دیپلماسی فرهنگی

دیپلماسی فرهنگی نوعی دیپلماسی عمومی و قدرت نرم است که شامل «تبادل اندیشه‌ها، اطلاعات، هنر، زبان و سایر جنبه‌های فرهنگی میان کشورها و مردمان آن‌ها به منظور تقویت درک متقابل» است.[۱] هدف دیپلماسی فرهنگی این است که درک درستی از آرمان‌ها و رسم و رسوم مردم یک کشور خارجی بدست آید تا بر مبنای آن اهداف اقتصادی و سیاسی در سطح گسترده‌ای به ثمر برسند.[۲] در اصل «دیپلماسی فرهنگی باطن یک ملت را آشکار می‌کند» که این به نوبه خود میزان نفوذپذیری را افزایش می‌دهد.[۳] اگرچه دیپلماسی فرهنگی اغلب جدی گرفته نمی‌شود، اما می‌تواند نقش مهمی در دستیابی به سطوح بالای امنیت ملی داشته باشد.

دیپلماسی فرهنگی، علاقه نشان دادن نسبت به رسم و رسوم دیگر ملت‌ها برای تفاهم بیشتر در جهت گسترش صُلح جهانی و پیشبُرد اهداف سیاسی و اقتصادی است که با حضور برجستگان غیرسیاسی شکل می‌گیرد.

تعریفویرایش

فرهنگ مجموعه‌ای از ارزش‌ها و اعمالی است که به یک جامعه معنا می‌بخشد. مفهوم فرهنگ دربرگیرنده فرهنگ فاخر (ادبیات، هنر و تحصیلاتی که مورد پسند نخبگان است) و فرهنگ عامه (موضوعات مورد پسند اکثریت جامعه) است.[۴] شناخت فرهنگ یک ملت، همان چیزی است که دولت‌ها در هنگام ورود به دیپلماسی فرهنگی برای جذب مخاطبان خارجی خود نیاز دارند. این رویکرد، نوعی قدرت نرم است که در واقع «توانایی به ثمر رساندن اهداف از طریق ایجاد جاذبه به جای ایجاد اجبار یا پرداخت هزینه» می‌باشد. این جاذبه «بر مبنای کِشِش‌های فرهنگی، آرمان‌های سیاسی و رسم و رسوم یک کشور» پدید می‌آید.[۵] دیپلماسی فرهنگی، توانایی جذب مخاطبین خارجی از طریق ارزش‌های فرهنگی است. در واقع دیپلماسی فرهنگی از زیرشاخه‌های دیپلماسی عمومی به حساب می‌رود. دیپلماسی عمومی حوزه بزرگتری را دربرمی‌گیرد. دیپلماسی عمومی یک جامعه و متعلقات آن (که فرهنگ یکی از این متعلقات است) را برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیگر کشورها به جهان معرفی کرده و همزمان به «تقویت و تبلیغ آن جامعه و فرهنگ آن در مقیاس وسیعی در جهان» می‌پردازد.[۶] می‌توان گفت که «دیپلماسی عمومی تنها زمانی کاملاً مؤثر است که از قبل شرایط پذیرش اطلاعات ارایه شده در کشورهای مقصد فراهم شده باشد. لذا با شناخت فرهنگ دیگر کشورها، راه‌های تاثیرگذاری بر آنها آشکار می‌شود.»[۷] دیپلماسی فرهنگی را «عنصر حیاتی دیپلماسی عمومی» نامیده‌اند، زیرا فعالیت‌های فرهنگی طرز فکر ملت‌ها را به بهترین شکل نشان می‌دهد.[۳] از این منظر، دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی عمومی به شدت به هم وابسته هستند.[نیازمند منبع]

ریچارد تی. آرنث، کارشناس سابق دیپلماسی فرهنگی در وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا، می‌گوید: «در شرایط عادی، روابط فرهنگی بدون دخالت دولت‌ها و به طور طبیعی گسترش پیدا می‌کند: از جمله مبادلات تجاری، فعالیتهای گردشگری، جریان‌های دانشجویی، رد و بدل اطلاعات، انتشار کتب، مهاجرت، تعاملات رسانه‌ای، ازدواج‌های بین نژادی و میلیون‌ها پیوند بین فرهنگی دیگر که روزانه رخ می‌دهد. می‌توان گفت که دیپلماسی فرهنگی تنها زمانی نمایان می‌شود که دیپلمات‌های رسمی یک کشور، تلاش کنند این جریان طبیعی را برای پیشبرد منافع ملی خودشان تغییر داده و هدایت کنند.»[۸] لذا همانطور که اشاره شد، دیپلماسی فرهنگی فعالیتی است که دولت‌ها درگیر آن هستند. بخش خصوصی در این روند نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند زیرا دولت‌ها در فرهنگ‌سازی و رشد طبیعی آن نقشی ندارند. دولت‌ها تنها می‌توانند مولفه‌های فرهنگی را برای ایجاد جاذبه به جهانیان معرفی کرده و از تاثیرات آن برای پیشبُرد سیاست‌ها و منافع ملی خود بهره ببرند. از طریق دیپلماسی فرهنگی و با بهره‌گیری از منابع فرهنگی و دستاوردهای آن، دولت‌ها خود را در عرصه جهانی معرفی کرده و این گونه سعی در مدیریت محیط بین‌المللی دارند.[۹] یکی از جنبه‌های مهم دیپلماسی فرهنگی این است که یک تبادل دو طرفه را بنیان می‌گذارد.[۱۰] هدف از این تبادل دو طرفه، تقویت درک متقابل و در نتیجه آن تحت تاثیر قرار دادن و نفوذ در کشور مقصد است. در عین حال دیپلماسی فرهنگی از مقامات و مولفه‌های فرهنگی اعتبار پیدا کرده و صورتی موجه به خود می‌گیرد نه از طریق نهادهای دولتی.[۱۱] دیده شده که[توسط چه کسی؟] دیپلماسی فرهنگی به عنوان یک سلاح خاموش و با روش‌های غیرخشونت‌آمیز برای به دست آوردن کنترل ملت‌های دیگر به کار برده شده است. ممکن است دولت‌ها با استفاده از دیپلماسی فرهنگی به بهانه ایجاد رابطه و تقویت درک متقابل و حمایت از کشورهای دیگر، برای رسیدن به منافع خود در آنها نفوذ کنند.[نیازمند منبع]

هدفویرایش

در نهایت، هدف دیپلماسی فرهنگی نفوذ کردن در مخاطبان خارجی و تحت تاثیر قرار دادن آنان است. دیپلماسی فرهنگی با تاثیرگذاری و نفوذ در کشورهای دیگر از طریق تبادلات فرهنگی درازمدت، بستری را برای جلب حمایت دوستانه خارجیان در مورد سیاست‌های مدنظر فراهم می‌کند. دیپلماسی فرهنگی با مهار عناصر فرهنگی، کشورهای دیگر را به پذیرش موارد ذیل ترغیب می‌کند:[۱۲]

  • نگرش مثبت نسبت به مردم، فرهنگ و سیاست‌های کشور مبدا
  • وادار کردن کشور مقصد به همکاری بیشتر با کشور مبدا
  • آسان کردن تغییر در خط‌مشی‌ها یا محیط سیاسی کشور مقصد
  • پیشگیری، مدیریت و کاهش تعارضات با کشور مقصد

از طرفی دیپلماسی فرهنگی می‌تواند به یک کشور کمک کند تا به درک بهتری از کشور خارجی‌ای که با آن درگیر است برسد که این می‌تواند تفاهم دوجانبه را تقویت کند. دیپلماسی فرهنگی می‌تواند روشی برای برقراری روابط بین‌الملل باشد که در آن هیچ یک از معضلاتی که در دیپلماسی سنتی معمولاً انتظار می‌رود، پیش نیاید.[۱۳] برنامه‌های تبادل فرهنگی به‌عنوان واسطه‌ای برای ایجاد نگرشی مطلوب نسبت به یک کشور خارجی عمل می‌کنند. هدف از این برنامه‌ها، جلب موافقت و تأیید دیگر کشورها نسبت به اقدامات فرهنگی و پذیرفته شدن هنجارهای اجتماعی یک فرهنگ توسط فرهنگ‌های دیگر است.[۱۴]

به طور کلی در دیپلماسی فرهنگی به طرح‌های بلندمدت فرهنگی بیشتر توجه شده و موضوعات سیاستی خاص مدنظر نیستند.[۷] هدف دیپلماسی فرهنگی، ایجاد نفوذ در درازمدت است تا زمانی که به آن نیاز شد با درگیر کردن مستقیم افراد بتوان از آن بهره بُرد. این نفوذ، پیامدهایی از تاثیر بر امنیت ملی تا افزایش فرصت‌های تجاری و فعالیت‌های گردشگری را دربردارد.[۱۵] دیپلماسی فرهنگی به دولت‌ها اجازه می‌دهد تا بستری خنثی «بر پایه اعتماد» و درک متقابل ایجاد کنند تا ملت‌های مختلف بتوانند با همدیگر پیوند برقرار کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد و مهم دیپلماسی فرهنگی، توانایی آن در دستیابی به جوانان، غیرنخبگان و سایر مخاطبانی است که به شکل عادی در دسترس سفارت نیستند. به طور خلاصه، دیپلماسی فرهنگی بذر آرمان‌ها، ایده‌ها، استدلال‌های سیاسی، ادراکات معنوی و دیدگاهی کلی از جهان را در دل ملت‌های دیگر می‌کارد که ممکن است شکوفا شود یا نشود.[۱۶] به طور مثال، ایدئولوژی‌ها و افکاری که توسط دیپلماسی فرهنگی در مورد ارزش‌های مورد پسند مردم آمریکا تبلیغ و منتشر می‌شوند، به کسانی که به دنبال زندگی بهتر هستند، این امکان را می‌دهد تا به جهان غرب روی بیاورند، جایی که شادی و آزادی به عنوان اهداف مطلوب و دست یافتنی به تصویر کشیده می‌شود.[۱۴]

تاثیر بر امنیت ملیویرایش

دیپلماسی فرهنگی در درجه اول نشان دهنده قدرت ملی است، زیرا همه جنبه‌های فرهنگی یک کشور، از جمله ثروت، پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی، برتری در همه زمینه‌ها از ورزش و صنعت گرفته تا قدرت نظامی، و در کل اُبُهَت یک ملت را به مخاطبان خارجی نشان می‌دهد.[۱۷][۱۸] قطعاً احساس اُبُهَت داشتن، یک ملت را در تضمین امنیت تواناتر می‌کند. علاوه بر این‌ها، دیپلماسی فرهنگی مباحث سیاسی و ایدئولوژیک را نیز دربرگرفته و با دفاع از آرمان‌های یک ملت و متقاعدسازی دیگر ملت‌ها نسبت به آن، می‌تواند به عنوان ابزاری برای جنگ سیاسی مورد استفاده قرار گیرد و برای رسیدن به اهداف چالش برانگیز بدون وقوع جنگ مفید باشد.[۱۹] از یک فعال سیاسی چینی نقل شده است که «ما فیلم‌های هالیوودی زیادی دیده‌ایم – در این فیلم‌ها سکانس‌هایی از مراسم عروسی، تشییع جنازه و دادگاه رفتن آمده است. بنابراین ما فکر می‌کنیم که این طبیعی است که چند بار در طول زندگی خود به دادگاه برویم.»[۲۰] فیلم‌های هالیوودی نمونه‌ای از صادرات فرهنگی است که احتمالاً تأثیر ظریفی بر سیستم حقوقی چین گذاشته، که در نهایت می‌تواند به نفع ایالات متحده یا هر کشور دیگری باشد که مایل به دیدن چینی دموکراتیک‌تر است. ترویج اندیشه‌ها و احساسات با استفاده از روش‌های مبتنی بر دیپلماسی فرهنگی، می‌تواند در نهایت بر توانایی یک ملت برای دستیابی به اهداف امنیت ملی خود تأثیرگذار باشد.[نیازمند منبع]

دیپلماسی فرهنگی، انقلابی اطلاعاتی در جهان به راه انداخته که به‌طور فزاینده‌ای ملت‌ها را از ارزش‌ها و انگیزه‌های یکدیگر باخبر می‌سازد. این گردش اطلاعات می‌تواند بستری برای موفقیت یا عدم موفقیت سیاست‌هایی باشد که در جهت تامین اهداف امنیت ملی توسط دولت‌ها به کار گرفته می‌شود.[۲۱] دولت‌ها برای پیروزی در نبردهای اطلاعاتی و خبری به منظور تعریف یک وجهه قابل قبول از اقدامات خود در چشم مردم جهان، به شدت با هم در رقابت و کشمکش هستند تا بتوانند تحولات مهم بین‌المللی را به نفع خود دستکاری کنند. اگر اقدامات یک دولت در خارج از کشور آن گونه که مدنظر بوده، نمایش داده نشده و تفسیر نشود، میتوان گفت آن اقدامات بیهوده بوده‌اند.[۲۲] دیپلماسی فرهنگی می‌تواند محیطی ایجاد کند که در آن یک کشور با وجهه‌ی خوبی شناخته شود، که این به نوبه خود اقدامات آن کشور را نیز سازنده و مفید نشان می‌دهد.[نیازمند منبع]

اغلب افراد مشارکت کننده در دیپلماسی فرهنگی، دیدگاه بهتری نسبت به نگرش‌های فکری و فرهنگی اقوام خارجی دارند تا کارمندان رسمی سفارت. این امر می‌تواند به درک بهتر نیات و توانایی‌های اقوام خارجی منجر شود. شناخت هر چه بیشتر یک ملت خارجی از طریق دیپلماسی فرهنگی، می‌تواند سوء تفاهمات ناشی از تبلیغات خصمانه مخالفان را برطرف سازد و چالش‌های مغرضانه ناشی از سوء استفاده از اطلاعات فرهنگی در دسترس آن ملت را خنثی کند.[۲۳]

به طور کلی، دیپلماسی فرهنگی پتانسیل نشان دادن قدرت ملی، ایجاد محیطی مساعد برای حمایت و کمک به جمع‌آوری و تفسیر اطلاعات را دارد. دیپلماسی فرهنگی به نوبه خود به بالا رفتن آگاهی ملت‌ها، افزایش اعتبار کشورها در عرصه بین‌الملل و جلب حمایت دیگر ملت‌ها در جهت پیاده‌سازی سیاست‌های خارجی یک کشور کمک می‌کند. همه این عوامل در بالا بردن امنیت یک کشور دخیل هستند، لذا دیپلماسی فرهنگی در مبحث امنیت ملی نقش بسزایی دارد.[نیازمند منبع]

ابزارها و مثال‌هاویرایش

دیپلماسی فرهنگی همواره می‌تواند از تمام جوانب فرهنگ یک ملت بهره‌برداری نموده و بستر تبادل را برپا کند. از جمله:[۲۴]

  • هنرهایی از جمله فیلم، رقص، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی و غیره
  • نمایشگاه‌هایی که پتانسیل نمایش موضوعات متعدد فرهنگی را دارا باشند
  • بسترهای آموزشی مانند دانشگاه‌ها و برنامه‌های آموزش زبان در خارج از کشور
  • مبادلات علمی، هنری، آموزشی و غیره
  • ادبیات - ایجاد کتابخانه در خارج از کشور و ترجمه آثار محبوب و ملی
  • پخش اخبار و انتشار برنامه‌های فرهنگی
  • اعطای هدایا به ملت‌های دیگر که نشان دهنده ارادت و احترام است
  • دیپلماسی مذهبی، از جمله گفتگوی بین ادیان
  • ترویج و تبیین اندیشه‌ها و خط‌مشی‌های اجتماعی

همه این ابزارها به دنبال رساندن درک درستی از فرهنگ یک ملت به مخاطبان خارجی هستند. این ابزارها زمانی بهترین تاثیر را دارند که متناسب با فهم مخاطب خارجی مدنظر بهینه شوند که این خود مستلزم رسیدن به درک درستی از آن مخاطب است. این ابزارها را می‌توان از طریق سازمان‌های غیردولتی، گروه‌های اعتقادی و احزاب سیاسی در خارج از کشور مورد استفاده قرار داد تا به ارتباط ملت‌ها با هم و افزایش درک متقابل آنها کمک کرد.[۲۵] این ابزارها عموماً توسط دولت‌ها ایجاد نمی‌شوند، بلکه در بستر فرهنگ شکل می‌گیرند و سپس دولت‌ها پیاده‌سازی و اجرای آن‌ها را در خارج از کشور برای مخاطبان خارجی تسهیل می‌کنند تا بتوانند از طریق آنها تاثیر مدنظر را القا کنند.[نیازمند منبع]

هنرویرایش

 
مادر مهاجر، نگاره‌ای در بیان رکود بزرگ، اثر دوروتیا لنگ، ۱۹۳۶ میلادی.

در این مورد، دولت‌ها با مدنظر قرار دادن جریان فکری ناشی از آثار هنری مانند نقاشی‌ها، عکس‌ها و غیره، به ترویج ایدئولوژی خود به صورت ضمنی می‌پردازند.[۲۶] در این روش با استفاده از قدرت نرم دیپلماسی فرهنگی، دولت‌ها با حمایت از یک سری آثار بهم مرتبط هنری (به ویژه عکس و نقاشی) سعی در القای مورد خاصی در افکار عمومی دارند.[۲۷]

نمایشگاه‌هاویرایش

نمایشگاه‌ها اغلب در طول جنگ سرد برای نشان دادن برتری فرهنگی و به رخ کشیدن پیشرفت‌ها توسط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این نوع نمایشگاه‌ها که توسط دولت‌ها حمایت می‌شوند، به صورتی غیر تهدیدآمیز و حتی دوستانه به ارایه اغراق‌آمیز فرهنگ و سبک زندگی یک ملت می‌پردازند تا به طور ضمنی وجهه فرهنگی و سیاسی ملت‌های دیگر را تضعیف و اقدامات آنان را در عرصه بین‌الملل بی‌اثر نمایند.[۲۸]

تبادل شهروندانویرایش

 
نماد برنامه فولبرایت آمریکا-انگلیس
 
ریکاردو جیاکونی، یک نابغه در عرصه اخترشناسی پرتو ایکس که از طریق برنامه فولبرایت شهروند آمریکا شده بود.

مبادله شهروندان (اغلب به شکل بورسیه دانشجو، پژوهشگر و استادان دانشگاه) دو فایده عمده دارد: نوعی نیت سیاسی در پس این مبادله‌ها نهفته است و نتیجه آن تاثیری خاص در امور سیاسی خواهد داشت. هدف مبادله‌ها این است که شبکه‌ای از افراد با نفوذ در خارج از کشور ایجاد کند. افراد مبادله شده به عنوان پیوندی بین دو ملت در نظر گرفته می‌شوند و بسته به زمانی که در کشور میزبان سپری می‌کنند، می‌توانند آثار مفیدی از خود بر جای بگذارند.[۲۹] افراد مورد مبادله اغلب از میان جوانان هستند تا به کشور میزبان این فرصت داده شود که در سنین جوانی تأثیرپذیری مدنظر را ایجاد کند و از این طریق نزدیکی فرهنگی بیشتری حاصل شود.[۷]

برنامه فولبرایت، نمونه‌ای از برنامه‌های مبادله شهروندان است که ایالات متحده از سال ۱۹۴۶ میلادی به بعد هزاران نفر را از طریق آن بورسیه آموزشی کرد.[۳۰]

تلویزیون، موسیقی و فیلمویرایش

سرگرمی‌های عامیانه یک ملت، هویت آنها را نشان می‌دهد.[۳۱] تلویزیون، موسیقی و فیلم به عنوان عوامل آشکارکننده فرهنگی می‌توانند پیام‌های مهمی را در مورد خصوصیات فردی، کالاهای مورد علاقه و سایر ارزش‌های یک ملت منتقل کنند.[۳۱] برای مثال، شهروندان شوروی که فیلم‌های آمریکایی را تماشا می‌کردند، متوجه شدند که آمریکایی‌ها اتومبیل شخصی خود را دارند، مجبور نیستند برای خرید غذا در صف‌های طولانی بایستند و در آپارتمان‌های مشترک زندگی نمی‌کنند.[۳۲] البته زمانی که این فیلم‌ها در هالیوود ساخته می‌شد، این گونه پیام‌های سیاسی مدنظر نبودند، اما به هر حال چنین تاثیراتی را دربرداشتند.[نیازمند منبع]

وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در طول جنگ جهانی دوم از طریق برنامه‌های فرهنگی شامل موسیقی جاز لاتین به عنوان یک ابزار مهم دیپلماتیک، برای حفظ وحدت و گسترش صلح بین دو قاره آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی تلاش‌های مفید بسیاری انجام داد.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲] در دوران پس از جنگ جهانی دوم نیز، ارتش ایالات متحده به اهمیت برنامه‌های فرهنگی از طریق موسیقی به عنوان یک ابزار دیپلماتیک ارزشمند در میان سرزمین‌های ویران اروپا توجه ویژه‌ای داشت (بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۲ میلادی).[۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]

با تشدید جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۵۰ میلادی، دولت آمریکا با استفاده از برنامه‌های تبادل فرهنگی به ترویج دستاوردهای فرهنگی آمریکایی در حوزه رقص، تئاتر و موسیقی در سراسر جهان پرداخت.[۴۷][۴۸][۴۹][۵۰][۵۱]

موسیقی جاز در طول جنگ سرد نقش مهمی در برقراری روابط سیاسی ایفا کرد. برخی جاز را به عنوان راهی برای مقابله با طرز تفکرهای تحمیل شده و معرفی سبکی جدید برای یک زندگی آزاد و خلاقانه معرفی می‌کنند.[۵۲][۵۳] روزنامه نیویورک تایمز در نوامبر ۱۹۵۵، لویی آرمسترانگ (از مشهورترین موسیقی‌دانان جاز و از برجسته‌ترین ترومپتنوازان تاریخ موسیقی) را به عنوان مؤثرترین سفیر آمریکا معرفی کرد. کاری که دیپلمات‌های آمریکایی نتوانستند انجام دهند، آرمسترانگ با موسیقی جاز انجام داد. در این مقاله آمده بود که موسیقی‌دانانی مانند آرمسترانگ، زبانی جهانی برای برقراری ارتباط بین ملت‌ها ایجاد کرده‌اند.[۵۳]

در دهه ۱۹۵۰ میلادی، گروه‌های موسیقی آمریکایی با اعضای بین نژادی خود توانسته بودند ورای موانع اجتماعی و زبانی با سایر ملت‌های جهان ارتباط برقرار کنند و تاثیرات مثبتی را برای وجهه جهانی ایالات متحده کسب کنند.[۵۳]

 
گروه موسیقی بیتلز.

تأثیر بیتلز (گروه موسیقی راک انگلیسی) در روسیه در طول جنگ سرد نمونه‌ای از این است که چگونه هنرمندان موسیقی و آهنگ‌های آنها می‌تواند تاثیرات سیاسی داشته باشد. در این دوران، موسیقی راک به عنوان یک شکل هنری مترقی و مدرن، ایده‌های لیبرال «غربی» را به چالش کشید.[۵۲] گروه بیتلز نماد فرهنگ غربی بود به گونه‌ای که ایده‌های جدیدی را معرفی می‌کرد. بسیاری معتقدند که گروه بیتلز در فروپاشی کمونیسم تاثیر داشته است.[۵۴] لذا گروه بیتلز با محبوبیتی که در اتحاد جماهیر شوروی کسب کرد و تاثیراتی که در آنجا گذاشت، نوعی دیپلمات فرهنگی به حساب می‌آید. موسیقی بیتلز ارتباط میان جوانان را تقویت کرد و مردم را با یک روحیه مشترک فرهنگی به هم پیوند داد.[۵۲]

برندسازی مکانویرایش

 
بِرَندسازی مکان: عاشق نیویورک هستم (I NY)، نماد مشهور و شعار رسمی ایالت نیویورک.

بِرَندسازی مکان به معنای تبلیغ شهرهای یک کشور با استفاده از تصاویر و نمادهای جذاب است.[۵۵] هدف آن القای پاسخ‌های عاطفی از سوی مخاطبان است تا در نتیجه رابطه معناداری بین فرد و آن مکان‌ها شکل بگیرد. لذا القای تصویری باشکوه از کشور در ذهن همگان، بخش مهمی از «سیاستهای استراتژیک دولت‌ها» شده است. برندسازی مکان «مجموعه افکار، احساسات، تداعی‌ها و انتظاراتی است که وقتی مخاطب یا طرفدار در معرض نام، لوگو، محصولات، خدمات، رویدادها یا هر طرح یا نماد مربوطی قرار می‌گیرد، به ذهن او می‌رسد». برندسازی مکان موجب می‌شود تا یک کشور در ذهن مردم برای سرمایه‌گذاری، گردشگری، برتری سیاسی و غیره قابل قبول باشد. همانطور که جوزف نای گفته است «در عصر اطلاعات، اغلب یک داستان خوب است که طرف را برنده می‌کند»، که این منجر شده تا دولت‌ها از سبک قدیمی سیاسی خود به ایجاد برند و افزایش شهرت خودشان روی بیاورند. به طور خلاصه، یک کشور می‌تواند از فرهنگ خود برای ایجاد بِرَندی برای خود استفاده کند که نمایانگر ارزش‌های مثبت و تصویری موجه باشد.[۵۶]

دیپلماسی موزهویرایش

دیپلماسی موزه زیرمجموعه‌ای از دیپلماسی فرهنگی است که به موزه‌ها و آثار فرهنگی به نمایش گذاشته شده در آنها مربوط می‌شود. در این نوع از دیپلماسی به ساخت موزه‌ها، حمایت از موزه‌ها، هدیه دادن آثار هنری و آثار باستانی، و تاسیس نمایشگاه‌های سیار پرداخته می‌شود.[۵۷]

به عنوان مثال، کشور فرانسه آثار هنری و باستانی که در دوره استعمارگری خود از دیگر کشورها به غارت برده بود را به عنوان یک اقدام دیپلماتیک به آن کشورها بازگردانده و سعی در جلب حمایت و دوستی آن کشورها داشته است.[۵۸]

پیچیدگی‌هاویرایش

هر دولتی که سعی در اجرای برنامه‌های دیپلماسی فرهنگی دارد، با چالش‌های منحصر به فردی روبرو می‌شود. طرز فکر و اندیشه‌ها و احساسات اکثر اقوام خارجی تحت کنترل دولت‌ها درنمی‌آید. دولت‌ها اغلب در تولید کتاب، موسیقی، فیلم، برنامه‌های تلویزیونی، محصولات مصرفی و غیره که به دست مخاطب می‌رسد، نقشی ندارند. بیشترین کاری که دولت‌ها می‌توانند انجام دهند این است که در این میان فرصتهایی را بیابند تا بتوانند پیام مدنظرشان را به مخاطبان انبوه خارج از کشور برسانند.[۵۹] برای ایجاد وابستگی فرهنگی در عصر جهانی شدن، یک دولت باید بر جریان‌های اطلاعاتی و فناوری‌های ارتباطی و از جمله مبادلات تجاری، کنترل داشته باشد.[۶۰] همچنین در بازارهای آزاد جهانی که در آنها کنترلی بر جریان‌های عمده اطلاعاتی وجود ندارد، فعالیت دولت‌ها از طریق دیپلماسی فرهنگی بسیار دشوار است. کاری که دولت‌ها می‌توانند انجام دهند این است که با استفاده از توافقات تجاری یا دسترسی به شبکه‌های مخابراتی خارجی، به فعالیتهای مفید و تاثیرگذار فرهنگی مدنظرشان تداوم ببخشند.[۶۱]

همچنین ممکن است برخی از مقامات یک کشور خارجی در مقابل وارد شدن یک مقوله فرهنگی مقاومت کرده و با آن مخالفت داشته باشند، در حالی که مردم آن کشور به جذب آن بسیار مشتاق هستند. این امر می‌تواند به دست آوردن حمایت رسمی سیاستمداران یک کشور را دشوار کند.[۶۲] تبادلات فرهنگی می‌تواند برای مردم یک کشور هم جذاب و هم منفور جلوه کند. ممکن است برخی از عناصر یک فرهنگ برای مخاطب خارجی توهین آمیز به نظر برسد. برخی از تبادلات فرهنگی نیز می‌توانند اهداف مدنظر دولت را تضعیف کنند. نمونه‌ای از این امر مخالفت علنی مردم آمریکا با جنگ عراق بود در حالی که سیاست رسمی دولت آمریکا به حمایت از آن ایجاب می‌کرد.[۱۹] البته ممکن است آزادی در بیان این نوع اعتراضات، برخی از مخاطبان خارجی را به فضای باز سیاسی آمریکا جذب کرده باشد.[۶۲] سنجش میزان موفقیت دیپلماسی فرهنگی نیز دشوار است.[نیازمند منبع]

نهادها و سازمان‌هاویرایش

نهادها و سازمان‌های نام برده شده در ذیل، به فعالیت‌های مربوط به دیپلماسی فرهنگی مشغول هستند.

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 74.
  2. Mary N. Maack, "Books and Libraries as Instruments of Cultural Diplomacy in Francophone Africa during the Cold War," Libraries & Culture 36, no. 1 (Winter 2001): 59.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ United States, Department of State, Advisory Committee on Cultural Diplomacy, Diplomacy Report of the Advisory Committee on Cultural Diplomacy, 3.
  4. Joseph S. Nye, Soft Power: The Means to Success in World Politics (Cambridge: Perseus Books, 2004), 22.
  5. Joseph S. Nye, Soft Power: The Means to Success in World Politics (Cambridge: Perseus Books, 2004), 18.
  6. Carnes Lord, Losing Hearts and Minds?: Public Diplomacy and Strategic Influence in the Age of Terror (Westport, CT: Praeger Security International, 2006), 15.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ Carnes Lord, Losing Hearts and Minds?: Public Diplomacy and Strategic Influence in the Age of Terror (Westport, CT: Praeger Security International, 2006), 30.
  8. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 74-75.
  9. Nicholas J. Cull, "Public Diplomacy: Taxonomies and Histories," Annals of the American Academy of Political and Social Science 616 (March 2008): 33.
  10. United States, Department of State, Advisory Committee on Cultural Diplomacy, Diplomacy Report of the Advisory Committee on Cultural Diplomacy, 7 .
  11. Nicholas J. Cull, "Public Diplomacy: Taxonomies and Histories," Annals of the American Academy of Political and Social Science 616 (March 2008): 36.
  12. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 77.
  13. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 89.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ "Foreign Affairs". Foreign Affairs. Retrieved 2015-12-15.
  15. Mark Leonard, "Diplomacy by Other Means," Foreign Policy 132 (September/October 2002): 51.
  16. United States, Department of State, Advisory Committee on Cultural Diplomacy, Diplomacy Report of the Advisory Committee on Cultural Diplomacy, 3, 4, 9.
  17. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 76.
  18. Sergei Gavrov, Lev Vostryakov, Cultural diplomacy as a tool for constructing and broadcasting an attractive brand of the Russian state. (Moscow, Russia: Moscow State University of Culture and Arts, 2018, № 2), 26-33.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 93.
  20. Joseph S. Nye, Soft Power: The Means to Success in World Politics (Cambridge: Perseus Books, 2004), 23.
  21. Mark Leonard, "Diplomacy by Other Means," Foreign Policy 132 (September/October 2002): 49.
  22. Jamie Frederic Metzl, "Popular Diplomacy," Daedalus 128, no. 2 (Spring 1999): 178.
  23. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 78-79.
  24. "Cultural Diplomacy, Political Influence, and Integrated Strategy," in Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda, and Political Warfare, ed. Michael J. Waller (Washington, DC: Institute of World Politics Press, 2009), 82-87.
  25. Mark Leonard, "Diplomacy by Other Means," Foreign Policy 132 (September/October 2002): 51, 52.
  26. Nicholas J. Cull, "Public Diplomacy: Taxonomies and Histories," Annals of the American Academy of Political and Social Science 616 (March 2008): 39-40.
  27. Liam Kennedy, "Remembering September 11: Photography as Cultural Diplomacy," International Affairs 79, no. 2 (March 2003): 315-323.
  28. Nicholas John. Cull, The Cold War and the United States Information Agency: American Propaganda and Public Diplomacy, 1945-1989 (Cambridge: Cambridge University Press, 2008), 162-167.
  29. Giles Scott-Smith, "Mapping the Undefinable: Some Thoughts on the Relevance of Exchange Programs within International Relations Theory," Annals of the American Academy of Political and Social Science 16 (March 2008): 174.
  30. "Notable Fulbrighters". Bureau of Educational and Cultural Affairs. United States Department of State. Retrieved 25 March 2018.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ Borgerson, Janet; Schroeder, Jonathan E.; Miller, Daniel (2017). Designed for hi-fi living : the vinyl LP in mid-century America. Cambridge, Massachusetts: MIT Press. ISBN 9780262036238. OCLC 958205262.
  32. Carnes Lord, Losing Hearts and Minds?: Public Diplomacy and Strategic Influence in the Age of Terror (Westport, CT: Praeger Security International, 2006), 52.
  33. Settel, Irving (1967) [1960]. A Pictorial History of Radio. New York: Grosset & Dunlap. p. 146. LCCN 67-23789. OCLC 1475068.
  34. "Copyright 2018, J. David Goldin". radiogoldindex.com. Archived from the original on 2012-02-06. Retrieved 2017-06-12.
  35. The New York Times, January 8, 1941, pg. 8
  36. The New York Times, January 1, 1942, pg. 27
  37. The New York Times, May 10, 1942, pg. Sm10
  38. The New York Times February 28, 1943, pg. X9
  39. The New York Times, January 18, 1942, pg. 27
  40. Media Sound & Culture in Latin America & the Caribbean. Editors - Bronfman, Alejandra & Wood, Andrew Grant. University of Pittsburgh Press, Pittsburgh, PA, USA, 2012 Pg. 49, ISBN: 978-0-8229-6187-1. Books.Google.Com See Pg. 49
  41. "Artist Biography: Eva Garza - Frontera Project". frontera.library.ucla.edu.
  42. Vargas, Deborah R. (21 May 2018). Dissonant Divas in Chicana Music: The Limits of la Onda. U of Minnesota Press. ISBN 9780816673162 – via Google Books.
  43. The Juilliard Journal Faculty Portraits of Samuel Adler at the Juilliard School of Music, New York, October 2013 on Juilliard.edu
  44. A Conductor's Guide to Choral-Orchestral Works, Part 1 Jonathan D. Green, Scarecrow Press, Oxford, 1994, Chapter II - Survey of Works p. 14 شابک ‎۹۷۸−۰−۸۱۰۸−۴۷۲۰−۰ Samuel Adler on https://books.google.com
  45. The Directory of the Armed Forces Radio Service Series Harry MacKenzie, Greeenwood Press, CT. 1999, p. 198 شابک ‎۰−۳۱۳−۳۰۸۱۲−۸ "Seventh Army Symphony on Armed Forces Radio in 1961 performing works by Vivaldi and Dvorak" on https://books.google.com
  46. New Music New Allies Amy C. Beal, University of California Press, Berkeley, 2006, P. 49, شابک ‎۹۷۸−۰−۵۲۰−۲۴۷۵۵−۰ "Seventh Army Symphony Orchestra (1952-1962) performing works by Roy Harris, Morton Gould and Leroy Anderson" on https://books.google.com
  47. Fosler-Lussier, Danielle (2015). "Classical Music and the Mediation of Prestige". Music in America's Cold War Diplomacy. Oakland, CA: University of California Press. p. 23. ISBN 978-0-520-28413-5.
  48. Prevots, Naima (1998). "Eisenhower's Fund". Dance for Export: Cultural Diplomacy and the Cold War. CT: Wesleyan University Press. p. 11. ISBN 9780819573360.
  49. Pach, Chester J., ed. (2017). "Propaganda and Public Diplomacy". A Companion to Dwight D. Eisenhower. MA: Wiley Blackwell. pp. 370–375. ISBN 9780470655214.
  50. Krenn, Michael L. (2017). "The Golden Age of Cultural Diplomacy, 1953-1961". The History of United States Cultural Diplomacy: 1770 to the Present Day. London: Bloomsbury Academic. pp. 96–98. ISBN 978-1-4725-0860-7.
  51. Fosler-Lussier, Danielle (2015). "Introduction: Instruments of Diplomacy". Music in America's Cold War Diplomacy. Oakland, CA: University of California Press. p. 10. ISBN 978-0-520-28413-5.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ Richmond, Yale. Cultural Exchange and the Cold War: Raising the Iron Curtain. (University Park, PA: Penn State University Press, 2004), 205-209.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ ۵۳٫۲ Von Eschen, Penny M., Satchmo Blows Up the World: Jazz Ambassadors Play the Cold War. (Harvard University Press, 2004), 10, 13, 34, 225.
  54. John Alter, "You say you want a revolution," Newsweek (September 22, 2003): 37.
  55. Braun, Erik, Eshuis, Jasper, & Klijn, Erik-Hans. (2014). The effectiveness of place brand communication. Cities, 41, 64.
  56. Peter Van Ham, "Place Branding: The State of the Art," The Annals of the American Academy of Political and Social Science 616 (March 2008): 127-133, doi:10.1177/0002716207312274.
  57. Grincheva, Natalia (July 6, 2020). Museum Diplomacy in the Digital Age (First ed.). Routledge. ISBN 9780815369998.
  58. Manuel, Charmaine. "Artefacts paving France's return to Africa". www.lowyinstitute.org. The Interpreter. Retrieved 9 December 2020.
  59. Mark Leonard, "Diplomacy by Other Means," Foreign Policy 132 (September/October 2002): 50.
  60. Louis Belanger, "Redefining Cultural Diplomacy: Cultural Security and Foreign Policy in Canada," Political Psychology 20, no. 4 (December 1999): 677-8, doi:10.1111/0162-895X.00164.
  61. Louis Belanger, "Redefining Cultural Diplomacy: Cultural Security and Foreign Policy in Canada," Political Psychology 20, no. 4 (December 1999): 678, doi:10.1111/0162-895X.00164.
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ Joseph S. Nye, Soft Power: The Means to Success in World Politics (Cambridge: Perseus Books, 2004), 56.

پیوند به بیرونویرایش