باز کردن منو اصلی

سید حسین طباطبایی بروجردی

مرجع شیعه ایرانی
(تغییرمسیر از سید حسین بروجردی)

سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۵۴ _ ۱۳۴۰) معروف به آیت‌الله بروجردی از مراجع شیعه ایرانی در سدهٔ چهاردهم می‌باشد. وی به مدت هفده سال زعیم حوزه علمیه قم بود و پس از درگذشت سید حسین طباطبایی قمی مرجعیت عامه شیعیان را به مدت نزدیک به ۱۵ سال بر عهده داشت.

حسین طباطبایی بروجردی
Husain Borujerdi (140).jpg
شناسنامه
نام کامل سید حسین طباطبایی بروجردی
لقب آیت‌الله العظمی
زادروز ۳ فروردین ۱۲۵۴
زادگاه بروجرد، لرستان،  ایران
تاریخ مرگ ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ (۸۶ سال)
محل مرگ قم،  ایران
آرامگاه مسجد اعظم قم
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده امامی
شاگردان محمد صادقی تهرانی

مکارم شیرازی

سید محمد مهدی غضنفری خوانساری

سید محمد هاشم غضنفری خوانساری

حسین مظاهری

جعفر سبحانی تبریزی

میرزا جواد تبریزی

میرزا یدالله دوزدوزانی

محمد رضا گلپایگانی

موسوی اردبیلی

حسین نوری همدانی

میرزا مسلم ملکوتی

اسماعیل صالحی مازندرانی

آقا موسی شبیری زنجانی

محمد فاضل لنکرانی

لطف‌الله صافی

عبدالله جوادی آملی

علی صافی گلپایگانی

محمد تقی بهجت

سید علی سیستانی

سید علی خامنه ای

روح‌الله خمینی

وبگاه رسمی www.broujerdi.ir

محتویات

تولد

سید حسین بروجردی در صفر سال ۱۲۹۲ق در شهر بروجرد به دنیا آمد.[۱] پدر وی حاج سیدعلی طباطبایی و مادرش سیده آغابیگم هر دو از سادات طباطبایی بودند. نسب وی با ۳۲ واسطه، به پیشوای دوم شیعه، یعنی حسن بن علی می‌رسد.[۲]

تحصیلات

پس از گذراندن مقدمات علوم در هجده سالگی، وارد دارالعلم اصفهان شد و از ابو المعالی، سید مدرس، سید محمدباقر درچه‌ای سطوح فقه و اصول و ادبیات عرب را آموخت. همچنین چندین سال از حکیم قشقائی و حکیم کاشانی حکمت و فلسفه و کلام و منطق آموخت و پس از هشت سال اقامت در اصفهان به نجف و پس از آن بیش از ۳۰ سال در شهر خود بروجرد به تحقیق و تدریس پرداخت.

وی همچنین، در جریان قیام قم در زمان رضاشاه علی‌رغم حساسیت نیروهای امنیتی، در فرصتی مناسب از بروجرد خارج شده و برای همراه کردن مراجع نجف با قیام، به طرف عتبات رفته و سپس با پیام حمایت مراجع آنجا به ایران آمده‌است. تجربه قیام حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی به عنوان مهمترین حادثه سیاسی زندگی بروجردی قبل از مرجعیت عامه تلقی می‌شود.[۳]

بروجردی، سال‌ها در نجف از آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، مرتضی طالقانی، آقا شریعت اصفهانی در رشتهٔ خارج فقه و اصول تحصیل کرد، و خود در علوم عقلی و نقلی به مرتبه اجتهاد و استادی ارتقاء یافت و در سن سی‌سالگی در ردیف استادان حوزه نجف به تدریس علما اشتغال داشت. بروجردی بعد از ده سال اقامت در عتبات در سال ۱۳۲۸ از عراق وارد بروجرد شد و مدت چند سال در زادگاه خود به ترویج، تدریس و تألیف مشغول گشت و چند سفر به حوزه قم آمدوشد نمود که در برهه زمان در جمله مدرسین حوزه قم قرار گرفت و دیری نگذشت که پس از فوت حائری تدریجاً در رأس استادان بزرگ حوزهٔ قم قرار گرفت.

ورود به قم

بعد از درگذشت مؤسس حوزه علمیه قم، شیخ عبدالکریم حائری یزدی و محمدحسین نائینی (ساکن نجف اشرف) در سال ۱۳۵۵ قمری و نیز، درگذشت آقا ضیاءالدین عراقی در سال ۱۳۶۱ قمری، مرجعیت عامه شیعه تا سال ۱۳۶۵ قمری بر عهده سید ابوالحسن اصفهانی قرار گرفت. سید ابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف ساکن بود و مرجعیت عامه شیعه را بر عهده داشت. همچنین در آن سالها سید حسین طباطبایی قمی در کربلا ساکن بود و مشغول تدریس برای طلاب حوزه کربلا بود.

در سال ۱۳۶۵ قمری سید ابوالحسن اصفهانی در نجف درگذشت و کمتر از ۴ ماه پس از آن سید حسین طباطبایی قمی نیز از دنیا رفت. پس از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی و سید حسین طباطبایی قمی، عملاً سید حسین طباطبایی بروجردی عهده‌دار مرجعیت بخش قابل توجهی از شیعیان گشت و این موضوع به مدت نزدیک به ۱۵ سال ادامه یافت.[۳][۴][۵]

دیدگاه‌ها

اندیشه تقریب مذاهب اسلامی

سید حسین بروجردی از دارالتقریب که در سال ۱۳۲۷ شمسی در قاهره با دبیر کلی شیخ محمد تقی قمی شکل گرفت، حمایت می‌کرد. محمد واعظ‌زاده خراسانی از شاگردانش که با دارالتقریب مصر ارتباط داشت، می‌گوید توجه بروجردی به تقریب مذاهب اسلامی نشانگر اهتمام وی به وحدت و انسجام مسلمانان است.[۶] بروجردی معتقد بود که شیعه در عصر حاضر باید بر مقام علمی اهل بیت تأکید ورزد و اگر شیعه به استناد حدیث ثقلین به مرجعیت علمی اهل بیت اکتفا کند قادر خواهد بود همه مسلمانان را پیرامون اهل بیت جمع کند.[۷]

سیاست

موضع بروجردی در مورد سیاست کاملا محافظه کارانه بود و او نگران بود که دخالت مرجعیت در سیاست و کارکرد اشتباه آن به نام دین نوشته شود.[۸] به عنوان مثال در مورد جنبش ملی شدن صنعت نفت میگوید که "من در قضایایی که وارد نباشم و آغاز و پایان را ندانم و نتوانم پیش بینی کنم، وارد نمیشوم. قضیه ملی شدن صنعت نفت را نمیدانم چیست، چه خواهد شد و در آینده در دست چه کسانی خواهد بود. البته روحانیت نباید به هیچ وجه با این حرکت مخالفت کند، که اگر با این حرکت مردمی مخالفت کند و این حرکت ناکام بماند، در تاریخ ایران ضبط خواهد شد که روحانیت شد. لذا به آقای بهبهانی و علمای تهران نوشتم که مخالفت نکنند."[۹] او همچنین مخالف شرکت طلاب در انتخابات مجلس بود. رابطه بروجردی با اسلام گرایان تندرو نیز تیره بود و در بهار ۱۳۳۱ دیدار با نواب صفوی و یارانش را نپذیرفته بود. صادق طباطبایی به نقل از پدرش میگوید که : "چند روز  بعد که اصحاب آیت‌الله بروجردی، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از  بزرگان و از مدرسین حوزه که ظاهراً پدر همین آیت‌الله فاضل لنکرانی، مرجع معاصر،  علت این رفتار را از آقای بروجردی سوال کرده و می پرسد چرا این افراد را که خواهان  حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟ ایشان در جواب می گویند: این آقایان می خواهند  شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند. شخصی دیگری که ظاهراً مرحوم  آیت الله کبیر، از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده است می پرسد، مگر چه اشکالی  دارد؟ آیت الله بروجردی در جواب می گویند، اشکال بزرگ این امر در این جا است که  شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می افتد، با این اسلحه می شود مقابله کرد ولی  اگر شما به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم  می اندازید. با این اسلحه نمی توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می شود.‏"[۱۰][۱۱] منتظری نیز میگوید که "کسانی همچون مرحوم ربانی شیرازی، آشیخ علی لر و آقای شیخ اسمعیل ملایری مبعوث شدند که به این قائله (فدائیان اسلام) خاتمه دهند. کار به جایی رسید که یک شب بعد از نماز مغرب و عشا طرفداران مرحوم نواب آمدند در مدرسه فیضیه شعار بدهند، آقایان تعقیبشان کردند و آنها رفتند تهران."[۱۲] بنا به گفته های صادق خلخالی، روح الله خمینی موضع سیاسی بروجردی را نمیپسندید و اعدام فدائیان خلق، نقطه جدایی آنها شد: "همین کارها نیز باعث شد که امام از بیت آقای بروجردی فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را عملا قطع کرد."[۱۳] از سوی دیگر بروجردی نیز این حمایت روح الله خمینی از فدائیان را نمیپسندید و میگوید که "من نمیدانم چرا بعضی از عقلای قم از اینها حمایت میکردند."[۱۲] مرتضی مطهری نیز به همین دلیل با نوشتن نامه ای از قم به تهران رفت. منتظری نقل میکند که "من رفتم خدمت ایشان و گفتم آقای مطهری این نامه را دادند خدمت شما و خداحافظی هم کردند. آقای بروجردی نامه را نگرفت، گفتم بالاخره ایشان گفته... با ناراحتی نامه را کنار زد.[۱۲]

اصلاحات ارضی

بروجردی یکی از مخالفان سرسخت اصلاحات ارضی بود. این مخالفت در حدی بود که محمدرضا پهلوی طرح اصلاحات ارضی را تا زمان فوت وی عملیاتی نکرد. البته آیت الله شاه را تهدید کرده بود که اگر اصلاحات ارضی را عملیاتی کند زمین بدست آمده از اصلاحات اراضی را حرام یا نجس اعلام خواهد کرد. در همان دوران بروجردی فتوای حرام بودن رادیو و تلویزیون و پپسی کولا را نیز اعلام کرد.[۱۴]

روش اجتهادی

او همچون علمای سلف خود مثل شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، شیخ طبرسی و سید محمدمهدی بحرالعلوم دارای جامعیتی در علوم اسلامی است در فقه شیوه‌ای استنباطی را به کار برد.

شیوه او در فقه بر چند محور استوار است:

  1. اهمیت به آراء قدماء
  2. اهمیت به روایات و فتاوای
  3. تکیه بر ادله و روایات اولیه
  4. ریشه یابی مسائل

تألیفات

سید حسین طباطبایی بروجردی بر کتابهای فقیه شیخ صدوق، تهذیب الاحکام و استبصار شیخ طوسی، خصال و رجال و آمالی و علل الشرایع اسانیدی ضمیمه نمود. وی حاشیه بر کفایه آخوند خراسانی و نهایه طوسی نگاشت.

چند مورد از کتابهای او عبارت است از:

نخستین بار از روی رساله عملیه او کتاب توضیح المسائل نوشته شد که در زمان حیات او و به تأیید ایشان به چاپ رسید.[۱۵]

شاگردان

درگذشت

او در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ (شوال ۱۳۸۰ قمری) در سن ۸۶ سالگی بر اثر بیماری قلبی درگذشت. پیکرش را در حرم فاطمه معصومه در قم دفن کردند. با این حال که او مقامی سیاسی و حزبی نداشت و به جز عراق و حجاز جای دیگری نرفته بود، خبر فوت او بازتابی وسیعی داشت، به گونه ای که دولت تعطیل و راهی قم شد و سه روز عزای عمومی اعلام شد. شهربانی کافه ها را بست. در عراق و پاکستان سه روز عزای عمومی، و در سوریه، لبنان و کویت عزاداری شد. بازار تهران تعطیل شد. سفیر شوروی پیام تسلیت فرستاد و بیشتر سفارتخانه‌های خارجی در تهران، در آن روز با پرچم‌های نیمه افراشته تعطیل شدند.[۱۸]

منابع

  1. http://www.broujerdi.ir/index.php/2016-03-22-07-51-29/2016-03-22-07-58-49
  2. «زندگینامه آیت الله بروجردی». سایت آیت الله بروجردی. دریافت‌شده در ۸ آبان ۱۳۹۷.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ موسی نجفی (۱۳۸۴اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت حاج آقا نورالله اصفهانی، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ص. ۴۰۴، شابک ۹۷۸۹۶۴۶۳۵۷۷۱۶
  4. آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی قمی
  5. عباس حاجیانی دشتی (۱۳۷۲عنصر فضیلت و تقوی حضرت آیت‌الله العظمی قمی (قدس‌سره)، مفید (محلاتی)، ص. ۳۵
  6. محمد واعظ زاده خراسانی (اسفند ۱۳۸۶). «وحدت و انسجام اسلامی از نگاه آیت‌الله بروجردی». پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی.
  7. علامه واعظ زاده خراسانی. ندای وحدت. مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی. ص. ۲۷۵.
  8. «نظر آیت الله بروجردی در مورد ولایت فقیه و انقلاب مشروطه».
  9. چشم و چراغ مرجعیت، به نقل از آیت الله سلطانی طباطبائی،مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ص 42.
  10. «آیت الله بروجردی و حکومت اسلامی».
  11. صادق طباطبایی – خاطرات سیاسی، اجتماعی (۱) – نشر عروج (وابسته به موسسه نشر و تنظیم آثار امام) – تهران – ۱۳۸۷- صفحه ۲۷.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ خاطرات آیت الله منتظری، 1379، ص 143.
  13. خاطرات آیت الله خلخالی، نشر سایه، 1380، ص 48.
  14. هرانا: ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن یوسفی اشکوری: روحانیت، مدافع نظام ارباب و رعیتی بود، گفت‌وگو از سیمین روزگرد، نوشته‌شده در ۲۱ امرداد ۱۳۹۵؛ بازدید در ۲۸ مرداد ۱۳۹۵.
  15. «broujerdi.ir & org || پورتال حضرت آیت الله العظمی سید حسین بروجردی قدس سره - تدوین رسالهٔ توضیح المسائل». www.broujerdi.ir. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۴.
  16. ۱۶٫۰۰ ۱۶٫۰۱ ۱۶٫۰۲ ۱۶٫۰۳ ۱۶٫۰۴ ۱۶٫۰۵ ۱۶٫۰۶ ۱۶٫۰۷ ۱۶٫۰۸ ۱۶٫۰۹ ۱۶٫۱۰ ۱۶٫۱۱ ۱۶٫۱۲ ۱۶٫۱۳ ۱۶٫۱۴ ۱۶٫۱۵ ۱۶٫۱۶ ۱۶٫۱۷ ۱۶٫۱۸ ۱۶٫۱۹ ۱۶٫۲۰ «شاگردان». پورتال حضرت آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی.
  17. صادقی تهرانی: «... در دروس ایشان [بروجردی]، شرکتی فعال داشتم.»

    ؛ فقه گویا، زندگی‌نامه مؤلف، ص ۱۱۳
  18. «جزئیات رحلت آیت‌الله بروجردی از زبان رسانه‌های نیم قرن پیش + عکس».

پیوند به بیرون