باز کردن منو اصلی

خلاصه داستانویرایش

در حدود دویست و پنجاه سال پیش، بعد از شکست وازهم گسیختگی سپاهی ایرانی در یک جنگ ،اکثر افراد قشون کشته شده و تنها عدهٔ کمی از جمله یک زنبورک چی (پرویز صیاد )نجات پیدا می‌کند.زنبورک چی فرار می‌کند و به دست عده‌ای راهزن گرفتارمی شود، راهزن‌ها او را وادار می‌کنند تا در نبرد با ارباب ظالم شان آن‌ها را کمک کند. و او به خاطر راهزنان گلوله توپی به قلعهٔ ارباب شلیک می‌کند ولی بعداً ًدر جبههٔ ارباب واطرافیانش قرار می‌گیرد اما این بار حاضر نمی‌شود علیه راهزنان شلیک کند. و در فرصتی از سپاه آن‌ها می‌گریزد و در مسیر خود پهلوانی را(عنایت بخشی) از چنگ مرد ضعیفی نجات می‌دهد. آن دو سپس با جوانی مواجه می‌شوند (نوذر آزادی)که در جستجوی گنجی است! و زمانی که مبارزه بین روستائیان وراهزنان درگرفته‌است زنبورک چی ودوستانش دخالت می‌کنند وگلوله توپی شلیک می‌کنند که ناگهان گنج که در زیر زمین پنهان بوده پراکنده می‌شود و بیرون می افتد!! قشون نظامی که خودرا مالک گنج می‌دانند سر می‌رسند وگنج را تصاحب کرده وآنها را دستگیر می‌کنند ..[۲]

بازیگرانویرایش

پانویسویرایش

  1. «زنبورک». دریافت‌شده در ۱۳ مارچ ۲۰۱۱. تاریخ وارد شده در |بازیابی= را بررسی کنید (کمک)
  2. زنبورک در وبگاه سوره
  3. «زنبورک در وبگاه سوره».

منابعویرایش