فهرست شاهنشاهان هخامنشی

الگوی ویکی‌مدیا
(تغییرمسیر از فهرست شاهان هخامنشی)

فهرست شاهنشاهان هخامنشی فهرست ۱۴ شاهنشاه است که طی ۲۲۰ سال بر ایران حکومت کردند. اولین پادشاه و موسس این شاهنشاهی کوروش بزرگ بود و اخرین پادشاه رسمی این شاهنشاهی داریوش سوم بود. در زمان حکومت شاهنشاه داریوش بزرگ این شاهنشاهی به بزرگترین حالت خود رسید که بر ۴۴ درصد مردم آن زمان، حکم‌فرما بود که بزرگ‌ترین حکومت تاریخ باستان بود.
این پادشاهی با فتح کردن پادشاهی لیدیه و امپراتوری بابل نو توسط کوروش بزرگ بنیان نهاده شد و علی رغم تلاش ها و مقاومت های داریوش سوم ، با کشته شدن وی توسط اردشیر پنجم، این امپراتوری بعد از ۲۲۰ سال فرمانروایی توسط اسکندر مقدونی فتح شد و پایان یافت.

شاهنشاه
پارس
پادشاهی پیشین
Standard of Cyrus the Great (White).svg
درفش کوروش بزرگ
Darius the great. jpg.jpg
داریوش بزرگ، چهارمین شاهنشاه هخامنشی در سنگ‌نبشتهٔ بیستون
نخستین پادشاه کوروش بزرگ
واپسین پادشاه اردشیر پنجم
سکونتگاه رسمی بابل (دولت‌شهر)[۱]
منصوب‌کننده جانشینی ارثی
آغاز پادشاهی ۵۵۰ پ.م
پایان پادشاهی ۳۳۰ پ.م

پیشینهویرایش

کوروش بزرگ

کوروش بزرگ که کورش هم نوشته می‌شود، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتسیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند که رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند. دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال‌های نخستین زندگی او، روایت‌های گوناگونی، وجود دارد؛ اگرچه هر یک، سرگذشت زاده شدن وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند؛ اما شرحی که آن‌ها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر، شبیه افسانه است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می‌کند؛ ولی فقط یکی از آن‌ها را معتبر می‌داند. طبق نظر کسنوفون از سده پنجم تا سده چهارم پیش از میلاد مسیح، سلسله داستان‌های متفاوتی دربارهٔ کوروش، نقل می‌شده‌است.[۲]

کوروش ابتدا علیه ایشتوویگو، شاه ماد، به جنگ برخاست و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَگوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ جزئیات این نبردها وجود دارد. در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد امپراتوری بزرگی در آسیای مرکزی و غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در سرزمین اسرائیل (کنعان) را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر، شاه بابل، از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد. استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.[۳]

هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را بیش‌تر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است.

تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است یا حداقل، خبر مرگ وی و برتخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است. مقبره او از معروف ترین بناهای پاسارگاد است.[۴]

کمبوجیه دوم

کمبوجیه دوم (پادشاهی: ۵۳۰ تا ۵۲۲ پیش از میلاد) که گاهی در پارسی نوین با نام کامبیز یا کامبوزیا نیز شناخته می‌شود، دومین شاه دودمان هخامنشی و آغازکنندهٔ دودمان بیست و هفتم مصر و فرزند ارشد کوروش بزرگ و کاساندان است. مهم‌ترین اتفاق دوران فرمانروایی وی، فتح مصر بود. برخی از پژوهشگران معتقدند ریشهٔ نام کمبوجیه ایلامی است. در حالی که پژوهشگران دیگری آن را با قبیله‌های سانسکریت‌زبان موسوم به کمبوجه، که در شمال‌غرب هند زندگی می‌کنند، در پیوند می‌دانند و بر این باورند که کمبوجیه صورت وصفی نام این قبیله است.

کمبوجیه پیش از پادشاهی، در دوران فرمانروایی پدرش کوروش، عنوان «شاه بابل» را داشته و نایب‌السلطنه بوده‌است و پس از مرگ پدرش، جانشین وی شد. البته جانشینی در زمان هخامنشیان با پسر ارشد نبوده بلکه به خواست فرمانروا وابسته بود و او از میان فرزندانش یکی را به جانشینی برمی‌گزیند. هرچند انتصاب نخستین پسر معمول بود ولی قانون لازم‌الاجرایی نبود. او پس از به تخت‌نشینی، بیش از هر چیز وقت خود را صرف تهیهٔ مقدمات لشکرکشی به مصر کرد. سپاه او در ماه مه سال ۵۲۵ پیش از میلاد خود را به پلوزیوم رساند و با سپاه مصر درگیر شدند و سرانجام بر سپاه پسامتیخ سوم غلبه کرد. در ماه ژوئن سال ۵۲۵ پیش از میلاد، سپاه او با پیمودن درهٔ نیل از شمال به جنوب، سراسر مصر را تسخیر کرد. [۵] کمبوجیه پس از فتح مصر، نظم و امنیت را برقرار کرد و سیاست تساهل دینی پدرش را در پیش گرفت. براساس قوانین سنتی مصر، او رسماً «فرعون مصر» لقب گرفت و خود را «شاه مصر علیا و مصر سفلی» و «از نسل خدایان هوروس، رع و اوزیریس» نامید. پس از پیروزی کمبوجیه در برابر مصر، وی تصمیم گرفت فتوحات خود را گسترش دهد و به سرزمین‌های ثروت‌مند دیگری همچون لیبی و کارتاژ لشکر بکشد. وی از تبس پنجاه هزار تن را به تصرف واحهٔ آمون فرستاد اما سپاه وی پس از عبور از واحهٔ بزرگ در بیابان گم شد و هرگز خبری از آن نیامد.

در پاییز سال ۵۲۳ پیش از میلاد، خبرهای نگران‌کننده‌ای کمبوجیه را وادار به بازگشت از نوبه به‌سوی مصر کرد. سپاه وی نیل را تا کوروسکو طی کرد و سپس از راه بیابان عازم نوبه گردید اما هنگامی که آن‌ها یک‌چهارم راه را پیمودند، آب و آذوقهٔ سپاه تمام شد و آن‌ها پس از دادن تلفات بسیار، ناگزیر به بازگشت شدند.[۶]

گئومات مغ

گئومات یا گئوماتا به انگلیسی: Gaumata magus) سومین پادشاه هخامنشیان، نام مغی بود که به نوشته کتیبه بیستون وانمود کرد که پسر کوروش بزرگ، بردیا (اسمردیس) است و تخت پادشاهی را از آن خود کرد. هیچ رویدادی به اندازه تحول جانشینی داریوش اول بر کمبوجیه دوم، به‌طور مفصل در تاریخ مکتوب هخامنشیان نیامده و در موردش بحث نشده‌است.[۷]

گئومات (در کتیبه بیستون: گَ اوُ م آ تَ. - ga.u.m. ā.ta) نام مغی است که خود را بردیا گفت و ادعای سلطنت کرد.[۸]

در سال ۵۲۲ پیش از میلاد کمبوجیه در راه بازگشت از مصر می‌میرد. گئومات مغ (بردیای دروغین) با فریبکاری و زورستانی با طرح معرفی خود با نام بردیا فرزند کوروش بزرگ تخت پادشاهی را مالک می‌شود. بعد از آن داریوش بزرگ از خویشاوندان کوروش با یاری جمعی از نجیب‌زادگان پارسی، گئومات را کشت و به پادشاهی رسید.[۹] اولین کسی که پس از هفت ماه فرمانروایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، اتانس بود. او از دختر خود پرس‌وجو کرد و دخترش نتیجهٔ تحقیق را به پدر اطلاع داد، به این ترتیب که چون مغ مزبور هیچ‌گاه از قصر شوش بیرون نمی‌رفت و هیچ‌کدام از بزرگان پارس را به خود راه نمی‌داد، اتانس پسر «فرنس پس»، (به انگلیسی:Pharnaspes) از او ظنین شد و درصدد برآمد تحقیقاتی کند و به سهولت وسیلهٔ آن را یافت. وی توسط شخص ثالثی از دخترش پرسید که آیا واقعاً شوهرش پسر کوروش است؟ دختر جواب داد که چون شوهر خود را قبل از فوت کمبوجیه ندیده، نمی‌تواند چیزی بگوید. اتانس مجدداً به او پیغام فرستاد که این مطلب را از آتوسا دختر کوروش که نیز در اندرون است، تحقیق کن؛ چه او البته برادر خود را می‌شناسد. دختر اتانس جواب داد از وقتی که این شخص بر تخت نشسته، زنان حرم را از یکدیگر جدا کرده و کسی نمی‌تواند با دیگری صحبت کند یا مراوده داشته باشد.

کمبوجیه پیش از آنکه بتواند این بردیای دروغین را به زیر کشد، درگذشت. سرانجام داریوش بزرگ به کمک دیگر نجیب‌زادگان پارسی در طی کودتایی گئومات را کشت و خود بر تخت نشست. بر پایهٔ سنگ‌نبشتهٔ بیستون و متون رسمی بابلی، کمبوجیه پس از ماه ژوئیه سال ۵۲۲ پیش از میلاد درگذشته‌است. بر اساس گفته‌های هرودوت، او در راه بازگشت به ایران، در سوریه بود که خبر برتخت‌نشینی گئومات را از جارچی دریافت کرد. داریوش بزرگ در سنگ‌نبشتهٔ بیستون می‌گوید او «به مرگ خود مُرد».[۱۰]

داریوش بزرگ

داریوش بزرگ چهارمین پادشاه هخامنشی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، به پادشاهی رسید. پس از آن به فرونشاندن شورش‌های درون‌مرزی پرداخت. فرمانروایی شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین‌هایی چند به آن افزود. ساخت تخت جمشید) در زمان پادشاهی آغاز شد. تقسیم قلمرو شاهنشاهی به چندین شهربانی، ایجاد راه شاهی، ایجاد سپاه جاویدان، تنظیم مالیات‌ها، ارتباط دادن دریای مدیترانه و دریای سرخ، یکسان کردن واحد پول و واحد اندازه‌گیری، بازسازی نیایشگاه‌ها و تدوین قانون مصر از جمله اقدامات داریوش در دوران حکومتش بود. داریوش در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، پس از یک دورهٔ یک‌ماهه بیماری وفات یافت. آرامگاه او در دل کوه رحمت در نقش رستم قرار دارد.

خشایارشأ یکمویرایش

خشایارشأ یکم، خشایارشأ بزرگ،[۱۱] فرنامیده به شاه شاهان پسر داریوش بزرگ و آتوسا دختر کوروش بزرگ، پنجمین پادشاه هخامنشی در سال‌های ۴۸۵ تا ۴۶۵ پیش از میلاد است.

نام خشایارشا از دو بخش «خشای» به معنای «فرمان‌روا» و «آرشا» به‌معنای «قهرمان، مرد» پدید آمده‌است.[۱۲] معنای این نام می‌تواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است»[۱۳] یا فرمانروای قهرمانان باشد.[۱۴] خشایار (زرگسس) یعنی آنکه در راستی سلطنت می‌کند و وقتی که به سمت ولایتعهدی منسوب شد این لقب را بر او نهادند.[۱۵]

داریوش بزرگ در واپسین سال‌های زندگانی می‌خواست که برای تاوان‌خواهی از یونانیان برای چپاول و به آتش کشیدن سارد پایتخت لیدیه و هم‌چنین به تاوان شکست سپاه ایران، در نخستین سری جنگ‌های ایران و یونان و نبرد ماراتون، به یونان لشکر بکشد؛ ولی پیش از آن داریوش زندگی را بدرود گفت. پس از او پسرش خشایارشا آهنگ خونخواهی کرد تا کار پدر را به سرانجام برساند. شاید به جز این، آنچه وی را به این اندیشه انداخت، پافشاری مردونیه (داماد داریوش بزرگ و پسر گبریاس) و به ویژه دورشدگان (تبعیدیان) آتنی در پناه دربار بود. در خود آتن هم همانا این خون‌خواهی را پیش‌بینی می‌کردند و تمیستوکل سردار آتن پس از سرگذشت ماراتون، بخش بزرگی از سرمایهٔ آتن را در راه توانمندی نیروی دریایی هزینه کرد.

خشایارشا پس از ۲۰ سال پادشاهی، در اکتبر ۴۶۵ پیش از میلاد در خواب‌گاه خویش به دست فرنشین هنگ شاهنشاهی اردوان و یک خواجه به نام میترا یا اسپنت‌میترا که با یکدیگر هم‌دست شده بودند، کشته شد. سپس اردوان پسر بزرگ خشایارشا به نام داریوش را کشت. چون پسر دوم پادشاه، ویشتاسپ که استاندار باکتریه بود، نیز از پایتخت دور بود، اردوان چند ماه جانشینی پادشاه را داشت. او گذارانه، اردشیر، پسر سوم خشایارشا را بر تخت نشاند. اردوان و پسرانش می‌خواستند به‌هنگام اردشیر را نیز از میان بردارند ولی اردشیر از این نیرنگ آگاه شد و پیش‌دستی کرد. در پی یک زدوخورد درونی که در چهار دیوار پرده‌سرا درگرفت، اردشیر یکم اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند.[۱۶]

اردشیر یکمویرایش

اردشیر یکم یا ارتخشتره ششمین پادشاه هخامنشی از سال ۴۶۵ تا ۴۲۴ پیش از میلاد بود.

او سومین پسر خشایارشا بود. اردشیر پسر خشایارشا و ملکه آمِستریس (دختر اُتانس) است.[۱۷] پس از به قتل رسیدنِ پدر و برادرش داریوش که جانشینِ قانونی بود، به دستِ اردوان فرمانده گارد نگهدار شاه، بر تختِ شاهی نشست. اردوان به‌طور موقت، اردشیر، را بر تخت نشاند و خودش از طریق پسران خویش قصد داشت به هنگام فرصت وی را نیز از میان بردارد اما اردشیر از این توطئه آگاهی یافت و در دفع او پیشدستی کرد. اردشیر، اردوان و پسرانش را کشت و خود را شاهنشاه خواند. اردشیر ۴۱ سال فرمانروایی کرد.

گزارش ۳ منبع گوناگون موجود دربارهٔ توطئه درباری که منجر به کشته شدن خشایارشا و بر تخت نشستن اردشیر در ۴۶۴ پ. م شد، از نظر انگیزه توطئه و نحوه اجرای آن متفاوت است. با این همه، چنین به نظر می‌رسد که اردوان، فرمانده محافظان سلطنتی، با همکاری دیگر مقام‌های بلندپایه دربار، از جمله بغبیش (یا بغبوخش= مگابیزوش یونانی) داماد خشایارشا و با همدستی مهرداد (کتسیاس: اسپَمِترِس)، خواجه دربار، نخست خشایارشا را به قتل رساند و چنین وانمود کرد که داریوش طراح قتل خشایارشا بوده‌است و سپس بزرگترین پسر خشایارشا، اردشیر او را به کشتن او برانگیخت. آنگاه چون برای دستیابی به قدرت خواستار شاهی ضعیف بود، اردشیر را بر تخت نشاند. این امکان نیز وجود دارد که اردشیر، از ترس اینکه اردوان، مرد نیرومند دربار، او را نیز از سر راه بردارد، اردوان را به قتل رسانده و بی‌درنگ حکومت را به دست گرفته باشد. در هر حال، همه آن‌هایی که در قتل خشایارشا دست داشتند، به دستور اردشیر کشته شدند.[۱۸] گویا در آن زمان خشایارشا در تخت جمشید بود و ۵۵ سال از عمرش می‌گذشت. وی را در نقش رستم در آرامگاهی که قبلاً ساخته شده بود دفن کردند. یکی از نخستین اقدام‌های شاه جدید، تغییر نام خود به اردشیر بود؛ که معنی نامش «قدرت از طریق ارته (عدالت) استقرار می‌یابد» مبین تمایل شاه به تجلیل از ارزش‌های سیاسی-مذهبی «حقیقت» و مشروعیت دودمانی باشد.[۱۹] اردشیر در ۴۶۴ پ. م. دست به تجدیدنظر در سازماندهی دولتی زد. وی تمام نزدیک‌های وفادار به خود را ساتراپ تعیین نمود؛ ولی برادرش ویشتاسپ که ساتراپ باکتریا بود، نقشه طرح کرد تا با کمک اشراف باکتریا تاج و تخت را از چنگ برادر بیرون آورد و برای رسیدن به این منظور، سر بر شورش برداشت؛ ولی طی دو جنگی که به آن دست زد شکست خورد و کشته شد. [۲۰] او خود را به سادگی چنین معرفی کرده‌است: «من اردشیر، شاه بزرگ، شاه شاهان، پسر شاه خشایارشا، نوه داریوش، هخامنشی هستم.»[۲۱] اردشیر بین دسامبر ۴۲۴ پ. م؛ و فوریه ۴۲۳ پ. م. درگذشت.[۲۲][۲۳] در روز مرگ او، داماسپیا، همسر او نیز درگذشت.[۲۴][۲۵] هر دوی آن‌ها در نقش رستم دفن شدند. خبر مرگ آن‌ها اندک اندک در سراسر امپراطوری گسترش یافت. مثلاً در ناحیه نیپور در بابل، کاتب‌ها تا مدتی شروع به نوشتن اسناد مربوط به سلطنت اردشیر کردند.[۲۶]

مدت پادشاهی اردشیر را به اختلاف، ۴۰ سال یا ۴۲ سال نوشته‌اند. به گزارش کتسیاس خشایارشا تنها فرزند او از همسر رسمی اش داماسپیا بود که بعد از او به فرمانروایی رسید.[۲۷]

خشایارشأ دومویرایش

خَشایارشا دوم هفتمین پادشاه هخامنشی بود که به‌مدت ۴۵ روز پادشاهی کرد و توسط برادر ناتنی‌اش سغدیانوس کشته‌شد. وی تنها پسر اردشیر یکم از ملکه داماسپیا بود و در دوران پادشاهی اردشیر ولیعهد رسمی او بود که پس از مرگ پدر برای مدتی کوتاه به پادشاهی رسید.

نام خشایارشا از دو بخش «خشای» به معنای «فرمان‌روا» و «آرشا» به‌معنای «قهرمان‌مرد» پدید آمده‌است. معنای این نام می‌تواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است» یا «فرمانروای قهرمانان» باشد.

به‌دلیل کوتاه بودن دوران پادشاهی خشایارشا، هیچگونه منبع مستقیمی به زندگی و دوران پادشاهی وی نپرداخته‌است و گزارش‌های تاریخی دربارهٔ او، به‌صورتی کوتاه و گذرا و در خلال گزارش‌های دیگر شاهان هخامنشی آمده‌اند. در میان اسناد بابلی نیز هیچگونه اشاره‌ای از خشایارشا دوم وجود ندارد و در این اسناد، نام وی به‌عنوان شاه هخامنشی ثبت نشده‌است.[۲۸]

پیر بریان دلیل اینکه خشایارشا تنها فرزند اردشیر و داماسپیا بوده را احتمالاً مرگ فرزندان دیگر در سنین کودکی می‌داند، همانگونه که ۱۳ تن از فرزندان داریوش دوم در کودکی مرده بودند.[۲۹]

نام همسر خشایارشا نامشخص است. وی دارای دختری بوده که بعدها با شخصی به‌نام هیرامنس ازدواج کرد ولی نام این دختر نیز در منابع ذکر نشده‌است.[۳۰]

خشایارشا پس از پدرش اردشیر یکم به پادشاهی رسید. وی که تنها پسر قانونی اردشیر بود، در دوران پادشاهی پدرش ولیعهد او بود و پس از رسیدن به پادشاهی، حکومتش توسط سغدیان تهدید شد. سغدیان به‌همراه فرناکواس، منوستانس و چند تن دیگر، توطئه‌ای علیه خشایارشا ترتیب داد و «هنگامی که وی در کاخ خود مست و مدهوش آرمیده‌بود» به قتل رسید.[۲۹] براساس الواح بابلی فاصلهٔ بین مرگ اردشیر یکم تا به پادشاهی رسیدن داریوش دوم، از پایان دسامبر ۴۲۴ پیش از میلاد تا فوریهٔ ۴۲۳ پیش از میلاد تاریخ‌گذاری می‌شود و می‌توان مشخص کرد که حوادث مربوط به پادشاهی خشایارشای دوم و سغدیان، در این تاریخ‌ها روی داده‌است.[۲۹]

کتزیاس می‌گوید که جنازهٔ خشایارشا را همراه با جنازهٔ پدر و مادرش، در یک روز در پارس دفن کردند.[۳۱] اردشیر و همسرش داماسپیا در یک روز درگذشتند و در آرامگاهی در نقش رستم دفن شدند و احتمالاً خشایارشا نیز در کنار در آن‌ها دفن شده‌باشد.

سغدیانهویرایش

سغدیانه از ۴۲۴ تا ۴۲۳ پیش از میلاد شاهنشاه ایران بود. درباره دوران فرمانروایی کوتاه او اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها در نوشته‌های مورخ یونانی که در دربار هخامنشی حضور داشته است، یعنی کتزیاس، به او پرداخته شده است. او احتمالا پسر غیر رسمی اردشیر یکم از یک زن بابلی به نام آلوگونه بوده است.[۳۲]

نخست خشایارشای دوم، پسر رسمی اردشیر یکم از شهبانوی هخامنشی داماسپیا، خود را شاه خواند. او که پیش از مرگ پدرش به عنوان ولیعهد برگزیده شده بود، تنها در پارس به رسمیت شناخته شد. دوم سغدیانوس بود که تنها عیلامیان او را به عنوان شاهنشاه هخامنشی پذیرفتند و سومین نفر اوخوس (یا همان داریوش دوم )بود. اوخوس که از مادری بابلی متولد شده بود، همچنین باخواهر ناتنی هر سه برادر، یعنی پروشات نیز ازدواج کرده بود. قدیمی‌ترین نوشته‌ای که از اوخوس به عنوان داریوش دوم نام برده است، مربوط است به دهم ژانویه ۴۲۳ پیش از میلاد. به نظر می‌رسد که مادها، بابلی‌ها و مصری‌ها او را به عنوان جانشین اردشیر یکم به رسمیت شناخته‌اند.

با این حال، این بحران چندان طولانی نشد. تنها پس از چهل و پنج روز از زمانی که خشایارشای دوم خودش را شاهنشاه نامیده بود، در زمان مستی به دستور سغدیانه کشته شد. احتمالا طرفداران خشایارشا پس از این اتفاق سغدیانه را به عنوان شاهنشاه خود قبول کرده‌اند. شش ماه و پانزده روز بعد، سغدیانه توسط برادر ناتنی‌اش، اوخوس دستگیر شد.

داریوش دوم، دستور داد تا سغدیانه را به وسیله خفگی در خاکستر اعدام کنند، زیرا او چندی پیش به برادرش وعده داده بود که با شمشیر، سم و گرسنگی کشته نخواهد شد.

داریوش دومویرایش

داریوش دوم، اُخُس یا وهوکه، سومین پسر اردشیر یکم، نهمین شاهنشاه هخامنشی بود.
ظاهراً به سبب نژاد یا نسبت مادر بابلی خویش سوریائی هم خوانده می‌شد. او پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس که برادر خود خشایارشا دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴۲۳ (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام داریوش را برای خود برگزید. داریوش دوم نوزده سال بر ایران حکومت کرد. او با توجه به تاریخ سنتی ایران با داراب همسان دانسته می‌شود.
داریوش دوم به دولت اسپارت که علیه دولت آتن می‌جنگید، کمک‌های شایانی نمود و در اثر همین منازعات و اشتغال حریفان در جنگ پلوپونز بود که یونانیان آسیای صغیر و برخی از جزایر یونانی‌نشین که از زمان صلح کالیاس مستقل شده بودند، دوباره فرمانبردار ایران گردیدند. این پیروزی‌های به اصطلاح دیپلماتیک این عیب را هم داشت که سپاه ایران را بیکار می‌گذاشت و تجربه نشان می‌دهد که در تاریخ امپراتوری‌های بزرگ، وقتی ارتش یکچند بیمصرف بماند مانند تیغی در غلاف مانده، زنگ می‌زند و طولی نکشید که داریوش سوم، در زمان حملهٔ اسکندر تلخی این واقعیت را چشید.[۳۳]
جنگ پلوپونزوس بین آتن و اسپارت، ۲۶ سال ادامه داشت و بالاخره در سال ۴۰۴ پیش از میلاد خاتمه یافت.
داریوش دوم در سال ۴۰۴ پیش از میلاد در شهر بابل درگذشت.( ارامگاه او در نقش رستم واقع گردیده) پَریساتیس (Parysatis) جانشین او شد که بعدها از پسر جوانترش، کوروش کوچک برای جانشینی در مقابل برادر تنی خود، اردشیر دوم (حکومت ۴۰۵–۳۵۹)، حمایت کرد که گزارش آن توسط گزنفون در کتاب اول آناباسیس داده شده‌است. اسناد ایرانی برای حکمرانی داریوش دوم کمیاب است. تمام کتیبه‌ها به فعالیت‌های ساختمان‌سازی اشاره دارند.[۳۴]

اردشیر دومویرایش

اردشیر دوم، دهمین شاهنشاه هخامنشی و پسر بزرگ داریوش دوم و پروشات بود که پس از مرگ پدر در سن سی سالگی به سلطنت رسید و ۴۶ سال حکومت کرد.
چندروز پس از مرگ داریوش در ۴۰۴ ق. م که حدود ۲۰ سال پادشاه بود، اردشیر به پاسارگاد رفت تا در آنجا به وسیلهٔ موبدان، آداب تاجگذاری را به عمل آرد. در پاسارگاد معبدی است که متعلق به الهه جنگ است که احتمال می‌رود معبد می‌نرو (آناهیتا) باشد. هریک از پادشاهان ایران که باید بر تخت سلطنت جلوس کند داخل معبد می‌شود، لباس خود را بیرون و لباسی که کوروش بزرگ قبل از سلطنت می‌پوشید را می‌پوشیدند و خود را متبرک می‌ساختند، قدری انجیر خشک می‌خورند، برگ گیاه هئومه را می‌جویدند و مشروبی از سرکه و شیر می‌نوشیدند. باقی آداب را تنها موبدان از ان خبر دارند. وقتی اردشیر می‌خواست آداب مذهبی را به جا آورد، تیسافرن او را آگاه کرد که کوروش سوء قصد نسبت به او دارد و برای تأیید این خبر کاهنی که مربی کوروش در دوران کودکیش بود و به سبب به سلطنت نرسیدن او ناراحت بود، نزد اردشیر آورد.

او شهادت داد که کوروش قصد دارد حین انجام آداب مذهبی به شاه حمله و او را بکشد. مورخین نوشته‌اند برابر همین اتهام‌های کاهن کوروش را دستگیر کردند. برخی آورده‌اند که به همراه کاهن وارد معبد شدند و کوروش که پنهان شده بود تا اردشیر را بکشد، دستگیر کردند. [۳۵] اردشیر حکم اعدام کوروش را داد و همین که خبر به پروشات رسید، دوان آمد و پسر خود را در آغوش کشیده بدن او را با گیسوان خود پوشید، گردن خود را به گردن او چسباند و چنان او را محکم دربر گرفت که جلاد نمی‌توانست ضربتی بر کوروش وارد آورد، بی آن که ضربت به پروشات هم اصابت کند. پس از این کار ملکه فریاد برآورد، شیون‌ها کرد و چنان عجز و الحاح نمود و قسم داد و قسم خورد، تا بالاخره شاه، کوروش را بخشید و حکم کرد به ایالتش برگردد. کوروش پس از آن به لیدیه می‌رود و مشغول انجام تدارک شورش می‌شود.
اردشیر دوم پس از ۴۵ سال شاهنشاهی در سال ۳۵۸ پیش از میلاد در سن ۷۷ سالگی درگذشت و پسرش اٌخٌوس با نام اردشیر سوم به جای او نشست.[۳۶]

اردشیر سومویرایش

اردشیر سوم یازدهمین پادشاه هخامنشی پسر اردشیر دوم و استاتیرا همسر او بود.

وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگ‌نبشته «پارسه» تخت جمشید «ارتَ خْشثَر» یا اردشیر نامید. نویسندگان یونانی، نام او را «آرتازرکسیز» یا «آرتازرکسیس» نوشته‌اند. در سال ۳۴۲ پیش از میلاد در دوران اردشیر سوم مصر باز پس گرفته می‌شود و به خاک ایران ملحق می‌شود. این فتح پس از چندین حمله در دهه گذشته، نصیب امپراتوری هخامنشی گردید.[۳۷]

اردشیر در اوضاعی ناآرام به پادشاهی رسید. با این همه، اردشیر پادشاهی توانا بود که می‌خواست نیرومندی پیشین هخامنشی را به آن بازگرداند. یکی از نخستین گام‌های او در این راه، سرکوب شورش کادوسیان بود که به دست کودومانوس (سردار اردشیر که سپس با نام داریوش سوم به تخت نشست) صورت گرفت. پس از این جنگجویان کادوسی در سپاه هخامنشی وارد شدند. کودومانوس نیز به شهربانی ارمنستان رسید. در ۳۵۶ق. م اردشیر از شهربانان آسیای صغیر خواست که سربازان مزدور خود را مرخص کنند. از این میان تنها ارتاباز، شهربان فریگیه از فرمان اردشیر سرپیچید و به یاری اُرُنتس، شهربان میسیه و خارس، سردار آتنی، بر اردشیر شورید و سپاه او را شکست داد سپس از آنان شکست خورد و در ۳۵۲ ق. م به فیلیپ دوم مقدونی پناه برد.[۳۸][۳۹] اردشیر در ۳۴۳ پ.م. رهسپار مصر شد تا بار دیگر این سرزمین را پس از ۶۰ سال گسستن از قلمرو شاهنشاهی هخامنشی، به اطاعت وادارد. در رؤیایی ایرانیان و مصریان نکتانبو در پلوزیوم شکست خورد و به ممفیس بازپس نشست. سپس اردشیر در ۳۴۲ پ.م. بر تمامی مصر و از جمله ممفیس دست یافت و نکتانبو به نوبه گریخت. به نوشته منابع یونانی و مصری، اردشیر با خشونت با شهرهای مصر رفتار کرد. با این همه، در منابع مصری اردشیر را بنیانگذار دودمان سی و یکم مصر خوانده‌اند. اردشیر در بازگشت مصر را به فِرنداتِس سپرد و مِنتور، اهل رودس را که با مزدوران یونانی خود سهم بزرگی در تسخیر مصر داشت، به فرماندهی سپاهیان هخامنشی غرب آسیای صغیر گماشت. با تسخیر مصر که بزرگترین دستاورد پادشاهای اردشیر بود، مرزهای شاهنشاهی هخامنشی به گستردگی پیشین آن رسید.[۴۰]
اردشیر در ۳۳۸ پ. م به دسیسه باگواس، خواجه دربار مسموم شد و او را در تخت جمشید به خاک سپردند. ارسس، فرزند او نیز پس از وی به پادشاهی رسید.[۴۱][۴۲]

اردشیر چهارمویرایش

ارشک که با نام اردشیر چهارم برتخت نشست، دوازدهمین شاهنشاه ایران از دودمان هخامنشی بود. او از ۳۳۸ پیش از میلاد تا ۳۳۶ پیش از میلاد حکومت کرد و سرانجام توسط باگواس خواجه کشته شد. دوران اردشیر چهارم بود که مقدونیه تحت فرمانروایی فیلیپ دوم اوج گرفت، به قدرت مطلق یونان تبدیل شد و برای حمله به ایران آماده گردید.

اردشیر چهارم فرزند اردشیر سوم و آتوسا دختر اردشیر دوم بود.[۴۳] از زمان تولد او اطلاعات زیادی در دسترس نیست و تنها موجود است که او آخرین پسر اردشیر سوم بوده‌است. ارشک زمانی که به سلطنت می‌رسد بسیار جوان بوده. وی یک خواهر تنی به نام پروشات داشته‌است که او بعداً با اسکندر مقدونی ازدواج می‌کند و همچنین نام یکی از برادران ناتنی او در منابع یونانی به شکل بیسدانس دیده می‌شود.[۴۳] آرشک احتمالاً چند فرزند داشته‌است که همگی همراه او به قتل رسیده‌اند.

با به تخت‌نشینی اردشیر سوم، دولت هخامنشی بار دیگر احیا می‌شود.[۴۴] او چندین شورش در بخش‌های مختلف شاهنشاهی را سرکوب و مصر را یک‌بار دیگر ضمیمه امپراتوری کرد. اما با کشته شدن اردشیر سوم در پاییز ۳۳۸ به دست باگواس، خواجه جاه‌طلب دربار هخامنشی، این امیدها پایان می‌یابد.[۴۵] با مسموم شدن اردشیر سوم، اوضاع شاهنشاهی هخامنشی رو به بحران می‌رود.[۴۴] باگواس که می‌خواست کنترل اوضاع را در دست خود نگاه دارد، همه پسران اردشیر سوم، به جز ارشک و بیسدانس را به قتل می‌رساند.[۴۴] سپس ارشک جوان با نام اردشیر چهارم به عنوان شاهنشاه جدید برگزیده می‌شود.[۴۴][۴۳]

در همان زمان باگواس کنترل اوضاع دربار ایران را دست داشت، در یونان وضعیت متفاوتی برقرار بود. فیلیپ دوم مقدونی، پدر اسکندر مقدونی، با توجه به اوضاعی که در ایران برقرار بود، تقریبا همه دولت-شهرهای (پولیس) یونانی را زیر پرچم مقدونیه متحد کرده بود.[۴۳] وی از هخامنشیان به دلیل پشتیبانی از شهر پرینتوس علیه مقدونیه در زمان اردشیر سوم، درخواست غرامت کرد اما این درخواست توسط اردشیر چهارم رد شد. به همین بهانه، فلیپ در سال ۳۳۶ پیش از میلاد سپاهی مرکب از ۱۰ هزار سرباز مقدونیه‌ای را روانه آسیا کرد.[۴۳] در همین زمان، ارشک که مشغول خلاص کردن خود از نفوذ باگواس بود، تلاش کرد تا خواجه را مسموم کند اما این نقشه با موفقیت پیش نرفت. در پاسخ، باگواس ارشک و همه خانواده‌اش را به وسیله سم کشت و سپس پسر عموی شاه، یعنی داریوش سوم را به عنوان شاهنشاه بعدی برگزید.[۴۳]

داریوش سومویرایش

داریوش سوم یا دارا، سیزدهمین و آخرین پادشاه شاهنشاهی هخامنشی بود. او فرزند آرشام (نوهٔ داریوش دوم)، و سی‌سی‌گامبیس، دختر اردشیر دوم بود.

او در سال ۳۸۰ پیش از میلاد در پارسه متولد شد و در سال ۳۳۰ پیش از میلاد در دامغان بدست اردشیر پنجم کشته شد. در شاهنامهٔ فردوسی و تاریخ سنتی ایرانیان، داریوش سوم با نام «دارا» شناخته می‌شود و پدر او داراب معرفی شده‌است.[۴۶] فقدان منابع برای سده پایان حکومت هخامنشی، مشکل اصلی برای تاریخ‌نگاری زندگانی و حکمرانی داریوش سوم است. هیچ متن یا بنای تاریخی پادشاهی در دسترس نیست و تنها دانش ما برگرفته از تاریخ‌نگاران یونانی است که دوره زندگی اش را در مقایسه با دوران آغازین عالی اسکندر مقدونی شرح داده‌اند. [۴۷]
استاتیرای دوم، دختر یا خواهر و همسر داریوش سوم است که در اسارت مرد. استیرای سوم، دختر بزرگ داریوش سوم است.[۴۸] در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، داریوش با وجود شکستهای پی در پی هنوز مأیوس نشده و درصدد بود قشون جدیدی در ماد تجهیز کند و بجنگد در اکباتان (همدان) ماند اما وقتی اسکندر در تعقیب داریوش از پارس راه ماد را پیش گرفت و داریوش نیز برای تجهیز سپاه توفیقی نیافت. با بسوس ساتراپ باختر که خویشاوند داریوش سوم محسوب می‌شد و عده‌ای از بزرگان پارس، از جانب ری به ولایت باختر عزیمت کردند. در حدود دامغان بسوس، که از آمدن اسکندر مطلع شده بود، شاه را به قصد کشتن، زخم مهلکی زد و به سوی باختر گریخت و خود را اردشیر پنجم، شاه ایران خواند. اسکندر وقتی به بالین داریوش سوم رسید او از آن زخم‌ها فوت کرده بود و فاتح جسد او را با تأثر و احترام به پارس فرستاد.[۴۹] داندامایف اظهار می‌دارد که هر کسی که گزارش‌های لشکرکشی اسکندر را می‌خواند، آرزو می‌کند که ای کاش پارسیان پیروز میدان می‌شدند. او می‌گوید که پارسیان با شجاعت جنگیدند، صفوف منظم از سربازان ماهر مزدور یونانی بود که به مافوق خود وفادار بودند. پارسیان در ناوگان دریایی برتر از مقدونی‌ها بودند و ذخایر مالی و اقتصادی بیشتری نسبت به مقدونی‌ها داشتند.[۵۰]

فهرستویرایش

شاهنشاهان هخامنشی، ۵۵۹ تا ۳۲۹ پیش از میلاد
نام نگاره لقب زادروز
مرگ
آغاز شاهی
پایان شاهی
نسبت با شاهان پیشین علت مرگ منبع مدت حکومت نگاره آرامگاه والدین
همسر
کوروش بزرگ   شاهنشاه پارس، شاه بابل، شاه سومر و اکد و چهارگوشهٔ جهان ۶۰۰ پ.م
اوت ۵۳۰ پ.م
۵۵۹ پ.م
اوت ۵۳۰ پ.م
پسر کمبوجیه یکم شاه انشان و ماندانا دختر ایشتوویگو شاه ماد هرودوت روایت مبهمی که به گفته خود از آن مطمئن نیست،
از مرگ وی به دلیل جراحات ناشی از جنگ با ماساگت‌ها در
شمال شرق ارائه می‌دهد.
[۵۱] ۲۹ سال   پدر«کمبوجیه یکم» مادر«ماندانا»
کاساندان
کمبوجیه دوم   شاه بزرگ، شاهنشاه، شاه بابل،

فرعون مصر

نامشخص
ژوئیه ۵۲۲ پ.م
اوت ۵۳۰ پ.م
ژوئیه ۵۲۲ پ.م
پسر کوروش بزرگ به گفته هرودوت کمبوجیه هنگامی که می‌خواست به سمت ایران
حرکت کند و علیه گئومات مغ قیام کند در هنگام سوار شدن بر اسب
چاقوی خودش در پایش رفت و سه هفته بعد از دنیا رفت.
[۵۲] ۸ سال   پدر«کوروش بزرگ» مادر«کاساندان»
نامشخص
گئومات مغ[راهنما ۱]   شاه بزرگ، شاهنشاه، شاه بابل،

فرعون مصر

نامشخص
۲۹ سپتامبر ۵۲۲ پ.م
۵۲۲ پ.م
۵۲۱ پ.م
به دست داریوش بزرگ کشته شد. [۵۳] ۱ سال   نامشخص
نامشخص
داریوش بزرگ   شاه بزرگ، شاهنشاه، شاه بابل، فرعون مصر ۵۵۰ پ.م
اکتبر ۴۸۶ پ.م
۲۹ سپتامبر ۵۲۲ پ.م
اکتبر ۴۸۶ پ.م
داماد کوروش بزرگ
پسر ویشتاسپ پسر آرشامه پسر آریارمنه پسر چیش پیش
تا پایان عمر سلطنت کرد. [۵۴] ۳۶ سال   پدر«ویشتاسپ» مادر«روزگونه»
آتوسا
خشایارشأ بزرگ   شاه بزرگ، شاهنشاه،

فرعون مصر

حدود ۵۱۹ پ.م
۴۶۵ پ.م
۴۸۶ پ.م
۴۶۵ پ.م
پسر داریوش یکم و آتوسا دختر کورش بزرگ به دست اردوان پارسی رئیس گارد سلطنتی خود کشته شد. [۵۵][۵۶] ۲۱ سال   پدر«داریوش بزرگ» مادر«آتوسا»
آمستریس
اردشیر یکم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
۴۲۴ یا ۴۲۳ پ.م
۴۶۵ یا ۴۶۴ پ.م
۴۲۴ یا ۴۲۳ پ.م
پسر خشایارشای یکم تا پایان عمر سلطنت کرد. [۵۷] ۴۲ سال   پدر«خشایارشا» مادر«آمستریس»
داماسپیا
خشایارشأ دوم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
ژانویه ۴۲۳ پ.م
دسامبر ۴۲۴ پ.م
ژانویه ۴۲۳ پ.م
پسر اردشیر یکم به دست سغدیانه کشته شد. [۵۸] ۱ سال   پدر«اردشیر یکم» مادر«داماسپیا»
نامشخص
سغدیانه شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
اوت ۴۲۳ پ.م
۴۲۴ پ.م
اوت ۴۲۳ پ.م
پسر اردشیر یکم به دست داریوش دوم کشته شد. [۵۹] ۱ سال   پدر«اردشیر یکم» مادر«آلوگونه»
نامشخص
داریوش دوم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
۴۰۴ پ.م
فوریه ۴۲۳ پ.م
۴۰۴ پ.م
پسر اردشیر یکم تا پایان عمر سلطنت کرد. [۶۰] ۱۹ سال   پدر«اردشیر یکم» مادر«کسمارتیدن»
پروشات
اردشیر دوم   شاه بزرگ، شاهنشاه نامشخص
۳۵۸ پ.م
۴۰۴ پ.م
۳۵۸ پ.م
پسر داریوش دوم تا پایان عمر سلطنت کرد. [۶۱][۶۲] ۴۶ سال   پدر«اردشیر دوم» مادر«پروشات»
استاتیرا
اردشیر سوم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
۳۳۸ پ.م
۳۵۸ یا ۳۵۷ پ.م
۳۳۸ یا ۳۳۷ پ.م
پسر اردشیر دوم (هخامنشی) به دست باگواس کشته شد. [۶۳] ۲۰ سال   پدر«اردشیر دوم» مادر«استاتیرا»
آتوسا
اردشیر چهارم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر نامشخص
۳۳۶ پ.م
۳۳۸ پ.م
۳۳۶ پ.م
پسر اردشیر سوم به دست باگواس کشته شد. [۶۴] ۲ سال پدر«اردشیر سوم» مادر«اآتوسا»
نامشخص
داریوش سوم   شاه بزرگ، شاهنشاه، فرعون مصر ح۳۸۰ پ.م
۳۳۰ پ.م
۳۳۶ پ.م
۳۳۰ پ.م
پسر آرشام پسر اوستن پسر داریوش دوم به دست اردشیر پنجم کشته شد. [۶۵] ۶ سال پدر«آرشام» مادر«سی‌سی‌گامبیس»
استاتیرا
اردشیر پنجم   شاه بزرگ، شاهنشاه نامشخص
۳۲۹ پ.م
۳۳۰ پ.م
۳۳۰ پ.م
به دست اسکندر مقدونی کشته شد. [۶۶] کمتر از ۱ سال پدر«هوخشدره» مادر«نامشخص»
نامشخص

شجره‌نامهویرایش

هخامنش
نیای بزرگ
چیش‌پیش
شاه انشان و پارس
آریارمنه
شاه پارس
کوروش یکم
شاه انشان
آرشامه
شاه پارس
کمبوجیه یکم
شاه انشان
ویشتاسپ
شاهزاده
کوروش بزرگ
شاه ایران
داریوش بزرگ
شاه ایران
کمبوجیه دوم
شاه ایران
بردیا
شاهزاده
رکسانا
شاهدخت
آتوسا
شهبانو
خشایارشا یکم
شاه ایران
اردشیر یکم
شاه ایران
خشایارشا دوم
شاه ایران
داریوش دوم
شاه ایران
سغدیانه
شاه ایران
کوروش سوم
شاه آسیای صغیر
اردشیر دوم
شاه ایران
هوشتانه
شاهزاده
داریوش
شاهزاده
اردشیر سوم
شاه ایران
آرشام
شاهزاده
اردشیر چهارم
شاه ایران
داریوش سوم
شاه ایران
اسکندر
شاه ایران و یونان
استاتیرا
شاهدخت
آریابرزن
شاهزاده

جستارهای وابستهویرایش

راهنماویرایش

  1. گئومات مغ غاصب سلطنت بوده است.

پانویسویرایش

  1. یارشاطر, احسان (1993). تاریخ ایران (کمبریج), Volume 3. انتشارات دانشگاه کمبریج. p. 482. ISBN 978-0-521-20092-9. از چهار اقامتگاهی که هردوت نام برده: — هگمتانه، پاسارگاد یا پارسه، شوش و بابل — آخرینشان [در عراق جای دارد] از دیگر پایتخت‌ها بیشتر مورد اهمیت بوده، زیرا زمستان متعادل داشته (اگر بابل پایتخت ارزشمندی بشمار نمی‌رفت؛ اداره کشور در هنگام زمستان بایستی در سمت دشت‌ها و در تابستان در کوهستان‌ها می‌بود) و در میانه کشور جای داشته‌است. در روزگار سلوکیان و اشکانیان جایگاه پایتختی میانرودان به بالاتر از بابل؛ نزدیک به دجله انتقال یافت — همچون سلوکیه و تیسفون. این جابجایی بیانگر آن بوده که بنیادهای نو و سپس بغداد از آجرهای بابل باستان ساخته شدند. زیرا اندکی بعد بغداد نیز در فرادست رودخانه از آجرهای شهرهای سلوکیه-تیسفون از ساسانیان ساخته شد.
  2. Dandamayev.
  3. Dandamayev.
  4. Dandamayev.
  5. Dandamayev, “Cambyses”, Iranica.
  6. Dandamayev, “Cambyses”, Iranica.
  7. Briant، GAUMĀTA، 8:‎ 333-335.
  8. طوسی مراغی، حمید (۱۳۸۲). کتیبه بیستون. تهران: سیمرو. صص. ۵۹۸.
  9. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  10. Dandamayev.
  11. "Xerxes the Great". ancienthistory.about. Retrieved 26 January 2014.
  12. http://www.iranicaonline.org/articles/xerxes-1-name
  13. فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی، رلف نارمن شارپ ص ۱۶۱
  14. Schmitt، Rüdiger. «XERXES i. The Name». Encyclopædia Iranica. دریافت‌شده در ۲۰۱۲-۰۴-۱۵.
  15. هرتسفلد، ارنست (۱۳۵۴). تاریخ باستانی ایران بر بنیاد باستانشناسی. تهران: انجمن آثار ملی. صص. ۷۸ و ۷۹.
  16. زرین کوب، ص ۱۶۹
  17. رجبی، اردشیر درازدست، 2:‎ 327-329.
  18. رجبی، اردشیر درازدست، 2:‎ 327-329.
  19. بریان، امپراتوری هخامنشی، 894.
  20. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 309.
  21. بریان، امپراتوری هخامنشی، 894.
  22. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  23. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 340.
  24. رجبی، اردشیر درازدست، 2:‎ 327-329.
  25. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 340.
  26. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 340.
  27. رجبی، اردشیر درازدست، 2:‎ 327-329.
  28. بروسیوس، ماریا (۱۳۹۲). شاهنشاهی هخامنشی از کورش بزرگ تا اردشیر اول. ترجمهٔ هایده مشایخ. تهران: نشر ماهی. صص. ۱۶۱. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۹۹۷۱-۵۳-۷.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ بریان، پیر (۱۳۸۷). امپراتوری هخامنشی. ۱. ترجمهٔ ناهید فروغان. تهران: فرزان روز. صص. ۹۲۳.
  30. بریان، پیر (۱۳۸۷). امپراتوری هخامنشی. ۱. ترجمهٔ ناهید فروغان. تهران: فرزان روز. صص. ۸۹۷.
  31. زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۶۴تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام، تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ص. ۱۷۸
  32. "Sogdianus of Persia". Wikipedia. 2019-02-23.
  33. زرین کوب، ص ۱۸۱
  34. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.
  35. Schmitt.
  36. Schmitt.
  37. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  38. قدرت دیزجی، اردشیر سوم هخامنشی، ۳۳۵.
  39. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 406.
  40. قدرت دیزجی، اردشیر سوم هخامنشی، ۳۳۵.
  41. قدرت دیزجی، اردشیر سوم هخامنشی، ۳۳۵.
  42. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ ۴۳٫۲ ۴۳٫۳ ۴۳٫۴ ۴۳٫۵ LeCoq 1986, p. 548.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ ۴۴٫۳ Schmitt 1986, pp. 658-659.
  45. Waters 2014, p. 197.
  46. تاریخ اساطیری ایران، ص ۷۷.
  47. صفایی، یزدان (۱۳۹۵). داریوش سوم: آخرین شاه بزرگ. تهران: همیشه. صص. ۱۰–۱۱.
  48. رجبی، استاتیرا، 79.
  49. پیرنیا، ص ۱۵۹
  50. داندامایف، تاریخ سیاسی هخامنشیان، 437.
  51. Dandamayev, “Cyrus II”, Iranica.
  52. Dandamayev, “Cambyses”, Iranica.
  53. Briant, “Gaumata”, Iranica.
  54. Shapur Shahbazi, “Darius I the Great”, Iranica.
  55. Huot, “Xerxes I”, britannica.
  56. زرین‌کوب، تاریخ مردم ایران، ۱۶۹.
  57. Schmitt, “Artaxerxes I”, Iranica.
  58. بریان، امپراتوری هخامنشی، ۹۲۳.
  59. The Editors of Encyclopaedia Britannica, “Darius II Ochus”, britannica.
  60. Sanchisi-Weerdenburg, “Darius II”, Iranica.
  61. The Editors of Encyclopaedia Britannica, “Artaxerxes II”, britannica.
  62. زرین‌کوب، تاریخ مردم ایران، ۱۹۲.
  63. Schmitt, “Artaxerxes III”, Iranica.
  64. LeCoq, “Arses”, Iranica.
  65. EIr., “Darius III”, Iranica.
  66. The Editors of Encyclopaedia Britannica, “Bessus”, britannica.

منابعویرایش