پزشکی زرتشتی در اصل یکی از مکتبهای پزشکی در ایران باستان است که پزشکان در کنار مکاتب درمانی دیگر همچون پزشکی مانویت و درمانهای هندی، یونانی، رومی و کیمیایی اقدام به درمان بیماری‌ها می‌نمودند. زرتشت پیامبر ایرانی بود که در محدوده زمانی ق م زندگی می‌کرد.[۱]

یک پزشک زرتشتی

این مکتب در گذر زمان با واژگان پزشکی یونان درآمیخت بخش‌های قابل توجهی از آن به بوته فراموشی سپرده شد. اما متون باقی منده از آن که بخش عمده ای از ایشان متون دینی می‌باشد بن مایه آنرا حفظ کرده‌است. این حوزه دانشی شکل متمایزی از پزشکی یونانی و پزشکی ایرانی که بعدها در تمدن اسلامی شکل گرفته‌است داشته هم در حوزه مبانی، هم عملی و هم ساختار اداری کاملاً متمایز است. اما در مورد در هم آمیختگی با واژگان یونانی باید گفت که موبدان زرتشتی معتقد بودند که تمامی دانش‌های دنیا در دین ایشان مستتر است. بنا بر این ورود تمام دانش‌ها را به حوزه‌های مطلوب خود مجاز می‌شمردند و پایه‌گذار نخستین نهضت ترجمه جهان محسوب می‌گردند. به همین دلیل ورود واژگان یونانی در ساختار فکری ایشان مجاز بود.

مبانی طب زرتشتی

بدن از جهار عضو رئیسه تشکیل شده‌است. کبد، شش طحال و زهره

که هرکدام از این اعضا یکی از اخلاط را مدیریت می‌نماید

کبد: گرم و مرطوب

شش سرد و مرطوب

زهره: گرم و خشک

طجال :سرد و خشک

این حوزه پزشکی توانست دستاوردهای متمایزی را برای بشریت به ارمغان آورد. مانند اولین گزارش در مورد گردش خون ریوی[۲] و یا حرکات دودی رحم در حین زایمان و…

رابطه بین طب زرتشتی و طب ایرانی

بعدها این مبانی در حوزه پزشکی ایرانی که بخشهای بیشتری را از یونانیان تأثیر پذیرفته بود به کار گرفته شد. برای درک چگونگی این مطلب باید گفت که پزشکی به دو بخش عملی و نظری تقسیم می‌شود. ورود بخش پزشکی زرتشتی به حوزه طب ایرانی بیشتر در حوزه عمل بود. به‌طور مثال در پزشکی زرتشتی طحال مسئول مدیریت سودا است. این اندیشه در حوزه طب یونانی وجود ندارد. اما در طب ایرانی این مفهوم را می‌توان مشاهده کرد هرچند فاقد مبانی جالینوسی است. مشخص است که حوزه طب ایرانی این بخش عملی را از طب زرتشتی وام گرفته‌است.

مکتوبات طب زرتشتی

دو اثر در این زمینه بیش از دیگر مکتوبات برجسته است اولی گزیدگی‌های زاداسپرم[۳] است و دومی دینکرد.[۴] در یکی از بلندترین فصل‌های کتاب دینکرد سوم یکسره به دانش پزشکی و قوانین مربوط بدان پرداخته‌اند، در دینکرد هشتم که خلاصه ای از نسک‌های گمشدهٔ اوستای ساسانیان را بازگو می‌کند بخش‌هایی به این حوزه دانشی اختصاص دارد.

موبدان باور داشتند پزشکی دانشی اهورایی است که به یاری آن می‌توان بیماری، را که زاده‌است از آفرینشِ اهورایی دور کرد. به همین دلیل دانش پزشکی در میان نوشتارهای دینیِ باقی مانده از گزند روز گار مصون نشده. علاوه بر آن در دینکرد، پزشکی را هم چون جهان بینیِ دین زرتشتی به دو شاخهٔ مینو پزشکی و گیتی پزشکی بخش کرده‌اند که خود نشان از نوع نگرش این متون به دانش پزشکی و جایگاه آن در جهان بینیِ دینِ مزدیسنا دارد.

منابع

  1. «کتاب مقدمه ای بر پزشکی در دوران ساسانیان». jafaripub.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۷-۲۳.[پیوند مرده]
  2. «اخبار | وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی». behdasht.gov.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۷-۲۳.
  3. «دربارهٔ کتاب گزیده‌های زادسپرم». www.mehremihan.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۷-۲۳.
  4. «دینکرد | مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۷-۲۳.