دروغ‌گوهای کوچک زیبا

مجموعهٔ تلویزیونی ساخته‌شده در ایالات متحده آمریکا در ژانر فیلم معمایی


دروغ‌گوهای کوچک زیبا (به انگلیسی: Pretty Little Liars) یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی در ژانر معمایی ساخته مرلین کینگ است. داستان این مجموعه از رمانی نوشته سارا شپرد اقتباس شده‌است. پخش این مجموعه از ۸ ژوئن ۲۰۱۰ از شبکه ای‌بی‌سی خانواده آغاز و در۲۷ ژوئن ۲۰۱۷ در ۷ فصل به پایان رسید.[۱]

دروغ‌گوهای کوچک زیبا
P12781613 b v8 as.jpg.jpg
گونهدرام نوجوان
معمایی |داستان جنایی
توسعه‌دهندهI. Marlene King
بازیگرانترویان بلیزاریو
اشلی بنسون
هولی ماری کومبز
لوسی هیل
لورا لیتون
ایان هاردینگ
شای میتچل
آماندا شول
ساشا پیترسه
اَن مری دلوئیس
الیزابت مک‌لافلین
آرورا پرینو
یانی گلمن
کشور سازندهآمریکا
زبان‌(های) اصلیانگلیسی
تعداد فصل‌ها۷
تعداد قسمت‌ها۱۶۰
انتشار
شبکهٔ اصلیای‌بی‌سی خانواده
انتشار اولیه۸ ژوئن ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-06-۰۸) – ۲۷ژوئن ۲۰۱۷
پیوند به بیرون
وبگاه

زیر مجموعه از سریالویرایش

در سال ۲۰۱۷ پس از پایان سریال مرلین کینگ کارگردان سریال درغگوهای کوچیک زیبا به‌طور کامل تمام نشده و داستان این سریال ادامه دارد چند ماه بعد اعلام شد نسخه ای از این سریال با حضور دو بازیگر این مجموعه یعنی ساشا پیترسه در نقش الیسون و جنا پریش در نقش مونا در این مجموعه حضور دارند و نام این مجموعه دروغ گوهای کوچیک زیبا : کمال گرا (به انگلیسی: Pretty Little Liars: The Perfectionists) هست و شروع این سریال ۲۰ مارس ۲۰۱۹ اعلام شده ده قسمت ساخته شده بود و قرار بود فصل بعد ساخته شود ولی متاسفانه کنسل شد

داستانویرایش

آلیسون، آریا، اسپنسر، هانا و امیلی بهترین دوست‌های یکدیگر هستند تا زمانی که آلیسون به شکل مرموزی ناپدید و در نهایت جسدش یک سال پس از ناپدید شدنش در خانه قدیمی او پیدا می‌شود. در حین تحقیقات برای قتل آلیسون دخترها پیغام‌های تهدید آمیزی دریافت می‌کنند. در این پیغام‌ها شخصی با نام «A» آن‌ها را تهدید که به فاش کردن رازهایشان می‌کند. بعدها که معلوم می‌شود الیسون زنده است و از ترس A که او را نکشد فرار کرده و ان جسد هم جسد شخص دیگری بوده. در کل سه شخص ناشناس با نام‌های Orginal A (ای اصلی)، Big A (ای‌بزرگ) و A.D یا uber A (ای آخر) در داستان حضور دارند. فصل هفتم سریال تمام شد و آخرین فصل این سریال بود.

شخصیت‌های اصلیویرایش

دختری احساساتی و در ابتدا از نظر عاطفی ضعیف. دختری چاق بود که به کمک مونا لاغر می‌شود. پس از لاغرشدن چهرهٔ زیبایی پیدا می‌کند و خوش تیپ می‌شود و شخصیتش به کلی تغییر می‌یابد و سعی می‌کند بیشتر خود را شبیه آلیسون کند. هانا موهایی بلوند، با چشم‌هایی سبز دارد.

پنج سال بعد:

هانا در زمینه مدل موفق شده به روزوود برمی‌گردد از کلیب جدا شده و با شخصی به نام جردن نامزد است اما در ادامه داستان با کیلب آشتی می‌کند و در پایان با یکدیگر ازدواج می‌کنند و صاحب بچه می‌شوند.

دختری باهوش که از خواهر بزرگترش متنفر است و تنها کسی است که اندکی از رازهای آلیسون را می‌داند. اسپنسر موها و چشم‌های خرمایی رنگ و روحیه ای قدرت طلب داره و عاشق توبی هست

پنج سال بعد:

اسپنسر در کارهای سیاسی موفق است. بعداً متوجه می‌شود این همه سال با دروغ بزرگی زندگی می‌کرده و مادرش، مادر واقعی اون نیست در اصل دختر مری دریک (خواهر دوقلوی جسیکا دلارنتیس) و خواهر الکس دریک و شارلوت/چارلز دریک می‌باشد.و به توبی هم بر میگردد

آریا خواهر مایک است و خیانت پدرش را به طور اتفاقی در ماشین میبیند ولی سکوت میکند و وقتی از ایسلند برمیگردد A این موضوع را به مادرش میگوید.

پنج سال بعد:

آریا در زمینه ادبیات موفق می‌شود با جیسون برادر الیسون رابطه دارد به ناچار مجبور می‌شود کارهای A را به دور از چشم دوستان اش انجام دهد ، او متوجه این می شود که هیچوقت نمی تواند بچه دار شود ولی با این حال ازرا با او ازدواج می کند.

دختر شناگر و ورزشکار گروه. در بین داستان عاشق مایا می‌شود. اما مایا به دست کسی که عاشقش بود کشته می‌شود و امیلی با پیج دوست دوست میشود.

پنج سال بعد:

امیلی بخاطر مرگ پدرش ترک تحصیل می‌کند و در بار شروع به کار می‌کند و برای به دست آوردن پول تحصیل تخمک‌هایش رو اهدا می‌کند اما به دست A دزدیده می‌شوند و بعد ها صاحب دوقلو میشود.

دختر بسیار زیبا، خودخواه و زرنگ، بسیار باهوش. رهبر گروه است و خواسته‌هایش را به آنان دیکته می‌کند. در مدرسه بسیار سرشناس است. در ادامه ناخواسته توسط شارلوت بیهوش و مادرش او را زنده زنده دفن می‌کند. اما خانم گرانوالد که یک پیشگو بود او را نجات می‌دهد. آلیسون مدتی پنهان می‌ماند و برای ۴ فصل خود را مرده نشان می‌دهد اما در فصل ۴ فکر می‌کند دوستش شانا A بوده و بعد از قتل ناخواسته او توسط آریا خود را نشان می‌دهد. در فصل ۶ می‌فهمد Big A خواهر او است که از وجودش خبر نداشته‌است و در نهایت می‌فهمد Big A دخترخالهٔ اوست نه خواهرش.

پنج سال بعد:

آلیسون در دبیرستان رزوود معلم شده‌است. بعد از مرگ شارلوت به صورت مرموز افسردگی می‌گیرد و با یک مرد روانی که قبل از مرگ شارلوت دکتر او بود ازدواج می‌کند و او به صور اتفاقی به دست دوستان الیسون کشته می شود.

شخصیت‌های دیگرویرایش

مادر هانا. زنی که از شوهرش جدا شده و حضانت هانا را در اختیار دارد. زنی قوی است که در شرایط سخت روی پای خودش می‌ایستد. همیشه دنبال کمک کردن به هانا دخترش است. در بین داستان در یک قسمت با جیس

ازرا در یک خانوادهٔ پولدار اما خودخواه بزرگ شده. جدا از خانواده زندگی می کند و عاشق نوشتن و ادبیات است. او از قبل آلیسون را می شناخت و میخواست درمورد اتفاقات او و دوستانش و A داستانی بنویسد پس به رزوود آمد و به آریا دروغ گفت اما در ادامه عاشق او شد. عشق آن‌ها ابتدا پنهان بود اما بعد از مدتی آریا حقیقت را به مادر و پدرش گفت و باعث شد ازرا کار خود را از دست بدهد. کیگان آلن در نقش توبی کاوانا

برادر ناتنی جنا مارشال دختری که الیسون و دوستانش کورش کردند و این حادثه را گردن توبی انداختند. توبی مدتی در کانون اصلاح و تربیت ماند و سپس برگشت. مدتی با امیلی رابطهٔ عاطفی برقرار کرد اما این رابطه دوامی نداشت. بعد از امیلی او با اسپنسر وارد رابطه شد. در اواسط داستان پلیس رزوود شد. در فصل ۶ او و اسپنسر از هم جدا شدند و در فصل ۷ او با دختری به نام ایوان ازدواج کرد اما بعد از مرگ ایوان دوباره با اسپنسر وارد رابطه شد.

کیلب ابتدا پسری بی خانمان بود که در هک کردن استاد بود. بعد از کمک کردن به هانا کم‌کم رابطه ای عاطفی بین آن‌ها شکل گرفت. کیلب نقش زیادی در پیدا کردن ای داشت و همیشه مراقب هانا بود. در آخر کیلب و هانا باهم ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند.

جسیکا و مری دو خواهر دوقلو بودند اما مری به وسیلهٔ جسیکا به ردلی فرستاده شد و جسیکا حضانت فرزند اول او را به عهده گرفت. جسیکا به دست مری کشته شد و مری نیز با الکس و آرچل برای یافتن قاتل شارلوت همدست شد اما در آخر مونا او و الکس را در خانه ای عروسکی زندانی کرد.

ملیسا خواهر بزرگ‌تر اسپنسر مدام با اسپنسر دعوا داشتند.در ادامه مشخص میشود که برای حفاظت از خواهرش، بتنی را که گمان می‌کرده الیسون هست و به دست خواهرش کشته شده رو خاک کرده.

جنا مارشال دختری مرموز که به دست الیسون و دوست‌هایش نابینا شده است. مدتی بعد جنا با نوئل وارد رابطه میشود و در آخر فیلم جنا در مدرسه رزوود مشغول به کار میشود.

الا مادر آریا می‌باشد که بعد از اطلاع یافتن از خیانت بایرن (پدر آریا) تصمیم به جدایی گرفت. او با وجود مخالفت راجع به رابطه ازرا و آریا آن هارا تا حدودی حمایت می‌کرد. در ادامه با مردی جوان تر از خودش قصد ازدواج داشت که متوجه هوس بازبودن او شد و از ازدواج با او خودداری کرد. در پایان دوباره با بایرن ازدواج کرد.

او ابتدا دوست پسر ملیسا بود اما با لو رفتن رابطه اش با اسپنسر او از خانه هستینگس‌ها رفت. او پزشک بود و مدتی نیز به هانا علاقه‌مند شد. در آخر با دیدن الکس به او علاقه‌مند شده و سعی کرد او را از کارهایش منصرف کند اما در پایان الکس اعتراف کرد که او را کشته و خاکسترش را تبدیل به الماس گردنبندش کرده‌است.

جیسون برادر آلیسون و اسپنسر و ملیسا است که حاصل رابطهٔ جسیکا و پیتر (پدر اسپنسر) می‌باشد. او عاشق آریا می شود و مدتی نیز با او رابطه داشت اما پس از شنیدن خبر ازدواج آریا برای او آرزوی خوشبختی کرد. جیسون برادری حمایتگر بود که در میانهٔ داستان با اشلی رابطهٔ عاطفی برقرار کرد که این رابطه دوام چندانی نداشت.

پسری مرموز که مدتی با الیسون سعی در پنهان کردن الی داشتند اما بعد مشخص شد که با شارلوت همدست هستند. مدتی نیز با جنا رابطه عاطفی داشتند و سر انجام هنگامی که سعی در کشتن امیلی و هانا داشت به‌طور اتفاقی سرش با تبری که در دست داشت جدا شد.

مادر اسپانسر و ملیسا می‌باشد که با وجود اینکه از خیانت شوهرش خبر دارد برای استحکام خانواده اش از او جدا نشد. همچنین در فصل ۶ در انتخابات پیروز و سناتور شد. او مادری مهربان و زنی قوی بود.

مادر امیلی. بخاطر مرگ شوهرش افسرده می شود. او مادری مهربان بود که در ابتدا امیلی را درک نمی‌کرد اما در ادامه توانست پشت دخترش بایستد و او را بپذیرد.

یکی از دانش آموزان که توسط آلیسون مسخره می شد و مدتی به هانا علاقه مند میشود. به خاطر خوشحالی هانا اجازه میدهد کیلب در خانه او بماند. او در اواخر پیشنهاد شراکت در کارخانه اش به هانا میدهد. همچنین او در بچگی دوست چارلز/شارلوت بود.

پدر آریا و مایک که با یکی از دانش آموزان خود به زنش خیانت می کند ولی بعدا پشیمان میشود در میان داستان از مادر آریا به دلیلی اختلاف عقیده و نظر جدا شده اما در فصل آخر دوباره با او ازدواج می کند.

در خانه قبلی آلیسون زندگی می کند. مادر امیلی از اعتیاد او با خبر شد و او مدتی در مرکز ترک اعتیاد به سر برد و در آخر به دست کسی که عاشقش بود به نام نیت کشته شد.

پدر ملیسا و جیسون و اسپنسر و الکس. او با جسیکا دیلارنتیس جیسون را به دنیا می آوردند و با ورونیکا هستینگز ملیسا را و روزی در کافی شاپ که فکر میکرد به دیدن جسیکا دیلارنتیس می رود مری دریک به جای جسیکا آنجا بود و پدر اسپنسر با مری، اسپنسر و دو قلو ی آن الکس را به دنیا می آوردند .

وقتی با ملیسا نامزد بود اسپنسر را می بوسد و بعد از ملیسا جدا شده. از نظر دختر ها او A است و بعد از این که با ملیسا ازدواج می کند او را بچه دار می کند اما بچه شان سقط می شود و در آخر به دست A اول کشته می شود.

شخصیت‌های ناشناس (A)ویرایش

  • A اول یا Orginal A (جنا پریش در نقش مونا وندرال)

اولین فرد ناشناس در داستان مونا وندرال دوست صمیمی هانا بود. مونا در طی دوران دبیرستان بارها توسط آلیسون مورد تمسخر قرار گرفته بود و دوستان آلیسون هم شاهد این ماجرا بودند و کاری نمی‌کردند. از این رو مونا تبدیل به دختری با عقده انتقام شد. با نام A دخترها را شکنجه داد و سرانجام هویت وی افشا و به دیوانه خانه ردلی فرستاده شد اما از فصل سوم به بعد مونا هم یکی از افرادی شد که توسط Big A (ای دوم) مورد اذیت قرار می‌گرفت. او همچنین بتانی یانگ و سی سی دریک را به قتل رساند.

چارلز دیلارنتس (چارلز دریک) دختر خاله آلیسون بود که خانواده دیلارنتس او را به فرزندی پذیرفته بودند (به دلیل اینکه مادر او، مری دریک، در دیوانه خانه ردلی بستری بود) چارلز از کودکی تمایلات عجیبی به رفتارهای دخترانه نشان می‌داد و حتی یک بار سعی در کشتن آلیسون داشت (البته او آلیسون را بسیار دوست داشت و این کار او از عمد نبود و میخواست به او کمک کند) و به همین دلیل خانواده دیلارنتس (به ویژه پدر که نمی‌توانست این تمایلات دخترانه را بپذیرد) تصمیم گرفتند که او را در دیوانه خانه ردلی برای همیشه بستری کنند. اما چارلز در این مدت راه‌هایی برای خروج از ردلی پیدا کرد و بعدها جنسیت خود را به یک دختر به نام شارلوت تغییر داد و خود را به عنوان دوست دختر جیسون به خانواده دیلارنتس معرفی کرد. بعد از آنکه مونا در دیوانه خانه بستری و تحت تأثیر داروهای گیج‌کننده همه جریانات را برای او تعریف کرد و شارلوت تصمیم گرفت راه مونا را ادامه داده و A جدید باشد. او خود را به دخترها سی سی دریک معرفی کرد. قصد او ابتدا انتقام از دخترها بود زیرا فکر می‌کرد آن‌ها از مرگ آلیسون خوشحال هستند اما وقتی آلیسون پیدا شد بازی را ترک کرد اما به دلیل اینکه معتاد بازی شده بود آن را ادامه داد. بر خلاف مونا شارلوت کارهای خطرناکی با دخترا می‌کرد، در فصل ۶ هویت خود را افشا کرد. ابتدا سعی کرد خود را بکشد اما با اصرار دخترها منصرف شد و ۵ سال بعد با رضایت دخترها از زندان آزاد شد اما در شب آزادی اش توسط مونا وندرال کشته شد و جنازه اش از بالای کلیسای شهر به پایین پرتاب شد.

خواهر دوقلوی اسپنسر که ابتدا سرپرستی او به خانوادهٔ پولدار انگلیسی سپرده شد اما به دلیل اختلال شخصیتی اش به یتیم خانه فرستاده شد. ابتدا رن او را در کافه دید و او را به شارلوت معرفی کرد. بعد از مرگ شارلوت الکس در پس انتقام به خاطر مرگ خواهرش تبدیل به ای دی شد. بعد از پیدا شدن قاتل شارلوت بازی را تمام نکرد زیرا به اسپنسر و زندگی او حسادت می‌کرد و همچنین عاشق توبی شده بود. در آخر الکس توسط توبی که پی به هویت او برده بود دستگیر می‌شود و در پایان فیلم شاهد خواهیم بود که مونا الکس و مری را در خانه ای عروسکی زندانی کرد.

منابعویرایش

  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Pretty Little Liars». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۱.