فیلسوفان بدکردار کتابی است که دو نویسنده انگلیسی به نام نایجل راجرز و مل تامپسون در سال ۲۰۰۴ نوشتند و توسط انتشارات پیتر اوون در انگلستان منتشر شد.[۱][۲][۳][۴] به گفته راجرز، نگارش این کتاب ریشه در گفتگوهایی داشت که او و مل تامپسون در حوالی سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ داشتند.[۵] در سال ۱۳۹۳ ترجمه فارسی این کتاب به وسیله انتشارات امیر کبیر و با ترجمه احسان شاه قاسمی در ایران منتشر شد.[۶] هشت فیلسوف غربی یعنی ژان ژاک روسو، آرتور شوپنهاور، فردریش نیچه، برتراند راسل، لودویگ ویتگنشتاین، مارتین هایدگر، ژان پل سارتر و میشل فوکو در این کتاب هشت فصل را به خود اختصاص داده‌اند. نویسندگان با آوردن شواهدی از زندگی شخصی این افراد، تلاش کرده‌اند نشان دهند که فلسفه آنها واکنشی به مسائل و مشکلات در زندگی شخصی آنها بوده است.[۷][۸][۹] از آنجا که این کتاب تناقض‌های بزرگی در رفتار و گفتار بزرگ‌ترین فیلسوفان را برجسته می‌کند، مخالفت‌ها[۱۰] و موافقت‌های زیادی را در فضای آکادمیک جهانی برانگیخته است.[۱۱][۱۲] در ایران عده‌ای این کتاب را وهن فلسفه و فیلسوفان دانسته‌اند و حتی گروهی خواهان ممنوعیت خواندن آن شده‌اند.[۱۳] این کتاب گرچه در ایران منتشر شده، اما در افغانستان هم مخاطبانی یافته است.[۱۴]

فیلسوفان بدکردار
نویسنده(گان) نایجل راجرز، مل تامپسون
زبان فارسی
موضوع(ها) فلسفه
صفحه‌ها ۳۳۶
شابک 0-7206-1219-5

محتویات

ژان ژاک روسوویرایش

کتاب ادعا می کند روسو زندگی بسیار پرآشوبی داشته است. سرقت، دروغ، بچه‌های نامشروع و سپردن آنها به پرورشگاه، رابطه با زنان شوهردار، بداخلاقی و بدخلقی و . . . تنها برخی صفات ناپسندی است که برای روسو برشمرده شده است. روسو هرگز خودش را مقصر نمی‌دانست و معتقد بود مدرنیته و تمدن این خباثت‌ها را به او تحمیل کرده است.

آرتور شوپنهاورویرایش

در کتاب گفته شده آرتور شوپنهاور که دوست داشت مثل بودا، کانت یا اسپینوزا شناخته شود هرگز ازدواج نکرد و در جوانی روابط غیرمشروعی داشت. او که دچار همه دشمن پنداری شده بود در سال‌های آخر عمرش هیچ‌کس را به حضور نمی‌پذیرفت و از ترس دیگران سکه‌هایش را در شیشه دوات قایم می‌کرد.

فریدریش نیچهویرایش

کتاب ادعا می کند نیچه که دائماً بیمار بود را نمی‌توان دارای روابط بی‌اخلاقی جنسی دانست. مهم‌ترین مورد در زندگی او عشق به لو سالومه بود که از یک بوسه فراتر نرفت. اگر نیچه بر اثر سفلیس نمی‌مرد، می‌شد گفت که او در هنگام مرگ پسر بود. البته او یک بار به کازیما واگنر نوشته بود که او را دوست دارد. کازیما که همسر دوست او واگنر بود این یادداشت را بی پاسخ گذاشته بود.

برتراند راسلویرایش

در کتاب آمده زندگی‌های ویران و روابط نامناسب، چهار زن و بیشمار معشوقه، و تفکرات خاص و ضد سنتی، چیزهایی بود که برتراند راسل در پایان عمر ۹۸ ساله اش از خود باقی گذاشت. راسل بر زنان تسلط عجیبی داشت و حتی شواهد مبهمی مبنی بر ارتباط او با عروسش وجود دارد. وقتی از راسل پرسیدند چرا بعد از مبانی ریاضیات و مبادی ریاضیات دیگر کتاب مهمی در مورد فلسفه ننوشته، پاسخ داد چون زمین زدن دخترها از فلسفه خوشتر است.

لودویگ ویتگنشتاینویرایش

کتاب ادعا کرده لودویگ ویتگنشتاین که همیشه از همجنس‌گرایی خود شرمنده بود تلاش می‌کرد با خشم و ریاضت کشی از شر این حس در خود رهایی یابد. خود بزرگ بینی هم مشکل مهم دیگر ویتگنشتاین بود و او هیچ نقدی را تحمل نمی‌کرد. او یک بار با میله آتشدان نزدیک بود که به پوپر حمله کند و بر همین اساس کتابی نوشته شده است.

مارتین هایدگرویرایش

در کتاب گفته شده مارتین هایدگر گرچه به دلیل کتاب‌هایی مثل هستی و زمان به وسیله بسیاری از پیروان یهودی تحسین می‌شد، اما در سال ۱۹۳۳ به ناگهان به سمت حزب نازی گشت و نقش مهمی در سرکوب یهودیان ایفا کرد. او در عین حال کمک کرد که معشوقه‌های یهودی او مثل هانا آرنت بتوانند از آلمان نازی بگریزند. او هرگز به صورت صریح هولوکاست را محکوم نکرد.

ژان پل سارترویرایش

در این کتاب می خوانیم سارتر که دارای مشکلات جسمی و شخصیتی خاصی بود، این مسائل را در زندگی شخصی خود به خوبی نشان داد. او و دوبوار با دختران نوجوان زندگی‌های سه نفری تشکیل می‌دادند و این روابط گاهی چند ماه طول می‌کشید. از آنجا که آلبر کامو از سارتر خوشتیپ تر و در جلب زنان موفق تر بود، سارتر یک دهه تمام کارهای ادبی کامو را نقد و به شخصیت او حمله می‌کرد. در جریان این روابط دخترانی مثل بیانکا لمبلین و ناتالی سوروکین دچار مشکلات روحی شدیدی شدند. همچنین، سارتر در اوج فجایع اردوگاه‌های کار اجباری در شوروی، اعلام کرد که در شوروی آزادی کامل وجود دارد و همه می‌توانند به راحتی از استالین انتقاد کنند.

میشل فوکوویرایش

در کتاب ادعا شده میشل فوکو که همجنس‌گرا بود با دوست پسرهایش روابط سادومازوخیستی برقرار می‌کرد و همین رفتارها باعث رنجش و فرار آنها می‌شد. دانیل دفر که بیش از دیگر پسرها با او ماند بر او تأثیر زیادی گذاشت. فوکو در حمام خانه‌های سانفرانسیسکو از سکس همزمان با چند مرد لذت می‌برد و بعد از مرگش گروه‌های همجنس‌گرا او را متهم کردند که به رغم اطلاعش از داشتن بیماری ایدز، ده‌ها نفر را به این بیماری مبتلا کرده است.

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. http://www.amazon.com/Philosophers-Behaving-Badly-Mel-Thompson/dp/0720612195
  2. Rogers, N. , & Thompson, M. (2004). Philosophers behaving badly. London: Peter Owen.
  3. Feltham, C. (2007). What's wrong with us?: The anthropathology thesis. Chichester, England: John Wiley & Sons Inc.
  4. Paphitis, SA. (2009). The Doctrine of Eternal Recurrence and its significance with respect to On the Genealogy of Morals. (South African Journal of Philosophy; Vol 28, No 2 (2009).) Philosophical Society for Southern Africa.
  5. http://hamshahrionline.ir/details/362607/Culture/literature
  6. http://www.amirkabir.net/gooddetails/69354
  7. کاظمی، عباس (1393). کتاب فیلسوفان بدکردار منتشر شد. جامعه‌شناسی: دسترسی 7 فروردین 1393.
  8. راجرز، ن. ، تامپسون، م. (1393). فیلسوفان بدکردار. ترجمه احسان شاه قاسمی. تهران: انتشارات امیرکبیر
  9. Juan, Stephen (2008). Philosophers Behaving Badly, by Nigel Rodgers and Mel Thompson. Philosophy Now, Volume 65, January/February 2008: 44-45.
  10. http://www.nucba.ac.jp/themes/s_cic@cic@nucba/pdf/njlcc072/09Review.pdf
  11. Edmonds, Richard Birmingham Post, Virtues versus Vices, (February 12 2005)
  12. Herriman, Michael (2005). Review: Philosophers Behaving Badly. NUCB journal of language culture and communication 7(2), 112-115, 2005-11.
  13. http://www.mehrnews.com/news/3881511
  14. http://af.shafaqna.com/FA/85671