باز کردن منو اصلی

محاصرهٔ اصفهان به دنبال یک شورش داخلی در ایران عصر صفوی رخ داد که از یکی از شهرهای سُنّی‌نشینِ ناراضی آغاز و سرانجام به محاصرهٔ پایتخت رسید.

جنگ افغان‌ها و صفویان
بخشی از جنگ‌های نادری
Isfahan to the south side
نمای جنوبی اصفهان
تاریخ۸ مارس – ۲۳ اکتبر ۱۷۲۲
مکاناصفهان، ایران مرکزی
نتیجه

پیروزی قاطع افغانان غلجائی

  • سقوط پایتخت صفوی
  • محمود افغان خود را شاه نامید.
طرفین درگیر
هوتکیان صفویان
فرماندهان و رهبران
محمود افغان شاه سلطان حسین (اسیر)
قوا
۲۰،۰۰۰-۴۰٬۰۰۰ ناشناخته
تلفات
کم حداقل ۸۰٬۰۰۰ غیرنظامی از بین رفت.

پس از یورش افغانان و تاخت و تاز بسیار در ایران دوره صفویه سپاهیان افغان به رهبری محمود و همراهی بلوچها و زرتشتی‌ها پیشروی خود را به اصفهان پایتخت صفویان آغاز کردند. به فرمان شاه سلطان حسین سپاهی گردآوری شد ولی این سپاه در نبرد گلون آباد نتواست از پیشروی افغانان جلوگیری کند و راه برای محاصرهٔ اصفهان باز شد.

محاصرهویرایش

افغانان که تعداشان کمتر از آن بود که خطر حمله به شهر را بپذیرند، به محاصره آن خشنود بودند. در داخل شهر، شاه در دست گروهی خیانتکار از سازشکاران قرار داشت. سپاهیان والی لرستان، علیمردان خان، به نقطه‌ای به فاصله فقط ۶۴ کیلومتری در شمال غرب اصفهان رسیدند و درخواست کردند شاه سلطان حسین به نفع برادرش عباس کناره گیری کند. شاه این درخواست را رد کرد، اما پسر سومش طهماسب که همچون پدر ضعیف و نالایق بود، از میان خطوط افغانان عبور داده شد؛ لیکن طهماسب به جای الحاق نیروهایش به علیمردان خان به قزوین رفت و خود را شاه طهماسب دوم خواند و جز این نیز کار دیگری نکرد.

در پایتخت قحطی سختی حکمفرما شده بود؛ مردم گربه، سگ، موش و حتی گوشت انسان می‌خوردند؛ هزاران جسد در حال فساد خیابان‌ها را سد کرده بود. سرانجام در ۱۲ اکتبر۱۷۲۲ /۱۲ محرم۱۱۳۵ پس از شش ماه محاصره، شاه سلطان حسین شهر را بدون قید و شرط تسلیم محمود کرد. گفته شده که طی محاصره شهر حداقل ۸۰۰۰۰ تن از گرسنگی و مرض از بین رفتند. محمود در ۲۵ اکتبر/۲۵ محرم۱۱۳۵ وارد اصفهان شد و بر تخت نشست. مدت بیش از نیم قرن بود که بنیادهای سیاسی، نظامی و اجتماعی دولت صفویه بی‌وقفه در حال فرسایش بود؛ سرنگونی آن، هنگامی که فرا رسید، که تنها به ضربه مختصر نزدیک ۲۰۰۰۰ افغان احتیاج داشت.[۱]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. راجر سیوری. ایران عصر صفوی. ترجمهٔ کامبیز عزیزی. نشر مرکز.