فضاهای امید (۲۰۰۰) (به انگلیسی: Spaces of Hope) کتابی است از دیوید هاروی (به انگلیسی: David Harvey)[۱] ، استاد ممتاز جغرافیا و انسان‌شناسی در دانشگاه شهریِ نیویورک.[۲][۳]

فضاهای امید
برگردانندهعلیرضا جباری (آذرنگ)
ناشرUniversity of California Press
ناشر فارسی: نشر افکار
تاریخ نشر2000
تاریخ نشر فارسی: 1395
شابک9789642281374
زبانانگلیسی

این کتاب را که در مجموعه جغرافیای انسانی انتقادی در دانشگاه کالیفرنیا (به انگلیسی: California Studies in Critical Human Geography) منتشر شده،[۴] علیرضا جباری (آذرنگ) به فارسی برگردانده است.[۵][۶]

حق به شهرویرایش

هاروی در این کتاب به «حق به شهر» (به انگلیسی: The Right to the City) می‌پردازد که از مفاهیم کلیدی در اندیشه اوست.[۷]

جهانی شدن و جنبش‌های آرمانشهریویرایش

«هاروی در کتاب فضاهای امید می‌کوشد به وضعیتی در قرن بیستم بپردازد که در آن فقدان هرگونه اراده سیاسی برای رهایی از وضعیتی فلاکت بار وجود دارد. به اعتقاد وی، زمانی که قرن بیستم به پایان رسید، ثروتمندان، ثروتمندتر شده بودند؛ قدرت در شرکت‌های بزرگ متمرکز شده بود؛ مناطق وسیع زمین از بین رفته و سه چهارم جمعیت زمین کنترل سرنوشت خود و ادعای حقوق اساسی را نداشتند. البته هیچ چیز جدیدی در این مورد وجود نداشت. آنچه رخ می‌نمود، فقدان هر گونه اراده سیاسی برای اقدام مؤثر رهایی‌بخش از این ادبار بود. فضاهای امید به این امر اختصاص یافته‌است. دیوید هاروی دیدگاهی در این اثر، هیجان‌انگیز را به دو موضوع اصلی گفتمان اجتماعی معاصر می‌دهد: جهانی شدن و بدن. او در مسیر انکشاف توسعه نابرابر جغرافیایی سرمایه‌داری اواخر قرن بیستم و تعیین جایگاه بدن کارورز در رابطه با این جغرافیای جدید، گنجینه‌ای از ظرفیت‌های تحلیلی و نظری را در نوشته‌های مارکس درمی‌یابد. هاروی معتقد است که برای ایجاد تغییرات مورد نیاز روزافزون ما باید معمارانی برای طراحی یک محیط زندگی و کاری متفاوت باشیم و یاد بگیریم تا بتوانیم پلی از بدن و شخصیت کوچک مقیاس، به اقتصاد سیاسی جهانی بزرگ مقیاس بزنیم. برای قرن‌ها، جنبش‌های آرمان شهری سهمی در ایجاد یک جامعه عادلانه داشتند. هاروی تاریح این سیر را مرور می‌کند تا دریابد که چرا آنان پیروز نشدند و چه ایده‌های هنوز معتبری در پشت این جنبش‌ها وجود دارد. توصیف ویرانگر او از محیط زیست موجود شهری (بالتیمور مطالعه موردی او است) این گفتار او را غنا می‌بخشد که ما می‌توانیم و باید از نیروی تخیل آرمان‌شهری در برابر همه کسانی که می‌گویند برای سرمایه‌داری جایگزینی وجود ندارد استفاده کنیم. او یک نوع جدید از تفکر آرمان‌شهری را به تصویر می‌کشد که او دیالکتیکی‌اش می‌خواند و توجه ما را بر طرح‌های احمالی برای دنیایی کارآمدتر و زندگی‌ای سازگارتر با طبیعت متمرکز می‌کند. او اظهار می‌دارد که اگر ایدئولوژی یا برنامه‌ای برای کار باشد، باید ویژگی‌ها و کیفیات زندگی انسانی را در مرکز توجه خود قرار دهد. در نهایت هاروی جرات می‌کند چشم‌انداز بسیار شخصی آرمان‌شهری را در ضمیمه پایانی کتاب طرح کند و این چیزی است که در مورد جغرافیای امید او شکی باقی نمی‌گذارد. مخاطبان فضاهای امید در این اثر، می‌توانند با مباحثی چون در بازگشت به مارکس، جغرافیای مانیفست، کارگران همه کشورها متحد شوید، جهانی‌سازی امروزی، توسعه ناموزون جغرافیایی و حقوق همگانی، بد به سان راهبرد انباشت، سیاست‌های بدنی و پیکار برای دستیابی به دستمزد معیشتی، فضای آرمانشهر، آرمانشهر باور دیالکتیکی، دربارهٔ معماران، زنبوران عسل و نوع بشر، مسئولیت‌ها در برابر طبیعت و نوع بشر و معماران عصیانگر در پهنه کار آشنا شوند.»[۸][۹][۱۰]

مقوله بدن به مثابه رابطه مندی اجتماعیویرایش

هاروی در بخش‌هایی از کتاب فضاهای امید، به مقوله «تن» (بدن) پرداخته‌است که خواهی نخواهی به کنجکاوی مخاطبان آثارش دامن می‌زند.[۱۱] هاروی، پاسخ‌های برآمده از گذشته، در خصوص چیستیِ انسان معاصر و مسائلِ پیش رویش را ناکارآمد و بی‌اعتماد دانسته و همین امر را دلیل روی‌آوردن متفکران عصر حاضر به «بدن»، در جستارهای نظری چند دهه اخیر می‌داند. واکنش جمعیِ گروهی از متفکران به پاسخ‌هایی که مقامی مرجع یافته بودند، در حالیکه دیگر هیچ ربطی به شرایط امروزیِ انسان و مسائلش نداشتند. اما در خصوص اینکه چرا «بدن»، به عرصه بازاندیشی تبدیل شده، با توجه به بی‌اعتباری مقولات تثبیت شدهٔ گذشته‌ای که دیگر به کار شناخت‌شناسی نمی‌آید، می‌گوید: «... شرایط امروزی، انگیزه بازگشت به بدن را به سان پایهٔ کاستی ناپذیر فهمیدن همه چیز پدیدآورده است» (ص ۱۳۳).

به گفته او «مارکس هر آنچه را که ممکن است مایل به دانستن آن باشیم به ما نگفت؛ اما نظریه‌ای را در باب پیدایی تابعیت بدن در شرایط برقراری نظام سرمایه‌داری به پیش کشید» (ص ۱۴۰). هر چند که از یاد هم نمی‌برد که «(...)جای نکته‌های بسیار از جمله دربارهٔ هویتِ جنسی، جنسیّتی، شهوانی و نژادیِ بدنِ اشخاص در طرح‌واره مارکس خالی است (یا اینکه او کمتر به این‌گونه مسائل اشاره کرده‌است)؛ اما کم توجهی به این نکته‌ها در آثار مارکس را نمی‌توان با حک و اصلاح روش یا محتوای رهیافت او برطرف کرد. محتوای رهیافتِ مارکس، چیزی است که نمی‌توان آنرا نفی کرد؛ بلکه باید آن را مبنا قرار داد. (...) مارکس، نوعی ابزار مفهومی ارزشمند را برای دریافت فرایندهای تولید و عمل بدن در شرایط سلطه سرمایه‌داری فراهم کرد.» (صص ۱۵۸، ۱۵۹)

پانویسویرایش

  1. David Harvey. «Spaces of Hope».
  2. «Reviews: Spaces of Hope». Journal of Historical Geography, Volume 27, Issue 1, Pages 98-101. January 2001,. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  3. Gianpaolo Baiocchi (آوریل ۱۳, ۲۰۱۱). «The Global Question in an Urban World : Spaces of Hope». Socialism & Democracy.
  4. Harvey، David (۲۰۰۰). Spaces of Hope (California Studies in Critical Human Geography). University of California Press. شابک ۹۷۸-۰۵۲۰۲۲۵۷۸۷.
  5. کتاب فضاهای امید https://fidibo.com/book/82890. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  6. ««فضاهای امید» در بازار کتاب». روزنامه دنیای اقتصاد. ۳ بهمن ۱۳۹۶.
  7. «اهمیت مبارزه بر سر فضاهای شهری/ گفتگوی جدلیه با دیوید هاروی / ترجمه پرویز صداقت».
  8. «دیوید هاروی دربارهٔ فضاهای امید چگونه می‌اندیشد؟». جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  9. JUDY COX (Winter ۲۰۰۰). «Reasons to be cheerful: theories of anti-capitalism A review of David Harvey, Spaces of Hope». INTERNATIONAL SOCIALISM JOURNAL. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 52 (کمک)
  10. David Wood. «Book Review: Spaces of hope». June 1, 2001. doi:030913250102500221 مقدار |doi= را بررسی کنید (کمک).
  11. زهره روحی (۲۹ آذر ۱۳۹۶). ««رابطه‌مندی»، اساس درک هستی و چیزها». انسان‌شناسی و فرهنگ. بایگانی‌شده از اصلی در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸.