مراکش (فیلم ۱۹۳۰)

فیلمی از جوزف فون اشترنبرگ و هنری هاتاوی

مراکش (به انگلیسی: Morocco) فیلم درامِ عاشقانه ی پیشاکدی است به کارگردانی جوزف فون اشترنبرگ و با بازی گری کوپر، مارلین دیتریش و آدولف منژو.[۱] فیلم بر اساس رمان اِیمی جالی (در تیتراژ: "بر اساس نمایشنامه اِیمی جالی") نوشته بنو ویگنی و فیلمنامه جولز فورتمن ساخته شده است. داستان فیلم درباره ی خواننده ی کاباره و لژیونری است که در زمان جنک ریف[و ۱] عاشق هم می شوند ولی رابطه شان به خاطر رابطه های مرد با زنان دیگر، و از طرفی پیدا شدن مرد ثروتمندی که او هم عاشق زن می شود؛ پیچیده میگردد. این فیلم به خاطر صحنه ای که در آن دیتریش آهنگی را در حالی که کت و شلوار مردانه ای پوشیده اجرا می کند و زنی را در میان تماشاچیان می بوسد (هر دو کار در آن زمان جنجال برانگیز بودند)، مشهور است.[۱]

مراکش
Morocco1930.jpg
پوستر سینمایی فیلم
کارگردانجوزف فون اشترنبرگ
تهیه‌کنندههکتور ترنبول (در عنوان‌بندی نیامده)
فیلمنامه‌نویسجولز فورتمن
بر پایهاِیمی جالی
رمان ۱۹۲۷ اثر
بنو وینی
بازیگران
موسیقیکارل هاگوس (در عنوان‌بندی نیامده)
فیلم‌بردارلی گارمس
تدوین‌گرسم وینستون (در عنوان‌بندی نیامده)
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهپارامونت پیکچرز
تاریخ‌های انتشار
۱۴ نوامبر ۱۹۳۰ (ایالات متحده)
مدت زمان
۹۱ دقیقه
کشورایالات متحده آمریکا
زبانانگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی، عربی

در جوایز اسکار دیتریش برای بهترین بازیگر نقش اول زن، فون اشترنبرگ برای بهترین کارگردانی، هانس درایر برای بهترین طراحی صحنه و لی گارمس برای بهترین فیلم‌برداری نامزد می شوند.[۱] در سال ۱۹۹۲ کتابخانه کنگره مراکش را به خاطر "اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیبایی شناسانه" برای حفظ و نگهداری در فهرست ملی ثبت فیلم قرار داد.[۲]

خلاصه داستانویرایش

در اواخر دهه 1920 در صویره، مراکش واحدی از لژیون خارجی فرانسه از کارزاری برمی گردد. در میان لژیونرها سربازی به نام تام براون قرار دارد. در همین حال بر روی کشتی ای که به بندر شهر نزدیک می شود خواننده ای به نام اِیمی جالی حضور دارد. مرد ثروتمندی به نام لا بسیر سعی می کند با او آشنا شود ولی ایمی او را رد می کند.

اِیمی در کاباره ای اجراکننده اصلی می شود. پس از یکی از برنامه ها، به حضار (از جمله لابسیر و براون) سیب می فروشد. زمانی که ایمی به دومی "پول خرد"ش را برمیگرداند، پنهانی کلیدش را به او می دهد.

در راه رفتن به خانه ایمی، تام با همسر آجودان سزار رو به رو می شود. آن دو به وضوح رابطه ای پنهانی با همدیگر دارند که زن مایل به ادامه اش است، ولی تام او را طرد می کند. او وارد خانه ایمی می شود و آن دو با یکدیگر آشنا می شوند. او به خاطر خیانت های مکرر از زندگی و مردان دلزده است و از تام می پرسد که آیا او می تواند اعتمادش به مردان را بازگرداند. او پاسخ می دهد که آدم این کار نیست. ایمی که نمی خواهد دلشکستگی دیگری را تجربه کند از تام می خواهد که قبل از آنکه چیز جدی ای بین آنها پیش بیاید آنجا را ترک کند.

تام در خیابان بار دیگر با همسر سزار مواجه می شود، در حالی که شوهرش در سایه نظاره گر آنها است. در همین حال، اِیمی نظرش عوض می شود و به دنبال تام می آید، که با او به خانه اش برمی گردد. مادام سزار دو نفر را برای کشتن تام اجیر می کند، ولی او موفق می شود که هر دو را زخمی کند.

تام روز بعد به جرم زخمی کردن دو بومی به دفتر سزار (که افسر مافوقش است) برده می شود. اِیمی با گواهی دادنِ آنکه به آنها حمله شده است به کمک تام می آید، ولی سزار در حضور همگی به تام می گوید که از ماجرای او و همسرش خبر دارد. لا بسیر که از علاقه اش به اِیمی کاسته نشده، از احساس او به تام خبر دارد و پیشنهاد می کند از نفوذ خود برای تخفیف مجازات تام استفاده کند. تام به جای آنکه در دادگاه نظامی محاکمه شود، به دسته ای به فرماندهی سزار منتقل می شود که به زودی به گذرگاه آمالفی اعزام خواهد شد. تام که گمان می کند سزار قصد دارد در حین این عملیات از شر او خلاص شود، تصمیم به ترک خدمت و فرار همراه با اِیمی می گیرد.

تام به رختکن اِیمی در کلوپ شبانه می رود. او قبل از آنکه در را بزند، پیشنهاد لا بسیر برای ازدواج با اِیمی را، و نپذیرفتن مودبانه او می شنود. لا بسیر آن دو را تنها می گذارد، تام به اِیمی می گوید که اگر همراهش بیاید او سربازی را ترک می کند و با کشتی باری عازم اروپا می شود. اِیمی موافقت می کند که او را همراهی کند و از او می خواهد تا پایان اجرای برنامه اش صبر کند. وقتی تام تنها می ماند، متوجه دستبند گران قیمتی می شود که لابسیر برای اِیمی خریده است. گرچه تام او را دوست دارد ولی می داند که اِیمی زندگی بهتری با یک مرد ثروتمند خواهد داشت تا با یک لژیونر فقیر. او بر روی آینه می نویسد: "نظرم عوض شد. موفق باشی." و آنجا را ترک می کند.

فردا صبح اِیمی همراه با لابسیر برای خداحافظی با تام به میدان شهر می روند. اِیمی از لابسیر درباره زنانی می پرسد که گروهان را دنبال می کنند، و می گوید که آنها دیوانه اند. لابسیر پاسخ می دهد: "نمی دانم. میدانی، آنها مردانشان را دوست دارند."

در راهِ رفتن به گذرگاه آمالفی، گروهان تام به سنگرِ مسلسلی می رسند. سزار به تام دستور می دهد که جلو برود؛ تام می داند که به یک ماموریت خودکشی فرستاده شده است. تام متوجه می شود که سزار نیز قصد دارد که پشت سر او برود. سزار پس از کشیدن تپانچه اش، مورد اصابت گلوله دشمن قرار می گیرد و کشته می شود.

در صویره، ایمی پیشنهاد ازدواج لا بسیر را می پذیرد و سعی می کند که دوستش داشته باشد، ولی همچنان به یاد تام است. در مهمانی نامزدی او صدایِ بازگشتِ آنچه از گروهان تام باقی مانده است را می شنود. ایمی مهمانی را ترک می کند و به او گفته می شود که تام زخمی شده و برای بهبودی در بیمارستان مانده است. پس از بازگشت به مهمانی می گوید که باید به نزد تام برود، و لا بسیر که دوستش دارد به بیمارستان می رساندش. معلوم می شود که تام قبلا تظاهر به زخمی شدن کرده، ولی فردا قرار است به دسته جدیدی در لژیون بپیوندد.

ایمی و لا بسیر به بدرقه تام می روند. ایمی با مشاهده زنانی که آماده می شوند تا در پسِ لژیونرها به راه افتند، با لا بسیر وداع می کند، کفش های پاشنه بلندش را به دور می اندازد و به دنبال تام به صحرا می رود.

بازیگرانویرایش

 
از چپ به راست: لا بسیر (آدولف منژو) و اِیمی جالی (مارلین دیتریش)
سایر بازیگران (به ترتیب حضور)

پیشینهویرایش

حتی قبل از اینکه در بهار ۱۹۳۰ فیلم فرشته آبی با استقبال جهانی رو به رو شود، پارامونت پیکچرز به ستاره جدیدش، مارلین دیتریش، علاقه زیادی پیدا کرده بود. زمانی که ماه ژانویه تولید فیلم در برلین تمام شد، استرنبرگ قبل از نمایش فیلم در آلمان در اول آوریل آن کشور را ترک کرد، با اطمینان از اینکه موفقیش تضمین شده است. چنین می گویند که دیتریش نسخه ای از داستان "ایمی جالی" را در هنگام عزیمت استرنبرگ به آمریکا به او هدیه می دهد. او و جولز فورتمن فیلمنامه ای بر اساس داستان وینی برای مراکش می نویسند.[یادداشت ۱]

بر اساس تصاویر آزمایشی فرشته آبی (که هنوز اکران نشده بود)، تهیه کننده ای به نام شولبرگ[و ۲] در فوریه ۱۹۳۰ موافقت می کند با عقد قراردادی برای دو فیلم دیتریش را به هالیوود بیاورد.[۴][۵] زمانی که دیتریش به آمریکا می رسد، رولز-رویس سبزی به او هدیه داده می شود که در بعضی از صحنه های مراکش از آن استفاده شده است.

دیتریش "در اختیار ماشین قدرتمند روابط عمومی پارامونت پیکچرز قرار می گیرد" و به "ستاره ای جهانی" تبدیل می شود، قبل از آنکه تماشاگران آمریکایی او را در نقش "لولا لولا" در فرشته آبی ببینند (که در سال ۱۹۳۱ در آمریکا به نمایش در می آید).[۶][یادداشت ۲][یادداشت ۳]

جوایزویرایش

جایزه دسته نامزد نتیجه
۱۹۳۰ هیئت ملی بازبینی فیلم ده فیلم برتر مراکش برنده
چهارمین دوره جوایز اسکار
(آکادمی علوم و هنرهای سینما)[۷]
بهترین کارگردانی جوزف فون اشترنبرگ
برنده: نورمن تاروگاسکیپی
نامزدشده
نقش اول زن مارلین دیتریش
برنده: ماری درسلرمین و بیل
نامزدشده
بهترین طراحی صحنه هانس درایر
برنده: مکس ری – سیمارون
نامزدشده
بهترین فیلم‌برداری لی گارمس
برنده: فلوید کرازبیتابو
نامزدشده
۱۹۳۲ کینما جونپو بهترین فیلم زبان خارجی جوزف فون اشترنبرگ برنده
فهرست ملی ثبت فیلم, ۱۹۹۲
[۸]
فیلم روایی مراکش برنده

مراکش در فهرست سال ۲۰۰۲ انستیتوی فیلم آمریکایی در رتبه ۸۳ قرار گرفت.

یادداشتویرایش

  1. Weinberg, 1967. p. 55: "این دیتریش بود که رمان ناشناخته ای را به استرنبرگ پیشنهاد داد "ایمی جالی" (با زیرعنوان "زن مراکش")... که منبع الهامی برای اولین کارِ آن دو در آمریکا بود."
  2. Sarris, 1998. P. 210: "... مارلین دیتریش تا قبل از انتشار مراکش (دسامبر ۱۹۳۰)، بر پرده های سینما در آمریکا ظاهر نگشت."
  3. Weinberg, 1967. p. 55: "او به موفقیتی دست پیدا کرد که بعد از (شروع به کار) گاربو، بازیگر زن دیگری به آن دست نیافته بود."

واژگانویرایش

  1. Rif War
  2. B. P. Schulberg

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Hal Erickson (2011). "Morocco (1930)". Movies & TV Dept. The New York Times. Baseline & All Movie Guide. Archived from the original on December 5, 2011. Retrieved September 16, 2012.
  2. "Complete National Film Registry Listing | Film Registry | National Film Preservation Board | Programs at the Library of Congress | Library of Congress". Library of Congress, Washington, D.C. 20540 USA. Retrieved May 6, 2020.
  3. "Catalog of Feature Films: Morocco". American Film Institute(AFI). Retrieved February 6, 2014.
  4. Baxter 1971 pp. 75–76
  5. Silver,2010
  6. Baxter, 1993. p. 32
  7. "The 4th Academy Awards (1931) Nominees and Winners". oscars.org. Retrieved February 6, 2014.
  8. "25 Films Added to National Registry". The New York Times. November 15, 1994. Retrieved July 22, 2009.

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش