مرگِ یزدگرد [مجلسِ شاه‌کُشی] نمایشنامه‌ای تاریخی از بهرام بیضایی است دربارهٔ مرگِ یزدگردِ سوّم، نوشته به سالِ ۱۳۵۸، که نخستین بار پاییزِ همین سال در تئاترِ شهرِ تهران به کارگردانیِ نویسنده به نمایش درآمد. سالِ ۱۳۶۰ بیضایی فیلمی هم از این نمایشنامه ساخت.

مرگ یزدگرد
روی جلدِ چاپِ نخست با طرحِ چهرهٔ سوسن تسلیمی در نقشِ زنِ آسیابان، نشرِ روزبهان، ۱۳۵۹
نویسندهبهرام بیضائی
کارگردانبهرام بیضائی
شخصیت‌هاآسیابان
زنِ آسیابان
دختر
سردار
موبد
سرکرده
سرباز
تاریخ نخستین نمایش۱ مهرِ ۱۳۵۸
جای نخستین نمایشتالارِ چهارسو، تئاترِ شهر، تهران
زبان اصلیفارسی
فضاآسیابی در مرو در زمانِ حملهٔ اعراب به ایران، اوایلِ دههٔ ۶۵۰ (میلادی)

داستان

ویرایش

«... پس یزدگرد به سوی مرو گریخت و به آسیابی درآمد. آسیابان او را در خواب به طمع زر و مال بکشت…»

— تاریخ!

– نوشتهٔ نخستین صفحهٔ نمایشنامه و نخستین صحنهٔ فیلم، یادآورِ بخشِ مربوط از تاریخِ طبری (حدودِ ۳۰۰ هجریِ قمری)

نمایشنامه برگرفته از داستانِ یزدگردِ سوّم است که از جنگِ مسلمانان به مرو می‌گریزد و در آسیابی پناه می‌گیرد. داستان از زبانِ آسیابان و زنِ آسیابان و دخترشان بیان می‌شود و همه روایت‌ها با هم تفاوت دارد.

موبد و سرکرده و سردارِ سپاهِ یزدگردِ سوّم در آسیابی نزدیکِ مرو گرد می‌آیند تا آسیابان (و زن و دخترش) را به جُرمِ کُشتنِ پادشاه محاکمه کنند. روایت‌های آسیابان و همسر و دخترش با هم نمی‌خواند: یکی می‌گوید پادشاه را به خاطرِ تجاوز به همسرش کشته، دیگری می‌گوید جسدی که با جامهٔ پادشاه بر میانهٔ آسیاب افتاده آسیابان است که به دستِ پادشاه کشته شده تا همه باور کنند که پادشاه مرده است. بیرون از آسیاب سپاهِ شاه با اعرابِ مسلمان در جنگ و گریز است. داوری که به پایان می‌رسد و صاحب‌منصبان حکم بر برائتِ آسیابان و خانواده‌اش می‌دهند، سربازی خبر از سررسیدنِ اعراب می‌آورد. همسرِ آسیابان می‌گوید که داوری به پایان نرسیده است و اینک داورانِ اصلی، با درفش‌های سیاه، از راه می‌رسند:

«شما را که درفش سپید بود، این بود داوری! تا رای درفش سیاه آنان چه باشد!»

 
«کشته شدن یزدگرد بدست خسرو آسیابان» در شاهنامهٔ فردوسی (تصحیحِ ژول مل، جلدِ ۷)

. . . زبان در خور معنای مهیب انقراض یک دوره از تاریخ و یا دوره‌های انقراضی است، فخامت زبان از عهدهٔ مهابت مرگ تاریخی برمی‌آید. آهنگ چنین زبانی از صلب تاریخ چکیده و از رحم مرگ زاییده‌است. . . .

رضا براهنی، ۱۱ مهرِ ۱۳۶۹[۱]

بیضایی این نمایشنامه را سالِ ۱۳۵۸ نوشت. متنش نخستین بار در شمارهٔ ۱۵ کتاب جمعه (۲۴ آبانِ ۱۳۵۸) و بعد در سالِ ۱۳۵۹ توسّطِ انتشاراتِ روزبهان (تهران) به صورتِ کتاب منتشر شد. سپس‌تر چاپِ کتاب به انتشاراتِ روشنگران رسید.

به دیگر زبان‌ها

ویرایش

این نمایشنامه بیش از یک بار به انگلیسی ترجمه شده‌است: ترجمهٔ منوچهر انور با نامِ Death of Yazdgerd در تهران و سان فرانسیسکو چاپ شده‌است[۲] و ترجمهٔ انگلیسیِ دیگری به قلمِ سهیل پارسا و برایان کویرت و پیتر فاربریج به نامِ The Death of the King در کانادا در کتابِ Stories from the Rains of Love and Death: Four Plays from Iran. ترجمه‌های دیگری هم به زبان‌های دیگر، از جمله بنگالی (کارِ سودیپتو چاترجی) و آلمانی (کارِ نیلوفر بیضایی[۳] و فرانسوی از مرگ یزدگرد هست که اغلب برای نمایش تهیه شده‌است.

نمایش

ویرایش
 
آگهیِ نمایش در روزنامهٔ اطّلاعاتِ ۵ شهریورِ ۱۳۵۸. نامِ اکبر زنجانپور اینجا هست، که مهدی هاشمی در نقشِ آسیابان جایگزینش شد. نمایش نیز دیرتر از اعلامِ آگهی بر صحنه رفت: از ۱ مهر.

بهرام بیضایی را با اجرای مرگ یزدگرد در اوج دیدم.

حمید سمندریان[۴]

مرگ یزدگرد نخستین بار از ۱ مهر تا ۲۰ آبانِ ۱۳۵۸ به کارگردانیِ بیضایی در تالارِ چهارسوی تئاترِ شهرِ تهران اجرا شد.[۵]

عوامل

ویرایش
نام نقش
سوسن تسلیمی زن
مهدی هاشمی آسیابان
یاسمن آرامی دختر
امین تارخ سردار
محمود بهروزیان موبد
کریم اکبری سرکرده
یعقوب شکوری سرباز

نخست قرار بود نقشِ زنِ آسیابان را فخری خوروش بازی کند و نقشِ دختر را سوسن تسلیمی و نقشِ آسیابان را اکبر زنجانپور.

 
روی جلدِ چاپِ هفتم
 
پوسترِ اجرایی از مرگ یزدگرد به کارگردانیِ کوروش ولیدی

پس از اجرای بیضایی نیز این نمایشنامه نمایش‌های فراوانی به زبان‌های گوناگون داشته‌است: از هند تا مدرسهٔ درامِ ییل. مثلاً در سالِ ۱۳۷۰ در دهمین جشنوارهٔ تئاترِ فجر مرگ یزدگرد به کارگردانیِ گلاب آدینه بر صحنه رفت.[۶] و گروهِ وان‌لایت این نمایشنامه را به سالِ ۲۰۰۵ میلادی در کانادا نمایش داد.

بیضایی سالِ ۱۳۶۰ این نمایشنامه را با همان بازیگرانِ نمایشِ ۱۳۵۸ (به استثنای یعقوب شکوری، که به جایش علیرضا خمسه آمد) به فیلم درآورد.

نقد و نظر

ویرایش

نویسنده نمایشنامه، ظاهراً بازگوکننده تفکر روشنفکرانی است که بر اساس مشاهده «واقعیت» چنان که هست، بر آنند که طبقه زحمتکش در ایران هنوز به آن مرحله از آگاهی نرسیده است که خود را «مامای» تاریخ بداند.

غفّار حسینی، آبانِ ۱۳۵۸[۷]

بعضِ ناقدان نوعِ روایتگری در مرگ یزدگرد و استفاده از قضاوت‌های گوناگون پیرامونِ یک رویداد را متأثّر از فیلمِ راشومون (۱۹۵۰ میلادی) دانسته‌اند.[۸][۹][۱۰][۱۱]

کنایه‌های احتمالیِ بیضایی با ویلیام شکسپیر (آنجا که سخن از خوردنِ اسبِ شاه است) و کارل مارکس (آنجا که می‌گوید آسیابان دایه و ماما نیست) در این نمایشنامه از زمانِ نخستین نمایش شناخته بوده‌است.[۱۲]

جستارهای وابسته

ویرایش

پانویس

ویرایش
  1. براهنی، «پرسشی به نام «مرگ یزدگرد»»، ۲۱.
  2. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ سپتامبر ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۶.
  3. https://www.dw.com/fa-ir/گفت-و-گو-با-مینا-صالحپور-کارگردان-نمایش-مرگ-یزدگرد-به-آلمانی/audio-67007535
  4. سمندریان و ماهیان، «این صحنه خانه‌ی من است»، ۳۳۳.
  5. بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان (تهران)، چاپ هفتم ۱۳۸۳، به نقل از مقدمه کتاب
  6. محرمیان معلم، «چو ده‌ساله شد، همچو یکساله بود!»، ۷۵.
  7. حسینی، «مرگ یزدگرد»، ۱۲۶.
  8. "امیر پوریا درباره مرگ یزدگرد".
  9. "نقد ناصر ذاکری بر مرگ یزدگرد".
  10. "بررسی تطبیقی راشومون و مرگ یزدگرد".
  11. "نشست نقد و بررسی فیلم مرگ یزدگرد".[پیوند مرده]
  12. حسینی، «مرگ یزدگرد»، ۱۲۰ و ۱۲۶.

منابع

ویرایش
  • − (۶ مهر ۱۴۰۱). «تاریخ با بازی تارخ». فرهیختگان (۳۶۹۵): ۷.
  • اصغریان، مارال (۱۳۹۵). درام انتقادی؛ مبانی و معیارها. تهران: کارنامه کتاب. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۸۱۷۲-۱۶-۴.
  • بالازاده، امیرکاووس (۱۳۸۵). «شاه‌کشی». صحنه (۳۱): ۴۱–۴۴.
  • براهنی، رضا (زمستان ۱۳۷۰). «پرسشی به نام «مرگ یزدگرد»». کتاب روشن: ۲۰–۲۷.
  • برهان، امیر (آبان ۱۴۰۱). «تخالف در تاریخ‌نویسی دوره ایرانی و اسلامی». سیاست‌نامه (۲۴): ۱۸۸−۱۹۲.
  • بیضایی، بهرام (آذر و دی ۱۳۸۵). «سالشمار زندگی و آثار بهرام بیضایی». بخارا (۵۷).
  • پایدار نوبخت، فرشته؛ یوسفیان کناری، محمدجعفر (۱۴۰۱). فراتاریخ‌نگاری در درام ایرانی. تهران: لوگوس. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۸۲۵-۸۲-۴.
  • چالنگی، جمشید (۲۹ آذر ۱۳۵۸). «مرگ یزدگرد». کتاب جمعه (۱۹): ۱۲۳–۱۲۵.
  • حسینی، غفار (۱۳۷۸). «مرگ یزدگرد». فرهنگ توسعه (۳۹ و ۴۰ و ۴۱): ۱۱۸–۱۲۶.
  • سمندریان، حمید؛ ماهیان، افسانه (۱۳۸۸). این صحنه خانه‌ی من است: زندگی، اندیشه و آثار حمید سمندریان در گفت‌وگو با افسانه ماهیان. تهران: نشر قطره. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۴۱-۹۱۸-۹.
  • شمس، علی (۱۳۹۷). شب دشنه‌های بلند - قلعه انسانات. تهران: نشر آواژ. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۸۶۹۸-۲۵-۸.
  • قادری، بهزاد (بهمن و اسفند ۱۳۷۸). «"پایان تاریخ": دهن‌کجی به "درام" و میدان دادن به "معرکه‌گیری"». نمایش (۲۴ و ۲۵): ۵۹–۸۲.
  • صفایی، علی؛ اصغرزاده، محمد (پاییز و زمستان ۱۳۹۵). «جستاری تطبیقی در نمایشنامه‌های مرگ یزدگرد بهرام بیضایی و اهل الکهف توفیق الحکیم». ادبیّات تطبیقی (۱۴): ۷−۳۹.
  • محبی، پرستو (۱۳۹۸). روایت‌شناسی درام؛ نگاهی روایت‌شناسانه به ادبیات نمایشی ایران. تهران: نشر جام زرین. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۵۵۰-۷۴-۶.
  • محرمیان معلم، حمید (اسفند ۱۳۷۰). «چو ده‌ساله شد، همچو یکساله بود!». دنیای سخن (۴۸): ۷۴−۷۶.
  • مرندی، سید محمد؛ اکبری، فاطمه (تابستان ۱۳۹۱). «بررسی دیالکتیک خدایگان و بندهٔ هگل در مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی و سارداناپولس اثر لرد بایرن». نشریهٔ ادبیات تطبیقی (۶).
  • هاشمی میناباد، حسن (تیر ۱۳۸۰). «بررسی ترجمهٔ موازی مرگ یزدگرد». کتاب ماه ادبیات و فلسفه (۴۵): ۶۶–۶۹.
  • هاشمی میناباد، حسن (۱۳۸۴). «فرهنگ‌زدایی در ترجمه انگلیسی مرگ یزدگرد». زبان و ادبیات فارسی (۴): ۷۷–۹۰.

پیوند به بیرون

ویرایش