بار آورد :۱. دولت عراق در نهایت از طرف دبیر کل سازمان ملل به عنوان متجاوز به خاک ایران معرفی گردید . ۲. قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره که توسط صدام در آغاز جنگ پاره و نقض شده بود , مجدداً پذیرفته شد و کلیه اراضی اشغالی ایران , به دامان کشور بازگشت . ۳. با مبادله اسرای جنگ , آزادگان سرافراز به کشور بازگشتند . ۴. دولت های عربی منطقه خلیج فارس متوجه شدند که جمهوری اسلامی علی رغم توانایی برای انتقام جویی از ان ها به خاطر کمک های بی دریغی که در دوران جنگ به عراق کرده بودند , هرگز در صدد انتقام برنیامد و بر مواضع اصولی خود پافشاری می کند . این امر منجر به این گردید که روابط این دولت ها بعد از پایان بحران خلیج فارس , به خاطر ترسی که از رژیم صدام داشتند با جمهوری اسلامی بهتر شود و سیاست تنش زدایی جمهوری اسلامی به ثمر بنشیند و علی رغم تحریکات به عمل آمده از ناحیه قدرت های بزرگ , روابط جمهوری اسلامی با همسایگان جنوبی رو به بهبود گذارد . ۵. علی رغم سیاست مهار دو پایه که در این دهه برای ضعیف نگهداشتن عراق و ایران توسط آمریکا مطرح شده بود و در اجرای آن اقدامات همه جانبه ای که از طرف آمریکا صورت می گرفت , این سیاست در مورد جمهوری اسلامی نا موفق بود و با تضعیف عراق در این جنگ و نتایج تحریم های تحمیلی گوناگون بر کشوری که قدرت رقیب برای ایران تلقی می شد . امروز جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای به رسمیت شناخته شده است . این کشور نه تنها در این مدت توانست مسائل خود را در رابطه با خرابی های جنگ حل و فصل نماید , بلکه در راستای توسعه و تقویت اقتصادی , نظامی , سیاسی و فرهنگی خود قدم های موفقیت آمیزی برداشت و در واقع همانطور که برژینکسی گفت : جمهوری اسلامی تنها پیروز جنگ خلیج فارس بود

پیامد حمله آمریکا به عراقویرایش

 
بزرگراه مرگ، بزرگراه بین شهر کویت و شهر مرزی صفوان و سپس بصره. طی حملهٔ جنگنده‌های آمریکا و کانادا در شب ۲۶–۲۷ فوریه به نیروهای عراقی در حال عقب‌نشینی از کویت، صدها خودرو نابود و بیش از ۱۰٬۰۰۰ عراقی کشته شدند.

وضعیت به وجود آمده زمینه را برای شورش‌های گروه‌های قومی و دینی فراهم کرد. با اوضاع جاری پس از جنگ در عراق، ناآرامی‌های اجتماعی و قومی بین شیعیان، کردها و واحدهای نظامی ناراضی می‌توانستند خطر بزرگی برای دولت صدام باشند. شورش‌های کردها در شمال و شیعیان در جنوب و مرکز عراق با بی‌رحمی تمام پاسخ داده شد.

آمریکا که خود، عراقی‌ها را تشویق به شورش علیه صدام کرده بود هیچ کمکی جز کنترل منطقه پرواز ممنوع عراق نکرد. به علاوه عده ای آمریکا را متهم می‌کنند که برای جلوگیری از تشکیل حکومت شیعی و کردی در عراق دقیقاً در زمان شکل‌گیری شورش‌ها با عراق اعلام آتش‌بس کرد تا نیروهای ارتش به راحتی اعتراضات را سرکوب کنند. ترکیه با هرگونه استقلال کردها مخالف بود و عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه‌کار عرب از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند انقلاب ایران هراس داشتند. صدام که توانسته بود پس از شکست در جنگ، بحران‌ها را نیز کنترل کند، با کشوری مواجه بود که از نظر اقتصادی و نظامی به شدت آسیب دیده بود و او هرگز نتوانست آسیب‌ها را جبران کند. او دائماً بقای خود را نشانهٔ پیروزی عراق در جنگ با آمریکا اعلام می‌کرد. این پیغام صدام شهرت زیادی در جهان عرب پیدا کرد.

صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌گرایان، تجاوزگران و فاحشگان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود.

پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما مأموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در خودرو بمب‌گذاری شده را خنثی کردند. آمریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.

تحریم‌های سازمان ملل که به دلیل حملهٔ عراق به کویت وضع شده بودند و از صادرات نفت عراق نیز جلوگیری می‌کردند، همچنان بر جای خود باقی‌ماندند. این تحریم‌ها موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی اقتصاد و زیربنای عراق شدند. تنها، قاچاق کالا در مرز سوریه و کمک‌های انسانی باعث بهبود نسبی این بحران می‌شد. سازمان‌های بین‌المللی مانند یونیسف و بهداشت جهانی (WHO) تخمین می‌زنند که این تحریم‌ها بین ۵۰۰٬۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند. برخی افراد دیگر نیز که به این آمار شک دارند، برآورد می‌کنند که ۳۵۰٬۰۰۰ تن بین سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰) بر اثر تحریم‌ها جان خود را از دست داده‌اند و بیشتر مرگ‌ها به خاطر بمباران زیرساخت‌های عراق بوده‌است. سازمان ملل در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) به دولت عراق اجازه داد تا مقدار محدودی از نفت خود را در ازای دریافت غذا و دارو به فروش برساند. درآمد محدودی که از بابت برنامهٔ نفت در برابر غذای سازمان ملل متحد بدست می‌آمد به عراق جاری شد.

سیاست‌مداران آمریکایی همچنان صدام حسین را متهم به تخلف از موارد آتش‌بس نظیر توسعهٔ سلاح‌های کشتار جمعی و دیگر سلاح‌های ممنوعه، خودداری از انتشار اطلاعات دربارهٔ این سلاح‌ها و تخلف از تحریم‌های سازمان ملل و «منطقهٔ پرواز ممنوع» می‌کردند. حملات نظامی یک‌طرفهٔ آمریکا و انگلیس گاه‌وبیگاه در عراق انجام می‌شدند، که بزرگ‌ترین آن‌ها عملیات روباه صحرا نام داشت که در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) انجام شد. دلیل اصلی بحران‌ها بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۷ (۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸) که موجب بمباران شدید عراق از سوی انگلیس و آمریکا در ۲۵ آذر تا ۲۸ آذر ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) گشت، در اختیار داشتن سلاح‌های غیرقانونی توسط عراق اعلام شد. دو سال پس از فعالیت‌های مداوم، جنگنده‌های آمریکایی و انگلیسی در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) با شدت بیشتری به پایگاه‌های نزدیک بغداد حمله کردند.

پس از جنگ، حمایت از صدام بین حامیان تکریتی وی، اعضای خانواده و دیگر پشتیبانان او تقسیم گشت. آن‌ها مشارکت زیادی در فعالیت‌های سرکوبگرانه و مستبدانهٔ دولت داشتند. سرکوب مخالفان داخلی به شدت افزایش پیدا کرد و پسران صدام، عدی حسین و قصی حسین به شدت نیرومند گشته و موجی از ترورهای پنهان را به وجود آوردند. این دو به احتمال زیاد عوامل مؤثر در فرار دامادهای صدام (حسین کامل و صدام کامل) به اردن در مردادماه سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵) بودند. دامادهای صدام که جزء رده‌بالاترین نظامیان ارتش عراق به حساب می‌آمدند، پس از بازگشت به عراق در بهمن ماه همان سال (فوریهٔ سال بعد) کشته شدند.

همکاری عراق با بازرسان سازمان ملل در طول دههٔ ۹۰ میلادی متناوب بود. دسترسی بازرسان به پایگاه‌های مورد نظر نهایتاً در سال ۱۹۹۸ م. قطع شد. این‌طور گفته می‌شود که عراق در حال بازی دادن قدرت‌های غربی و دیگر کشورهای عرب بود و می‌خواست این‌طور نشان بدهد که مقادیر زیادی مواد ممنوعه در اختیار دارد که با استفاده از آن‌ها می‌تواند به دوران اقتدار خویش بازگردد.

کشورهای شرکت‌کنندهویرایش

 
مدال ملی کهنه سربازان خلیج فارس متعلق به ارتش ایالات متحده آمریکا
 
نیروهای نظامی عربستان سعودی در شهر کویت، ۱۹۹۱

جستارهای وابستهویرایش

منابع و پیوند به بیرونویرایش

  1. Persian Gulf War, the Sandhurst-trained Prince
    Khaled bin Sultan al-Saud was co-commander with General Norman Schwarzkopf
    www.casi.org.uk/discuss
  2. نورمن شوراتسکوف فرمانده جنگ آمریکا در خلیج فارس درگذشت، بی‌بی‌سی فارسی