لباس جدید پادشاه

(تغییرمسیر از لباس جدید امپراتور)

«لباس جدید پادشاه» (دانمارکی: Kejserens nye klæder) داستان کوتاهی اثر نویسندهٔ دانمارکی هانس کریستین اندرسن است. داستان دربارهٔ دو جامه‌دوز است که به امپراتور قول یک لباس جدید را می‌دهند. «لباس جدید پادشاه» برای نخستین بار در تاریخ ۷ آوریل ۱۸۳۷ در کپنهاگ منتشر شد.

«لباس جدید پادشاه»
Emperor Clothes 01.jpg
تصویرسازی اثر ویلهلم پندرسن، نخستین تصویرگر آندرسن
نویسندههانس کریستیان آندرسن
عنوان اصلی"Kejserens nye klæder"
کشوردانمارک
زباندانمارکی
سبکفولکلور ادبی
چاپ شده درFairy Tales Told for Children. First Collection. Third Booklet. 1837. (Eventyr, fortalte for Børn. Første Samling. Tredie Hefte. 1837.)
نوع چاپFairy tale collection
ناشرC.A. Reitzel
تاریخ انتشار۷ آوریل ۱۸۳۷
داستان کوتاه قبلی«پری دریایی کوچولو»
داستان کوتاه بعدی«Only a Fiddler»

صداقت و راست‌گویی برجسته‌ترین مسئله‌ای است که در این داستان ستایش و نکوداشت شده‌است.

خلاصهٔ داستانویرایش

گویند زمانی دو شیّاد نزد پادشاهی رفتند و گفتند جامه دوزانی زبردست هستند و می‌توانند لباسی در شأن پادشاه از طلا و زروزیور طراحی و آماده کنند. آنها می‌گفتند که این لباس ویژگی برجستهٔ دیگری نیز دارد و آن اینکه تنها آدمیان نجیب و پاک توانا به دیدن آن هستند. پادشاه داستان نیز که دوست داشت از هر روی با دیگران فرق داشته باشد ابزارها و طلا و گوهران در اختیارشان قرارداد تا این لباس هرچه زودتر آماده شود.

دو جامه دوز پشت درهای بسته دست به کار به دوختن لباس شدند (بخوانید کلاه‌برداری و شیّادی) و هرازگاه که، وزیرانِ پادشاه برای پیگیریِ روند آماده شدن لباس نزد جامه دوزها می‌آمدند چیزی نمی‌دیدند امّا برای اینکه به ناپاکی متهم نشوند حسابی خیاط‌باشی‌ها را مورد مهر ورزیدن و بزرگواری قرار می‌دادند و در گزارش به پادشاه روند آماده شدن لباس را خوب ارزیابی می‌کردند.

تا اینکه روز سررسید فرارسید و آن جامه دوزان با، ریختی مغرورانه، به نزد پادشاه آمدند و لباس را پیشکش کردند امّا، پادشاهِ ساده‌لوح که چیزی نمی‌دید نیز برای اینکه به بد نهادی متهم نشود با پرداخت دست مزد فراوان و شگرف به آن دو کلاه‌بردار، لباس را بر تن کرد و متکبرانه و با حالتی که انگیزه دلبری از مردم سرزمینش را دارد شهر به شهر گشت و گذار کرد، و ناآگاه از اینکه مردم دانای آن شهر و کاشانه‌ها زیر لب تکرار می‌کردند که پادشاه لخت است، و لباس بر تن ندارد، ولی پادشاهِ ساده‌لوح خنده‌کنان زیر لب می‌گفت که عجب شهروندان ناپاکی در این شهر زندگی می‌کنند…

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  • «داستان لباس جدید پادشاه اثر هانس کریستین اندرسن». ایستگاه کودک. ۲۰۱۸-۱۰-۲۴. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۴.
  • «دانلود کتاب لباس جدید پادشاه». کتابچین. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۴.
  • «حکایت برجام و لباس نامرئی پادشاه! - پایگاه خبری - تحلیلی». قدس آنلاین. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۴.