باز کردن منو اصلی

سَندباد که به گونه سنباد[۱] هم نوشته می‌شود در فارسی پهلوی به معنای نیروی اندیشه[نیازمند منبع] همچنین به معنی بادی است که از سوی رود سند بوزد[نیازمند منبع].همچنین نوشته‌اند که سندباد در اصل تند باد بوده که به صورت سند باد تحریف یا معرب شده‌است. ولی جدا از این معنا سندباد بیشتر یک چهره داستانی کهن ایرانی است که از او به همراه لقب سندباد دریایی، سندباد دریانورد یا سندباد بحری نام برده شده‌است. رضا طاهری در مقدمه‌ی کتاب هزار و یک روز از قصه‌های عامیانه عصر صفوی می‌نویسد: سندبادنامه، داستاني است که ظاهراً از ترجمه‌ی داستان‌های هندی در دروه‌ی ساسانی به فارسی است. در «سندبادنامه» شاهزاده‌ای به تهمتی دچار می‌شود، پدر قصد قصاص او دارد، وزیران دربار به دستور حکیم سندباد هر یک در برابر کنیزی که به شاهزاده تهمت زده است چندین داستان از مکر زنان نقل می‌کنند که مرگ او را به تأخیر اندازند وکنیزک نیز بیکار ننشسته برای اثبات ادعای خود داستانی در جواب می‌آورد، در این مدت شاهزاده خاموش است و هیچ گونه دفاعی نمی‌کند. اين كتاب، نخست به دستور نوح بن ‌منصور‌ ساماني ‌(سلطنت: 387ـ365 قمري)، توسط ‌خواجه‌ عميد ‌ابوالفوارس قناوزي، به فارسي دري ترجمه شد؛ و نيز آن را به عربي ترجمه كردند و بارها ترجمه به نثر و نظم شد که تنها نسخه‌ی بازمانده‌ی آن «سندبادنامه» ظهیری سمرقندی قرن ششم به نثر هست. حمزه بن حسن اصفهانی از دو کتاب «سندبادنامه» که در دوران اشکانیان نگارش یافته‌اند یاد می‌کند (اصفهانی،1346: 41) و ابن ندیم نیز در «الفهرست» این اثر را ایرانی می‌داند (ابن‌ندیم، 1364: 451) غالب محققان امروزی بر اساس شیوه‌ی داستان‌نویسی این کتاب را هندی و ترجمه‌ی عصر ساسانی می‌دانند و ستاری با اشاره به دو کتاب «سندبادنامه»، کتاب «سندباد الکبیر» را سندباد الحکیم و «سندباد صغیر» را داستان‌های چون سندباد بری و بحری در « هزار و یک روز» می‌داند. (ستاری، افسون شهرزاد، 1382: 10).[۲] این داستان در قصه‌های هزار و یکشب هم گنجانده شده و به میان عربها هم راه یافته‌است و اروپاییان آن را از ایشان گرفته‌اند.[نیازمند منبع] داستان سندباد امروزه سوژهٔ چندین فیلم سینمایی و داد و ستد، تجارت، بنگاه، کار و کسب و پویانمای گوناگون در جهان شده‌است. احتمالاً در نیمهٴ اول سدهٔ نهم میلادی سلیمان تاجر، دریانورد ایرانی به خاور دور سفری کرد و شرح سفر وی در ۸۵۱ میلادی به وسیلهٴ مؤلف ناشناسی نوشته شد. این قدیم‌ترین گزارش به زبان عربی از چین و بسیاری از نقاط ساحل اقیانوس هند است. بعدها مسلمان دیگری به نام ابن وهب در ۸۷۰ به چین سفر کرد و ابوزید (نیمهٴ اول سدهٴ دهم میلادی) شرح سفر او را نوشت. جلال ستاری در کتاب پژوهشی درحکایت‌های سند باد بحری با پژوهش در داستان‌های هزار و یک شب وسفرهای سند باد بحری می‌نویسد: «سند باد بازرگانی هوشمند ساکن بغداد است که در بندربصره و شاید هم سیراف به کشتی نشسته و به جزایر دور دست در دریای هند و چین سفر می‌کند... سیراف نیز در آن زمان شاید بزرگترین بندر خلیج فارس بود که از آن جا مروارید و پارچه‌های پنبه‌ای و ابریشم به هندوچین می‌بردند»[۳] از این سفرها که به‌طور غریبی مؤید روایات کهن بودند، تدوین مجموعه‌ای از قصه‌ها پیرامون نام سندباد بحری شکل گرفت.رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت باعنوان سیراف شهرافسانه‌ای و شهر سندباد بحری می‌نویسد: «سندباد بحری و داستان‌های هزار و یکشب از دل برخی از افسانه‌ها و داستان‌های دوره ساسانی و برخی از سفرنامه‌های بازرگانان ایرانی قرن‌های اولیه اسلامی برگرفته شده است. بعدها در بازرگانی بصره و سیراف با کشورهای هند وچین و شروع ادبیات جدید، داستان‌هایی درآمیزش با فرهنگ عرب در دل هزار و یک شب جای گرفتند.»[۴]

در ادبیات معاصرویرایش

مایهٔ سندباد الهام‌بخش کارهایی در ادبیات معاصر ایران بوده که دست‌کم یکی از این کارها را از شاهکارهای ادبیات معاصر فارسی شمرده‌اند. هشتمین سفر سندباد نمایشنامه‌ای از بهرام بیضایی است که از نمایشنامهٔ کوتاهِ «سفر هشتم سندباد» کارِ پرویز ناتل خانلری ملهم شد.[۵] سندباد غائب دفتر شعری از محمدعلی سپانلو[۶] و در وهم سندباد محمد مختاری نیز دیگر کتاب‌هایی هستند که از مایه سندباد ملهم شده‌اند. آوازهای سندباد عبدالوهاب البیاتی به ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی نیز از دیگر آثار از این قبیل است.[۷]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «سندباد».
  2. رضا طاهری،هزار و یک روز، ص 22، نشر نخستین
  3. جلال ستاری، پژوهشی درحکایت سندباد بحری، ص93، نشر مرکز
  4. رضا طاهری،از مروارید تا نفت، ص43، نشر نخستین
  5. http://www.iranicaonline.org/articles/khanlari-parviz
  6. http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/863681
  7. http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/854102

منابعویرایش

جورج سارتون، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمه غلامحسین صدری افشار، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی