قتیبة بن مسلم

أبو حفص قتیبة بن أبی صالح مسلم بن عمرو الباهلی سردار عرب در سپاه خلیفهٔ اموی بود که پس از فتح ایران به دست عرب‌ها حاکم خراسان شد. او خود را با فتح ماوراءالنهر در حکومت ولید اول به عنوان یک فرماندهٔ نظامی قابل مطرح کرد و در حلقهٔ افراد مورد اعتماد ولید قرار گرفت. او که سرباز و مدیری توانا بود، حکومت اسلام در منطقه را گسترد و مرزهای خلافت را تا بیشتر نقاط فرارود گسترد. از ۷۰۵ تا ۷۱۰ به تحکیم قدرت عرب‌ها بر تخارستان از مناطق باقی‌مانده از ایران پیش از اسلام آوردن که هنوز در مقابل حملهٔ عرب‌ها مقاومت می کردند پرداخت و بخارا را فتح کرد. در ۷۱۰–۷۱۲ خوارزم را فتح کرد و با فتح سمرقند، تسخیر سغد را تکمیل کرد. پس از مرگ ولید قتیبه موقعیتش را از دست داد و کشته شد. بیشتر متصرفات او از دست رفت.

قتیبة بن مسلم
زاده۶۶۹
بصره
درگذشته۷۱۵/۷۱۶
فرغانه
مدفن
وفاداریبنی امیه
سال‌های خدمتپیش از ۷۰۰ – ۷۱۵
درجهحاکم خراسان
جنگ‌ها/عملیات‌هافتح ماوراءالنهر به دست مسلمانان

در دوران حکم رانی او بر بخشی از سرزمین‌های ایران، حجم قابل توجهی از مکتوبات، آثار هنری و فرهنگی ایرانیان از میان رفت، ابوریحان بیرونی، تاریخ‌نگار ایرانی در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه خود در مورد ایران ستیزی این سردار عرب می‌نویسد:

وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را بازگشود هر کس را که خط خوارزمی می‌نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی‌دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتاب‌هایشان همه بسوزانید و تباه کرد.»[۱][۲]

عبدالحسین زرین کوب در این باره می‌نویسد: «آنچه هم بیرونی راجع به نابود شدن کتب خوارزمی گفته است مشکوک است و به هر حال مویّد این واقعه نمی‌تواند بود.» [۳]

رفتار قتیبه با ایرانیان به هیچ عنوان با آموزه‌های اسلام تطابق نداشت و به نظر می‌رسد که بیشتر با گرایشات غیرانسانی و بیمارگونه همسانی داشته باشد. در مورد ایرانی‌ستیزی قتیبه آورده‌اند که:

قتيبة بن مسلم باهلی، سردار معروف حجاج، در يكي از جنگ‌هايش در خراسان يا فرارود به سبب سوگندی كه خورده بود بسياري از ايرانی‌ها را كشت و زنان و دختران‌شان را در حضورشان بين لشكر عرب تقسيم كرد[۴]

منابعویرایش

  1. ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه عن القرون خالیه، صفحه 35,36,48
  2. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، صفحه ۲۷۴،273.
  3. (کارنامهٔ اسلام، ص ۱۶)
  4. ( 55 :1356 ،راوندي)