رستمدار نامی است که از قرن هفتم تا عصر صفویه به ناحیه رویان طبرستان داده شده است.

رویانویرایش

سرزمین‌ رویان باستان شامل کجور (نور و نوشهر)، کلارستاق (چالوس، مرزن‌آباد و کلاردشت)، لنگا (عباس آباد و شرق نشتارود)، تنکا (غرب نشتارود، تنکابن و رامسر)، هوسم (رودسر و رحیم‌آباد)
سرزمین‌ رویان باستان شامل کجور (نور و نوشهر)، کلارستاق (چالوس، مرزن‌آباد و کلاردشت)، لنگا (عباس آباد و شرق نشتارود)، تنکا (غرب نشتارود، تنکابن و رامسر)، هوسم (رودسر و رحیم‌آباد)

رویان  نام ناحیه‌ای وسیع در غرب طبرستان بود که از غرب با دیلمستان و از شرق با آمل همسایه بود و نواحی کجور (نور و نوشهر)، کلارستاق (چالوس و کلاردشت)، لنگا (عباس آباد و شرق نشتارود)، تنکا (تنکابن و رامسر) و هوسم (رودسر و رحیم‌آباد) جزئی از رویان است.[۱] همچنین از آمل تا رویان دوازده فرسخ و از دیلمستان تا رویان نیز دوازده فرسخ بوده‌است.

رستمدارویرایش

سرزمین‌ رستمدار قرن هفتم تا عصر صفوی شامل کجور (نور و نوشهر) ، کلارستاق (چالوس ، مرزن آباد و کلاردشت) ، طالقان

از قرن هفتم تا دوره صفویه منطقه ی رویان عمدتا با نام رویان یا رستمدار شناخته می شد و در این دوره مرزهای ولایت رستمدار شامل مناطق کجور ، نور ، کلارستاق ، طالقان ، لاریجان ، لواسانات ، شمیرانات و مناطق پشت کوه البرز مرکزی می شد.[۲]

محال ثلاث نورویرایش

محال ثلاث نور منطقه ای در غرب مازندران متشکل از سه منطقه ی نور ، کجور و کلارستاق بوده که پس از انقراض سلسله ی پادوسبان در منطقه ی رویان و رستمدار شکل گرفت که از آن به عنوان ولایت نور یا محال ثلاث نور یاد می شده است. در عصر صفوی منطقه کلارستاق و کجور از توابع نور به حساب می آمدند و این مسئله تا اواخر عصر صفوی پایدار ماند. در این دوره حکامی از منطقه یوش نور همچون عباسعلی بیک ویلک یوشی نوری بر محال ثلاث نور ، کجور و کلارستاق حاکم بودند. [۳] در دوران سلطان حسین صفوی ، کیا نعیم بیک میار از خاندان کلارستاق که از نوادگان ملک کیومرث رستمدار بود حکمران محال کجور ، کلارستاق ، کلاردشت و مضافات گردید. [۴] در عصر زندیه محمد خان دادوئی از خاندان سوادکوه حاکم مازندران و محال ثلاث نور ، کجور و کلارستاق گشت. [۵]

حمدالله مستوفی نوشته است «رستمدار ولایتی است قریب به سیصد پاره ده که از توابع آن است و هوایش به گرمی مایل است و بیشتر ولایات را آبش از شاهرود شهر است.[۶]

پانویسویرایش

منابعویرایش