واژه‌نامه پارسی سره

فهرستویرایش

آ اَ اِ اُ و ای ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی

آویرایش

آخر:پایان

آخر زمان:پایان روزگار

آخرت:رستاخیز

آخری:پایانی

آخرین لحظه:واپسین دم

آسانسور:بالا بر؛آسان بر

آسم:تنگدمی

آنطور:آنگونه

آنوقت:آنگاه؛آن هنگام

آل:خاندان

آل بویه:خاندان بویه

آذربایجان:آذرپایگان؛ آتورپاتکان، آذرآبادگان،

اَویرایش

اکثر:بیشترین؛بیشتر

اقوام:بستگان

احسنت:آفرین

ادب:فرهنگ

الان:اکنون،ايدون،این دم،ایدم

اصیل:نژاده

اول:نخست؛یکم

اولین:نخستین:یکمین

اولین نفر:نخستین نفر؛یکمین نفر

از حفظ:از بر

امن:آرامش؛بی ترس،ایمن

امنیت:آرامش؛آسایش،ایمنی

الحق که:به راستی که؛به درستی که

اعراب:تازیان

اعداد:شماره ها؛شمار ها

احوال؛چگونگی

احدی:هیچکس

اخبار:تازه ها؛آگاهی ها؛رسیده ها؛رویداد ها

ادوار:دوره ها

از این جهت:از این رو

از این قبیل:از این دست

از جانب:از سوی

از قدیم:از دیرباز

اساس:پایه

اساسی:بنیادی؛بنیادین

اسرار:راز ها

اسلحه:جنگ افزار

اسیر:گرفتار؛در دام؛دستگیر؛برده،در بند،بندی

اشرار:آشوبگران

اصحاب:یاران

اطرافیان:نزدیکان

اسب:اسپ

اجناس:کالا ها

اماːː:ولی

اِویرایش

استفاده:کاربرد

استفاده کردن:به کار بردن

اسم:نام

انشا الله:به امید خدا؛اگر خدا بخواهد

اخطار:هشدار

امتحان:آزمون

انسان:آدم

احتیاج:نیاز

استعداد:توانایی

احتمال:گمان؛شایدی

اعتماد به نفس:خود باوری

ابتکار:نو آوری

اتحاد:همبستگی؛یک پارچگی

اتفاق افتادن:رخ دادن؛روی دادن

اتفاقات:رویداد ها

احترام:ارج؛بزرگداری؛پاس

احتیاط:پروا؛دور اندیشی

اختراع:نخست سازی؛نو آوری

ارتفاع:بلندی؛بلندا

ارفاق:چشم پوشی؛آسانگیری

ازدواج:پیوند زناشویی

اسپری:افشانه

استیضاح:باز خواست

اسراف:زیاده روی؛هدر دادن

اصطحکاک:سایش

اضافه کردن:افزودن

اطاعت:پیروری

اطاعت می شود:به روی چشم

اطلاع ثانوی:آگهی پس از این

اصفهان:اسپهان

استقبال:پیشواز

اُ و ایویرایش

اتوماتیک:خودکار

ایرانی الاصل:ایرانی تبار؛ایرانی نژاده

ایمان:باور

بویرایش

برعکس:وارون؛واژگون

با ادب:فرهیخته

بشر:آدمی زاد

بعد:پس

بعدی:پسین

بی عدالتی:نا دادگری؛نا داوری

بی حال:سست

بدرقه:پسواز

بی تجربه:خام کار؛خام دست

به احتمال زیاد:به گمان بسیار

با اصل و نسب:تبارمند؛با ریشه

با عقاید مختلف:با باور های گوناگون

باج:باژ

بعضیːː:برخی

بعضی اوقات:هر از چند گاهی،گاه گاهی

به علاوه:افزون بر،فزون بر

پویرایش

پاسپورت:گذرنامه

پستچی:نامه رسان؛چاپار

تویرایش

تقاضا:درخواست

توهین:دشنام

تلاش:کوشش؛تکاپوی

تاکید:پافشاری

ترجمه:برگردان

تجمع:گردهمایی

تفریق:کاهش

تبلیغ:آگهی

تبلیغات:پیام های بازرگانی

تجربه:آزموده:آموزه

تجارب:آزموده ها؛آموزه ها

تجربه کردن:آزمودن

تابعیت ایران:شهروندی ایران

تبعه ایران:شهروند ایران

تنفس:دمیدن؛دم و بازدم

تا الان:تا کنون

تفکر:اندیشیدن

تقریبا:کم و بیش

تقدیر:سرنوشت

تقسیم:بخش کردن

تقویم:گاهشمار،سانامه

تحقیق:پژوهش

تحقیقات:پژهش ها،برسی ها(اما، اومدیم برای تحقیات رو می تونیم بگیم اومدیم برای پژوهش و نیازی به همباریش نیست.)

ثویرایش

ثبت احوال:زادنگاری

ئابت:ايستاده

ثبات: پایداری، پا برجایی

ثروت:سرمایه،دارایی

ثروتمند:دارا

ثمر: بار، بازدهی

ثابت کردن: نشان دادن، فرنودن،گواه آوردن، بازنمایاندن، پابرجا کردن

ثواب:پاداش،نیکی

جویرایش

جنوب: نسا؛نیمروز؛خاوری

جواب:پاسخ

جمع:همباریش؛روی هم

جمعا:روی همرفته

جمعه:آدینه

جمعیت:توده

جمعیت زیاد:توده بسیار

جاهل:نادان

جئه: پیکر، تن

چویرایش

چه قدر؟:چه اندازه؟

حویرایش

حال:اکنون

حمایت:پشتیبانی

حرف:سخن

حصار:دیوار

حداقل:دست کم؛کمترین

حضور:نزد

حق:هوده؛داد؛راستی؛درستی

حدودا:کم و بیش

حالت چطور است؟:چگونه هستید؟

حفظ کردن:از بر کردن

حافظه:یاد

حاضر:آماده

حاضر جواب:آماده پاسخ

حکایت:داستان

حلوا: نرم شیرینی

حلزون:ليسک

حمله:آوند،یورش،تاخت و تاز

حسرت:افسوس،دريغ

حماسی:پهلوانی

حرام: ناروا، نابایست

حلال:روا

حس،احساس:سُهِش

حمل و نقل:ترابری

حامله:باردارːːːːːːːːː

حاکم:فرمانروا

حیله:نیرنگ،فریبːːːːːːːːːːːːːːːːːˑ

خویرایش

خدا حافظ:خدا نگهدار

خلاصه:چکیده

خالق:آفریدگار

خدمت:نیرو رسانی

خدمت کار:پیشکار؛پاکار

خوشحال:شادمان؛خرسند؛شاد

خلق:آفریده

خاطر جمع:آسوده دل

خلیج:شاخاب

خلیج فارس:شاخاب پارس

دویرایش

دسته جمعی:گروهی

در مقایسه با:در سنجش با

در رابطه با:درباره ی

دنیا:جهان،گیتی

ذویرایش

ذات: نهاد، سرشت، گوهر، خیم

رویرایش

راس ساعتِ:سرل ساعتِ

رضا:خشنود؛خرسند

راضی:خشنود؛خرسند

ریاضیːːːːːːːːːːːːːː:رایشگری

زویرایش

زکات:هشت یک

زیاد:بسیار

ژویرایش

سویرایش

سلام:درود

سلامت:تندرست

سلامتی:تندرستی

سوال:پرسش

سعادت:خوشبختی

شویرایش

شعر:سرود

شاعر:سراینده

شمع:سپندار؛مشاله

شمعدان:مشاله دان

شهید:جانباخته

شمسی:خورشیدی

شمال: اپاختر

شرق:خاور، خورآی، خورآیان

شب بخیر:شب خوش

شریک:همدست؛هم سود

شاهد:گواهی؛گواهی دهنده

شروعː:آغاز

شیطان:اهریمن

شباهت:همانندی،همگونی

صویرایش

صبر:شکیبایی؛بردباری

صبور:شکیبا؛بردبار

صورتی:سرخابی

صبح:پگاه؛بامداد

صحیح:درست

صادر: برون برد، بیرون دادن

صادق:راستگو

صاف: هموار، یکنواخت

صاعقه،رعد و برق: آذرخش

صاحب: دارنده، کدیور

صبحانه:ناشتا

صبح بخیر:روز به کام

صفحه:برگه؛رویه

صدقه:دردگردان

صدف:گوش ماهی

صندوق:گنجه،سندوغ

صندوقچه:کارسانک

صد:سد

صحرا:بیابان

ضویرایش

ضعیف:نا توان

ضیط:آواگیر

ضامن: پایندان، پشتیبان

ضرب:بس شماری

طویرایش

طبیعت:سرشت

طبیعی:سرشتین

طالبی:تالبی،خرچوک

طوسی:توسی،خاکستری

طلایی:زرین،زری

طول:درازا؛درازنا

طلا:زر

طوطی:توتي

طاووس:تاووس

طناب:ریسمان

ظویرایش

ظاهرا:گویا؛آنگونه که پیداست

ظاهر و باطن:بیرون‌و‌درون

ظهر:نیمروز

ظرف:آوند

عویرایش

عشق:مهر؛دلدادگی

عالم:دانشمند

علم:دانش

عمیق:ژرف

عمق:ژرفا؛گودی

عقل:دانش؛خرد

عکس العمل:بازتاب

عجله:شتاب؛تندی

عجول:شتابان

عمر:زندگانی؛زندگی

عبادت:پرستش؛ستایش؛نیایش

علوم:دانش ها

عدالت:داد؛دادگری؛داوری

عطا:بخشش

عمومی:همگانی

عرب:تازی

عربی:تازی

عدد:شمار؛شماره

عاقل:دانا

عجم:پارسی؛پارس؛ایرانی؛نا تازی

عاشق:دلباخته؛شیفته؛شیدا؛دلداده

عاشق شدن:دل دادنئ؛دل باختن؛دل سپردن

عسل: انگبین، انگپین

عاشقانه:شیفتگانه؛شیدا وار؛مهر آمیز

عروس:اروس

عکس:نگاره

عکاس:نگاره گر

عامیانه:تودگانه

غویرایش

غلط:نادرست

غنی:بی نیاز

غیبت:پشت سرگویی

غیب:پنهان؛ناپدید

غیر قابل مقایسه:سنجش ناپذیر

فویرایش

فهم:دریافت

فارسی:پارسی

فیل:پیل

فکر:اندیشه

فقط:تنها

فتح:چیرگی

قویرایش

قابلمه:دیگ

قلب:دل

قدم:گام

قدرت:نیرو؛توان

قوی:نیرومند؛پر توان

قبل:پیش

قبلی:پیشین

قسمت:بخش؛پاره

قسمت اول:قسمت یکم؛قسمت نخست

قسمت آخر:بخش پایانی

قیمت:ارزش؛بها

قیمتی:گرانبها

قدر:اندازه

قدر دان:سپاسگزار

قدرتمند:نیرومند؛پر توان

قابل مقایسه:سنجش پذیر

قو:غو

قبلاً:پیشتر،پیش از این

قیر:گژف

قبر:گور

قوری:غوری

قند:غند،شکربسته

قشنگ:خوشگل،زیبا

قمه:دشنه

چاقو:کارد

کویرایش

کلمه:واژه

کافر:بی دین؛بی خدا

کتاب:نسک

کتاب خانه:نسک خانه

کافر: بی دین، بی خدا، خدا نشناس،نا پارسا

کل:همه،سراسر

گویرایش

لویرایش

لطفا:خواهشا

لباس:پوشش؛پوشاک

لباس شوی:رخت شوی

مویرایش

مثل:مانند

مثال؛مثلا:برای نمونه

معلم:آموزگار

مخصوص:ویژه

مخصوصا:به ویژه

مهندس:کارشناس

مرسی:سپاس؛ممنون

معما:چیستان

معنی:آرش

مقدس:سپند

مشهور:نامدار

مشخصات:ویژگی ها؛شناسه ها

مترجم:برگرداننده

مریض:بیمار

ماشا آلله:آفرینا

مسابقه:زور آزمایی؛همتازی

مقایسه کردن:سنجیدن

مقایسه می کنم:می سنجم

متفکر:اندیشمند

مؤمن:پارسا،پرهيزگار،باور دار

منطقهːː:بخش،سرزمین

مقالهː:نوشتار

منبعːː:سرچشمه

منابع:سرچشمه ها

منبع معتبر:سرچشمه سرشناس

موضوعːːːˑ:جستار،باره،زمینه

متفاوت:ناهمگون،ناهمسان

مهد:زادگاه

نویرایش

نظر:دیدگاه

نظرات:دیدگاه ها

نماز جمعه:نماز آدینه

نصفه:نیمه

نعمت:دارایی:داشته

نقره:سیم

نصف:نیم

نصفه شب:نیمه شب

نفس:دم

نفس آخر:واپسین دم

نفس تنگی:دم تنگی

ناراحت:اندوهگين

وویرایش

وقت:هنگام؛زمان

وقتی که:هنگامی که؛زمانی که

وحدتˑ:همبستگی،یک پارچگی

هویرایش

همت:کوشش؛تکاپوی

هدیه:ارمغان؛پیشکش

یویرایش

یک لحظه:یکدم

جستار های وابستهویرایش

سرچشمه هاویرایش