باز کردن منو اصلی

غزوه بنی‌قریظه یا کشتار بنی‌قریظه در ذوالقعده ۵ هجری، طی فوریه و مارس ۶۲۷ پس از میلاد به وقع پیوست.

کشتار بنی‌قریظه
تاریخفوریه و مارس ۶۲۷
مکانقلعه بنی‌قریظه
نتیجه
  • محاصره موفق ۲۵ روزه قبیله بنی قریظه[۱][۲]
طرفین درگیر
مسلمانان بنی‌قریظه
فرماندهان و رهبران
محمد
علی بن ابیطالب
قوا
۳۰۰۰ پیاده‌نظام، ۳۰ سواره نامعلوم[۱]
تلفات
۲ کشته[۱]

منابع اسلامی

  • ۶۰۰–۹۰۰ سر زده شدند (طبری، ابن هشام)[۱][۲][۳]
  • همه افراد مذکر که به بلوغ رسیده بودند و ۱ زن سر زده شدند (سنن ابوداود)[۴][۵](صحیح بخاری)

در ابتدا بنی قریظه به مسلمانان گفت که در طول غزوه خندق با آنان متحد هستند، لکن، آنان بعداً از اعراب پاگان قریش و متحدانشان جانب داری کردند.[۶][۷] بر حسب منابع سنتی،[۸] رهبران یهودی بر ضد محمد و مسلمانان کوشش‌هایی را سازمان دهی کردند. سه رهبر یهودی قبیله بنی نضیر، سه رهبر یهودی قبیله وائل و برخی دیگر از گروه‌ها و رهبران یهودی متحد شدند و بر بنی قریظه فشار آوردند تا در توافقشان با محمد عهدشکنی یا خیانت کنند.

در سال پنجم هجرت، متعاقب جنگ‌های بدر و احد، ابوسفیان به کمک قبایل تبعید شده بنی نضیر و بنی قینقاع، شهر مدینه را با هدف تخریب جامعه مسلمانان محاصره کرد.[۹] مسلمانان به پیشنهاد سلمان فارسی برای مقابله با مهاجمان، خندقی در شمال و غرب مدینه کنده بودند. در طول دو هفته‌ای که مدینه تحت محاصره بود، لشکر احزاب با بنی قُریْظه که در جنوب مدینه ساکن بودند وارد مذاکره شدند و آنان برخلاف پیمانی که با محمد بسته بودند، جانب دشمنان او را گرفتند.[۱۰] محمد از این موضوع آشفته شده و برخی از رهبران مسلمانان را برای صحبت با آنها فرستاد که نتیجه آن برایش مضطرب کننده بود.[۱۱] محمد سعی کرد که از به نتیجه رسیدن مذاکرات بین بنی قُریْظه و احزاب جلوگیری کند. مذاکرات نهایتاً بی‌نتیجه ماند.[۱۰] در مورد میزان حمایت بنی قُریْظه از احزاب در هنگام جنگ اختلاف نظر وجود دارد.[۱۲]محمد پیامبر اسلام، بنی‌قریظه را به مدت ۲۵ روز محاصره کرد تا آن که تسلیم شدند. یکی از صحابه تصمیم گرفت که مردان باید کشته شوند، مایملک باید تقسیم شود، و زنان و کودکان باید به اسیری گرفته شوند. پیغمبر با این حکم موافقت کرد، آن را چون حکم خدا دانست، سپس همه اعضای مرد قبیله سر زده شدند. بنا بر دنیل سی. پیترسن و مارتین لینگز، این تصمیم در تطابق با قانون موسی در سفر تثنیه ۲۰:۱۰–۱۴ بود. طبری فقیه مسلمان، اعدام ۶۰۰–۹۰۰ نفر را ذکر کرده‌است.[۱۳][۱۴][پانویس ۱] احادیث سنی عدد اعلام نمی‌کند ولی بیان می‌کند که مردان و ۱ زن کشته شدند (۱ زن بنا بر سنن ابوداود). بنا بر منابع اسلامی بقیه زنان و کودکان، در ازای مبادله اسب و سلاح فروخته شدند.

بنا بر ابن کثیر، آیات ۳۳:۲۶–۲۷ و ۳۳:۹–۱۰ قرآن مربوط به حمله به بنی قریظه‌اند.[۲][۱۵][۱۶]

بنا بر سیره ابن‌هشام، طبری و المغاذی واقدی تعدادی از مردان قبیله سر زده شدند و تعدادی با درستور پیامبر اسلام بخشیده شدند[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] مانند بعضی جوانان در حال بلوغ[۲۳]. برخی منابع دیگر نقل می کند که پیامبر اسلام گروهی از اسیران را آزاد ساخت و برخی را بخشید و آنها را هم که میخواست به خدمت گماشت[۲۴].

بنی قریظه متحد مسلمانان بودند و در جریان غزوه خندق پیمان شکستند و به جنگ با مسلمین مدینه پرداختند[۲۵]

کشتار بنی قریظهویرایش

 
طبری و ابن هشام ذکر می‌کنند که ۶۰۰–۹۰۰ تن از بنی قریظه سر بریده شدند. جزئیات از نقاشی مینیاتور پیامبر، علی، و صحابه در کشتار اسیران قبیله یهودی بنی قریظه، تصویرسازی یک متن قرن ۱۹ام میلادی توسط محمد رفیع باذل.

تسلیم و اعدامویرایش

پس از این که نیروهایشان توسط علی مورد یورش قرار گرفت، هیچ راهی نداشتند جز این که از حکم محمد پیروی کنند. محمد دستور داد که مردان باید دستبند زده شوند، و این کار حینی که زنان و کودکان در حبس از باقی جدا شده بودند تحت نظارت محمد بن سلمه الانصاری انجام شد. لذا، قبیله اوس وساطت کرد و التماس محمد را کرد تا نسبت به آن ها آسان‌گیر باشد. او پیشنهاد کرد که سعد بن معاذ، یکی از گروندگان به کیش اسلام که متحد سابق قبیله بود، بایستی بر سرنوشتشان تصمیم گیرد.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]

مبارکپور بیان می‌کند که جماعتی که به بلوغ رسیده بودند سربریده شدند.

اعدام کنندگانویرایش

چندین روایت، صحابه محمد را، بالاخص علی بن ابی طالب و زبیر بن عوام را به عنوان اعدام کنندگان ذکر می‌کنند، و این که همچنین هر خاندان از اوس مسئول کشتن گروهی از مردان قریظه گماشته شدند.

منابع اصلی اسلامیویرایش

قرآنویرایش

بنا به گفته مفسر قرآن ۱۴ میلادی ابن کثیر، این رویداد در قرآن مورد ارجاع قرار گرفته‌است:

و کسانی از اهل کتاب را که با [مشرکان] همپُشتی کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دلهایشان هراس افکند: گروهی را می‌کشتید و گروهی را اسیر می‌کردید. (احزاب ۲۶، ترجمه فولادوند)

گزارش ابن کثیر بر این آیه در کتاب تفسیرش به این صورت است:

آن گاه رسول‌الله فرمان داد که گودال‌ها باید کنده شوند، پس در زمین حفر شدند، و آنان که شانه‌هایشان به هم بسته شده بود آورده شدند، و سر بریده شدند. بین هفت صد و هشت صد نفر از آنان بود. کودکانی که هنوز به نوجوانی نرسیده بودند و زنان به عنوان اسیر گرفته شدند، و داراییشان مصادره شد.[۲]

[ابن کثیر، بر آیه ۲۶ سوره ۳۳]

بنا به گفته ابن کثیر، آیات ۹ و ۱۰ سوره ۳۳ نیز به بنی قریظه مربوطند.

متون حدیثویرایش

به نقل از Meir J. Keister تمام اعضای مذکر قبیله که به سن بلوغ رسیده بودند سربریده شدند. ابن کثیر می‌گوید آن‌هایی که به نوجوانی نرسیده بودند به جای این که کشته شوند به عنوان اسیر جنگی گرفته شدند.

متون زندگی‌نامه‌نویسیویرایش

فقهای اولیه مسلمان، طبری و ابن هشام هم این رویداد را ذکر می‌کنند و بیان می‌کنند ۶۰۰–۹۰۰ نفر کشته شدند. روایت طبری این گونه است:

رسول خدا به بازار مدینه رفت و گودال‌ها داد که در آن حفر کنند؛ سپس به پیِ آن‌ها فرستاد و سرشان را داد در آن گودال‌ها بزنند. آنان را گروه‌گروه پیشش آوردند. در میان آنان دشمن خدا، حیی بن اخطب، و کعب ابن اسد، رئیس قبیله بود. آن‌ها ۶۰۰ یا ۷۰۰ نفر برشمرده شده‌اند—بزرگ‌ترین تخمین می‌گویند آنان ۸۰۰ و ۹۰۰ نفر بودند. همان‌طور که در گروه‌ها پیش رسول خدا برده می‌شدند، به کعب ابن اسد گفتند، "کعب، چه می‌فهمی. آیا نمی‌بینی که احضارکننده [کسی را] مرخص نمی‌کند و آنان که برده شده‌اند بازنمی‌گردند؟ به خدا، این مرگ است!" امور ادامه پیدا کرد تا این که پیامبر خدا کارش با آن‌ها تمام شد.[۳۱]

[Tabari, Volume 8, Victory of Islam, p. 35-36]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. کتاب تثنیه / فصل بیستم: 10 چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی، آن را برای صلح ندا بکن. 11 و اگر تو را جواب صلح بدهد، و دروازه‌ها را برای تو بگشاید، آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند، به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند.12 و اگر با تو صلح نکرده، با تو جنگ نمایند، پس آن را محاصره کن.13 و چون یهوه، خدایت، آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش. 14 لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر، و غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد، بخور.

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ Rahman al-Mubarakpuri, Saifur (2005), The Sealed Nectar, Darussalam Publications, pp. 201–205 (online)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Ibn Kathir, Saed Abdul-Rahman (2009), Tafsir Ibn Kathir Juz'21, MSA Publication Limited, p. 213, ISBN 978-1-86179-611-0(online بایگانی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۵ توسط Wayback Machine)
  3. Al طبری، Michael Fishbein (translator) (1997), Volume 8, Victory of Islam, State University of New York Press, pp. 35–36, ISBN 978-0-7914-3150-4
  4. Sunnan Abu Dawud, 14:2665
  5. صحیح بخاری, 4:52:280
  6. W. N. ARAFAT (1976), NEW LIGHT ON THE STORY OF BANU QURAYZA AND THE JEWS OF MEDINA, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, pp. 101–107
  7. David Norcliffe (1999), Islam: faith and practice, Sussex Academic Press, p. 21, ISBN 1898723869
  8. Arafat (1976), pg.101-107, note: on the authority of "Abdullah b. Ka'b b. Malik, al Zuhri, 'Asim b. 'Umar b. Qatada, 'Abdullab b. Abi Bakr, Muhammad b. Ka'b of Qurayza"
  9. Watt, W. Montgomery (1956). Muhammad at Medina. Oxford University Press, p. 36, 37, 39
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Watt, W. Montgomery (New edition 1974),Muhammad: Prophet and Statesman, Oxford University Press, p. 170-172
  11. Watt, W. Montgomery. "Ḳurayẓa , Banū." Encyclopaedia of Islam, Second Edition.
  12. مقایسه کنید:
    • Schöller, Marco. "Qurayẓa (Banū al-)." Encyclopaedia of the Qurʾān.
    • William Mongomery Watt in The Cambridge history of Islam, Volume 1, p. 49
    • Stillman, Norman, The Jews of Arab Lands: A History and Source Book. , p. 15, 1979
  13. Lings, Muhammad: His Life Based on the Earliest Sources, p. 229-233
  14. Peterson, Muhammad: the prophet of God, p. 125-127.
  15. Ibn Kathir, Saed Abdul-Rahman (2009), Tafsir Ibn Kathir Juz'21, MSA Publication Limited, p. 213, ISBN 978-1-86179-611-0(online)
  16. Haykal, Husayn (1976), The Life of Muhammad, Islamic Book Trust, p. 338, ISBN 978-983-9154-17-7
  17. سيره ابن هشام، ج 2 ،ص 238
  18. طبري، ج 2 ،ص 585
  19. سيره ابن هشام، ج 2 ،ص 244
  20. تاريخ طبري، ج 2 ،ص 591.
  21. المغازي واقدي، ج 1 ،ص 520.
  22. المغازي واقدي، ج 1 ،ص 520.
  23. سيره ابن هشام، ج 2 ،ص 244
  24. مغازی واقدی جلد1 ص523
  25. مغازی واقدی جلد1ص 460 و 462
  26. Ibn Ishaq (1955), The Life of Muhammad (Sirat Rasul Allah), translated by A. Guillaume, Oxford University Press, pp. 461–464, ISBN 978-0-19-636033-1
  27. Peters, Muhammad and the Origins of Islam, p. 222-224.
  28. Stillman, The Jews of Arab Lands: A History and Source Book, p. 140.
  29. Adil, Muhammad: The Messenger of Islam, p. 395f.
  30. William Montgomery Watt (1961), Muhammad, Prophet and Statesman, Oxford University Press, p. 166, ISBN 0198810784
  31. Al Tabari (1997), Volume 8, Victory of Islam, translated by Michael Fishbein, State University of New York Press, pp. 35–36, ISBN 978-0-7914-3150-4