رضا رضایی

رضا رضایی (زاده ۱۳۲۷ در تهران – ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ در تهران) از رهبران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او برادر احمد رضایی، مهدی رضایی و آذر رضایی بود.

رضا رضایی
1632211496079.png
زادهٔ۱۳۲۷
تهران
درگذشت۲۵ خرداد ۱۳۵۲ (۲۵ سالگی)
تهران
ملیتایرانی
آثارآرم سازمان مجاهدین
دیناسلام
مذهبشیعه
والدینعزیز رضایی (مادر) خلیل‌الله رضایی (پدر)
خویشاونداناحمد رضایی (مجاهد خلق)، مهدی رضایی، صدیقه رضایی، آذر رضایی، مهین رضایی، فاطمه رضایی
برادر همسر موسی خیابانی و علی زرکش

زندگی‌نامهویرایش

رضا رضایی فرزند خلیل رضایی در سال ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. رضایی از همان دوران دبیرستان فردی سیاسی و فعال بود. درسال ۱۳۴۵ در رشتهٔ دندانپزشکی وارد دانشگاه تهران می‌شود و در همان سال به واسطهٔ برادر بزرگتر خود احمد رضایی وارد سازمان مجاهدین می‌شود و در بخش سیاسی سازمان به سرپرستی سعید محسن به فعالیت می‌پردازد. رضایی یکی از طرفداران تفکرات علی شریعتی بود و به‌طور مداوم به سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد می‌رفت. او علی شریعتی را سازندهٔ افکار اسلامی خود می‌دانست. درسال ۴۹ پس از ورود به مرکزیت سازمان همراه با محمد بازرگانی به شهر امان می‌رود و تحت تعالیم نظامی نمایندگان سازمان الفتح قرار می‌گیرد.[پاورقی ۱]

دستگیری و فرارویرایش

رضا رضایی در شهریورماه سال ۵٠ توسط ساواک بازداشت می‌شود و به زندان کمیته مشترک می‌رود. در زندان قول می‌دهد که با ساواک همکاری کند و برای دستگیری دیگر اعضای سازمان به‌ویژه برادر خود احمد، که بعد از دستگیریِ اعضای مؤسس سازمان به نفر اول این گروه تبدیل شده بود، به ساواک کمک کند. در آذرماه همان سال او به بهانهٔ لو دادن برادر خود به همراه مأموران ساواک به حمامی عمومی در خیابان پامنار می‌رود ولی او با جا گذاشتن ساواکی‌ها در حمام، از درب دیگر آنجا خارج و موفق می‌شود که از دست آنها فرار کند. بعدها وحید افراخته در بازجویی‌های خود اقرار کرده بود که برنامهٔ این فرار از پیش و به سرپرستی احمد رضایی و خود او طراحی و اجرا شده بود.[پاورقی ۲][پاورقی ۳]

پس از فرارویرایش

رضا رضایی پس از فرار از چنگال ساواک این‌بار با چهرهٔ یک قهرمان وارد مرکزیت سازمان می‌شود و ابتدا درکنار برادر خود احمدرضایی و بهرام آرام و پس از مرگ برادر خود در سال ۵١ و فرار تقی شهرام از زندان ساری و مجید شریف واقفی به راهبری سازمان می‌پردازد. پس از مستقر شدن اعضای جدید، سازمان مجاهدین توانست چندین عملیات در انتقام اعضایی که به‌طور مرتب توسط ساواک در همان سال اعدام می‌شدند، طراحی و اجرا کند. عملیات‌ها بدین صورت بودند:
١. پنج عملیات بمب‌گذاری به هنگام ورود ریچارد نیکسون به ایران در سال ۵١
٢. ترور ژنرال پرایس
٣. ترور سرهنگ لوئیس هاوکینز (مستشار آمریکایی)
۴. ترور سرتیپ طاهری
۵. انفجارهای ده‌گانه در بهمن‌ماه[۱][۲]

سرانجامویرایش

در ۲۵ خردادماه سال ۱۳۵۲، مهدی رضایی برای دیدار با یکی دیگر از اعضای بلند پایهٔ مجاهدین به‌نامِ مهدی تقوایی به خانهٔ او می‌رود. درهنگام که آنها در حال صرف شام بودند ناگهان زنگ خانه به صدا درمی‌آید. همسر تقوایی پس از بازکردن درب، بلند اعلام می‌کند که ساواکی‌ها پشت درب هستند. رضایی پس از این اتفاق با دستپاچگی از پشت‌بام خانهٔ تقوایی فرار می‌کند و به پایین می‌پرد، پای او آسیب می‌بیند و به منظور مخفی شدن به زیر ماشینی می‌خیزد. اما درهمان زمان مأمور دیگری که در کوچه درحال گشت‌زنی بود با صدای شنیدن تیراندازی به سمت خانهٔ تقوایی می‌دود و رضا رضایی به گمان اینکه برای دستگیری او آمده است با شلیک یک گلوله به سر خود به زندگی‌اش پایان می‌دهد.[پاورقی ۴][پاورقی ۵]

پانویسویرایش

  1. «تفاوتهای مهم ترورهای مجاهدین خلق، پیش و پس از انقلاب». Irna. ٢٨ آبان ١٣٩٧.
  2. «ربایندگان سفیر آمریکا در تهران؛ شکست عملیات ظفر». تاریخ ایرانی. ١٠ بهمن ١٣٩٣.
  1. سازمان مجاهدین خلق؛ از پیدایی تا فرجام، جمعی از پژوهشگران. صفحهٔ ۴۴١
  2. سازمان مجاهدین خلق؛ از پیدایی تا فرجام، جمعی از پژوهشگران. صفحهٔ ۵١٢
  3. تحلیلی بیطرفانه از سازمان مجاهدین خلق ایران، علی حقجو. صفحهٔ ۴۶ و ۴٧
  4. بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۴، مظفر مهرآبادی. صفحهٔ ۷۵
  5. سازمان مجاهدین خلق؛ از پیدایی تا فرجام، جمعی از پژوهشگران. صفحهٔ ۵۶٢

منابعویرایش

  • جمعی از پژوهشگران. سازمان مجاهدین خلق؛ از پیدایی تا فرجام . تهران:مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
  • مظفر مهرآبادی. بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۴ . تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. سال ۱۳۸۴.
  • علی حقجو. تحلیلی بیطرفانه از سازمان مجاهدین خلق ایران، . تهران: نشر اوج.