علوم خفیه

(تغییرمسیر از علوم غریبه)

علوم خَفیّه یا علوم غریبه به معنای وسیع تر، غیبت مقوله‌ای از عقاید و اعمال خارق‌العاده است که عموماً از محدوده دین و علم خارج می‌شوند و شامل چنین پدیده‌هایی شامل عاملیت اخروی مانند عرفان، معنویت و جادو است. همچنین می‌تواند به ایده‌های ماورا طبیعی مانند ادراک خارج حسی و فراروانشناسی اشاره کند. استفاده از این اصطلاح به عنوان صفت اسمی به ویژه از اواخر قرن بیستم توسعه یافته‌است. در همان دوره، غیبت و فرهنگ با هم ترکیب شدند و نوواژه جدید علوم غیبت را توسط جنسیس پی-اوریدج تشکیل دادند.

اصطلاح علوم غیبی در قرن شانزدهم برای اشاره به طالع بینی، کیمیاگری و جادوی طبیعی استفاده شد که امروزه شبه علوم محسوب می‌شوند. اصطلاح غیبت در قرن نوزدهم در فرانسه ظهور کرد، جایی که این اصطلاح با گروه‌های مختلف باطنی و فرانسوی الیفاس لوی مرتبط شد و در سال ۱۸۷۵ توسط هلنا بلاواتسکی باطنی‌شناس به زبان انگلیسی وارد شد. در طول قرن ۲۰، این اصطلاح توسط طیف وسیعی از نویسندگان متفاوتی مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما در قرن ۲۱ معمولاً استفاده می‌شد - از جمله توسط محققان دانشگاهی باطنی - برای اشاره به طیف وسیعی از جریانات باطنی که در اواسط قرن ۱۹ توسعه یافتند و فرزندان آنها از غیبت، غالباً برای دسته‌بندی سنت‌های باطنی مانند معنویت گرایی، تئوسوفی، آنتروپوزوفی، نظم هرمتی طلوع طلایی و عصر جدید استفاده می‌شود.

علوم غیبیویرایش

ایده «علوم غیبی» در قرن شانزدهم توسعه یافت.[۱] این اصطلاح معمولاً سه عمل را شامل می‌شد - طالع بینی، کیمیاگری و جادوی طبیعی (تردستی) - گرچه گاهی اوقات اشکال گوناگونی پیشگویی نیز به جای این که تحت تردستی قرار بگیرند، در آن گنجانده شده بودند. اینها با هم گروه‌بندی شدند، به گفته محقق هلندی Wouter Hanegraaff دربارهٔ هرمسیه، «هر یک از آنها در یک بررسی سیستماتیک از طبیعت و فرایندهای طبیعی، در چارچوب، چارچوب‌های نظری که عمدتاً به اعتقاد به خصوصیات، فضایل یا نیروهای غیبی تکیه داشتند، درگیر شدند.» اگرچه زمینه‌هایی برای همپوشانی این علوم مختلف غیبی وجود دارد، اما آنها از هم جدا هستند و در بعضی موارد یکدیگر را به عنوان نامشروع رد می‌کنند.[۱]

در دوران عصر روشنگری، غیبت به‌طور فزاینده ای به عنوان ذاتی با مفهوم علم ناسازگار تلقی می‌شود.[۱] از آن زمان به بعد، استفاده از «دانش (های) غیبی» حاکی از یک جدال آگاهانه علیه علم جریان اصلی است.[۱] با این وجود، مایکل دامت، فیلسوف و مورخ بازی با ورق، که تحلیل شواهد تاریخی حاکی از آن بود که پیشگویی و تفسیرهای غیبی با استفاده از کارتها قبل از قرن هجدهم ناشناخته بودند، گفت که اصطلاح علم غیبت بی جا نبوده زیرا "افرادی که به امکان رونمایی از آینده یا استفاده از قدرتهای خارق العاده این کار را انجام می‌دهد زیرا کارآیی روشهایی که آنها به کار می‌برند با برخی برداشتهای سیستماتیک که از نحوه عملکرد جهان بر آنها منطبق است … هرچند مبنای تجربی آن ناچیز است. "[۲]

ادوارد تیلور، انسان‌شناس در کتاب فرهنگ بدوی خود در سال ۱۸۷۱ از اصطلاح «علم غیبی» به عنوان مترادف جادو استفاده کرد.[۱]

خصوصیات غیبیویرایش

صفات غیبی ویژگی‌هایی هستند که هیچ توضیح عقلانی شناخته شده‌ای ندارند به عنوان مثال، در قرون وسطی، مغناطیس یک کیفیت غیبی محسوب می‌شد. اثیر یکی دیگر از عناصر از این دست است. معاصران نیوتن نظریه وی مبنی بر اینکه گرانش از طریق «عمل در یک فاصله» انجام می‌شود، به عنوان غیبی، به شدت انتقاد می‌کنند.

غیبتویرایش

واژه‌شناسیویرایش

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Hanegraaff, Wouter J. (2006). Dictionary of Gnosis & Western Esotericism. Leiden: Brill. p. 716. ISBN 9789004152311.
  2. Dummett 1980, p. 93.