حباب شیشه

رمانی از سیلویا پلات

حباب شیشه (انگلیسی: The Bell Jar) رمان شبه‌زندگی‌نامه‌ای سیلویا پلات شاعر آمریکایی است که سال ۱۹۶۳ منتشر شد و تنها رمان او به‌شمار می‌رود. سیلویا پلات این اثر را با نام مستعار «ویکتوریا لوکاس» منتشر و یک ماه پس از آن خودکشی کرد. حباب شیشه شباهت بسیاری با زندگی واقعی پلات دارد و چنین به نظر می‌رسد که تنها اسامی شخصیت‌ها و مکان‌ها تغییر کرده‌اند. اثر به زبان‌های متعدد ترجمه شده و با وجود درونمایهٔ تیره‌اش در دبیرستان‌های کشورهای انگلیسی‌زبان به عنوان متن درسی استفاده می‌شود. حباب شیشه به‌دست گلی امامی به فارسی ترجمه و یک بار با نام «شیشه» و بعدتر با نام «حباب شیشه» منتشر شده‌است.

حباب شیشه
Belljarfirstedition.jpg
جلد چاپ نخست، منتشرشده با نام مستعار ویکتوریا لوکاس
نویسنده(ها)سیلویا پلات
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
گونه(های) ادبیشبه‌خودزندگی‌نامه
ناشرهاینمن
تاریخ نشر
۱۴ ژانویه ۱۹۶۳
گونه رسانهچاپی
شمار صفحات۲۴۴

سبک و مضامین اصلی

در این رمان با گذشته‌نمایی‌هایی متعددی روبرو هستیم که بخش‌هایی از گذشته استر را نشان می‌دهند. اکثر این فلش بک‌ها دربارهٔ رابطه او با بادی ویلارد هستند. به علاوه خواننده چیزهایی راجع به اوایل دوران دانشگاه او نیز یادمی‌گیرد.

حباب شیشه به سؤال هویت مقبول جامعه می‌پردازد. این اثر به «جویش استر برای خلق هویت خودش» نظر می‌افکند؛ هویتی متعلق به خود نه آنچه «دیگران از او انتظار دارند».[۱] انتظار می‌رود استر یک زن خانه‌دار و خودبسنده شود و هیچ راهی برای رسیدن به استقلال ندارد.[۲] استر حس می‌کند در مقابل وظایفش در خانه، اسیر است و می‌ترسد وجود درونیش را ازدست بدهد. حباب شیشه به ظلم‌های جامعه مردسالار آمریکا در اواسط قرن بیستم می‌پردازد.[۳]

سلامت روان

استر گرینوود، شخصیت اصلی حباب شیشه، می‌گوید یک حباب شیشه زندگیش را خفه کرده‌است. تحلیل عبارت «حباب شیشه» نشان می‌دهد روان استر با قرارگیری ناگزیر افسردگی بر ذهنش خفه شده‌است.[۴] در سراسر رمان، استر دربارهٔ این حباب صحبت می‌کند و به لحظاتی اشاره دارد که حباب شیشه بالا می‌رود و او همه چیز را به وضوح می‌بیند. این لحظات با وضعیت روانی و تأثیر افسردگی او ارتباط دارند. محققان دربارهٔ ذات «حباب شیشه» استر و معنای آن بحث می‌کنند.[۵] بعضی معتقدند نوعی تلافی در مقابل سبک زندگی شهری است[۶] درحالی که عده ای آن را استانداردهای مدنظر برای زندگی زنان می‌دانند.[۷] اما با توجه به ذات زندگی و مرگ سیلویا پلات، نمی‌توان مضمون بیماری روانی را نادیده گرفت.[۸]

ارون بک در مقام یک روانپزشک، بیماری روانی استر را بررسی کرد و دو دلیل برای افسردگی او رسید. مورد اول از تجارب آسیب زای اولیه و با مرگ پدرش در ۹سالگی نشئت گرفته‌است. این مسئله از آنجا مشخص می‌شود که استر می‌گوید: «چقدر عجیب که تا به حال به ذهنم خطور نکرده بود که من فقط تا ۹سالگی واقعاً خوشحال بودم.»[۹] دلیل دوم به ایدئولوژی‌های کمال گرایانه او برمی گردد. استر زن بسیار موفقی است؛ به دانشگاه رفته، دوران کارآموزی گذرانده و نمرات خیلی خوبی دارد. همین موفقیت، اهداف دور از دسترسی را در ذهن او قرار می‌دهد و وقتی به آن‌ها نمی‌رسد، سلامت روانش آسیب می‌بیند. استر بدین شکل سوگواری می‌کند: «مشکل این بود که تمام این مدت، من کفایت لازم را نداشتم و اصلاً به این مسئله فکر نکرده بودم.»[۱۰]

مشخصا استر گرینوود دچار شکست روانی می‌شود و دست به خودکشی می‌زند و همین موضوع، نیمه دوم رمان را می‌سازد.[۱۱] اما کل زندگی او مملو از نشانه‌های هشدار بوده که منجر به این سقوط غم‌انگیز می‌شوند. رمان با افکار منفی او دربارهٔ تصمیماتش در حال و گذشته آغاز می‌شود. این طرز تفکر همراه با آسیب‌های دوران کودکی و نگرش کمال گرایانه است که منجر به زوال و اقدام به خودکشی می‌شود.[۱۲]

این رمان درمان سلامت روان را در دهه ۱۹۵۰ شرح می‌دهد.[۱۳] پلات از طریق استر به بیان تجارب خود از درمان سلامت روان می‌پردازد. همان‌طور که این اثر به گفتمان فمینیست و چالش‌های نحوه زندگی زنان در دهه ۱۹۵۰ می‌پردازد، یک مطالعه موردی در زمینه تلاش‌های یک زن برای رسیدن به سلامت روان نیز هست.[۱۴]

شباهت‌های میان زندگی پلات و رمان

این کتاب اشاره‌های متعددی به آدم‌ها و اتفاقات واقعی زندگی پلات دارد. بورسیه پلات برای مجله مادمازل بود که در سال ۱۹۵۳ آغاز شد.[۱۵] فیلمینا گینی بر اساس الیو هیگینز پراتی، حامی خودِ پلات، خلق شده که بودجه بورسیه پلات را برای تحصیل در کالج اسمیت تدارک دید. پلات در دوره ای به استادی فرانک اوکانر در هاروارد پذیرش نگرفت.[۱۶] گمان می‌رود دکتر نولان بر اساس روث بوشه، روان درمانگر پلات، خلق شده باشد که پلات پس از مرخص شدن از بیمارستان، مدام به دیدنش می‌رفت. قسمت‌های زیادی از این بخش رمان شباهت زیادی با تجربه‌های مری جین وارد دارند که در رمان لانه مار آمده‌است. پلات بعدها بیان کرد که نقدهای لانه مار را دیده بوده و به گمانش مردم به دنبال آثار مرتبط با «سلامت روان» بودند، پس عمداً در قسمت اقامت استر در بیمارستان از کتاب وارد کمک گرفت. پلات از بیماران بیمارستان مک لین بود که روش‌های درمانیش با بیمارستان مری جین وارد، تفاوت داشت.

جوآن گرینبرگ در سال ۲۰۰۶ گفت در سال ۱۹۸۶ یکی از زنانی که همراه با پلات در گروه ویراستاران مهمان کالج کار می‌کرده، با او مصاحبه داشته‌است. آن زن ادعا کرده که پلات جزئیات زیادی از زندگی دانشجویان را در حباب شیشه آورده، به طوری که آن‌ها «دیگر نمی‌توانند به چشم یکدیگر نگاه کنند» و این کار پلات، احتمالاً موجب جدایی بسیاری از دانشجویان از همسرانشان شده‌است.[۱۷]

جنت مک کن، جستجوی پلات برای استقلال زنانه را به روانشناسی روان رنجوری خود توصیف شده ارتباط می‌دهد.[۱۸] شوهر پلات در جایی اشاره کرد که شاید نگارش حباب شیشه، پاسخی به سال‌ها درمان با شوک برقی و جراحات حاصل از آن بوده‌است.[۱۹]

منابع

  1. Perloff, Marjorie (Autumn 1972). "'A Ritual for Being Born Twice': Sylvia Plath's The Bell Jar". Contemporary Literature. University of Wisconsin Press. 13 (4): 507–552. doi:10.2307/1207445. JSTOR 1207445.
  2. Smith, Ellen (2011). "Sylvia Plath's The Bell Jar: Critical Reception". In Janet McCann (ed.). Critical Insights: The Bell Jar. Pasadena, CA: Salem Press. pp. 92–109. ISBN 978-1-58765-836-5.
  3. Bonds, Diane (October 1990). "The Separative Self in Sylvia Plath's The Bell Jar" (PDF). Women's Studies. Routledge. 18 (1): 49–64. doi:10.1080/00497878.1990.9978819. Retrieved March 19, 2012.
  4. Tsank, Stephanie (Summer 2010). "The Bell Jar: A Psychological Case Study". Plath Profiles: An Interdisciplinary Journal for Sylvia Plath Studies. Indiana University. 3.
  5. Tsank, Stephanie (Summer 2010). "The Bell Jar: A Psychological Case Study". Plath Profiles: An Interdisciplinary Journal for Sylvia Plath Studies. Indiana University. 3.
  6. MacPherson, Patrick (1990). Reflecting on the Bell Jar. London: Routledge. ISBN 978-0-415-04393-9.
  7. Bonds, Diane (October 1990). "The Separative Self in Sylvia Plath's The Bell Jar" (PDF). Women's Studies. Routledge. 18 (1): 49–64. doi:10.1080/00497878.1990.9978819. Retrieved March 19, 2012.
  8. Butscher, Edward (2003). Sylvia Plath: Method and Madness. Tucson. AZ: Schaffner Press. ISBN 978-0-9710598-2-5.
  9. Plath, Sylvia (2005). The Bell Jar. New York: Harper Perennial.
  10. Plath, Sylvia (2005). The Bell Jar. New York: Harper Perennial.
  11. Plath, Sylvia (2005). The Bell Jar. New York: Harper Perennial.
  12. Tanner, Tony (1971). City of Words: American Fiction 1950-1970. Cambridge University. pp. 262–264. ISBN 978-0-06-014217-9.
  13. Drake, R.E. ; Green, A.I. ; Mueser, K.T. (2003). "The History of Community Mental Health Treatment and Rehabilitation for Persons with Severe Mental Illness". Community Mental Health Journal. 39. doi:10.1023/A:102586091 (inactive January 22, 2020).
  14. Budick, E. (December 1987). "The Feminist Discourse of Sylvia Plath's the Bell Jar". College English. 49 (8): 872–885. doi:10.2307/378115. JSTOR 378115.
  15. Wagner-Martin, Linda; Stevenson, Anne (1996). "Two Views on Sylvia Plath's Life and Career". The Oxford Companion to Twentieth-Century Poetry in English. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-280042-8.
  16. Correspondence with Frank O Connor & Seán Ó Faoláin Archived 2007-06-07 at the Wayback Machine, "O'Connor [traveled] to the States to give his famous course on Irish Literature at Harvard (Sylvia Plath was an aspiring student whom he refused a place on his course to)."
  17. Greenberg, Joanne (April 5, 2006). "'Appearances' in a 'Rose Garden'? Author Joanne Greenberg on her writing, her life, and mental illness" (Radio broadcast). Interviewed by Claudia Cragg. Boulder, Colorado: KGNU. Retrieved July 6, 2010. I'm gonna tell on her. I shouldn't but I will.
  18. McCann, Janet (2011). "On the Bell Jar". In Janet McCann (ed.). Critical Insights: The Bell Jar. Pasadena, CA: Salem Press. p. 19. ISBN 978-1-58765-836-5.
  19. Hughes, Ted (1994). "On Sylvia Plath". Raritan. Rutgers University. 14 (2): 1–10.