شاهرخ‌شاه

شارخ میزا
(تغییرمسیر از شاهرخ میرزا افشار)

شاهرُخ‌میرزا یا شاهرخ افشار (۱۱۱۳ تا ۱۱۷۵) چهارمین پادشاه دودمان افشاریان ایران بود. وی بزرگترین فرزند رضاقلی میرزا؛ ولیعهد نادرشاه و نوهٔ دختری شاه سلطان حسین صفوی بود. شاهرخ‌میرزا که از ۱۱۲۷ تا ۱۱۲۹ خورشیدی به مدت دو سال بر ایران پادشاهی کرد، جانشین ابراهیم‌شاه بود. همچنین شاهرخ‌میرزا از ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۴ خورشیدی (۱۲۱۰ ق) فقط حاکم مشهد بود.

Shir & Khorshid1.svg شاهرخ‌میرزا Shir & Khorshid1.svg
Shahrokh Afshar coin, struck at the Mashhad mint.jpg
سکه ای از شاهرخ
دوراناز ۱۱۲۷ تا ۱۱۲۹ خورشیدی
حاکم مشهد
از ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۴ خورشیدی
تاجگذاری۸ شوال ۱۱۶۱ ه‍.ق
زادروزاول فروردین ۱۱۱۳ خورشیدی
۱۵ شوال ۱۱۴۶ قمری
درگذشت۱۱۷۵ خورشیدی
محل درگذشتمازندران
پس ازابراهیم‌شاه
همسرگوهرشاه خانم
دودمانافشاریان
پدررضاقلی میرزا افشار
مادرفاطمه‌سلطان بیگم
فرزنداننصرالله میرزا
نادر میرزا
امامقلی میرزا
عباس میرزا
گوهرشاد بیگم
دولتشاه بیگم
گلرخ بیگم
شاه‌زنان بیگم
گوهرنسا بیگم
خیرالنسا بیگم
دیناسلام شیعه

پس از قتل نادرشاه در قوچان به سال ۱۱۲۶، عادل‌شاه برادرزادهٔ نادر به تخت پادشاهی نشست. وی تمام فرزندان و بازماندگان نادر - به استثنای شاهرخ - را کشت. علت در گذشتن از شاهرخ زیبایی بی نظیر او بود که دختر عادل‌شاه را شیدا و عاشق او کرده و تهدید به خودکشی در صورت قتل شاهرخ کرده بود. عادل‌شاه یکسال حکومت کرد تا اینکه برادرش ابراهیم شاه او را کنار زد. ابراهیم شاه نیز برکنار شد و شاهرخ جوان جای او را گرفت ولی او چندان خوش‌اقبال نبود چرا که پس از مدتی کوتاه به خاطر شورشی در مشهد دستگیر و نابینا شد ولی دوباره نجات یافت و با حالت کوری تا آغاز حکومت آغا محمدخان قاجار به حکومت محدود و ظاهری خود در مشهد ادامه داد. در سال ۱۱۶۳ ه‍.ق سپاه پنجاه‌هزارنفری افشاریه در جنگ کهیز از سپاهیان تحت امر علی‌مردان خان بختیاری که از سرداران نادرشاه بود شکست خوردند و اصفهان به دست بختیاری‌ها افتاد. در سال بعد نیز نیروهای دوازده‌هزارنفری افشاریه در منطقهٔ کامفیروز فارس از بختیاری‌ها به فرماندهی علی‌مردان خان شکست خوردند و فارس و بنادر خلیج فارس نیز به تصرف بختیاری‌ها درآمد و مناطق تحت تسلط افشاریان به خراسان محدود شد.[۱]

قبل از جلوسویرایش

عادل‌شاه پس از برتخت نشستن دستور تسخیر برج ارغونشاه را داد؛ شاهرخ میرزا، نصرالله میرزا و رضاقلی میرزا موفق به فرار شدند. رضاقلی میرزای بیست و نه ساله را با چند تن دیگر در کلات کشتند؛ ولی نصرالله میرزای بیست و سه ساله و شاهرخ میرزا را که درآن هنگام چهارده سال داشت، مخفیانه در ارگ مشهد محبوس ساختند، لیکن عادل‌شاه خبر فوت شاهرخ میرزا را منتشر کرد که هر زمان پادشاهی وی تأیید شد او را از میان بردارد و اگر نه وی را که از دودمان نادر و صفویه بود، بر اریکهٔ سلطنت نشانده و خود زمام امور را در دست بگیرد.[۲]

ابراهیم خان برادر کوچکتر عادل‌شاه که سردار و صاحب اختیار آذربایجان و عراق عجم در اصفهان بود سپاهی بزرگ با اللهیار خان ترخی سرکردهٔ افغان‌ها، عطاخان سرکردهٔ ازبکها و امیراصلان خان تشکیل داد؛ در این اثنی سپاهیان نادری که در نواحی آذربایجان، لرستان، کردستان، اهواز، هویزه، فارس و کرمان با طوایف افغان و ازبک متفرق بودند، به او پیوستند تا جایی که سپاهیان وی به یکصد و پنجاه هزار نفر رسیدند و عزم او برای مصاف با برادرش جزم‌ شد. در حد فاصل دو شهر زنجان و سلطانیه جنگ میان دو برادر آغاز گردید. عادل‌شاه تاب مقاومت نداشت و با سه هزار تن از سپاهیان خود بسوی تهران گریخت ولی ابراهیم خان با قشونی پنج هزار نفری او را در تهران دستگیر کرد. عادل‌شاه به خونخواهی عموزادگان و شاهزادگان افشار نابینا شد و ابراهیم خان اقتدار کلی بدست آورد. وی برادر خود حسین بیک را سردار صاحب اختیار خراسان قرار داد و شهرت داد که سلطنت از آن شاهرخ میرزا است و از شاهرخ دعوت کرد که برای سلطنت به عراق عجم آید و در اصفهان تاجگذاری کند. رؤسای خراسان پس از یک سال شاهرخ را از حبس بیرون کشیده و آمادهٔ پادشاهی ساخته و در جواب ابراهیم خان اظهار داشتند شاهرخ در خراسان جلوس خواهد کرد.[۲]

جلوس برتخت پادشاهیویرایش

شاهرخ شاه افشار در هشتم شوال ۱۱۶۱ ه‍.ق در مشهد بر اریکهٔ سلطنت تکیه زد. ابراهیم خان که نقشهٔ خود را ناموفق یافت، نیز رسماً بر اورنگ سلطنت با نام ابراهیم شاه جلوس نمود. او سپس از آذربایجان به قصد تصرف خراسان به منطقهٔ سرخهٔ سمنان رسید ولی سپاهیانش او را تنها گذاشتند و او با جمعی از سربازان افغان و ازبک، رو به سوی قم نهاد که راهش را مسدود ساختند. ابراهیم شاه در قلعهٔ قلاپور مابین ساوه و قزوین گرفتار شد و به فرمان شاهرخ ابتدا نابینا و سپس به قتل رسید. علی شاه را نیز به محض ورود به مشهد به قصاص خون شاهزادگان نادری به داخل حرم نادری برده و توسط زنان حرم مثله کردند.[۳]

خلع و جلوس مجددویرایش

پس از چندی عده‌ای از امرای خراسان به اتفاق گروهی از امیر علم خان خزیمه، شاهرخ شاه را از سلطنت عزل، نابینا و زندانی کردند. آنها سپس محمد متولی، نوهٔ دختری شاه سلیمان صفوی را که در عصر نادرشاه متولی آستان قدس رضوی بود، درپنجم صفر ۱۱۶۲ ه‍.ق به سلطنت رسانیدند. او پس از تاجگذاری به زیارت علی بن موسی الرضا از در رواق دارالحفاظ مشرف شده و ضریح مرصعی که نادرشاه برای مقبرهٔ خود در ایام سلطنتش ساخته بود، نیاز قبر رضا نمود و خود را شاه سلیمان دوم نامید و سلطان داود میرزا، پسر بزرگ خود را به نیابت تولیت آستان رضوی منصوب کرد؛ ولی این دولت مستعجل دیری نپایید که یکی از سرداران شاهرخ شاه به نام یوسف علی، پس از چهل روز در ۱۱ ربیع‌الثانی ۱۱۶۳ ه‍.ق بر شاه سلیمان شوریده و او را از سلطنت خلع کرده و چشمان او را کور کردند و مجدد شاهرخ شاه را با چشمان نابینا بر سلطنت مستقر نمودند.[۲] شاهرخ شاه برای اطمینان دستور داد زبان شاه سلیمان را هم قطع کنند. درآن زمان هرج و مرج و حکومت ملوک الطوایفی در همه جا شیوع پیدا کرد چنانچه در اصفهان علیمردان خان با کمک ابوالفتح خان و کریم خان توانست سلیم خان را که حاکم منصوب شاهرخ شاه بود از اصفهان رانده و با نشاندن یکی از شاهزادگان صفوی به نام ابو تراب(شاه اسماعیل سوم) ، بار دیگر دولت صفویه را در اصفهان مستقر سازد.[۴]

پادشاه پیشین:
ابراهیم شاه
آخرین شاهنشاه افشاری
شاهرخ شاه
شاهنشاه ایران

۱۷۴۸ – ۱۷۵۰

جانشین:
بنیانگذاران قاجاریه و زندیه
کریم خان زند و آغا محمدخان قاجار

پانویسویرایش

منابعویرایش

  • گلستانه، ابوالحسن بن محمدامین (۱۳۵۶). مجمل التواریخ. به کوشش سید محمدتقی مدرس رضوی.
  • قدوسی، محمدحسین (فروردین ۱۳۳۹). نادرنامه. انجمن آثار ملی.
  • استرآبادی، محمدمهدی (۱۳۶۸). تاریخ جهانگشای نادری.
  • آصف (رستم‌الحکما)، محمد هاشم (۱۳۸۲). رستم‌التواریخبه اهتمام عزیزالله علیزاده (چاپ دوم). انتشارات فردوس.
  • مرعشی، محمد خلیل (۱۳۶۲). مجمع التواریخ ، به کوشش عباس اقبال.

پیوند به بیرونویرایش