محاصره لنینگراد

محاصره لنینگراد یک حصر طولانی مدتی توسط نیروهای آلمانی بر شهر لنینگراد بود که در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم به وقوع پیوست. محاصره ۸ سپتامبر ۱۹۴۱، هنگامی که آخرین راه ارتباطی زمینی به شهر توسط نیروهای گروه ارتش شمال ورماخت مسدود شد، آغاز گشت. گرچه نیروهای ارتش سرخ ۱۸ ژانویه ۱۹۴۳ موفق به بازکردن یک راه باریک برای ورود به شهر شدند اما شکسته شدن محاصره شهر تا ۲۷ ژانویه ۱۹۴۴، یعنی بعد از ۸۷۲ روز، به درازا کشید.

محاصره لنینگراد
Anti aircraft Leningrad 1941.JPG
تاریخ۸ سپتامبر ۱۹۴۱ – ۲۷ ژانویه ۱۹۴۴ (۲ سال ۴ ماه ۲ هفته و ۵ روز)
مکان
نتیجه پیروزی شوروی
طرفین درگیر
 اتحاد جماهیر شوروی
فرماندهان و رهبران
اتحاد جماهیر شوروی کلیمنت ووراشیلوف
اتحاد جماهیر شوروی گئورگی ژوکوف
تلفات و ضایعات
۶۰ هزار نفر (۱۰ ژوئیه تا ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱)[۱] ۳۱۶ هزار نفر (۱۰ ژوئیه تا ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۱)[۲]

پیش‌زمینه

لنینگراد با جمعیت ۳٫۲ میلیون نفری به عنوان «پایتخت دوم» شوروی، در سال ۱۹۴۱ یکی از مراکز عمده صنعتی و اقتصادی آن به حساب می‌آمد. این شهر با حدوداً ۶۰۰ کارخانه قریب به ۱۰ درصد از مجموع تولیدات صنعتی کشور را به خود اختصاص داده بود. صنایع لنینگراد نزدیک به یک سوم ماشین‌آلات صنعتی شوروی و بیشتر توربین‌های تولید انرژی آن را تأمین می‌کردند.[۳]

این شهر یکی از اهداف سه‌گانه آلمانی‌ها در عملیات بارباروسا و هدف اصلی گروه ارتش شمال بود. چگونگی تحقق این هدف مداوما نزد مهاجمان دست‌خوش تغییر و اصلاح قرار داشت. در ابتدا مقرر شده بود گروه ارتش شمال با یک یورش مستقیم شهر را به زیر سلطه خود درآورد اما هنگامی که حرکت در جهت نیل به این هدف آهسته‌تر از آنچه تصور می‌شد، پیش رفت، برنامه آلمانی‌ها شروع به تغییر کرد. صدور فرمان شماره ۳۴ پیشوا در ۳۰ ژوئیه سال ۱۹۴۱، گروه ارتش شمال را موظف کرد لنینگراد را به محاصره درآورد و با نیروهای فنلاندی ارتباط برقرار کند.[۴]

در طرف مقابل پیش از آغاز جنگ، شوروی با مشاهده نبرد بریتانیا و حملات هوایی آلمان به لندن، تصور می‌کرد اصلی‌ترین تهدید علیه لنینگراد حملات هوایی خواهد بود. با توجه به این که کسی در شوروی خیال نمی‌کرد نیروهای آلمانی خود را به این شهر برسانند، آمادگی‌های دفاعی ارتش سرخ برای مقابله با خطر نیروهای فنلاندی، در جهت اشتباهی ترتیب داده شده بود. هنگامی که پیش‌روی سریع قوای گروه ارتش شمال ورماخت در منطقه بالتیک خط بطلانی بر این تصورات کشید، شورای نظامی لنینگراد وادار به ایجاد استحکامات دفاعی جدیدی شد. بدین منظور رود لوگا به سرعت به عنوان بهترین محل جهت متوقف ساختن یورش آلمانی‌ها شناسایی گردید. با توجه به تعداد اندک و تأخیر نیروهای اعزامی استاوکا، بسیج نیروهای غیرنظامی نقشی کلیدی در آماده‌سازی‌های دفاعی لنینگراد بازی کرد.[۵]

ترکیب یگان‌ها

ترکیب یگان‌های در ۲ ژانویه سال ۱۹۴۲[۶]:

ورماخت:

ارتش سرخ:

  • جبهه لنینگراد:
    • ارتش بیست و سوم:
      • لشکر ۱۲۳ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۴۲ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۹۱ تفنگ‌دار
    • ارتش چهل و دوم:
      • لشکر ۱۳ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۸۹ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۱ تفنگ‌دار ان‌کاوه‌ده
    • ارتش پنجاه و پنجم:
      • لشکر ۱۱ تفنگ‌دار
      • لشکر ۴۳ تفنگ‌دار
      • لشکر ۵۶ تفنگ‌دار
      • لشکر ۷۰ تفنگ‌دار
      • لشکر ۷۲ تفنگ‌دار
      • لشکر ۸۵ تفنگ‌دار
      • لشکر ۸۶ تفنگ‌دار
      • لشکر ۹۰ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۲۵ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۷۷ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۶۸ تفنگ‌دار
    • گروه عملیاتی نِوا:
      • لشکر ۱۱ تفنگ‌دار ان‌کاوه‌ده
      • تیپ ۱۱ تفنگ‌دار
      • تیپ ۴ تفنگ‌داران دریایی
    • گروه عملیاتی ساحلی در اورانینباوم:
      • لشکر ۴۸ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۶۸ تفنگ‌دار
      • تیپ ۲ تفنگ‌داران دریایی
      • تیپ ۵ تفنگ‌داران دریایی
    • ارتش پنجاه و چهارم:
      • لشکر ۳ تفنگ‌دار محافظ
      • لشکر ۸۰ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۱۵ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۲۸ تفنگ‌دار
      • لشکر ۱۹۸ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۸۱ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۸۵ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۸۶ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۹۴ تفنگ‌دار
      • لشکر ۳۱۱ تفنگ‌دار
      • تیپ ۱ تفنگ‌دار کوهستان
      • تیپ ۶ تفنگ‌داران دریایی
      • تیپ ۱۶ تانک
      • تیپ ۱۲۲ تانک
    • ذخیره جبهه:
      • لشکر ۱۰ تفنگ‌دار
      • لشکر ۲۰ تفنگ‌دار ان‌کاوه‌ده
      • تیپ ۱۲۳ تانک
      • تیپ ۱۲۴ تانک
 
شهر در طول نبرد ژانویه ۱۹۴۴

آماده‌سازی دفاعی

روز ۲۷ ژوئن سال ۱۹۴۱، کمیته حزب کمونیست لنینگراد تصمیم به ایجاد یک لشکر شبه‌نظامیان مردمی ("اوپولچنیه") از هر یک از ۱۵ رایون شهر به عنوان نیروی ذخیره گرفت. حدود دویست هزار نفر به منظور عضویت در این لشکرها داوطلب گشتند.[۷] روزهای بعدی، بیش از یک میلیون شهروند غیرنظامی لنینگراد برای ساخت استحکامات بسیج شدند. چندین خط دفاعی دور شهر ساخته شد تا نیروهای متخاصمی را که از شمال و جنوب یورش می‌آوردند، دفع کند. در جنوب، استحکامات از دهانه رود لوگا به سمت چودوفو، کراسنوگواردِیسک، اوریتسک، پولکوو و سپس در طول رود نوا امتداد داشت. خط دفاعی دیگری از پترهوف به کراسنوگواردِیسک، پولکوو، کولپینو و کولتوشی رسید. در شمال خط دفاعی در برابر فنلاندی‌ها، منطقه استحکامات کارلیا، از دهه ۱۹۳۰ در حومه شمالی لنینگراد حفظ شده بود و اکنون به کار خود بازگردانده شد.[نیازمند منبع] در مجموع ۵۰۰۰ جان‌پناه خاکی، چوبی و بتی، بیش از ۶۰۰ کیلومتر سیم‌خاردار، حدود ۱۰۰۰ کیلومتر خاکریز، بیش از ۶۴۰ کیلومتر خندق ضد تانک، ۳۰۰ کیلومتر از موانع چوبی ایجاد شدند.[۸] حتی اسلحه‌های رزم‌ناو شفق قطبی از آن جدا شد تا برای دفاع از لنینگراد استفاده شود.[نیازمند منبع]

با تشدید وخامت اوضاع در خط مقدم، روز ۴ ژوئیه کمیته حزب و رهبران نظامی با رها کردن طرح پیشین در تشکیل لشکرهای شبه‌نظامی، تصمیم به ایجاد بلافاصله ۳ لشکر خط مقدم گرفتند. نخستین لشکر تقریباً تماما با کارگران کارخانه کیروف پدید آمد و «لشکر کیروف» نام گرفت. کارگران کارخانه‌های رایون‌های موسکووسکی و فروزنسکی لشکرهای دوم و سوم را ایجاد نمودند. کارگران این کارخانه‌ها بدین جهت بدین منظور استفاده شدند که تا این زمان از بسیج نیروهای ذخیره استثنا گشته و در نتیجه تنها مردان جوانی به حساب می‌آمدند که در شهر باقی مانده بودند.[۹]

همان روز ۴ ژوئیه ژنرال گئورگی ژوکوف دستور به اتخاذ مواضع دفاعی توسط جبهه شمالی شوروی به فرماندهی ژنرال پوپوف، در طول رود لوگا داد و هدایت ناوگان دریای بالتیک و ارتش هشتم را به آن سپرد. دو روز بعد جبهه شمالی «گروه عملیاتی لوگا» را که به تازگی شکل گرفته بود، موظف به استقرار در طول خط دفاعی رود لوگا ساخت. این خط دفاعی از خلیج ناروا تا دریاجه ایلمن کشیده شده بود. یک شکاف بین کراسنوگواردِیسک و لوگا برای باز گذاشتن راه عقب‌نشینی جبهه شمال غربی وجود داشت. هنگام اجرای این فرمان در ۹ ژوئیه، این گروه عملیاتی دارای دو لشکر تفنگ‌دار، یک تیپ تفنگ‌داران کوهستانی، سه لشکر از شبه‌نظامیان و چندین یگان از دانشکده آموزشی بود.[۱۰] نیروهای این سه لشکر شبه‌نظامی هر یک متشکل از قریب به ۱۰ هزار نفر، تقریباً هیچ آموزشی نظامی ندیده و بسیاری از آن‌ها هیچگاه در نیروهای مسلح خدمت نکرده و سلاح به دست نگرفته بودند.[۱۱] هفته بعدی سپاه ۴۱ تفنگ‌دار متشکل از چهار لشکر تفنگ‌دار، دو سپاه مکانیزه ۱۰ و ۲۱ و لشکر بیست و چهارم تانک نیز به گروه عملیاتی لوگا سپرده شد. پوپوف همچنین بنا بر دستور ۲۹ ژوئن استاوکا، شروع به ایجاد ۱۵ لشکر شبه‌نظامی دیگر برای دفاع از شهر کرد. روز ۱۰ ژوئیه مارشال کلیمنت ووراشیلوف با مأموریت هماهنگ‌سازی عملیات‌های جبهه‌های شمال غربی و شمالی و ناوگان دریای بالتیک، به فرمان استالین به ریاست فرماندهی عالی «جهت شمال غربی» شوروی منصوب گشت. ووراشیلوف ۱۳ ژوئیه به منظور باز سازماندهی نیروها، ارتش تضعیف‌شده هشتم و سپاه ۴۱ مکانیزه را از جبهه شمال غربی به جبهه شمالی منتقل نمود. او چهار لشکر، دو تیپ و یک گردان تانک را در جایگاه ذخیره قرار داد.[۱۲]

روز ۱۹ ژوئیه چهارمین لشکر شبه‌نظامی از رایون‌های دزرژینسکی و کویبیشوسکی نیز ایجاد و با شتاب به خط مقدم گسیل شد. از روز بعد ایجاد لشکرهای «محافظ» آغاز گشت. این لشکرها ظاهراً از آموزش و تسلیحات بهتری برخوردار بودند اما در حقیقت عملکرد بهتری نسبت به لشکرهای شبه‌نظامی نداشتند. سه لشکر نخست محافظ متشکل از ۳۱ هزار داوطلب پس از گذراندن آموزش سه تا چهار هفته‌ای به خط دفاعی لوگا ملحق شدند. لشکر چهارم محافظ با تعداد بیشتری نیرو نیز در ۱۳ ماه اوت پدید آمد تا نقش ذخیره سه لشکر دیگر را ایفا نماید. اواخر ماه اوت روزنامه لنینگراد تمامی ساکنان شهر را که قادر به حمل سلاح بودند، تشویق به پیوستن به قوای شبه‌نظامی مردمی می‌کرد. تا اواخر ماه سپتامبر ۱۰ لشکر و یگان‌های مختلف شبه‌نظامی مجموعاً با توان ۱۳۵ هزار نفر تشکیل گردید. بیشتر آموزشی که به این افراد داده می‌شد مربوط به سلاح‌های سرد همچون چاقو، سرنیزه و نیزه بود. ماهیت مرگبار وظایف این یگان‌ها سبب شده بود در ترکیب آن‌ها تا جای ممکن از اعضای حزب کمونیست به عنوان وفادارترین افراد استفاده شود. این شمار تا روز ۱ اکتبر به بیش از ۴۳۰ هزار نفر رسید که ۱۴۷ هزار نفر از آن‌ها از عناصر حزب کمونیست بودند.[۱۳]

پیشروی به سمت شهر

پس از مدتی وقفه جهت رسیدن یگان‌های پیاده‌نظام به قوای جلودار، حرکت نیروهای گروه ارتش شمال به سمت لنینگراد از روز ۸ اوت از سرگرفته شد. سپاه ۴۱ موتوریزه و سپاه ۳۸ در شرایط بارندگی شدید، در محور کینگیسپ-کراسنوگواردِیسک پیشروی نمودند تا با دست یافتن به اراضی باز جنوب خط آهن ناروا-لنینگراد با چرخش به شرق به سمت لنینگراد بروند. این دو سپاه پس از سه رود مبارزه شدید، با نفوذ در دفاع دشمن، بر گذرگاه‌هایی بر رود لوگا در ایوانوسکوئه و بولشوی‌سابک سلطه پیدا کردند. روز ۱۰ اوت سپاه ۵۶ موتوریزه و سپاه ۱ به سمت لوگا و نووگورود یورش بردند. نیروهای گروه زرهی ۴ روز ۱۱ اوت خط آهن کینگیسپ-کراسنوگواردیسک را قطع کردند. در این موقعیت سپاه ۴۱ موتوریزه به سمت کراسنوگواردِیسک در شرق و سپاه ۳۸ به سمت کینگیسپ رفتند. با تصرف کینگیسپ توسط سپاه ۳۸ نیروهای ارتش هشتم شوروی وادار به عقب‌نشینی از ناروا به سمت لوگا شدند. بدین ترتیب فن لیب نتوانست نیروهای دشمن در ناروا و کینگیسپ را منهدم کند تا ضمن امنیت‌بخشی پیاده‌نظام به جناح راست، تهاجم نیروهای زرهی به کراسنوگواردِیسک به تعویق بیفتد. با فشار سپاه‌های ۲۴ و ۲۸ ورماخت در نهایت ارتش هشتم شوروی به ناحیه اورانینباوم عقب نشست. سه سپاه گروه ارتش شمال خط دفاعی نسبتاً آماده گروه عملیاتی لوگا و ارتش چهل و هشتم شوروی در طول رود لوگا را در هم شکستند و با تصرف شیمسک در ۱۲ اوت، نووگورود در ۱۶ اوت و شهر لوگا در ۲۴ اوت، خود را به رود وولخوف رساندند و خط آهن مسکو-لنینگراد را سد نمودند. بدین شکل ارتباط ارتش چهل و هشتم شوروی که تنها ۶۲۰۰ نفر با ۵۰۰۰ تفنگ و ۳۱ توپ برای آن باقی مانده بود، با جبهه شمال غربی نیز قطع شد. گروه عملیاتی لوگا نیز تقریباً به محاصره آلمانی‌ها افتاد.[۱۴]

روز ۲۳ اوت ووراشیلوف ارتش چهل و هشتم را به جبهه شمالی انتقال و دستور به دفاع این ارتش تضعیف‌شده در شمال چودوفو از مسیر جنوب شرقی لنینگراد داد. همان روز استاوکا جبهه شمالی را به دو جبهه لنینگراد و کارلیا تقسیم نمود. روز ۲۷ اوت استاوکا شروع به استقرار ارتش‌های چهارم، پنجاه و دوم و پنجاه و چهارم در طول کرانه شرقی رود وولخوف کرد تا از اتصال نیروهای آلمانی و فنلاندی به یکدیگر در شمال شرقی لنینگراد جلوگیری به عمل آورد.[۱۵]

همزمان فن لیب که نیروهایش در ۴۰ کیلومتری جنوب و ۱۰۰ کیلومتری جنوب غربی لنینگراد بودند، در حال متمرکز کردن یگان‌های خود جهت تهاجم نهایی به لنینگراد بود. او سپاه تازه دریافت‌شده ۳۹ موتوریزه و دو سپاه ۱ و ۲۸ از ارتش شانزدهم را موظف به رخنه در لنینگراد از جنوب شرقی در طول جاده مسکو-لنینگراد کرد. گروه زرهی ۴ و ارتش هجدهم نیز می‌بایست از جنوب و غرب این شهر را مورد تهاجم قرار می‌دادند. مابقی قوای ارتش شانزدهم هم مسئول دفاع از جناح راست گروه ارتش در ارتفاعات والدای و در طول رود وولخوف بودند.[۱۶]

تکمیل محاصره

 
شهر در سال ۱۹۴۲

سپاه ۳۹ موتوریزه ورماخت روز ۲۵ اوت به سادگی در دفاع ارتش چهل و هشتم شوروی رخنه نمود. این سپاه لشکر هجدهم پیاده‌نظام موتوریزه را به سمت کیریشی در شمال شرقی، لشکر دوازدهم زرهی را به سمت کولپینو در غرب و لشکر بیستم پیاده‌نظام موتوریزه را به سمت وولخوف در شمال شرقی فرستاد. جبهه لنینگراد شوروی سعی کرد با ارسال دو لشکر به کمک نیروهای حاضر در ناحیه سلوتسک-کولپینو، شکاف در حال گسترش در جنوب شرقی این شهر را پوشش دهد و دستور به برقراری دفاعی قدرتمند و اجرای ضد حمله توسط گروه عملیاتی لوگا و ارتش چهل و هشتم شوروی داد که به هر صورت هیچ‌یک به نتیجه‌ای نرسید. لشکر دوازدهم زرهی و لشکر بیستم پیاده‌نظام موتوریزه ورماخت با پشتیبانی سه لشکر پیاده‌نظام دیگر، روز ۲۹ اوت توسنو و مگا را به تصرف درآوردند و خود را به رود نوا رساندند. همزمان لشکر هجدهم پیاده‌نظام موتوریزه بر کیریشی و لیوبان تسلط یافت. این مسئله موجب در معرض تهدید قرار گرفتن آخرین خط آهن لنینگراد شد. سپاه ۲۸ ورماخت با تعقیب نزدیک نیروهای زرهی به سمت لنینگراد حرکت کرد و در طی مبارزات سنگین بین روزهای ۳۰ اوت و ۸ سپتامبر نیروهای دشمن را به سمت رودهای ایژورا و نوا عقب راند. به هر حال مقاومت سرسختانه ارتش سرخ در یام-ایژورا پیشروی آلمانی‌ها در این محور را متوقف ساخت.[۱۷]

ژنرال پوپوف، فرمانده جبهه لنینگراد با تقویت ارتش چهل و هشتم با یک لشکر تفنگ‌دار ان‌کاوه‌ده متشکل نیروهای مرزبانی کارلیا، فرمان به باز پس گرفتن مگا داد. با وجود پس گرفته شدن مگا در روز ۳۰ اوت با ضد حمله لشکر ان‌کاوه‌ده، تهاجم لشکر بیستم پیاده‌نظام موتوریزه آلمان روز بعد مجدداً قوای شوروی را این شهر بیرون راند.[۱۸] سقوط فاجعه‌بار مگا آخرین اتصال ریلی لنینگراد با دنیای خارج را قطع نمود. با این حال، شبه‌نظامیان شوروی و یگان‌های ارتش سرخ مقاومت شدیدی در کراسنوگواردیسک بروز دادند که موجب دستیابی به وقت گران بهایی در تحکیم دفاع حلقه داخلی لنینگراد گشت.[۱۹]

روز ۳۱ اوت به فرمان استاوکا جبهه لنینگراد با باز سازمان‌دهی نیروهای خود دو ارتش جدید چهل و دوم و پنجاه و پنجم را تشکیل داد.[۱۷] این ارتش‌ها به ترتیب شروع به محافظت از جانب جنوب غربی شهر در اطراف کراسنویه سلو و پوشکین و بخش شرقی شهر بین کولپینو و شلیسلبورگ نمودند. ارتش هشتم شوروی نیز که به وسیله ارتش هجدهم آلمان تدریجاً به سمت اورانینباوم عقب رانده شده بود، در جانب غربی لنینگراد مستقر بود. به هر ترتیب این ارتش‌ها سازمان ناقصی داشتند و لشکرهای آن‌ها به شکل کاملی تشکیل نشده نبودند.[۲۰] روز ۱۱ سپتامبر در مجموع ۴۵۲ هزار نفر از نیروهای ارتش سرخ در جبهه لنینگراد مستقر گشته بودند که دو سوم از آن‌ها در جنوب شهر در مقابل مقدار مشابهی نیروی آلمانی قرار داشتند.[۲۱]

در این زمان، نیروهای فنلاندی که عملیات‌های خود را به غرب دریاچه‌های اونگا و لادوگا علیه ارتش هفتم شوروی محدود ساخته بودند، با پیشروی از روز ۳۱ ژوئیه در باریکه کارلیا و با عقب راندن ارتش بیست و سوم شوروی از جبهه لنینگراد[۱۸]، روز ۲ سپتامبر خود را به مرزهای پیش از سال ۱۹۳۹ رساندند. در این موقعیت فنلاندی‌ها که از باز پس گرفتن اراضی از دست رفته خود در جنگ زمستان، راضی بودند، دیگر میلی به ادامه پیشروی و تهاجم به لنینگراد نداشتند. بدین ترتیب به فرمان مارشال کارل مانرهیم، شش لشکر فنلاندی در فاصله ۳۲ کیلومتری از این شهر حالت تدافعی به خود گرفتند.[۲۲]

آلمانی‌ها از ۴ سپتامبر شروع به گلوله‌باران روزانه لنینگراد با توپ‌های ۲۴۰ میلی‌متری از ناحیه شمال توسنو نمودند.[۱۸] فرمان شماره ۳۵ پیشوا در ۶ سپتامبر، از گروه ارتش شمال خواست از تهاجم خسارت‌بار مستقیم به شهر اجتناب نماید اما در عین حال خواهان تصرف سریع آن پس از تکمیل محاصره شد. همین هنگام فرماندهی عالی نیروی زمینی آلمان به فن لیب اطلاع داد که ملزم است گروه زرهی ۴ و سپاه ۸ هوایی را به گروه ارتش مرکز بسپارد. این امر موجب تأخیر در ادامه برنامه یورش آلمانی‌ها به لنینگراد شد. بدون این یگان‌ها، فن لیب احساس کرد نیروهای تحت امرش قادر به ادامه تهاجم نیستند و به محاصره بسنده نمود. به هر صورت فرماندهی عالی نیروی زمینی آلمان تصور می‌کرد مقاومت مدافعان شهر تا بهار سال ۱۹۴۲ فرو خواهد پاشید. سرانجام با یورش نهایی سپاه ۳۹ موتوریزه با دو گروه‌رزمی از لشکر صد و بیست و ششم پیاده‌نظام ارتفاعات سینیاوینو روز ۷ سپتامبر و شلیسلبورگ رو بعد از آن به تصرف آلمانی‌ها درآمد تا آخرین اتصال زمینی لنینگراد با سایر نواحی نیز به‌طور کامل سد گردد. باحصول این موفقیت مابقی نیروهای سپاه ۳۹ موتوریزه رو به وولخوف در جانب شرق آوردند.[۲۰]

یورش به شهر

فن لیب که از اواخر ماه اوت مطلع شده بود می‌بایست به زودی گروه زرهی ۴ و سپاه ۸ هوایی را جهت مشارکت در عملیات تایفون به گروه ارتش مرکز منتقل کند، تصمیم گرفت به امید شکستن مقاومت مدافعان، به کمک این نیروها آخرین یورش به سمت لنینگراد را نیز صورت دهد. به هر حال، در این شرایط ارتش هجدهم همچنان در استونی قرار داشت و بیشتر نیروهای ارتش شانزدهم نیز بر ایجاد جبهه‌ای جدید در طول رود وولخوف متمرکز شده بودند. بدین ترتیب تنها سپاه ۴۱ موتوریزه و سپاه‌های ۲۸ و ۵۰ پیاده‌نظام به منظور تهاجم نهایی به لنینگراد در اختیار فن لیب بودند.[۲۳]

هواگردهای آلمانی از روز ۸ سپتامبر لنینگراد را زیر حملات خود گرفتند.[۱۸] تهاجم نیروهای گروه زرهی ۴ از صبح روز ۹ سپتامبر آغاز شد. این تهاجم به سرعت مدافعان کراسنوگواردیسک را به محاصره درآورد و موجب تصرف ارتفاعات دودرگوف در جنوب کراسنویه‌سلو گردید. با وجود مبارزه شدید شبه‌نظامیان شوروی، خود کراسنویه‌سلو نیز روز ۱۲ سپتامبر به سلطه ورماخت درآمد و سرنیزه موتوریزه آن تا شامگاه همان روز تا ارتفاعات پولکوو رسید. به‌کارکرفته شدن آخرین نیروهای ذخیره توسط ووراشیلوف نیز نتوانست مسیر مهاجمان در رسیدن به پولکوو را سد کند. از این موقعیت، در فاصله ۱۲ کیلومتری از لنینگراد، نیروهای آلمانی برای نخستین بار قادر به مشاهده این شهر شدند. به هر صورت، در این فاصله، مواضع مهاجمان مکرراً هدف گلوله‌باران با توپخانه کالیبر بالا قرار داشت. یگان‌های پیاده‌نظام ورماخت در جناحین نیروهای گروه زرهی ۴، با برخورد به حضور متراکم مدافعان در اوریتسک و کولپینو، پیشروی بسیار آهسته‌تری انجام دادند و به تدریج متوقف گشتند. هر اندازه نیروهای آلمانی به لنینگراد نزدیک‌تر می‌شدند مقاومت طرف مقابل نیز شدت بیشتری می‌گرفت.[۲۳]

با آگاهی یافتن استاوکا از سقوط مگا و شلیسلبورگ، استالین ووراشیلوف را از مقام خود خلع و ژنرال گئورگی ژوکوف را جهت تقویت امور دفاعی به لنینگراد اعزام نمود. ژوکوف روز ۱۳ سپتامبر با هواپیما وارد لنینگراد شد و بی‌درنگ ژنرال ایوانوف را که نتوانسته بود جلوی تهاجم نیروهای زرهی آلمانی را بگیرد، از فرماندهی ارتش چهل و دوم عزل کرد و سرتیپ ایوان فدیونیسکی را به جای او گماشت. ژوکوف روز ۱۷ سپتامبر به تمامی فرماندهان ارتش‌های چهل و دوم و پنجاه و پنجم اعلام کرد هر کس اقدام به عقب‌نشینی از موضع خود بکند به همراه خانواده‌اش اعدام خواهد شد. به دستور ژوکوف ارتش تضعیف‌شده هشتم شوروی موظف به اجرای ضد حمله به جناح چپ سپاه ۴۱ موتوریزه ورماخت کراسنویه‌سلو گردید.[۲۴] شوروی با انحلال ارتش منهدم‌شده چهل و هشتم عناصر باقیمانده آن را به ارتش پنجاه و چهارم که در وولخوف در حال سازمان بود، سپرد.[۲۵]

با این حال نیروهای آلمانی با شکستن خط دفاعی ارتش چهل و دوم شوروی، روز ۱۶ سپتامبر خود را در نزدیکی پترهوف به خلیج فنلاند رساندند و ارتش هشتم شوروی که قادر به ضد حمله نبود، را نیز در ناحیه اورانینباوم در غرب لنینگراد بین خود و دریا به محاصره انداختند. ژوکوف به ارتش پنجاه و چهارم که چند لشکر تفنگ‌دار تازه‌تشکیل‌یافته دریافت نموده بود، فرمان داد با یورش به مواضع سپاه ۳۹ موتوریزه آلمان و تصرف مجدد سینیانووا، حصر لنینگراد را بشکند. به هر حال این قدام برای این ارتش که بهترین یگان آن، لشکر صد و بیست و هشتم تفنگ‌دار، تنها ۲ هزار نفر در اختیار داشت، غیرممکن بود[۲۶] و تهاجم آن پس از ۶ تا ۱۰ کیلومتر پیشروی توسط سپاه ۳۹ موتوریزه ورماخت دفع و ارتش پنجاه و چهارم شوروی وادار به عقب‌نشینی به مواضع دفاعی به سمت شرق در طول رود ناسیا شد.[۱] همزمان گروه عملیاتی نِوا که تنها دو لشکر ضعیف اختیار داشت، نیز می‌بایست با گذر از رود نوا به ارتش پنجاه و چهارم ملحق می‌شد. با وجود موفقیت اولیه، این نیرو در نهایت توسط لشکر صد و بیست و دوم پیاده‌نظام آلمان با تحمل هزاران نفر تلفات، عقب رانده شد.[۲۶] با وجود شکست، این حملات ژوکوف آلمانی‌ها را مجبور به اعزام نیرو به قسمت‌های در تهدید کرد و انتقال سپاه ۳۹ موتوریزه را به گره اراش شمال به تاخیر انداخت.[۱]

تلاش بقایای ارتش سرخ در ناحیه پولکوو با همراهی عناصر ان‌کاوه‌ده و قوای شبه‌نظامی نتوانست از سقوط پوشکین جلوگیری کنند. با این وجود ضد حملات تانک‌های کی‌وی-۱ شوروی با پشتیبانی توپخانه سنگین، اجازه دستیابی آلمانی‌ها به بهترین ارتفاعات مشرف بر لنینگراد در این قسمت را نداد اما لشکر پنجاه و هشتم پیاده‌نظام ورماخت موفق گشت راه خود را به اوریتسک باز کند و ضمن به اسارت گرفتن هزار تن از نفرات دشمن، زیر آتش متمرکز توپ‌های دریایی دشمن خود را به ۶ کیلومتری کارخانه کیروف برساند.[۲۷]

ادامه محاصره

پس از یک تأخیر کوتاه، گروه زرهی ۴ از ۱۸ سپتامبر شروع به ترک گروه ارتش شمال کرد تا فیلدمارشال فن لیب به مابقی نیروهای خود دستور به برقراری خطوط محاصره حول لنینگراد دهد. در این شرایط نه آلمانی قدرت لازم جهت ورود به شهر را داشتند و نه مدافعان می‌توانستند حلقه محاصره بشکنند تا گونه‌ای بن‌بست فرسایشی بر خط مقدم حاکم شود. بر ارتش هجدهم با سه لشکر سپاه ۲۴ حصر ناحیه اورانینباوم و با چهار لشکر سپاه ۵۰ خط مقدم از اوریتسک تا شلیسلبورگ را حفظ کرده بود و ارتش شانزدهم در جبهه وولخوف استقرار داشت. گروه زرهی ۴ با از دست دادن ۳۴۴۰ نفر از قوای خود، بین روزهای نهم تا شانزدهم سپتامبر به ۶ تا ۱۰ کیلومتری محدوده جنوبی این شهر رسانده و ۲۵ هزار نفر از نیروهای دشمن را به اسارت گرفته بود. عدم فعالیت مدافعان سبب شد ارتش هجدهم با بسیار کم عرض ساختن حلقه محاصره برخی از یگان‌های سپاه‌های ۲۴ و ۵۰ خود را جهت یاری‌رسانی به ارتش شانزدهم به جبهه وولخوف عازم کند.[۲۸] نبردهای ناحیه لنینگراد تا پایان ماه سپتامبر فروکش کرد و خط مقدم در این موقعیت موقتا تثبیت گردید. آلمانی‌ها در جریان این نبردها متحمل ۶۰ هزار نفر تلفات شده بودند. با این حال تلفات مدافعان لنینگراد به مراتب بیشتر بود. جبهه شمالی شوروی از ۱۰ ژوئیه تا ۲۳ اوت ۵۵ هزار نفر و جبهه لنینگراد شوروی از ۲۳ اوت تا ۳۰ سپتامبر ۱۱۶ نفر دیگر را از دست دادند. تلفات جبهه شمال غربی شوروی از ۱۰ ژوئیه تا ۳۰ سپتامبر ۱۴۵ هزار نفر دیگر به این آمار افزود.[۲]

در همین حال فرماندهی عالی نیروی زمینی آلمان به دنبال اجرای تمهیداتی بود که به پایان یافتن مقاومت شهر شتاب ببخشد. رهبران نیروی زمینی بر این باور بودند که گروه ارتش شمال همچنان توان لازم جهت پیشروی به سمت تیخوین و وولخوف و تصرف آن‌ها را دارد تا خط آهنی را که آمد و شد بر روی دریاچه لادوگا را پشتیبانی می‌نماید، قطع کند. فن لیب در نظر داشت به کمک سه لشکر پیاده‌نظام سپاه ۱ و آخرین نیروهای متحرک خود یعنی چهار لشکر سپاه ۳۹ موتوریزه به بین مواضع ارتش‌های چهارم و پنجاه و دوم شوروی در نزدیکی چودوفو نفوذ و جهت سلطه بر تیخوین به سمت شمال شرقی پیشروی نماید.[۲۹]

تهاجم آلمانی‌ها روز ۱۶ اکتبر آغاز و پس چهار روز مبارزه توانست خط مقدم دشمن را بشکند. با وجود شرایط نامساعد جغرافیایی، بدی آب‌وهوا و بارش ۳۰ سانتی‌متری برف، لشکر دوازدهم زرهی موفق شد در عرض ۱۲ روز ۶۰ کیلومتر پیشروی کند و روز ۸ نوامبر به تیخوین دست یابد. با از دست رفتن این خط آهن شرایط غذایی جمعیت و نیروهای در محاصره شوروی سخت‌تر شد. به هر صورت ۷ لشکر آلمانی درگیر در این تهاجم در مدت نزدیک به یک ماه در مجموع متحمل قریب به ۱۰ هزار نفر تلفات گشتند. وضعیت تدارکاتی ورماخت در ناحیه تیخوین بسیار وخیم و تنها امید آن ضعف شوروی در بهره نبردن از این شرایط بود.[۲۹]

عملیات‌های دفاعی

ژوکوف ۶ اکتبر لنینگراد را ترک کرد و موقتاً فرماندهی را به فدیونیسکی سپرد. با اصرار استاوکا بر شکسته شدن هر چه سریع‌تر محاصره، او دو هفته بعد مجدداً مأمور به هدایت ارتش پنجاه و چهارم در وولخوف جهت آماده‌سازی بدین منظور گشت. در همین زمان سرلشکر خوزین مسئولیت فرماندهی جبهه لنینگراد را بر عهده گرفت. او تمرکز خود را بر تقویت شرایط دفاعی ارتش‌های چهل و دوم و پنجاه و چهارم که لشکرهای آن‌ها به یگان‌های ۲ تا ۳ هزار نفره تقلیل یافته بود، نهاد. تا ماه نوامبر ارتش چهل و دوم توانست حاشیه جنوبی شهر را با چندین خط دفاعی مستحکم سازد. با یخ زدن خلیج فنلاند و دریاچه لادوگا، خوزین سعی کرد با استقرار نیروهایی در سواحل از تهاجم دشمن از طریق آن‌ها جلوگیری کند. درون شهر ژدانوف ۷۹ گردان از کارگران مسلح مجموعاً با توان ۴۰ هزار نفر جهت تأمین امنیت هر یک از مناطق شهر تشکیل داد.[۳۰]

استاوکا ژنرال مرتسکوف را جهت اجرای بلافاصله ضد حمله در همکاری با ارتش‌های پنجاه و دوم و پنجاه و چهارم به فرماندهی ارتش چهارم منصوب ساخت و سه لشکر با توان کامل از مناطق نظامی فرا بایکال و خاور دور را به آن اختصاص داد. مرتسکوف تهاجم خود علیه مواضع آلمانی‌ها در تیخوین را از ۱۲ نوانبر آغاز کرد. ارتش پنجاه و چهارم شوروی سپاه ۱ ورماخت در جناح شمالی و ارتش پنجاه و دوم سپاه ۳۸ ورماخت را در جناح جنوبی مورد هدف قرار دادند. تهاجم مرتسکوف جناحین دشمن را به تدریج عقب راند و عناصری از لشکرهای صد و بیست و یکم و دویست و پنجاه و چهارم آن را به محاصره انداخت. آلمانی‌ها خط تدارکاتی خود به تیخوین را از دست دادند و وادار به ارسال اضطراری مهمات از طریق هوایی به آن شدند. با استفاده از این شرایط، مرتسکوف حمله همه‌جانبه خود به تیخوین را از ۴ دسامبر آغاز و تا چهار روز بعد دشمن را وادار به تخلیه آن نمود. با عقب نشستن به وولخوف، ۱۰ لشکر ورماخت خط مقدم جدیدی تا اواخر ماه دسامبر ایجاد کردند. این ۱۰ لشکر در مجموع این نبردها متحمل ۲۱۵۳۰ تن تلفات از جمله ۴۶۰۰ کشته، شدند. با وارد آمدن خسارت جدی به لشکرهای هشتم و دوازدهم زرهی دیگر ذخیره‌ای از نیروهای متحرک برای گروه ارتش شمال باقی نمانده بود. در طرف مقابل پس از پس گرفتن تیخوین، استاوکا نیروهای خود را مجدداً سازمان داد و جبهه جدید وولخوف را تحت امر مرتسکوف ایجاد کرد.[۲۹]

شرایط محاصره

داخل شهر

چهار ارتش هشتم، بیست و سوم، چهل و دوم و پنجاه و پنجم شوروی شامل بیست لشکر مجموعاً با ۳۰۰ هزار نفر نیرو به همراه قریب به ۳ میلیون غیرنظامی درون حلقه محاصره در لنینگراد و ناحیه اورانینباوم قرار گرفته بودند. ابتدا ذخیره مواد غذایی لازم برای نزدیک به سی روز درون شهر وجود داشت اما این مقدار با بمباران انبارهای آذوقه در دادائف در ۸ سپتامبر توسط لوفت‌وافه کاهش یافت.[۳۱] نگرانی از متهم شدن به شکست‌پذیری عوامل محلی را از ذخیره مقدار زیادی غذا و سوخت برای محاصره واداشته بود.[۳۲] تدارکات‌رسانی به لنینگراد تنها از طریق هوایی و دریاچه لادوگا میسر بود.[۱۸] با این وجود، ناوگان قایق‌های شوروی در دریاچه لادوگا تنها می‌توانست ۲۲ هزار تن مواد غذایی در ماه وارد شهر کند؛ در حالیکه شهر به ۳۰ هزار تن نیاز داشت. این تحرکات نیز به شدت زیر حملات لوفت‌وافه قرار می‌گرفت به وجهی که در ماه‌های اکتبر و نوامبر ۲۴ لنج و ۶ کشتی بخار غرق گشتند. گروهی ویژه‌ای از هواگردهای ترابری شوروی نیز هر هفته ۶۰۰ تن مواد غذایی با خود به لنینگراد می‌بردند. علاوه بر غذا، ذخایر سوخت نیز درون محاصره به سرعت کاهش یافت و در شرایط وخیمی قرار داشت که موجب توقف فعالیت بیشتر نیروگاه‌های شهر شد. با نبود ظرفیت گرمایشی، لوله‌های انتقال آب یخ بستند تا شرایط بهداشتی را بدتر و مقابله با آتش‌سوزی‌های حاصل از بمباران‌ها را مشکل‌تر نمایند. با فرارسیدن زمستان قحطی در حال آغاز رخ نمایی بود.[۳۳]

با وجود آماده‌سازی‌های دفاعی، اقدام چندانی برای محافظت از جمعیت شهر در مقابل آثار محاصره نشده بود. شورای نظامی لنینگراد اجازه هر گونه تخلیه شهر از ساکنان آن را نداد و پس از تکمیل محاصره اولویت خروج به کمک دریاچه لادوگا تنها به ۱۰ هزار تکنسین کارخانه‌های کیروف و بلشویک اختصاص یافت. این عمل مقدار زیادی از صنایع جنگی حیاتی را انتقال داد اما انتقال گسترده غیر نظامیان تنها از فوریه سال ۱۹۴۲ آغاز شد. گرسنگی، سرما و شیوع تیفوس زمستان ۴۲–۱۹۴۱ به شدت گریبان‌گیر مردم شهر گردید که در نهایت بیش از ۶۰۰ هزار نفر از آن‌ها را از پای درآورد. با وجود این که سربازان جیره غذایی بهتری دریافت می‌کردند، ۱۲۴۰۰ نفر از آن‌ها در این فصل جان باختند. تا ماه نوامبر وعده روزانه مدافعان لنینگراد به ۵۰۰ گرم مواد غذایی کاهش یافته بود. تا ماه ژانویه سال ۱۹۴۲ تقریباً تمامی اسب‌ها خورده شدند؛ درحالیکه سوخت اندکی برای خودروها باقی مانده بود. این شرایط موجب ضعف روحیه سربازان و در نتیجه فرار هزاران تن از آن‌ها به سمت آلمانی‌ها جهت نجات از مرگ در اثر گرسنگی شد.[۳۴]

محاصره‌کنندگان

در طرف مقابل با توجه به این که ارتش هجدهم آلمان پیش از فرا رسیدن فصل سرما در مواضع زمستانی خود مستقر گشت، تلفات انسانی کمتری در اثر بیماری و سرمازدگی متحمل شد. با این حال تلفات میان اسب‌های این نیرو قابل توجه بود. برای مثال در لشکر پلیس اس‌اس که در فصل تابستان تنها ۶۷ اسب خود را از دست داده بود، در فصل زمستان ۱۲۰۰ اسب تلف گشتند. وعده غذایی سربازان آلمانی در ماه‌های اولیه محاصره مقداری بالغ بر سه برابر دشمنان در محاصره بود.[۳۵]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Glantz 2001, p. ۱۱۲.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Glantz 2001, p. ۱۱۲–۱۱۳.
  3. Bidlack & Lomagin 2012, p. ۱۱.
  4. Forczyk 2009, p. ۱۱.
  5. Forczyk 2009, p. ۱۲.
  6. Forczyk 2009, p. ۲۷.
  7. Bidlack & Lomagin 2012, p. ۱۸۴.
  8. Tucker-jones 2017, p. ۶۵.
  9. Bidlack & Lomagin 2012, p. ۱۸۴–۱۸۵.
  10. Glantz 2001, p. ۹۹.
  11. Bidlack & Lomagin 2012, p. ۱۸۵.
  12. Glantz 2001, p. ۹۹ & ۱۰۸.
  13. Bidlack & Lomagin 2012, p. ۱۸۵–۱۸۷.
  14. Glantz 2001, p. ۱۰۳–۱۰۴.
  15. Glantz 2001, p. ۱۰۴–۱۰۵.
  16. Glantz 2001, p. ۱۰۴.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Glantz 2001, p. ۱۰۵.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ Glantz 2001, p. ۱۰۶.
  19. Forczyk 2009, p. ۲۹–۳۰.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Forczyk 2009, p. ۳۰.
  21. Glantz 2001, p. ۱۰۸.
  22. Forczyk 2009, p. ۲۹.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Forczyk 2009, p. ۳۲.
  24. Forczyk 2009, p. ۳۲–۳۳.
  25. Glantz 2001, p. ۱۰۹.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Forczyk 2009, p. ۳۳.
  27. Forczyk 2009, p. ۳۳–۳۶.
  28. Forczyk 2009, p. ۳۶–۳۷ & ۳۹–۴۰.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ Forczyk 2009, p. ۴۰.
  30. Forczyk 2009, p. ۳۸ & ۴۰.
  31. Forczyk 2009, p. ۳۶.
  32. Murray & Millet 2001, p. ۱۳۱.
  33. Forczyk 2009, p. ۳۶–۳۷.
  34. Forczyk 2009, p. ۳۹.
  35. Forczyk 2009, p. ۳۷–۳۸.

منابع

  • Bidlack, Richard; Lomagin, Nikita (2012). The Leningrad Blockade, 1941–1944. Osprey Publishing. ISBN 978-0-300-11029-6.
  • Forczyk, Robert (2009). Leningrad 1941–1944. Osprey Publishing. ISBN 978-1-84908-107-8.
  • Glantz, David (2001). Barbarossa: Hitler's Invasion of Russia 1941. Tempus Publishing Inc. ISBN 978-0-7524-1979-4.