شیخ‌الاسلام لقبی است که در نیمهٔ دوم قرن چهارم هجری بر علما و شیوخ متصوفه داده می‌شد و در اوائل عهد ممالیک در مصر و شام از القاب تشریفاتی بود نه از القاب رسمی اما پس از آنکه در قرن ۱۵ میلادی این لقب بر مفتی اعظم عثمانی گفته شد ارج و منزلتی یافت و جنبهٔ رسمی پیدا نمود، و در قرن هفتم هجری این لقب بر مفتیان متنفذ نیز گفته می‌شد و در ایران بزمان صفویان به کسانی که در رأس قوهٔ قضائیه (حاکم شرع) قرار داشتند و از طرف صدراعظم منصوب می‌شده‌اند گفته می‌شد.[۱]

شیخ الاسلام در زبانهای مختلف

تاریخچه ویرایش

استفاده از این لقب از قرن ۴ هجری (دهم میلادی) در خراسان برای اشاره به علما پیدا شد. ولی جنبه سیاسی و رسمی نداشت.[۲] به عنوان یک منصب رسمی و اثرگار سیاسی نخستین بار سلطان محمد فاتح در ۱۴۵۱ میلادی چنین فردی را منصوب کرد[۳] بتدریج جایگاه آن بالا رفت تا اینکه در زمان سلطان سلیم اول به مقام مهمی در دربار تبدیل شد و در زمان سلطان سلیمان قانونی، شیخ الاسلام به یک نهاد اداری و قانونی تبدیل شد که در استانبول قرار داشت و از طریق فتواهای خود سیاستهای حکومت را پشتیبانی می‌کرد.[۴] این منصب توسط عثمانیها به تقلید از کلیسای کاتولیک برداشته شد و بعدها توسط صفویه وارد ایران شد و خود را بعنوان شیخ الاسلام در اصفهان وپس از سقوط صفویه با کمرنگ شدن مقام شیخ الاسلام جای خود را به مجتهد عام شیعه داد.[۵]

در ایران ویرایش

در اول قرن شانزدهم میلادی ترکان صفوی بخاطر ایجاد یک نفاق دینی با عثمانی برای ریشه دار کردن دشمنیها تصمیم گرفتند ایران را که اکثریت جمعیت آن تا آن زمان شافعی مذهب بودند به شیعه اثنی عشری تغییر دین بدهند. آنها به تقلید از عثمانی به تأسیس نهاد شیخ الاسلام از نوع شیعه پرداختند و به این طریق طبقه روحانیت سیاسی را در ایران پایه‌گذاری کردند.[۶][۵] این نهاد بتدریج در ایران رشد کرد. خصوصاً در دوران پادشاهان ضعیف مثل شاه طهماسب (محقق کرکی) و شاه سلیمان و شاه سلطان حسین (محمد باقر مجلسی) قدرت زیادتری می‌گرفت. در دوران صفویه شیخ الاسلام (در دوره «۹۰۷–۱۱۴۵ ق / ۱۵۰۱–۱۷۳۲ م) یا آخوند در خانه خود به دعاوی شرعی و امر به معروف و نهی از منکرات می‌رسید. طلاق شرعی را نیز در حضور او می‌دادند و ضبط مال غایب و یتیم اغلب به او رجوع می‌شد. شیخ الاسلام از شاه همه ساله مواجب داشت» حدود ۱۱۰۰ تومان معادل ۲۲۰ میلیون تومان امروز «و مانند قاضی اصفهان با فرمان مخصوص شاه معین می‌شد، و در مجلس، زیر دست صدر ممالک می‌نشست؛ ولی صدور و شیخ الاسلام در مجالس میهمانی شاه حاضر نمی‌شدند، زیرا شاه در این گونه مجالس به میهمانان خود شراب می‌خورد، و حضور علمای روحانی در آنجا مناسب نبود. سانسون در کتاب خود، مقام شیخ الاسلام را سومین مقام روحانی ایران دانسته و می‌نویسد که او سالی پنجاه هزار لیور (پول فرانسه در آن عهد) مقرری داشته، تا در زندگی تنگدست نباشد و به رشوه‌گیری و حکم ناصواب دادن مایل نشود.

در عثمانی ویرایش

در قلمرو عثمانی، شیخ الاسلام: عالی‌ترین شخصیت مذهبی عثمانی که ناظر بر سازمان قضایی و آموزشی بود. شیخ‌الاسلام لقب رئیس مفتیان و قضات دولت عثمانی بود که او را سلطان تعیین می‌کرد. بین سالهای ۱۴۲۴–۱۹۲۲، ۱۳۱ شیخ الاسلام ۱۷۵ بار به این دفتر منصوب شدند. تنها ۹ نفر از ۱۳۱ شیخ الاسلام ترک الاصل نیستند. (عرب، بوسنیایی، گرجی، چرکسی، آلبانیایی) در میان شیخ الاسلام‌ها دانشمندان، نویسندگان، شاعران، خوشنویسان، آهنگسازان و حقوقدانان استثنایی بودند.

پایان شیخ الاسلام‌ها ویرایش

در ایران این منصب تا زمان انقلاب مشروطه (۱۹۰۶م-۱۲۸۵ش) یعنی تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه برقرار بوده‌است که البته در اواخر بصورت یک سمت تشریفاتی منصوب شده توسط شاه درآمده و در عمل مردم بیشتر پیرو مجتهدین دیگر بوده‌اند. آخرین آنها علی‌اکبر شیخ‌الاسلام بود که در ۱۲۷۰ شمسی یعنی ۱۵ سال قبل از مشروطه توسط ناصرالدین شاه منصوب شده بود و پس از انقلاب مشروطه شهردار اصفهان و سپس نماینده مجلس شورای ملی شد تا اینکه در ۱۳۱۱ ش یا ۱۹۳۲ میلادی در زمان رضاشاه پهلوی درگذشت.[۷] با سقوط صفویه منصب شیخ الاسلام که بعنوان قاضی نیز عمل می‌کرد و توسط شاهان صفوی تعیین می‌شد رو به ضعف نهاد. این وضعیت یک موقعیت در اختیار مجتهدین شیعه قرارداد و شروع به کار بعنوان حاکم شرع یا قاضی کردند و بتدریج موقعیت اجتماعی و بعدها سیاسی مهمی بدست آوردند.[۸]

در عثمانی با الغای خلافت در ۱۹۲۴ میلادی سمت شیخ الاسلام هم از میان رفت.[۹]آخرین فردی که لقب شیخ الاسلام را به خود اختصاص داده، محمد نوری مدنی افندی بوده‌است

جستارهای وابسته ویرایش

فهرست شیخ‌الاسلام‌های اصفهان

منابع ویرایش

  1. لغتنامه دهخدا: شیخ‌الاسلام
  2. J.H. Kramers-[R.W. Bulliet] & R.C. Repp (1997). "Skaykh al-Islam". In Bosworth, C. E.; van Donzel, E.; Heinrichs, W. P. & Lecomte, G. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume IX: San–Sze. Leiden: E. J. Brill. ISBN 978-90-04-10422-8.
  3. اکرم کیدو. مؤسسة شیخ الإسلام فی الدولة العثمانیة. ترجمة هاشم الایوبی. منشورات جروس برس. طرابلس. لبنان. ط 1 1992.
  4. حسان حلاق؛ عباس صباغ (1999). المعجم الجامع فی المصطلحات الأیوبیة والمملوکیة والعثمانیة ذات الأصول العربیة والفارسیة والترکیة (ط. الأولی). بیروت: دار العلم للملایین. ص. 133.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Bernard Lewis_What went wrong p108, 109.
  6. موسی موسوی اصفهانی-شیعه و تصحیح ص۸۵.
  7. مهدوی، سید مصلح الدین (۱۳۷۱). خاندان شیخ‌الاسلام اصفهان: گل بهار اصفهان، ص142-155.
  8. Momen, Moojan (1985). An Introduction to Shiʻi Islam: The History and Doctrines of Twelver Shiʻism. Yale University Press. ISBN 978-0-300-03499-8 ص۱۳۰ و ص۱۹۱. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 146 (کمک)
  9. Brockett, Adrian Alan, Studies in two transmissions of the Qur'an.