قاتل سریالی

(تغییرمسیر از قاتل زنجیره‌ای)

قاتل سریالی یا قاتل زنجیره‌ای بطورکلی شخصی است که سه نفر یا بیشتر را به قتل می‌رساند.[۱] این قتل‌ها طی بازۀ زمانی بیش از یک ماه اتفاق می‌افتند و بین قتل‌ها یک دوره زمانی قابل توجه وجود دارد.[۱][۲] این شخص معمولا از سلامت روانی برخوردار نیست. در حالی که اکثر مقامات آستانه دسته‌بندی را «سه قتل» تعیین می کنند،[۱] دیگران آن را به «چهار مورد» افزایش و یا  به «دو مورد» کاهش می دهند.[۳]

قاتل زنجیره‌ای آمریکایی اهل شیکاگو اچ.اچ. هلمز که به ۲۷ قتل اعتراف کرد.

رضایت روانی انگیزه معمول برای قتل‌های زنجیره‌ایست و بیشتر قتل‌های زنجیره‌ای شامل تماس جنسی با قربانی است،,[۴] اما اداره تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) اظهار می‌دارد که انگیزه‌های قاتلان سریالی می تواند خشم، هیجان‌جویی، سود مالی و جلب توجه باشد. قتل‌ها ممکن است به روشی مشابه مورد اقدام یا اتمام قرار گیرند. قربانیان ممکن است در زمینه‌هایی اشتراک داشته باشند؛ به عنوان مثال گروه سنی، شکل ظاهری، جنسیت و یا نژاد.[۵]

ریشه‌شناسی و تعریفویرایش

اصطلاح و مفهوم انگلیسی «قاتل سریالی» معمولاً به مأمور سابق اف‌ی‌آی، رابرت رسلر نسبت داده می شود که در سال ۱۹۷۴ در یک سخنرانی در آکادمی کارکنان پلیس در برامشیل، همپشر، انگلستان، بریتانیا اصطلاح «قتل سریالی» را به کار برد.[۶]

تاریخویرایش

بسیاری معتقدند که افسانه‌های نظیر خون‌آشام و گرگینه برگرفته از این گونه قتل‌های می‌باشد . اما نخستین تعریف مدرن در مورد این نوع از قتل‌ها توسط یک جرم‌شناس اروپایی صورت گرفت. رابرت رسلر نخستین شخصی بود که در یک سخنرانی از قتل‌های زنجیره ای برای بیان ارتباط میان چند قتل استفاده کرد اما جدا از تعاریف مدرن، کارشناسان بر این عقیده هستند که سابقه این گونه قتل‌ها به هزاران سال پیش باز می گردد و نبود اسناد کافی دلیل بر نبود قاتل زنجیره ای درگشته‌های دور نیست. لیو پنگلی: بسیاری از تاریخدانان این شخص را نخستین قاتل زنجیره ای جهان معرفی کرده‌اند. لیو پنگلی به دلیل اینکه پسر عموی امپراتور چین به نامهان جین بود از موقعیت و قدرت مناسبی برای به قتل رساندن مردم برخوردار بود.این شخص علاوه بر کشتن کنیزهای خود حدود ۱۰۰ نفر از پسرها و دختران جوان را به قتل رساند. زمانی که برخی از بزرگان نزد امپراتور رفتند و ماجرا را بازگو کردند انتظار مجازات لیو پنگلی را داشتند اما امپراتور چین حاضر به خفه کردن پسر عموی خود نشد و او را به شهری دیگر تبعید کرد. جیلز د رییس: جیلز د رییس یکی از اشراف زادگان ثروتمند مجارستان بود که از قدرت زیادی در خانواده سلطنتی برخوردار بود. این شخص که بعدا در خاطراتش به نوعی به قتل‌های سریالی اش اعتراف کرده‌است خود را عامل کشتار بیش از ۶۵۰ زن و دختر معرفی کرده‌است. فرقه توگی این فرقه هندی که تحت تعصبات شدید مذهبی قرار داشتند محکوم به کشتن بیش از ۱۰۰ نفر از مخالفان خود هستند.نکته جالب شباهت اکثر قتل‌ها با یکدیگر است که سبب شده این گروه هندی در تاریخ قتل‌های زنجیره ای، جایگاه بالایی داشته باشند. جنایت‌های این فرقه مذهبی بین سال‌های ۱۷۴۰ تا ۱۹۴۰ رخ داده است.

ریچارد ون کرافت ایینگ: این شخص روانپزشکی فرانسوی بود که علاوه بر مشکلات روحی و روانی از وسواس جنسی رنج می برد.وی در اعترافات خود در سال ۱۸۸۶ مسئولیت قتل ۶ زن را پذیرفت.

زنان قاتل سریالیویرایش

از جمله مشهور ترین قاتلان سریالی تاریخ زنی ایتالیایی به نام جولیا توفانا است که بیش از ۶۰۰ مرد را به قتل رساند.[۷]

ویژگی های مشترکویرایش

مشکلا روانی: همه قاتلان زنجیره ای دچار گونه ای از اختلالات روحی و روانی هستند. به عقیده برخی از جرم شناسان میزان شدت ابتلا این افراد به بیماری موجب کم یا زیاد شدن بی رحمی در قتل‌ها می‌شود.

عدم تفکر و تمرکز اکثر قاتلان زنجیر ای ویژگی‌هایی نظیر عدم تفکر به موضوعات خاص و همچنین عدم تمرکز دارند.البته این بدان معنا نیست که این افراد توانایی تجزیه و تحلیل ندارند، چرا که در تاریخ این گونه از قتل‌ها همواره افرادی ظهور کرده‌اند که از نظر ضریب هوشی در سطح بالایی بوده‌اند و این مهم با تفکرات متمرکز به دست نمی آمده است.

مشکلات دوران کودکی: تقریباً همه آنان در کودکی یا نوجوانی دچار گونه ای از تبعیض، انحرافات جنسی والدین بوده‌اند.به طوری که طبق براوردها بیش از ۹۰ درصد قاتلان زنجیره ای در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند.هر چند این قاعده برای همه آنان برقرار نیست به عنوان مثال هارولد شیپمن پزشکی بود که بدون هیچ گونه مشکلات خاصی در دوران کودکی یا نوجوانی رفته رفته تبدیل به یک قاتل زنجیره ای خطرناک شد.این برد نه تنها گذشته ای پاک داشت بلکه سابقه هیچ بیماری در او کشف نشد.

مشکلات قانونی در کودکی: بیشتر آنان در کودکی سرقت‌های کوچکی انجام داده‌اند و به همین دلیل پایشان به دادگاه و یا نهادهای تربیتی کشیده شده‌است.

ظاهری عادی شاید جالب باشد که ظاهر زندگی بیشتر قاتلان زنجیره ای با عموم مردم یکسان است.آنان دارای شغل و یک خانه هستند و همسایه و دوستانشان آنان را فردی آرام تصور می‌کنند.

خود محوری:همه آن‌ها به صورت انفرادی طعمه هایشان را جذب و سپس آنان را به قتل می رسانند.به عبارت دیگر همه این افراد ترجیح می دهند که جنایت هایشان را به صورت انفرادی و تکی انجام دهند.

تجاوز به قربانی: طبق تحقیقات پلیس فدرال ایالت متحده بیشتر قاتلان زنجیره ای قبل و بعد از کشته شدن قربانیانشان دست به اعمال جنسی زده و با مقتول روابط جنسی برقرار می‌کنند.این حروات ممکن است یک عشق بازی ساده با جسد باشد و یا دخول به صورت وحشیانه در زمان زنده بودن فرد باشد.شیوه و عملکرد آنان در مورد هر قربانی ممکن است متفاوت باشد.

ضریب هوشی متوسط: بررسی‌ها نشان می‌دهد که میانگین ضریب هوشی آن‌ها بیشتر از ۸۲ است.هر چند نمونه‌هایی از این قاتلان دیده شده‌است که ضریب هوشی بالایی داشته‌اند و سال‌ها با نقشه‌های پیچیده پلیس و دستگاه قضا را سر در کم کرده‌اند.

قاتل زنجیره‌ایویرایش

قاتل زنجیره‌ای یا سریالی فردی است که به تنهایی سه یا بیشتر از سه نفر را در طی یک دوره زمانی (بیشتر از یک ماه) با فواصل زمانی و تحت تأثیر انگیزه‌های روانی به قتل برساند. بعضی از منابع این بخش از تعریف «سه یا بیشتر از سه نفر» را قبول ندارند و تعریف دیگری ارائه می‌کنند: تعداد دو یا بیشتر از دو قتل که معمولاً و نه همیشه توسط یک نفر به تنهایی و به صورت مجزا واقع شده باشند.

مفهوم و اصطلاح قاتل سریالی در دهه ۱۹۷۰ توسط یکی از ماموران ویژه پلیس فدرال آمریکا به نام رابرت رسلر به کار گرفته می‌شد و رواج پیدا کرد. قاتلان سریالی را نباید با آدمکشهایی که افراد زیادی را به صورت دسته جمعی در یک مکان از بین می‌برند یا آنهایی که در یک زمان محدود و کوتاه در دو یا چند مکان مختلف دست به قتل می‌زنند اشتباه گرفت.

پلیس فدرال آمریکا انگیزه قاتلان سریالی را خشونت، هیجان و برانگیختگی، مسایل مالی و جلب توجه دیگران می‌داند.

کودکی و دوران رشدویرایش

افراد در دوران کودکی و در سنین رشد تعاملات و رفتارهای اجتماعی را در خانواده می‌آموزند. در این زمان اگر کودک در محیط خانواده و از سوی افراد خانواده مورد بی مهری و بی اعتنایی قرار گیرد یا طرد شود این روند اجتماعی شدن دچار اختلال می‌گردد. در مطالعه‌ای که در سال ۱۹۹۰ توسط دو محقق به نام‌های ویلسون و سیمن صورت گرفت مشخص شد تقریباً تمامی قاتلان سریالی مورد مطالعه در دوران کودکی خود با نوعی از مشکلات محیطی نظیر خانواده‌های فروپاشیده و و فاقد انسجام روبرو بوده‌اند. بر طبق این تحقیقات همه این افراد در خانواده‌هایی بزرگ شده بودند که طلاق، جدایی یا فقدان یکی از والدین در آن‌ها اتفاق افتاده بود. در این خانواده‌ها کودک از کانون توجه خارج می‌گردد. در نتیجه کودک اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و خود را ناتوان از تغییر شرایط می‌بیند، پس دنیایی خیالی برای خود می‌سازد و بدان پناه می‌برد. این دنیای خیالی همان آرمان شهری است که کودک در واقعیت بدان احتیاج داشته و کم کم جای دنیای واقعی را می‌گیرد. او در این دنیا هر چه می‌خواهد می‌کند، هدف فقط برآوردن و ارضای امیال اوست و دیگران در این دنیا ارزش و جایگاهی ندارند. بر طبق نظر گاریسون (۱۹۹۶)احساسات و خوی اجتماعی در این دنیای وهمی و خیالی فرد-محور رشد می‌یابد و سیر طبیعی نهادینه شدن و شکل گیری مفاهیمی مانند خوب و بد و نوع دوستی دچار نقصان می‌شوند و این آغاز شکل گیری شخصیت جامعه ستیز و ضداجتماعی فرد است. در نهایت مرزهای دنیای واقعی و خیالی کم کم از بین رفته و احساساتی مانند سلطه گری، زورگویی، برتری جویی جنسی و خشونت تقویت می‌گردد، که در آینده زمینه‌های ارتکاب جرم و جنایت توسط فرد را مهیا می‌سازد.

جستارهای وابستهویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ A serial killer is most commonly defined as a person who kills three or more people for psychological gratification; reliable sources over the years agree. See, for example:
    • "Serial killer". Segen's Medical Dictionary. 2012. Retrieved June 15, 2016 – via TheFreeDictionary.com. A person who murders 3+ people over a period of > 30 days, with an inactive period between each murder, and whose motivation for killing is largely based on psychological gratification.
    • Holmes & Holmes 1998, Serial murder is the killing of three or more people over a period of more than 30 days, with a significant cooling-off period between the murders The baseline number of three victims appears to be most common among those who are the academic authorities in the field. The time frame also appears to be an agreed-upon component of the definition.
    • Petherick 2005, p. 190 Three killings seem to be required in the most popular operational definition of serial killing since they are enough to provide a pattern within the killings without being overly restrictive.
    • Flowers 2012, p. 195 in general, most experts on serial murder require that a minimum of three murders be committed at different times and usually different places for a person to qualify as a serial killer.
    • Schechter 2012, p. 73 Most experts seem to agree, however, that to qualify as a serial killer, an individual has to slay a minimum of three unrelated victims.
  2. Burkhalter Chmelir 2003, p. 1.
  3. Hough & McCorkle 2016, p. [...] Serial killing has been defined by different researchers or groups as either two or more, three or more or even four or more people killed over at least one month with a cooling off period between each of the murders.
  4. Geberth 1995, p. ? "The base population was 387 serial murderers, who killed (under various motivations), three or more persons over a period of time with cooling-off periods between the events. The author identified 232 male serial murderers who violated their victims sexually".
  5. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Tick وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  6. Ressler & Schachtman 1993, p. 29, Schechter 2003, p. 5
  7. https://fooji.ir/%D8%AC%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%AA%D9%84-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AC/

منبعویرایش

[۱]

  1. «aerial killer قاتل زنجیره ای». ویکی پدیا انگلیسی. دریافت‌شده در ۲۰ خرداد ۱۳۹۷.