سخنرانی

(تغییرمسیر از درس‌گفتار)

سخنرانی،[۱] درس-گفتار[۲] یا خطابه به عمل صحبت کردن یک فرد برای گروهی از مردم که مخاطب یا شنونده او هستند، با نیت خاصی مانند آگاهی بخشی، تحت تأثیر قرار دادن یا سرگرم نمودن، گفته می‌شود.سخنوری یا خطابه فنی است که به وسیله آن گوینده،شنونده را به سخن خود اقناع و بر منظور خویش ترغیب میکند.پس غرض از سخنوری همین دو نتیجه است که شنونده سخن گوینده را بپذیرد و بر منظور او برانگیخته شود.گوینده ای که این فن را به کار میبرد،خطیب و سخنور یا سخنران می نامند و سخنی را که این فن در آن به کار برده شود خطبه،خطابه،نطق و گفتار خوانند. سخنرانی عموماً به معنای ارتباط چهره به چهره با مخاطب بوده و در اغلب موارد برای اقناع مخاطبین انجام می‌شود. این مفهوم در زبان انگلیسی بسیار شبیه به مفهوم Presentation یا ارائه می‌باشد با این تفاوت که مفهوم اخیر بیشتر در مورد فعالیتهای تجاری به کار می‌رود. سخنران معمولاً مستقیماً برای مردم یا رسانه‌ها به صورت عمومی صحبت می‌کند و دیدگاه شخصی یا گروه خاصی را بیان می کند.

در کتاب" آیین سخنوران " منتشر شده توسط انتشارات کانون سخنوران پارسی زبان،محمد علی حسینیان در تعریف سخنرانی یا سخنوری و یا همان خطابه میگوید:((سخنوری ارائه ی کلام با نگاه راهبری است چه برای هزاران نفر و چه حتی برای یک نفر))و در تشریح این تعریف بیان میدارد که هرگاه آدمی قصد میکند فرد یا افراد طرف مقابل خود به عنوان مستمع را تبدیل به مخاطب نموده و او را به کلام و هدف خود اقناع نماید لاجرم از سخنرانی استفاده مینماید و سخنرانی برای اجتماعات تنها یکی از مصادیق سخنرانی است و برای آنکه گفتار مقنع باشد برای یک نفر هم چاره ای جز استفاده از فنون سخنوری ندارد.

در کتاب منطق صوری تالیف دکتر محمد خوانساری در باب خطابه که یکی از صناعات پنجگانه در نظر گرفته میشود اینگونه مطرح میشود که خطابه عبارت از سخنی است که در برابر جمع برای اقناع و برانگیختن آنها ایراد میشود و فن خطابه صناعتی است که آیین و روش توفیق در اقناع را می آموزد.

مقصود از خطابه این است که شنونده منفعل شود و سخن را به دل پذیرا گردد.

مقدمات خطابه از مشهورات و مظنونات و مقبولات است و چون خطیب به اقوال پیامبران و اولیای دین و بزرگانی که مقبول القولند استشهاد میجوید و لحن را نیز با کلام متناسب میکند،سخنش بر دلها مینشیند و اگر مهارت در فن داشته باشد دلها را از جای میجنباند و شوری در حاضران برمی انگیزد.

به همین جهت خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اساس الاقتباس در تاثیر خطابه میگوید:"هیچ صناعتی از صناعات خمس در افاده ی تصدیقِ اقناعی به درجه ی خطابه نمیرسد.زیرا عقول عامه از ادراک قیاسات برهانی قاصر است،بلکه از جدلی هم.چون جدل هم در تعلق به کلیات جاری مجرای برهان است.پس صناعتی که متکفّلِ افادتِ اقناع بود در اذهان جمهور،جز خطابت نبود".

بله در حقیقت برهان اختصاص به خواص دارد و خطابه به عوام.چه به قول معلم اول "ایمان بعضی از مردم به ظنونشان کمتر از ایمان دیگران به علمشان نیست".

از جمله عواملی که موجب کمال تاثیر خطابه میشود،استشهاد و تمثیل و نقل داستانها و حکایات است زیرا که تمثیل به طبع عوام نزدیکتر بود از قیاس.اما یک عامل دیگر نیز در قدرت تاثیر خطابه بی اندازه موثر است که شاید پیشینیان چندان توجهی بدان نداشته اند و آن این است که خطابه در حضور جمع ایراد میشود و در جمع به تعبیر جامعه شناسان وجدانی خاص حکمفرماست که همه ی حاضران را تحت تاثیر قرار میدهد.پس همان جوّ اجتماعی نیز تاثیر سخن را چند برابر میکند و اگر یک سخن در حضور عده ای اندک و بی توجه ایراد شود یا در حضور هزاران نفر با ایمان و با توجه تاثیرش یکسان نخواهد بود.

شرط خطابه این است که آنچه در آن ایراد میشود،به سوی غرض و غایتی معین جریان یابد و هر عبارتی در نظام کلِّ خطابه محلی مشخص داشته باشد و بنابراین هر سخنران باید در سخن خود طرحی دقیق و نقشه ای منظم و سنجیده را تعقیب کند و از پراکنده گویی و سخنان مشوش و غیر منتظم بپرهیزد.به قول افلاطون"هر خطابه و گفتار باید موجود زنده ای باشد.یعنی سر و دست و پا داشته باشد و در آن میانه ای و انجامی و آغازی وجود داشته باشد و این قسمتها با هم ربط و تناسبی داشته باشند".

خطابه معمولا مشتمل بر دو چیز است:یکی عمود و دیگر اعوان.

عمود سخنانی است که مستقیما با اثبات مطلوب میکند و اعوان اقوال و احوالی است خارج از آن.

سخنورانِ نمونهویرایش

رهبرانی همچون مارتین لوتر کینگ جونیور، وینستون چرچیل ، احمد سوکارنو نمونه‌هایی از سخنرانانِ خوب هستند که سخنوری آنها با تاثیر قابل توجهی در جامعه همراه بود.

ابزارهاویرایش

تریبون کاغذهای سخنور را نگاه می‌دارد و سیستم صوتی عمومی یا میکروفون و بلندگو به رساتر شدنِ صدای سخنور یاری می‌رساند.

ارزش علمی سخنرانیویرایش

در سخنرانی به علت ایراد سخن بدون امکان بازنگری پسین در آن، خطا در اظهار نظریات بیش از ارائه مکتوب اثر و نظریه است. از این جهت در بحث ارزشگذاری استناد به نظرات افراد، یکسان دانستن اعتبار علمی نوشته شخص با سخنرانی وی خطاست.[۳]

در ایرانویرایش

  • به فردی که در نماز جمعه به سخنرانی می‌پردازد، خطیب گفته می‌شود.
  • سخنگویی که از سوی دولت مسئول بیان نظر هیئت دولت است را سخنگوی دولت می‌گویند

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. «سخنرانی» [عمومی] هم‌ارزِ «lecture, conférence (fr.)»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. جواد میرشکاری، ویراستار. دفتر اول. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۱-۱ (ذیل سرواژهٔ سخنرانی)
  2. آشوری، داریوش (۱۳۹۵). فرهنگ علوم انسانی (ویراست سوم). تهران: نشر مرکز. صص. ۲۴۸. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۸۶۵-۴.
  3. آفات پژوهش، محمدعلی نجفی، صفحه 142-145

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Public speaking». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۱ بهمن ۱۳۹۲.