فرهاد کوهکن

شخصیت افسانه‌ای ایرانی

فرهادکوهکن از عشاق مشهور و ناکام ادب فارسی و عاشق افسانه‌ای شیرین رقیب خسرو پرویز بود. در متون تاریخی و ادبی قدیم اشاره‌ای به شخصیت او نشده‌است اما در بعضی از کتاب‌های قدیم از فرهادسپهبد و در بعضی دیگر از فرهادحکیم نام برده شده‌است که مهندس بود و کار ساختن بعضی از نقوش در بناهای عصر خسرو پرویز به او منسوب است.

فرهاد (کوهکن)
اطلاعات کلی
نامفرهاد
لقبفرهاد کوه‌کن
آئین نامعلوم ،احتمالا ادیان کهن ایرانیشورا
ملیتایران
سایر اطلاعات
شناخته شدهعاشق و مجنون شیرین
شناخته شدهشهید عشق
نبردهانبرد شورا
نبرد اولنبرد شورا(باخته)
همسران بدون همسر عاشق ناکامه شیرینشیرین یا روژین

شرف خان بدلیسی مورخ قرن دهم هجری در کتاب (شرفنامه بدلیسی)یا تاریخ مفصل کردستان فرهاد کوهکن را به کرد های کلهر نسبت داده است و همچنین مردم ایل کلهر فرهاد کوهکن را از خود میدانند.

بر شهید تیشهٔ عشقت منال ای بیستونچون در این دامان الوند خفته بس فرهادها

فرهاد در منابعویرایش

از سدهٔ ششم قمری به بعد که نظامی گنجوی در داستان خسرو و شیرین ماجرای عشق او و شیرین را به نظم درآورد، شهرت فرهاد در ادب فارسی از خسرو نیز فراتر رفت. در این داستان فرهاد حجار و مهندس و انسانی ساده‌دل و یکرنگ، به غایت نیرومند و مستغنی از مال و سخت استوار است.

بر طبق افسانه‌ها فرهاد در مأموریتی شیفتهٔ شیرین شد امّا خسروپرویز او را به کندن کوه بیستون واداشت، با این شرط که اگر در این کار توفیق یافت شیرین را به او واگذارد، اما به این امید که او جان بر سر این کار ببازد. فرهاد با شوق و توانایی خاصی به این کار پرداخت و پاره‌های سنگین کوه را که ده مرد از برداشتن آن عاجز بودند، کَند. گویند به تحریک خسرو پرویز، قاصدی به دروغ خبر مرگ شیرین را به او داد. فرهاد با شنیدن این خبر، تیشهٔ خود را بر کوه پرت کرد و خود نیز بر اثر شوک شنیدن این خبر، در دم جان سپرد. البته در روایتی که وحشی بافقی بعدها به تقلید از نظامی نوشت، فرهاد با کوبیدن تیشه بر سر خود، خودکشی می‌کند.

شخصیت فرهاد همچون اسطورهٔ پاکبازی عشق و پایمردی در هاله‌ای از افسانه در شعر و ادب فارسی عرضه شده‌است و بر محور داستان عشق او به شیرین و رقابتش با خسرو پرویز داستان‌های منظوم بسیاری به وجود آمده‌است که به رغم برخی اختلافات در اساس با هم اشتراک دارد.

همچنین در ادبیات ایران آمده که لاله از خون فرهاد از زمین برخاسته است.

زحسرت لب شيرين هنوز می‌بينمكه لاله می‌دمد از خون دیدهٔ فرهاد[۱][۲]

مکان‌های یادبود شیرین و فرهادویرایش

هنری راولینسون در سفری که در سال ۱۸۳۶ به ایران داشته اشاره کرده‌است که در کردستان ایران مکان‌های زیادی وجود دارد که در فرهنگ عمومی مردم کرد به داستان عاشقانۀ شیرین و فرهاد منسوب شده و یا ساخت آن به فرهاد منتسب شده‌است.[۳] در منطقۀ کرمانشاه داستان شیرین و فرهاد جایگاه بالایی در فولکلور کردی و فرهنگ مردم دارد.

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

منابعویرایش

*شرف خان بدلیسی فرزند شمس الدین بدلیسی مورخ قرن دهم هجری (کتاب تاریخ کردستان)

((شرفنامه بدلیسی))

  • حسین، الهی قمشه‌ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
  • شریفی، محمد (۱۳۸۷). محمدرضا جعفری، ویراستار. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.

پیوند به بیرونویرایش