سنجه نام دیوی از دیوان مازندران است.[۱]

سنجه(دیو)
اطلاعات کلی
نامسنجه دیو
شناخته شده بهپیام رسان به دیو سپید
دورانپادشاهی کیکاووس
کشته شده توسطرستم
مکانمازندران شاهنامه

واژه سنجه کوتاه شده سپنجکره یا سپنجغره در پهلوی spanjarus(سپنجروش) یکی از دیوان خشکسالی است.[۲]

سنجه دیو در شاهنامهویرایش

پس از حمله کیکاووس به مازندران، شاه مازندران یکی از دیوان به نام سنجه را نزد دیو سپید فرستاد و خبر غارت کاووس را به او داد تا او را به نبرد شاه ایران فرا بخواند.

ز دیوان به پیش اندرون سنجه بودکه جان و تنش زان سخن رنجه بود
بدو گفت رو نزد دیو سپیدچنان رو که بر چرخ گردنده شید

پس از گرفتار شدن کیکاووس، رستم برای نجات وی به مازندران میرود و همه دیوان آن مرز و بوم از جمله سنجه را میکشد.

نه ارژنگ ماندم نه دیو سپیدنه سنجه نه پولادغندی نه بید

پانویسویرایش

  1. لغت نامه دهخدا
  2. کزازی میرجلال الدین،۱۳۸۱ نامه باستان،ج ۳۶۶:۲

منابعویرایش

  • فردوسی، ابوالقاسم؛ شاهنامه فردوسی، پیرایش دکتر جلال خالقی مطلق، تهران ۱۳۹۴، نشر سخن، شابک: ۲-۷۵۱-۳۷۲-۹۶۴-۹۷۸
  • گلی، احمد. (1386). «دیوان در شاهنامه»، مجله زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، سال پنجم، شماره هشتم، ص153-172.
  • بررسی قصّه‌های «دیوان» در شاهنامه فردوسی (بر اساس نظریه ریخت‌شناسانه ولادیمیر پراپ) مسعود روحانی[استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران]،محمد عنایتی[کارشناس (ارشد) گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران]