روان‌نژندی

نوعی بی‌قراری و تنش روانی

روان‌نژندی یا نِوْرُز (به انگلیسی: Neurosis) در روان‌شناسی، نوعی سراسیمگی است که پایه و اساس کالبدشناسانه‌ای ندارد. به عبارت دیگر روان‌نژندی نوعی بیماری روانی یا رفتاری است که اساس عضوی ندارد. در این بیماری اضطراب روانی با حفظ سلامت توان عقلی در شخص پدید می‌آید.

روان‌شناسان بر این باورند که نگرانی یکی از مهمترین علامت‌های روان‌نژندی می‌باشد و بیشترین و رایج‌ترین نوع آن است. نگرانی هم نوع موقت دارد و هم دایمی. برخی از روان‌شناسان نگرانی را چنین تعریف می‌کنند: نگرانی، احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر و ترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می‌گیرد.

خصوصیات روان نژندی ( نوروسیس)ویرایش

دانشمندان در مورد آنچه که روان نژندی را تشکیل می دهد موافق نیستند ، اگرچه صفات مشترکی وجود دارد که طی قرن ها مورد بررسی قرار گرفته است.

بی ثباتی عاطفی: هانس یورگن آیزنک (روانپزشک آلمانی-انگلیس) ، نوروسیس را با بی ثباتی عاطفی تعریف می کند.

یک تاثیر عمومی در سیستم عصبی: نوروسیس اولین بار در سال ۱۷۶۹ توسط دکتر ویلیام کالن ، از اسکاتلند ، مورد استفاده قرار گرفت. وی ادامه داد: این اصطلاح به “اختلالات احساس و حرکت” ناشی از “یک تاثیر عمومی در سیستم عصبی” مربوط است. برای دکتر کالن ، این شامل کما و صرع بود.

عدم تداخل با فکر یا توانایی عملکرد منطقی: اخیراً ، روان نژندی به اختلالات روانی گفته می شود که در فکر منطقی یا توانایی عملکرد فرد دخالت نمی کند ، حتی اگر باعث پریشانی شود.

ناشی از یک تجربه ناخوشایند: طبق گفته های زیگموند فروید(۱۹۱۹-۱۹۴۶) ، یک متخصص مغز و اعصاب اتریشی که رشته روانکاوی را پایه گذاری کرده است ، نوروسیس یک استراتژی مقابله ای است که ناشی از احساسات ناخواسته سرکوب شده از تجربیات گذشته است.

این احساسات بر تجربه فعلی غلبه یا مداخله می کند. وی نمونه ای از ترس بیش از حد از سگ ها را مثال زد که احتمالاً در نتیجه حمله سگ ها در گذشته حاصل شده است.

درگیری بین دو واقعه روانی: کارل گوستاو یونگ (۱۹۶۱-۱۸۷۵) روانپزشک سوئیسی بود که روانشناسی تحلیلی را پایه گذاری کرد. او معتقد بود که نوروسیس یک درگیری بین حوادث آگاهانه و ناخودآگاه در ذهن است.

این مواضع در مورد نوروسیس تأیید می کند که به عنوان یک بیماری تلقی شده و به طور معمول با هدف یافتن علت و معالجه این بیماری بحث می شود. در حالی که یک تست شخصیت می تواند تأیید کند که فرد دارای نوروتیسیزم است ، اما این یک مشکل یا بیماری نیست و نمی توان آن را “درمان کرد”.

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش