رواداری[۱][۲] یا مدارا[۳] یا تلرانس (تِلُرانس[۴] یا تُلِرانس) (به انگلیسی: Tolerance، تُلِرانس) یا تساهل و تسامح[۳]، به «عمل عمدی‌ای گفته می‌شود، برای پذیرش یا اجازه دادن به چیزی که شخصاً قبول ندارد. کسی می‌تواند به شکل معنادار در مورد مدارا (پذیرفتن یا اجازه دادن) صحبت کند، که در موقعیتی باشد که بتواند نپذیرد یا اجازه ندهد.» در جامعهٔ روادار اکثریت به اقلیت اجازهٔ طرح اندیشه و پیشبرد آنرا می‌دهد. این اصطلاح همچنین در معنای «تحمل و تاب‌اوردن» یا «پشتیبانی، حمایت یا نگه‌داشتن» (اندیشهٔ متفاوت) هم تعریف شده‌است.[۵]

تساهل و تسامح از ارزش‌های مهم لیبرالیسم سیاسی است و به خصوصیت اخلاقی گفته می‌شود که بیانگر طرز برخورد با تمایلات، اعتقادات، عقاید و رفتار با دیگران است.

بنابراین اصل، آزادی‌های فردی تنها هنگامی از تعرض در امان می‌ماند که جامعه باورها و عقاید مختلف مردم ساکن در آن را تاب بیاورد و هیچ عقیده‌ای سرکوب نشود.

واژه‌شناسیویرایش

تساهل از ریشه «سهل» و به معنای آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن، سهل گرفتن بر یک‏دیگر و سهل انگاری است. تسامح از ریشه «سمح» و به معنای مدارا کردن، فروگذار نمودن و کوتاه آمدن با گذشت و بزرگواری است.[۶] معمولاً این دو واژه را مترادف هم به کار می‏برند اما با توجه به ریشه یابی لغوی، تسامح فرقی با تساهل دارد و آن این‏که: تسامح سهل گرفتنی است که با گذشت و بزرگواری همراه است.

معادل تسامح و تساهل در انگلیسی، Tolerance از ریشه toler به معنای تحمل کردن و اجازه دادن است. در فرهنگ آکسفورد، سه معنا برای آن ذکر شده است.

1ـ اجازه دادن به وقوع یا ادامه چیزی که شخص آن را نمی‏پسندد و با آن موافق نیست؛

2ـ تحمل شخص یا چیزی بدون شکایت و گلایه‏ مندی؛

3ـ طاقت و تحمل مصرف یک دارو و یا...[۷]

این واژه با مصدر Tollo که به معنای حمل کردن، بردن و اجازه دادن است هم خانواده است؛ گویی کسی که تسامح می‏ورزد باری را تحمل می‏کند. از این رو برخی معتقدند نزدیک‏ترین معادل واژه «تولرانس»، حلم است، زیرا «حلم» به معنای تحمل امور ناگوار در عین قدرت و قوت است.

در اصطلاح، تسامح و تساهل، عدم مداخله و ممانعت یا اجازه دادن از روی قصد و آگاهی نسبت به اعمال و عقایدی است که مورد پذیرش و پسند شخص نباشد. به تعبیر دیگر، نوعی بردباری است که انسان در برابر عقاید، رفتار و گفتار ناخوشایند دیگری از خود نشان می‏دهد.[۸]

در فرهنگ و ادب فارسی از بردباری به‌عنوان راه‌های صحیح زیستن در حیات جمعی و کمال‌جویی یاد کرده اند:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در اسلامویرایش

رفق، لین، عفو، مسالمت و تغافل از مصادیق و مترادف‌های معنایی کلمه‌ی مدارا هستند که با اندک تفاوت معنی مدارا و بردباری را به ذهن متبادر می‌کنند. در قرآن به صراحت آمده است: «و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»(3) یعنی: چون نادانان ایشان را مورد خطاب قرار دهند، به ملایمت و مسالمت جواب می‌دهند

مدارا در متون دینی و اسلامی مصطلح نیست اما واژه‏ هایی وجود دارد که می‏توان آنها را تقریبا مترادف این دو واژه به شمار آورد که از آن جمله می‏توان واژه‏ های رفق و مدارا و حلم و تیسیر (آسان گرفتن) را نام برد.

با توجه به آیات و روایات در مواردی ، تسامح و تساهل امری مطلوب و در مواردی نیز امری ناپسند و ناروا است. تسامح و تساهل در رویارویی با مردم[۹]؛سهل‏گیری خداوند در تشریع احکام و مقرّرات دینی[۱۰]،تسامح و تساهل در دعوت مردم به دین[۱۱]، در هم‏زیستی مسالمت‏ آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر[۱۲] و در زمامداری و مدیریت از موارد مطلوب و موردنظر اسلام است .[۱۳]

ثمره‌های مدارا با توجه به آموزه‌های اسلامی در زندگی جمعی به قرار زیر است:

* تقویت عقل: بعد از ایمان به خدا، عقل، از طریق مدارا کردن با مردم کامل می‌شود.

* مایه‌ی محبوبیت: در تعالم اسلامی آمده است که اگر می‌خواهید محبوب باشید، با مردم نرم برخورد کنید.

* نفوذ در دل دیگران: در برخورد با مردم، داشتن قلبی گشاده و اخلاق خوب، موجب نفوذ در دل‌ها و اعتماد قلبی می‌شود؛ به عبارت دیگر، ماندگاری و دوام هر رابطه‌ی اجتماعی، به بردباری و مدارا بستگی دارد.

* برکت یافتن: مدارا موجب افزایش برکت و رزق است. روایت است کسی که مدارا ندارد، در معاشرت با او خیری نیست.

3. بردباری و مدارای اسلامی در

منابعویرایش

  1. «داریوش آشوری». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۶ نوامبر ۲۰۱۱.
  2. دهخدا[پیوند مرده]
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «مدارا، تسامح» [آینده‌پژوهی، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «تلرانس» (به انگلیسی: tolerance, toleration)؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. جواد میرشکاری، ویراستار. دفتر ششم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۸۵-۶ (ذیل سرواژهٔ مدارا۲)
  4. «رواداری (تلورانس) در نظام بین‌المللی حقوق بشر». پژوهش حقوق عمومی.
  5. Perez Zagorin, How the Idea of Religious Toleration Came to the West (Princeton: Princeton University Press 2003) ISBN 0-691-09270-2 , pp. 5–6, quoting D.D. Raphael et al.
  6. معین، 1360، ج1، ص1078؛ فیروزآبادی، ج3، ص 583 و دهخدا، 1343، ج12، ص668.
  7. (Oxford Advanced Learers Dictionary (1998-99) P. 1258.
  8. ژاندرون، ژولی سارا، تساهل در تاریخ اندیشه غرب، ص17ص17.
  9. آل‏ عمران:159.
  10. حج:78.
  11. نحل:125.
  12. آل‏ عمران : 64.
  13. سیره ابن هشام، ج1، ح 237.
  • کتاب اصطلاحات سیاسی، به کوشش عبدالرحمان میاح

پیوند به بیرونویرایش