لوب پس‌سری

لوب پس‌سری مرکز پردازش اطلاعات دیداری در مغز پستانداران است.[۱]

لوب پس‌سری
لب‌های مغز انسان (لب پس‌سری قرمز رنگ است)
Gray727 occipital lobe.png
سطح پزشکی نیمکره مغزی سمت چپ (گوه مغز و چین سینوسی زبانی مغز در سمت چپ هستند)
جزییات
بخشی ازمخ
سرخرگسرخرگ مغزی پسین
شناسه‌ها
به لاتینlobus occipitalis
سرعنوان موضوعی پزشکیD009778
نورونیمز140
شناسه واژگان علوم اعصابbirnlex_1136
واژگان کالبدشناسیA14.1.09.132
مدل بنیادین کالبدشناسی67325
عبارات کالبدشناسی در کالبدعصب

این لوب عقب‌ترین بخش نیم‌کره مغز است و قسمت کوچکی از سطح پشتی-جانبی آن را تشکیل می‌دهد.. قشر بصری اولیه ناحیه 17 برودمن است، که معمولاً V1 نامیده می شود (بصری ۱). V1 انسان در قسمت میانی لوب پس سری در سولکوس کلارین واقع شده است. وسعت کامل V1 اغلب بر روی قطب پس سری ادامه می یابد. اغلب به  V1قشر شیار دار نیز گفته می شود زیرا می توان آن را با یک نوار بزرگ میلین، "Stria of Gennari" نیز شناسایی کرد. مناطقی که از نظر بصری در خارج از V1 رانده می شوند، قشر برون مرزی نامیده می شوند. مناطق شیار دار اضافی زبادی وجود دارند، و اینها ویژه ی کارهای مختلف تصویری، مانند پردازش دیداری، تمایز رنگ و درک حرکت هستند.  این نام از استخوان پس سری پوشاننده سرچشمه می گیرد ، که از لاتین ob به معنی پشت  و caput ، به معنی سر ریشه می گیرد.  ضایعات دو طرفه از لوب پس سری می تواند منجر به کوری قشر شود.

ساختارویرایش

دو لوب پس سری ، کوچکترین لوب ها از چهار لوب زوجی در مغز انسان است. لوب های پس سری که در قسمت پشتی جمجمه واقع شده، بخشی از مغز خلفی هستند. لوب های مغز از استخوان پوشاننده نام گرفته شده اند و استخوان پس سری لوب های پس سری را همپوشانی می کند.


لوب ها بر روی چادرینه مخربلی جای دارند، فرایندی از ماده دورا که مغز را از مخچه جدا می کند. آنها از لحاظ ساختاری در نیمکره های مغزی مربوطه با جداسازی شکاف مغزی جدا می شوند. در لبه جلویی لوب پس سری ، چندین گایری پس سری وجود دارد که توسط شیار پس سری جانبی مغز جدا می شوند.


جنبه های پس سری همراه با صورت داخلی هر نیم کره توسط شیار مغز کالکارین تقسیم می شوند. در بالای مد، شیار مغز Y شکل میانی، گنبدی شکلی قرار دارد، و ناحیه زیر شیار مغز، شکنج زبانی است.


صدمه به نواحی بینایی اولیه لوب پس سری ، می تواند باعث کوری جزئی یا کامل شود.[۲]

عملکردویرایش

لوب پس‌سری به چندین ناحیهٔ عملکردی بینایی تقسیم می‌شود. هر ناحیه دربرگیرندهٔ نقشه کاملی از همهٔ چیزهایی است که دیده می‌شوند. نقش مهم لوب پس‌سری این است که دربرگیرندهٔ قشر اولیه بینایی است. اگرچه هیچ نشانگر تشریحی برای تمایز این مناطق وجود ندارد (به استثنای ناهمواری های برجسته در قشر جسم مخطط)، روانشناسان از الکترود های ضبط شده برای تقسیم قشر به مناطق مختلف عملکردی استفاده کرده اند.


اولین ناحیه عملکردی قشر بینایی اولیه است.  این شامل یک توصیف سطح پایین از جهت یابی محلی، فرکانس فضایی و ویژگی های رنگی در زمینه های گیرنده کوچک است. قشر تصویری اولیه به مناطق پس سری جریان شکمی (ناحیه بصری V2 و منطقه بصری V4)، و مناطق پس سری جریان پشتی ، منطقه بصری V3 ، منطقه بینایی MT (V5) و منطقه پشتی پزشکی (DM) پرتاب می کند.


جریان بطن برای پردازش "چه" در دید شناخته شده است ، در حالی که جریان پشتی " کجا / چگونه "را کنترل می کند.  دلیل آن این است که جریان بطن اطلاعات مهمی را برای شناسایی محرک هایی که در حافظه ذخیره می شوند فراهم می کند. با استفاده از این اطلاعات در حافظه ، جریان پشتی قادر است در پاسخ به محرک های بیرونی بر اقدامات حرکتی متمرکز شود.


اگرچه مطالعات متعدد نشان داده اند که این دو سیستم مستقل اند و جدا از دیگری ساختار یافته اند، شواهدی  نیز وجود دارد که نشان می دهد هر دو برای درک موفقیت آمیز ضروری هستند، به خصوص که محرک ها شکل های پیچیده تری به خود می گیرند.  به عنوان مثال، یک مورد مطالعه با استفاده از fMRI بر روی شکل و مکان انجام شد.  اولین رویه شامل وظایف موقعیت مکانی بود. رویه دوم در یک اتاق روشن بود که در آن به شرکت کنندگان محرک هایی روی صفحه نمایش به مدت 600 میلی ثانیه نشان داده شد. آنها دریافتند که این دو مسیر در درک شکل نقش دارند حتی اگر پردازش مکان در جریان پشتی قرار داشته باشد.[۳]


دورسومدیال (DM) ، بطور دقیق مورد مطالعه قرار نگرفته است. با این وجود شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این جریان با سایر مناطق دیداری در تعامل است.  یک مطالعه موردی در مورد میمون ها نشان داد که اطلاعات مربوط به مناطق V1 و V2 نیمی از ورودی های DM را تشکیل می دهد.  ورودی های باقیمانده هم از چندین منبع هستند که با هر نوع پردازش تصویری ارتباط دارند.[۴]


جنبه عملکردی قابل توجه لوب پس سری این است که حاوی قشر بینایی اولیه است.


حسگرهای شبکیه محرکها را از طریق دستگاههای نوری به بدنهای جنبشی جانبی منتقل می کنند، جایی که پرتوهای نوری به قشر بینایی ادامه می یابد. هر قشر بینایی اطلاعات حسی خام را از نیمه خارج شبکیه در همان طرف سر و از نیمه داخل شبکیه در طرف دیگر سر دریافت می کند. خط میخ (منطقه 17 برودمن) اطلاعات بصری را از شبکیه فوقانی مقابل نماینده میدان تصویری تحتانی دریافت می کند.  لینگولا اطلاعاتی را از شبکیه تحتانی متضاد نشان می دهد که زمینه تصویری فوقانی را دریافت می کند. ورودی های شبکیه قبل از اینکه به قشر مخزن برسند ، از "ایستگاه راه" در هسته لرزه ای جانبی تالاموس عبور می کنند. سلولهای جنبه خلفی ماده خاکستری لوبهای بدنه به عنوان نقشه مکانی میدان شبکیه تنظیم می شوند.  نورویمیشن عملکردی ، الگوهای مشابهی از پاسخ در بافت قشر مغز را نشان می دهد که زمینه های شبکیه در معرض یک الگوی قوی قرار بگیرند.

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. "SparkNotes: Brain Anatomy: Parietal and Occipital Lobes". Archived from the original on 2007-12-31. Retrieved 2008-02-27.
  2. Schacter, D. L., Gilbert, D. L. & Wegner, D. M. (2009). Psychology. (2nd ed.). New Work (NY): Worth Publishers.
  3. (Valyear, Culham, Sharif, Westwood, & Goodale, 2006).
  4. (Valyear et al., 2006).

Wikipedia contributors, "Occipital lobe," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?oldid=189408462 (accessed February ۲۰, ۲۰۰۸).