سوزان فیسک

سوزان فیسک (انگلیسی: Susan Fiske‎؛ زادهٔ ۱۹ اوت ۱۹۵۲) استاد روانشناسی و امور عمومی اوژن هیگینز در گروه روانشناسی دانشگاه پرینستون است.[۱] او یک روانشناس اجتماعی است که به خاطر فعالیت هایش در زمینه شناخت اجتماعی، تفکر قالبی و پیش‌داوری شناخته شده است.[۲] سوزان فیسک رهبری آزمایشگاه روابط بین گروهی، شناخت اجتماعی و علوم اعصاب اجتماعی در دانشگاه پرینستون را بر عهده دارد. مشارکت های نظری او شامل توسعه مدل محتوای تفکر قالبی، نظریه جنسیت زدگی دوسویه، قدرت به عنوان تئوری کنترل، مدل پیوسته شکل گیری برداشت است.

سوزان فیسک
زادهٔ۱۹ اوت ۱۹۵۲ ‏(۶۸ سال)
ملیتایالات متحده آمریکا
محل تحصیلکالج رادکلیف (بی‌ای)
دانشگاه هاروارد (پی‌اچ‌دی)
پیشهپرفسور روانشناسی در دانشگاه پرینستون, نویسنده
شناخته‌شده برایمدل محتوای تفکر قالبی,نظریه جنسیت زدگی دوسویه, cognitive miser

وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون کمک‌هزینه گوگنهایم شده‌است.

سال های اولیه و زندگی شخصیویرایش

سوزان فیسک از خانواده ای از روانشناسان و فعالان اجتماعی است. پدر او، دونالد فیسک، یک روانشناس تأثیرگذار بود که بیشتر کار خود را در دانشگاه شیکاگو گذراند.[۳] مادر او، باربارا پیج فیسک (1917-2007)، یک رهبر مدنی در شیکاگو بود.[۴] برادر او، آلن پیج فیسک، یک انسان شناس در یوسی‌ال‌ای است. مادر بزرگ و مادرِ مادر بزرگ فیسک سافرجت بودند. [۵] در 1973، سوزان فیسک برای دریافت مدرک کارشناسی در رشته روابط اجتماعی در دانشگاه هاروارد در دانشگاه کالج رادکلیف ثبت نام کرد.[۱] او دکترای خود را از دانشگاه هاروارد در سال 1978 دریافت کرد و عنوان پایان نامه اش "توجه و توزین رفتار در ادراک شخص" بود. او در حال حاضر به همراه همسرش داگلاس مسی، جامعه شناس پرینستون، در پرینستون، نیوجرسی اقامت دارد.

حرفهویرایش

سوزان فیسک در ترم اخر سال اخرش، با شلی تیلور، استادیار دانشگاه هاروارد، کار کرد و درمورد شناخت اجتماعی، به ویژه تأثیری که توجه در موقعیت های اجتماعی دارد، تحصیل کرد.[۵] بعد از فارغ التحصیلی سوزان فیسک  تحقیقاتش را در زمینه ی شناخت اجتماعی ادامه داد. بین رشته های روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی شناختی تعارضی وجود دارد و برخی از محققان می خواهند این دو رشته را جدا نگه دارند. سوزان فیسک احساس کرد که با ترکیب رشته ها می توان به دانش قابل توجهی دست یافت. تجربه ی سوزان فیسک با این تعارض و علاقه اش در زمینه ی شناخت اجتماعی منجر به نوشتن کتاب شناخت اجتماعی از فیسک و تیلور شد. این کتاب مروری است بر نظریه ها و مفاهیم در حال توسعه در زمینه شناخت اجتماعی، همچنین استفاده از فرایندهای شناختی برای درک موقعیت های اجتماعی، خود و دیگران شرح داده شده است.[۵] سوزان فیسک و استیون نوبرگ در ادامه به توسعه اولین مدل شناخت دوگانه از فرآیند دوگانه، "مدل پیوستار" پرداختند.

کار کردن همراه پیتر گلیک، فیسک وابستگی روابط متقابل زن و مرد را تجزیه و تحلیل کرد، که منجر به توسعه نظریه جنسیت زدگی دو سویه می شود. او همچنین تفاوت های جنسیتی را در میزان انتشار و استناد روانشناسان اجتماعی در مجله تأثیرگذار روانشناسی یعنی مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی بررسی کرد. نویسندگان مرد در این مقاله، مقالات بیشتری ارسال کرده اند و از میزان قبولی بالاتری برخوردار بوده اند (18٪ در مقابل 14٪). تأثیر زنان همانند مردان بود که از طریق تعداد استنادها در کتابهای درسی و کتابهای دستی اندازه گیری می شد، بنابراین در هر مقاله منتشر شده زنان بیشتر مورد استناد یا احضار به بازپرسی قرار می گرفتند.[۶]

فیسک با پیتر گلیک و ایمی کادی همکاری کرد تا مدل محتوای کلیشه ای را توسعه دهند.[۵] این مدل توضیح می دهد که گرما و صلاحیت، کلیشه های گروهی را از یکدیگر متمایز می کند.

سوزان فیسک در رشته ی علوم اعصاب شناختی اجتماعی نقش داشته است.[۵] این رشته نحوه دخالت سیستم های عصبی در فرآیندهای اجتماعی، مانند ادراک شخص را بررسی می کند.[۷] کارهای خودِ فیسک سیستم های عصبی درگیر در تفکر قالبی،[۸] خصومت بین گروهی[۹] و شکل گیری برداشت[۱۰] را بررسی کرده است.

وی بیش از 300 نشریه تألیف کرده است و چندین کتاب از جمله کار خود در سال 2010 موجودات اجتماعی: رویکرد انگیزه های اصلی در روانشناسی اجتماعی[۱۱]، و شناخت اجتماعی، متنی در سطح تحصیلات تکمیلی که زیرشاخه شناخت اجتماعی را که اکنون محبوب است، تعریف می کند. او ویرایش مقاله سالانه روانشناسی (به همراه دانیل شکتر و شلی تیلور) و کتاب راهنمای روانشناسی اجتماعی (به همراه دنیل گیلبرت و گاردنر لیندزی) انجام داده است. کتابهای دیگر عبارتند از: حسادت کردن، تحقیر کردن:چگونه وضعیت، ما را از هم جدا میکند که توضیح می دهد که چگونه مردم دائماً خود را با دیگران مقایسه می کنند و این امر تأثیرات سمی بر روابط آنها در خانه، محل کار، مدرسه و جهان دارد[۱۲] و مارک انسانی:نحوه ارتباط ما با مردم، محصولات و شرکت ها.[۱۳]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ "Susan Tufts Fiske – Curriculum Vitae" (PDF). Princeton University, Department of Psychology. Archived from the original (PDF) on November 7, 2014. Retrieved October 20, 2013.
  2. Capriccioso, Rob (January 13, 2006). "Gone, but Not Forgotten". Inside Higher Ed. Retrieved October 11, 2010.
  3. "Donald W. Fiske". University of Chicago. Retrieved December 7, 2013.
  4. "Barbara Page Fiske". Chicago Tribune. Retrieved March 6, 2014.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ "Susan T. Fiske: Award for distinguished scientific contributions". American Psychologist. 65 (8): 695–706. 2010. doi:10.1037/a0020437. PMID 21058759.
  6. Cikara, M.; Rudman, L.; Fiske, S. (2012). "Dearth by a thousand cuts?: Accounting for gender differences in top‐ranked publication rates in social psychology". Journal of Social Issues. 68 (2): 263–285. doi:10.1111/j.1540-4560.2012.01748.x. PMC 3991494. PMID 24748688.
  7. Ochsner, K. N.; Lieberman, M. D. (2001). "The emergence of social cognitive neuroscience". American Psychologist. 56 (9): 717–734. doi:10.1037/0003-066X.56.9.717. PMID 11558357.
  8. Fiske, S. T. (2012). "Journey to the edges: Social structures and neural maps of intergroup processes". British Journal of Social Psychology. 51 (1): 1–12. doi:10.1111/j.2044-8309.2011.02092.x. PMC 3641691. PMID 22435843.
  9. Cikara, M.; Fiske, S. T. (2011). "Bounded empathy: Neural responses to outgroup targets' (mis)fortunes". Journal of Cognitive Neuroscience. 23 (12): 3791–3803. doi:10.1162/jocn_a_00069. PMC 3792561. PMID 21671744.
  10. Ames, D. L.; Fiske, S. T. (2013). "Outcome dependency alters the neural substrates of impression formation". NeuroImage. 83: 599–608. doi:10.1016/j.neuroimage.2013.07.001. PMC 4478593. PMID 23850465.
  11. "Susan T. Fiske, PhD". Federation of Associations in Behavioral & Brain Sciences. Retrieved April 6, 2013.
  12. Science, 2011, 333, 289-90.
  13. Malone, C., & Fiske, S. T. (2013). The Human Brand: How We Relate to People, Products, and Companies. San Francisco: Jossey Bass.