باز کردن منو اصلی

علی‌مردان‌خان چهارلنگ

(تغییرمسیر از علیمردان خان چهارلنگ)

علی‌مردان‌خان چهارلنگ فرزند حیدر آقا ناظر چهارلنگ محمود صالح از رجال سیاسی اواخر دوران صفوی و ابتدای افشاریه و از سران ایل بختیاری بود. وی از سرداران سپاه نادرشاه افشار بود، همچنین دو سال نایب‌السلطنه شاه اسماعیل سوم و حدود هفت ماه نیز نایب‌السلطنه شاه حسین دوم بود.و در تاریخ پانصد ساله ی اخیر بختیاری، علی مردان خان بختیاری، یگانه کسی است که توانست به بالاترین منصب سیاسی یعنی نیابت سلطنت دست پیدا کند.

علیمردان خان چهارلنگ بختیاری
IMG alimardan.jpg
قلمرو علی مردان خان بختیاری در اوایل سال 1165 هجری قمری
زادروزاواخر صفویان
بختیاری
درگذشت۱۱۶۷ ه‍.ق
دربند ازنا، لرستان
ملیت ایران
پیشهسردار نادرشاه
سال‌های فعالیتاواخر دوره صفویه
نقش‌های برجستهنایب‌السطنه شاه اسماعیل سوم
نایب‌السطنه شاه حسین دوم
فرزندانحیدر خان چهارلنگ بختیاری

آغاز فعالیت‌های سیاسیویرایش

علیمردان خان بختیاری که یکی از پهلوانان ایران در عصر شاه سلطان حسین صفوی بود.[۱] پس از محاصره اصفهان توسط افغان‌ها و در آن زمان بر اثر محاصرهٔ شهر توسط افغان‌ها قحطی مردم اصفهان را فرا گرفته بود به‌طوری‌که مردم از شدت گرسنگی شروع به خوردن گوشتِ اسب، الاغ، سگ، گربه و موش می‌کردند و حدود ده هزار نفر از مردم شهر بر اثر انواع بیماری‌ها، گرسنگی و جنگ جان خود را از دست دادند.[۲]«ژان اُوتر» فرستادهٔ ویژه دربارِ لویی پانزدهم پادشاه فرانسه (اواخر دورهٔ صفوی و دوران پادشاهی نادرشاه) در سفرنامه خود گزارش داده: «این پیش‌آمد در ماه مه رخ داد و حلقهٔ محاصرهٔ اصفهان تنگ‌تر گردید وکسی هم در اندیشهٔ یاری رسانی به شهر نیافتاد علیمردان خان توانست تنها با شش هزار سرباز و گماشتگان دلیر خود به شهر خوراک برساند» و بازمی‌گوید:با نهایت سرگشتگی و شگفت با اندک گروه خود به افغان‌ها حمله کرد و کشتار زیادی هم داد. این در حالی است قوای افغان که شامل هزاره، ازبک، ابدالی (درانیِ پشتو) بودند، بیش از بیست هزار تن می‌شدند.[۲] بختیاری‌ها، بین شوشتر و اصفهان در نواحی کوهستانی به سر می‌برند و مردمی بسیار قوی و شجاع می‌باشند، دسترسی به سرزمین‌هایشان بسیار مشکل است و همین هم سبب سرکشی آن‌ها شده‌است.[۳][۴]

پس از روی کار آمدن نادرشاه افشار، علیمردان خان نیز به او پیوست. علیمردان خان به‌طور قطع از سال ۱۱۴۳ ه‍.ق در قشون نادرشاه سمت فرماندهی داشت. سر خیل ایل چهارلنگ، خیلی زود توجه نادر را جلب کرد و در ردیف فرماندهان ارشد ارتش درآمد. همواره ملازم نادر شاه بود. در فتح قندهار توسط بختیاری‌ها، نبرد کرنال و تسخیر هندوستان و در جنگ‌های آسیای میانه و قفقاز و نبرد با عثمانی از فرماندهان سپاه نادر بود.

علیمردان خان در سال‌های واپسین حکومت نادرشاه افشار عنوان سرداری عراق عجم و فرماندهی نیروهای بختیاری را به عهده داشت؛ که محدوده آن شامل استان‌های امروزی قم، تهران، مرکزی، البرز، اصفهان، همدان و شمال خوزستان می‌شد. علی مردان خان در این سمت فرماندهی جدود ۵۰ هزار نفر سرباز عراق عجمی را بر عهده داشت.

پس از قتل نادرشاه، فرزندان و برادرزادگان او بر سر جانشینی، به نزاع با هم برخاستند که در نتیجه کشور دچار هرج و مرج و بی نظمی شد. در ابتدا علیقلی‌خان افشار ملقب به عادلشاه (برادر زادهٔ نادر) با حذف برخی از شاهزادگان توانست در خراسان بر تخت بنشیند، در این ایام نزدیک به ۷ هزار خانوار بختیاری که توسط نادرشاه به خراسان تبعید بودند، بعد از مرگ نادرشاه چون چندسالی در فتوحات، در رکاب نادر حضور داشته و از زادگاه و مسکن خود دور بودند، برای بازگشت به موطن خود، چند بار از عادلشاه درخواست می‌کنند که او به در خواست بختیاریها جواب رد می‌دهد. همین علت باعث شد که علیمردان خان با مشورت سران بختیاری تصمیم گرفت مخفیانه از خراسان به سرزمین بختیاری کوچ کند.[۵] پس از عزیمت آن‌ها، خبر به عادلشاه رسید و او سردارِ سپاه خود، به نام سهراب‌خان گرجی را جهت سرکوب و تسلیم بختیاری‌ها اعزام کرد. سهراب‌خان با سپاهش سریعاً حرکت کرده و در منطقهٔ طبس خود را به علیمردان‌خان رساند و با بختیاری‌ها به پیکار پرداخت، در این جنگ به گفته بازن فرانسوی طبیب مخصوص نادرشاه: «تقریباً کلیه دلاورانی که همراه سهراب‌خان بودند کشته شدند و تنها او را بخت یاری کرد و جان از مَهلکه به در برد». پس از آن علیمردان‌خان توانست بختیاری‌ها را از خراسان به سرزمین خود برساند.[۶]

فتح اصفهانویرایش

علیمردان خان بعد از جدا شدن از عادلشاه افشار و استقرار در سرزمین بختیاری، به تهیهٔ نیرو و قوا برای نبرد با حکومت افشاریان مشغول شد. وی ابتدا گلپایگان و خوانسار را متصرف و آماده حمله به اصفهان شد. علیمردان‌خان پس از تهیه سپاه به سمت اصفهان روانه شد و شهر گز را نیز در نزدیکی اصفهان تصرف کرد، ولی در مقابله با ابوالفتح‌خان بختیاری به علت کمبود تجهیزات و نیرو (ابوالفتح خان سپاهی حدود دو الی سه برابر علی مردان خان داشت) سپاه خان چهارلنگ ناتوان از فتح اصفهان بود، بنابراین علیمردان‌خان دست به حیله‌ای سیاسی زد و پیام صلح به ابوالفتح‌خان داد. حاکم اصفهان هم این پیشنهاد را پیذیرفت و مکان عقد قرارداد صلح را مشخص کرد. علیمردان‌خان پس از دریافت جواب حاکم اصفهان چون می‌دانست سپاهیان افشار دیگر مراقب حرکات نظامی او نیستند و فریب پیشنهاد او را خورده‌اند، شبانه و بدون مزاحمت سپاه افشاریه با سپاهیان خود به سمت غرب عقب‌نشینی کرد.[۷] بعد از این عقب‌نشینی خان بختیاری شروع به جمع‌آوری سپاه کرده و از کریم خان درخواست نیرو و کمک کرد کریم خان که منتظر چنین پیشنهادی بود روانه گلپایگان شد، پس از پیوستن کریم خان زند به علیمردان خان، او درصدد حمله به اصفهان برآمد، بنابراین در سال ۱۱۶۳ هجری قمری، با سپاهی ۲۰ هزار نفری به سمت اصفهان حرکت کرد. ابوالفتح‌خان به اتفاق تعدادی از سرداران نادرشاه از جمله موسی‌خان افشار، سلیم‌خان قرقلوی افشار، صالح خان دربندی، میرمحمد‌خان عرب میش‌مست خراسانی و دیگر سرکردگان آذربایجان، عراق عجم و فارس با لشکری قریب به ۵۰ هزار نفر و توپخانه مکمل، از اصفهان برای پیکار، به استقبال علیمردان خان و کریم‌خان رفتند،[۸][۹] که بعد از یک نبرد خونین در منطقه کهیز، علیمردان‌خان بر سپاه افشاریه فایق آمد و اصفهان در جمادی‌الاول ۱۱۶۳ هـ.ق به تصرف قوای بختیاری درآمد. پس از فتح شهر ابوالفتح خان و دیگر سرداران و سران شهر که در اَرگ تبرک اصفهان پناه برده بودند، با شرایطی تسلیم شدند.[۱۰] علیمردان خان با وساطت برخی بزرگان از قتل ابوالفتح‌خان و دیگر سرداران افشاریه درگذشت. بعد از این پیروزی خان چهارلنگ آرامش را در شهر اصفهان برقرار کرد و مجلسی از بزرگان و نجبا اصفهان برای تعیین تکلیف سرنوشت کشور تشکیل داد. در آن مجلس نُجبا و بزرگان شهر به علیمردان خان بختیاری پیشنهاد پادشاهی دادند، که وی بر خلاف نظر آن‌ها نپذیرفت.[۶]

او یکی از شاهزادگان صفوی به نام میرزا ابوتراب که از نوادگان شاه سلطان حسین بود را برای پادشاهی برگزید و به او لقب شاه اسماعیل سوم داد و به نام وی سکه و خطبه خواندند. علیمردان‌خان سپس کریم خان زند و دیگر سران و سرداران را با خود متحد نمود، وی به نیابت از ابوتراب ۸ ساله (در بعضی منابع ۱۸ ساله) نایب السلطنه ایران شد و زکریاخان کزازی را به منصب وزارت کشور تعیین کرد و کریم خان را فرمانده سپاه نمود، تا بتوانند کشور را از هرج و مرج و نا امنی بعد از مرگ نادرشاه نجات دهند. پس از مدتی کوتاه اختلافاتی بین علی مردان خان نائب‌السلطنه و ابوالفتح خان پیش‌آمد و از آنجا که ابوالفتح خان قبلاً منصوب حکومت افشار در اصفهان بود و به افشاریان گرایش داشت، مسلماً از حاکمیت علیمردان خان ناراضی بود. بر این اساس علیمردان خان بخاطر ناسازگاری‌هایش وی را زندانی و سپس مقتول نمود.[۵] پس از این واقعه، علیمردان خان مختارالدوله (نایب السلطنه)، کریم خان زند فرمانده سپاه را، برای تصرف همدان و قزوین (عراق عجم) بدان سو روانه کرد.

تصرف فارس و بنادر خلیج فارسویرایش

علیمردان خان مختارالدوله در اصفهان تصمیم فتح فارس و بنادرات خلیج فارس و دفع صالح خان بیات حاکم شیراز که منصوب از طرف حکومت افشاریه بود را گرفت.[۱۱][۱۲] او پسر عموی (در بعضی روایات و منابع برادر یا عمو) خود به نام حاجی‌باباخان را حاکم اصفهان نمود و خود با ارتش ۱۵ هزار نفری، به سمت فارس حرکت کرد. سواران بختیاری در منطقه کامفیروز پس از چندین روز نبرد سخت و شدید، با سپاه ۱۲ هزار نفری صالح‌خان بیات، او را شکست دادند و صالح‌خان به سمت شیراز فرار کرد، پس از این پیروزی شیراز نیز به تصرف سپاه بختیاری درآمد.

پس از استقرار علیمردان خان در شیراز او شورش‌های دیگر شهرهای فارس و همهٔ بنادر خلیج فارس و کوه گیلویه را سرکوب و علاوه بر این ولایات، مناطق بحرین و عمان را نیز به حیطه تصرفات خود درآورد.[۱۲] در واقع پیروزی علی مردان خان بر سپاهیان افشار در منطقه اصفهان و فارس، تیر خلاصی به سلطنت شاهزادگان افشار بر کشور بود و حکومت آنان به خراسان محدود شد. خان چهارلنگ برای اخذ مالیات‌های مناطق مذکور در شیراز مستقر شد. از آن سو نیز کریم خان زند، شورش‌های همدان و قزوین و کردستان را سرکوب نموده بود. اما کریم خان که در باطن به دنبال فرصت مناسب برای حذف علیمردان‌خان از قدرت بود، پس از دریافت نامه سلیم‌خان افشار مبنی بر خروج علیمردان‌خان از پایتخت و نبود نیرو در اصفهان، با سرداران خود در این باره مشورت کرد و پس از پیوستن ایلاتی مانند خدابنده لو، قراگوزلو و بیات به سپاهیان کریم خان او برای حمله به اصفهان محیا شد و به همراه سپاهی ۳۰ هزار نفری به سمت اصفهان حرکت کرد و در طی مسیر بسیاری از دارایی‌های علیمردان خان را در گلپایگان و خوانسار غارت نمود.[۱۳] سلیم خان افشار که در اصفهان بود، نهانی با کریم خان زند ارتباط و نامه نگاری داشت؛ و او را از شرایط آگاه می‌ساخت.[۱۱] پس از حمله کریم خان زند به اصفهان، شهر با مقاومت اندکی به تصرف کریم خان درآمد و خان زند تمام کسانی را که با علیمردان خان همکاری داشتند، دستگیر و اموال آن‌ها و اموال علیمردان خان را در اصفهان مصادره کرد.[۱۴] علیمردان خان که در این هنگام در منطقه فارس بود، با شنیدن خبر تصرف اصفهان به دست کریم خان زند و عهد شکنی وی، خشمگین شد و برای رویاروی با او، به همراه شاهزاده ابوتراب، از شیراز در بهار ۱۱۶۵ ه‍.ق به سوی بختیاری حرکت کرد، که در بین راه بسیاری از نیروهای سپاه او بخاطر ترس از افزون تر بودن سپاه زند، گریخته و به لشکر کریم خان زند پیوستند.[۱۵][۱۶]

جنگ کوهرنگویرایش

کریم خان پس از تصرف اصفهان و جمع‌آوری نیرو، با سپاه ۴۰ هزار نفری خود، به سمت غرب روانه شد، که در کنار زاینده رود، در منطقه کوهرنگ، دو سپاه به هم برخوردند و نبرد سنگینی درگرفت، که در کشاکش نبرد، به دلیل ترس از زیاد تر بودن سپاه کریم خان نسبت به سپاه علیمردان‌خان (سپاه زند ۳۵ تا ۴۰ هزار نفر و سپاه بختیاری ۲۰ تا ۱۵ هزار نفر بود) به صورت پنهانی، شاه اسماعیل سوم صفوی (ابوتراب)، زکریا خان کزازی و دیگر بزرگان همراه شاه اسماعیل سوم و بخشی از سپاه علیمردان خان، از اردوی او جدا و به سپاه کریم خان زند ملحق شد.[۱۵][۸] همچنین علی صالح بیگ دورکی هفت‌لنگ و بختیاری‌های همراه او در حین نبرد از سپاه علیمردان خان جدا شدند و به کریم خان پیوستند، که این خبر باعث تحلیل روحیه سپاه علیمردان خان و نهایتاً شکست وی شد. پس از این شکست علیمردان خان همراه با اسماعیل‌خان فیلی؛ والی لرستان به کوه‌های بختیاری عقب‌نشینی کرد به منطقه بنه‌وار در خوزستان وارد شد.[۱۵]

جنگ حاجی‌آباد کرمانشاهویرایش

علیمردان خان پس از گذشت ۱۸ ماه و جمع‌آوری ۸ هزار نفر سرباز از خوزستان و عقد پیمان با موالی هویزه و اعراب بنی لام[۱۷] و جمع‌آوری سپاه از لرهای فیلی توسط اسماعیل‌خان فیلی والی لرستان و متحد علیمردان خان به دلیل دعوت عبدالعلی‌خان و میرزا محمدتقی که قعلهٔ کرمانشاه را در تصرف خود داشتند و از قدرت‌گیری کریم خان و حمله او به کرمانشاه هراس داشتند، به سمت کرمانشاه روانه شد.[۱۸] کریم خان که از این واقعه نگران شده بود، سپاه سی هزار نفری زند را به فرماندهی محمدخان زند روانه کرمانشاه کرد و خود کریم خان در اصفهان ماند، سپاه زندیه در منطقه حاجی‌آباد کرمانشاه رو در روی پیش قراولان سپاه بختیاری قرار گرفت، محمدخان فرمانده سپاه زند، می‌خواست قبل از رسیدن خبر ورود سپاه زندیه به حاجی‌آباد به پیش قراولان سپاه بختیاری به آن‌ها حمله کند، ولی پیش قراولان سپاه علیمردان خان از این موضوع خبر دار شده و قاصدی به سمت علیمردان خان ارسال و او را مطلع کردنند، در این هنگام اسب‌های سپاه بختیاری را برای چرا به مکان دوری برده بودند و فقط پانصد اسب در اختیار بختیاری‌ها بود، در همین هنگام محمد خان زند پس از کشتن و فراری دادن عده‌ای از پیش قراولان سپاه علیمردان خان به سمت سنگر شوشتری‌های همراه علیمردان خان رفت و از اسب پیاده شد و شروع به تهدید آن‌ها کرد که اگر تسلیم او نشوند آن‌ها را خواهد کشت در این هنگام شوشتری‌ها به محمد خان فحاشی کردند، که محمد خان خشمگین شد و به سمت آن‌ها حمله برد در این هنگام شوشتری‌ها به سمت او تیراندازی کردند که باعث زخمی شدن و شکستن پای محمدخان شد، ولی خان زند توسط سواری از سپاه خود سوار اسبی شده و از میدان نبرد خارج شد، علیمردان خان که از این واقعه آگاه شد با سیصد سوار به سپاه زند حمله کرد، زندها که فکر می‌کردند مورد حملهٔ همهٔ ی سپاه بختیاری قرار گرفتند شروع به فرار کردند، در این هنگام بقیهٔ سپاه علیمردان خان که در سنگر بودنند پیاده و سواره در پی لشکر شکست خوردهٔ زند دویدنند، و بار و بنه سپاه سی هزار نفری زند به تصرف بختیاریها درآمد و همچنین نهصد نفر از سپاه زند اسیر گرفته شد.[۱۹]

جنگ نهاوندویرایش

کریم خان پس از شنیدن شکست سپاه زند توسط بختیاری‌ها از اصفهان روانه همدان شد، علیمردان خان پس از شکست سپاه زند؛ تعقیب لشکر فراری زند را چهل روز به تأخیر انداخت سپس بعد از چهل روز برای مقابله با سپاه زند روانه منطقه نهاوند شد، و در آنجا با سپاه دوباره سامان گرفتهٔ زند روبرو شد، و جنگی درگرفت که در روز اول به سود سپاه علیمردان خان بود در شب همان روز قرار شد سه هزار از بهترین افراد سپاه بختیاری به لشکر زند که هنوز کریم خان به آن‌ها نپیوسته بود، شبیخون بزنند ولی علیمردان خان آن شب به دلیل بخت برگشته از او و بختیاری‌ها (به گفتهٔ مؤلف کتاب مجمل التواریخ) به خواب سنگینی دچار شد و سرداران بختیاری که منتظر صدور فرمان حمله بودند، پس از مدتی صبر که فرمانی صادر نشده بود، دو دفعه به چادر علیمردان رفتند از او درخواست فرمان حمله کردنند که علیمردان خان به آن‌ها گفت حالا وقت حمله نیست تا اینکه صبح شد و بختیاری‌ها موقعیت را از دست دادند، هنگامی علیمردان خان از خواب بیدار شد و قرار شبیخون را به یاد آورد، سرداران بختیاری را به حضور طلبید و آن هارا به دلیل اینکه چرا او را بیدار نکردند مورد سر زنش قرار داد در همان هنگام سرداران علیمردان خان را از قضیهٔ شب و خواب سنگین او مطلع کردند که علیمردان خان پس از آگاهی از این وقایع با بخت خفتهٔ خود به جدل پرداخت،[۲۰] در همین هنگام کریم خان به سپاه زند پیوست، وقتی سپاه بختیاری از ورود کریم خان به سپاه زند و خواب غفلت آمیز سردار خود اطلاع یافتند از روحیه و امید شان کاسته شد، بالاخره در همان روز نبردی درگرفت که بختیاری‌ها و اعراب بنی لام دلاوری زیادی از خود نشان دادند و تا قلب سپاه زند هم پش رفتند، در کشاکش نبرد کریم خان که دفاع ضعیف از چادر و بنه اردوی بختیاری‌ها را مشاهده کرد دستور حمله به آن منطقه را داد، در هم‌زمان با این وقایع عده‌ای از بختیاری‌ها برای دفاع از چادر و بنه وکمک به محافظان آن به عقب شتافتند، لشکر پیش تاز علیمردان خان که در نبرد با زندها بودند و از حمله زندها به چادر و بنه اطلاع نداشتند، این عمل را دال بر فرار آن‌ها دانسته و روحیه شان را از دست دادند و شروع به عقب‌نشینی نمودند در همین هنگام کریم خان که از وقایع مطلع بود دستور حمله داد، علیمردان خان که از عقب‌نشینی سپاهیان بختیاری آگاه شد هرچه تلاش کرد نتوانست از عقب‌نشینی سپاه خود جلوگیری کند و خود نیز به ناچار عقب‌نشینی کرد، علیمردان کوچک که از سرداران نامی علیمردان خان بزرگ (مختارالدوله) و خواهر زادهٔ او بود چون وضع را چنین دید به سمت چادر و بنه بختیاری‌ها که توسط زندها در حال غارت بود حرکت کرد و عده‌ای از زندها را کشت و سپس وارد چادر خود شد و وسایل خود را سوار اسبش کرد از میان سپاهیان زند بیرون زد و به علیمردان خان پیوست.[۲۱]

درگذشتویرایش

علیمردان خان پس از نبرد نهاوند ناامید نشده و برای رویارویی مجدد، به جمع‌آوری سپاه و تجهیزات نظامی به بغداد و سپس خوزستان و لرستان و روانه شد، علیمردان خان مختارالدوله در منطقهٔ «دربند» لرستان (دهستانی بزرگ در شهرستان کنونی ازنا و هم‌مرز با دورود)، یکی از سکونتگاه‌های شاخهٔ چهارلنگ بختیاری مشغول آماده‌سازی سپاهیان برای رویارویی دوباره با کریم خان زند بود. در این زمان سپاه کریم خان زند که در «دوابهٔ[دواب]سیلاخور» (در بروجرد) شکست بسیار سنگینی از لشکریان آزادخان غلیجایی افغان (یکی از سرداران نادرشاه) خورده بود، برادرش اسکندر خان زند کشته شده و خود کریم خان هم به سمت خوزستان و سپس شیراز فرار نمود. پس از این شکست، عراق عجم (کرمانشاه، همدان، قزوین، اصفهان، کاشان، قم، گلپایگان، ری و تفرش) بدست آزاد خان افتاد و اَفاغنه دهات پَری و کُمازان به ویژه «قلعهٔ پَری» (مقرِّ طایفهٔ زند) در ملایر را مورد غارت قرار داده و ۱۸تن از خوانین زند و ۱۵ تن از زنانشان بخصوص مادر کریم خان زند را با خود به ارومیه بردند. عدّه‌ای از زندیان هزیمت شده به فرماندهی محمّدخان زند و شیخعلی خان زند (دوتن از خویشان و سرداران کریم خان) از جانب دشت سیلاخور و بروجرد به «چمچال» و از آنجا به «درود» و در نزدیکی دربند، محل اردوی علیمردان خان چهارلنگ د رسیدند؛ و همچنین اسماعیل خان فِیلی والی لرستان را برای دستگیری زندیان فرستاد. وقتی که علیمردان خان متوجه وضعیت اَسف بار طایفهٔ زند، آوارگی زنان و کودکانشان و غارت اَملاک آن‌ها توسط افغان‌ها شد، مُنقلب گردیده و از اینکه هم قومان لُر تبارش مورد غارت و تاراج قرار گرفتند با وجود اینکه آمادهٔ جنگ با کریم خان شده بود از تصمیم خود صرف نظر کرده و آن‌ها را مورد اِکرام و دلجویی قرار داد. علیمردان خان شیخعلی خان زند را به سمت جنوب برای آوردن کریم خان زند به نزد خود روانه کرد تا با همکاری یکدیگر به جنگ آزاد خان افغان رفته و عراق عجم، اسیران و اموال به تاراج رفتهٔ زندیان را بازپس گیرند. خان بختیاری بعد از رفتن شیخعلی خان زند بسوی کریم خان، در یک مهمانی و مجلس مشورتی به نزد محمّد خان زند و یارانش رفت، غافل از اینکه محمّدخان دسیسهٔ قتل او را در سر داشت و به محض ورود و آغازِ مجالست و گفتگو، محمّد خان ناگهان با چند ضربهٔ خنجر علیمردان خان را مقتول ساخت. بلا فاصله پس از این ترور غافلگیرانه، زندیان به سرعت لرستان را ترک کرده و به سمت کرمانشاه فرار نمودند.[۱۹] پس از قتل علیمردان خان مختارالدوله در سال ۱۱۶۷ه‍.ق (برخی مورخین کشته شدن وی را در سال ۱۱۶۸ه‍.ق می‌دانند) به عنوان مدّعی تاج و تخت و اوّلین رقیب کریم خان زند، اگرچه بختیاریها به دلیل اختلافات داخلی و سیاست‌های تفرقه انگیزِ حکومت زندیه نتوانستند قدرت را از کریم خان زند تصاحب نمایند اما به نقل از محمّد هاشم آصف (رستم الحُکَما) جمعیتی از بختیاری‌ها به فرماندهی حیدرخان بختیاری فرزند علیمردان خان مختار الدوله به جنگ‌های پراکنده‌ای در کوهستان‌های بختیاری بر علیه حکومت زندیه ادامه دادند که سرانجام با وساطَت علی محمد خان زند، سردار سپاه کریم خان و با پیشنهاد صلح و گرفتن تضمین از حیدرخان چهارلنگ به این نبردها پایان دادند.

در واقع کریم خان زند که نسبت به سه رقیب اصلی کسب قدرت یعنی علیمردان خان بختیاری، محمّدحسن خان قاجار و آزادخان افغان به لحاظ جایگاه و رتبه شانس کمتری برای تصاحب سلطنت داشت، به وسیلهٔ برخی اتفاقات که بیشتر به شانس شبیه بودند و البته با سیاست و توانایی که از آن بهره‌مند بود، بارها از مَهلکه‌ها به سلامت بیرون آمده و توانست بر سَریر پادشاهیِ ایران بنشیند.[۴]

منابعویرایش

  1. رستم التواریخ. صص. صد و پنج.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ سفرنامهٔ کروسینسکی-صفحهٔ شصت وچهار وشصت وپنج.
  3. سفرنامهٔ ژان اوتر-صفحهٔ صدو هشت.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «مقالات هدایت یادگارصالحی محمودصالح چهارلنگ».
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ سردار اسعد و لسان السلطنه سپهر، تاریخ بختیاری.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ نامه‌های بازن طبیب نادرشاه.
  7. نامه‌های بازن.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ.
  9. بازن فرانسوی طبیب نادرشاه، نامه‌های بازن.
  10. بازن طبیب نادرشاه، نامه‌های بازن.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ اذر بیگدلی، آتشکده آذر.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ابوالحسن گلستانه؛ مجمل التواریخ.
  13. آذر بیگدلی. آتشکده آذر.
  14. گلستانه، ابوالحسن. مجمل التواریخ. صص. ۱۸۱.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ تذکره شوشتر.
  16. گلستانه، ابوالحسن بن محمدامین_مجمل التواریخ.
  17. گلستانه، ابوالحسن. مجمل التواریخ. صص. ۱۹۲.
  18. گلستانه، ابوالحسن. مجمل التواریخ. صص. ۱۹۳.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ گلستانه. مجمل التواریخ.
  20. گلستانه. مجمل التواریخ. صص. ۱۹۹.
  21. گلستان. مجمل التواریخ. صص. ۲۰۰۲۰۱.

۱. گلستانه. ابوالحسن بن محمدامین_ مجمل التواریخ

  1. بازن_ نامه‌های طبیب نادرشاه
  2. لکهارت_ نادرشاه، ترجمه و اقتباس مشفق همدانی
  3. مروی، محمدکاظم_ عالم آرای نادری
  4. آصف، محمدهاشم_ رستم التواریخ
  5. قزوینی، ابوالحسن بن ابراهیم_ فواید الصفویه