ملکه زتیان (دودمان ژو دوم)

امپراتریس همسر و امپراتریس دواگر و امپراتریس فرمانروا چین

ملکه زتیان (چینی ساده:武则天، چینی سنتی:武则天، پین‌یین:Wǔ Zétiān) (زادهٔ ۱۷ فوریهٔ ۶۲۴ - مرگ ۱۶ دسامبر ۷۰۵)[۱][۲] تنها زن در تاریخ چین باستان بود که عنوان امپراتریس فرمانروا را دارا بود. او عضو دودمان تانگ بود و به مدت ۲۵ سال به عنوان نایب السلطنه مستبد در سلسله تانگ (۶۱۸–۹۰۷) حکومت کرد و بعد به عنوان یکی از امپراتوران تأثیرگذار و بحث‌برانگیز تاریخ چین تبدیل شد، وو زتیان یک حاکم چین بود که به‌طور غیررسمی به عنوان امپراتریس همسر، قدرت واقعی و نیرومند پشت امپراتور برای همسرش امپراتور گائوزونگ و بعداً به‌طور کاملاً رسمی به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه تام‌الاختیار برای پسرانش امپراتور ژونگ زونگ و امپراتور رویزونگ و بعد از آن به عنوان امپراتریس فرمانروا بر حق خود در سلسله ژو به صورت یگانه بر چین حکومت کرد.

ملکه زتیان
A Tang Dynasty Empress Wu Zetian.JPG
تصویر گرفته شده از امپراتریس وو از یک آلبوم قرن ۱۸ میلادی، از پرتره ۸۶ امپراتور چین، با یادداشت‌های تاریخی چینی. در چین انتشار یافت / قرن ۱۸ میلادی. (کتابخانه بریتانیا، Shelfmark Or 2231)
امپراتریس فرمانروا دودمان ژو دوم
سلطنت۱۶ اکتبر ۶۹۰ [الف] – ۲۲ فوریه ۷۰۵ [ب] (۱۵ سال)
تاج‌گذاری۱۶ اکتبر ۶۹۰ به (عنوان امپراتور)
پیشینسلسله تأسیس شد
(امپراتور رویزونگ به عنوان امپراتور سلسله تانگ)
جانشینسلسله لغو شد
(امپراتور ژونگ زنگ به عنوان امپراتور سلسله تانگ)
وارث سلسله ژووو دان
وو شیان
امپراتریس نایب السلطنه دودمان تانگ
سلطنت۱۰ ژانویه ۶۶۵–۱۶ اکتبر ۶۹۰ (۲۵ سال)
پیشینندارد
جانشینامپراتریس وی
برای امپراتوران تانگگائوزونگ
ژونگ زنگ
رویزونگ
امپراتریس دواگر دودمان تانگ
سلطنت۲۷ دسامبر ۶۸۳ – ۱۶ اکتبر ۶۹۰ (۷ سال)
تاج‌گذاری۲۷ دسامبر ۶۸۳ به (عنوان مادر امپراتور)
پیشینامپراتریس دواگر او (به عنوان امپراتریس دواگر وی شمالی)
جانشینامپراتریس دواگر وی
امپراتریس همسر دودمان تانگ
سلطنت۲ دسامبر ۶۵۵ – ۲۷ دسامبر ۶۸۳ (۲۸ سال)
تاج‌گذاری۲ دسامبر ۶۵۵ به (عنوان همسر امپراتور)
پیشینامپراتریس همسر وانگ
جانشینامپراتریس همسر وی
همسر سلطنتی دودمان تانگ
تصدی۷ مارس ۶۵۰ - ۲ دسامبر ۶۵۵
پیشینبانو شیائو
جانشینبانو شانگوان وانر
زادهc.624 (No record, According to the death of 83 year old speculation)
No record, دودمان تانگ
درگذشته۱۶ دسامبر ۷۰۵ (۸۱ سال)
لوئویانگ، دودمان تانگ
آرامگاه۷۰۶
همسر(ان)
فرزند(ان)
نام کامل
نام خانوادگی: Wu (武)
نام کوچک: first, no record. Later, Zhao (曌/瞾), possibly originally Zhao (照)[پ]
نام هنری:Wu Mei (武媚)[ت]
نام پسامرگ
Short: Empress consort Zetian (則天皇后)[ث]
Full: Empress consort Zetian Shunsheng (則天順聖皇后)[ج]
نام معبد
None[چ]
خاندانوو (武)
دودمان
پدرWu Shihuo, Duke Ding of Ying
مادرLady Yang
دین و مذهبآیین بودایی

او اولین زنی بود که امپراتور چین شد، نخست میان سال‌های ۱۰ ژانویه ۶۶۵ تا ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی به جای شوهر و پسرانش و به عنوان نایب‌السلطنه به مدت ۲۵ سال بر چین فرمان‌راند و عملاً حاکم چین بود، کاری که در پیش از او هم معمول بود؛ اما کار نهایی خود را کرد. وو زتیان سپس در ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی، دودمان تانگ را به پایان رسیده خواند و دودمان ژو را پایه ریخت و خود را امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی و هوآنگدی خواند و به صورت مستقل و یگانه قدرت را در دست گرفت.

ظهور وو به قدرت زمانی آغاز شد که او از معبد گانی در سال ۶۵۰ میلادی بازگذشت و به عنوان معشوقه امپراتور گائوزونگ خدمت کرد در این مدت او محبت امپراتور را بدست آورد و رقیبانش به نام امپراتریس وانگ و بانو شیائو را با فتنه از بین ببرد و تبدیل به امپراتریس شود. پس از عروسی وی با امپراتور گائوزونگ در سال ۶۵۵، ظهور امپراتریس وو سریع شد. یک زن قوی، باهوش، پرانرژی، حیله گر، کاریزماتیک و فرهیخته که از اعتماد و علاقه مطلق همسرش برخوردار بود، امپراتریس وو قدرتمندترین و تأثیرگذارترین زن دربار در دوره ای بود که امپراتوری تانگ در اوج قدرت و شکوه خود بود. او بر خلاف شوهرش از نظر سیاسی توانا و ظالمانه بود، و همچنین در اداره کشور قاطعانه تر و پیشگیرانه تر از شوهرش بود، و مورخین می دانند که بیش از هجده سال قدرت واقعی پشت تخت و چهره حاکم بوده است. او غالباً هنگام حضور امپراتور در دادگاه حضور می یافت و از پشت پرده جلسات را تماشا و گوش می کرد و بیشتر تصمیمات را برعهده داشت و حتی هنگامی که امپراتور ناخوشایند بود، به طور مستقل دادگاه را شخصاً برگزار می کرد. وی به عنوان مسئول مهر امپراتوری در امور مملکتی له او پاسخ داده می شد، که دلالت بر اینکه تعیین و رضایت وی قبل از صدور هرگونه اسناد و دستورات امپراتوری، اعتباری قانونی دارد. همچنین امپراتور گائوزونگ قبل از صدور دستورات، در همه امور جستجوی مشورت او را دنبال می کرد. به امپراتریس وو افتخارات و امتیازات خاصی اعطا شد که هیچ یک از امپراتریس های چینی از قبل یا بعد از آن برخوردار نبودند. پس از مرگ گائوزونگ، امپراتریس وو به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه قدرت را به طور مستقل و یگانه فتح کرد و هفت سال بعد، وی تاج و تخت را در سلسله ژو خودش به دست گرفت و تنها امپراتور زن در تاریخ چین شد.

اهمیت تاریخ دوره رهبری سیاسی و نظامی وو زتیان شامل گسترش عمده امپراتوری چین ، گسترش آن به مراتب فراتر از محدودیتهای ارضی قبلی خود ، در اعماق آسیای میانه و درگیر شدن در یک سری جنگها در شبه جزیره کره است که ابتدا متحد آن با شیلا علیه گوگوریو شد ، و سپس علیه شیلا بر سر اشغال قلمرو گوگوریو سابق. در داخل چین ، علاوه بر پیامدهای مستقیم تر مبارزه وی برای به دست آوردن و حفظ قدرت عالی ، رهبری وو منجر به تأثیرات مهمی در رابطه با طبقه اجتماعی در جامعه چین و در رابطه با حمایت دولت از تائوئیسم ، بودیسم ، آموزش و ادبیات شد. وو زتیان همچنین تأثیرات برجسته ای بر مجسمه لانگمن گروتو و "بی حرف" در مقبره کیانلینگ و همچنین ساخت برخی از بناهای مهم و ریخته گری های برنز که دیگر زنده مانده اند، داشت.

وو زتیان علاوه بر فعالیت و درگیری خود به عنوان حاکم و رهبر سیاسی در اداره امور دادگاه (اول از طرف شوهر و بعد بجای پسرانش و بعداً بر حق خود حکومت می کرد)، همچنان نیز در زندگی خانوادگی خود هم فعالیت گسترده داشت و امور خانوادگی را هم مثل دولت با خشونت اداره می کرد و شوهرش نیز نتوانست جلوی این همه خشونت وو را بگیرد. اگرچه روابط خانوادگی گاهی مشکل ساز می شد ، وو زتیان مادر چهار پسر و دو دختر بود که سه نفر از پسرانش عنوان امپراتور را نیز به خود اختصاص داده بودند، اگرچه یکی این عنوان را فقط به عنوان یک افتخار پس از مرگ برگزار می کرد. یکی از نوه های او امپراطور مشهور شوان زونگ از تانگ شد که دوره سلطنت وی عصر طلایی تاریخ چین بود.[۳]

همچنین کنفوسیانیسم بخاطر این که وو یک زن بود به سختی زندگی وی و دورهٔ فرمانروایی او به عنوان نایب السلطنه و بعد امپراتور یا امپراتریس فرمانروا را نکوهیده‌است و این دوره به مدت ۴۰ سال از آغاز حکمرانی و پایان آن ادامه داشت.

در سوابق تاریخی تنها چهار زن به صورت کامل برچین حکومت کردن، او و امپراتریس دواگر لو و امپراتریس دواگر لیو و در آخر امپراتریس دواگر تزی شیء بودند. در تاریخ تنها او و امپراتریس دواگر لو قدرت را به طور تمام عیار آن هم بدون هیچ حاشیه‌ای بر حق خودشان در دست داشتن و برجسته ترین و خبیث ترین زنان حاکم خودکامه در تاریخ چین بودند و در سال ۱۹۵۰ هر دو به عنوان تنها زنان قدرتمند که به نام خودشان سلطنت را در دست داشتن شناخته شدند.

به عنوان یک امپراتریسویرایش

عناوین مختلف چینی به انگلیسی "Empress" منتقل شده‌اند ، از جمله "امپراتریس" به معنای همسر اصلی امپراطور یا امپراتریس همسر و امپراتریس فرمانروا. به طور کلی ، فقط سلطنت مرد بود و همسر اصلی وی عنوانی مانند هوانگهو (皇后) به او داده شد ، که اغلب به عنوان "امپراتریس" یا "امپراتریس همسر" خاص تر ترجمه می شد. پس از درگذشت امپراتور ، همسر های باقی مانده امپراطوری می تواند تبدیل به امپراتریس دواگر شود ، و گاهی اوقات قدرت سیاسی قابل توجهی به عنوان نایب السلطنه در دوران کودکی (وارث) وارث امپراتوری موقعیت کاملاً برابر با امپراتور بدست می آورد.

امپراتور چین از زمان چین شی هوانگ (259-210 پیش از میلاد) از عنوان هوآنگدی (皇帝 ، ترجمه شده به عنوان "امپراتور" یا "امپراطور (مجدد)" استفاده کرد). وو زتیان تنها زنی در تاریخ چین بود که عنوان هوانگدی را به دست گرفت. دوره ریاست وی به عنوان حاکم دفاکتو چین و نایب السلطنه رسمی تانگ (ابتدا از طریق شوهر و سپس پسران وی ، از سال ۶۶۵ تا ۶۹۰) بدون سابقه بود. با این حال ، هنگامی که سلسله خود را در سال ۶۹۰ بنا نهاد ، ژو (inter) (قطع سلسله تانگ) ، سابق را شکست و شخصاً تحت عنوان مقدس و الهی هوآنگدی حاکم و تغییرات آن از سلسله تانگ به ژو ، از ۶۹۰ تا ۷۰۵ حکومت کرد.

گفته می شود وو زتیان تنها زن تاریخ چین است که لباس زرد را به عنوان پادشاه پوشید (در غیر این صورت فقط برای استفاده امپراتور اختصاص داده شده است ، هر چند به استثنای امپراتریس دواگر لیو دودمان سونگ هم لباس امپراتوری را همراه تاج سلطنتی پوشید و القاب های امپراتوری همچون اعلیحضرت را هم گرفت که کاملاً برای یک امپراتریس دواگر بی سابقه بود).

صعود بر پله‌های قدرتویرایش

 
وو رویی که بعد ملقب به امپراتریس وو زتیان امپراتریس دودمان تانگ و دودمان ژو دوم بود که پنج دهه بر سلسله‌های چین حکومت کرد

همسر امپراتوران تانگ و مادر پرنس ولیعهدویرایش

او در اصلنامر

معشوقهٔ امپراتور تای‌زونگ بود. در اوایل سال ۶۵۰ بانو وو بعداً صیغه امپراتور گائوزونگ بود و عنوان ژائویی را به خود اختصاص داد، که بالاترین رتبه از ۹ صیغه رتبه دوم بود. وو به تدریج نفوذ بشدت قدرتمند و بی نظیری بر کل حاکمیت امپراتوری به طور قانوناً در سراسر سلطنت امپراتور گائوزونگ در امور دربار و کشور و غیره از آن به دست آورد، و بخش اعظم قدرت و همراه اضافه کاری برای کنترل مستقیم بر بیشتر تصمیمات مهم و کلیه کارها در غیاب شوهرش به نام خودش بدست آورد و در طول زمان سلطنت گائوزونگ در اواخر قدرت او و امپراتور سخت با هم رقیب شد بود. بخصوص پس از ژانویه سال ۶۶۵ قدرت‌های امپراتوری در درجه اول به سوی او منتقل می شد نه امپراتور و به همین خاطر گائوزونگ تا هنگام مرگ به نام امپراتور باقی ماند. او در تلاش برای گرفتن قدرت، ماهرانه و بی رحمانه قلمداد می شد و توسط مورخان سنتی و باستانی معتقد بود حتی فرزندان خود را نیز کشته است.

به عنوان صیغه امپراتور تائ زونگویرایش

 
جزئیات نقاشی یان لیبن در مورد پذیرش فرستاده تبت ، نشانگر تانگ تایزونگ

وو در سال ۶۳۸ میلادی در سن ۱۴ سالگی وارد حرمسرای امپراتور تای زونگ شد و به مقام صیغه امپراتوری (همسر غیر دائمی و کمتر حاکم) رسید، و در رتبه پنجم همسر امپراتور در میان نه رتبه برتر امپراتوری رسید و قرار گرفت وی یکی از محبوبان تای زونگ بود اما نه ان چنان که او را به بالاترین مقام صیغه ای و همسر سلطنتی یعنی شیفعی برساند و نه به مقام همسر اعظم، اما آنقدر زیبا بود که امپراتور تای زونگ بیشتر از همه با او ارتباط جنسی داشت و او را همراه خود همه جاه می برد و حتی زمانی که امپراتور تای زونگ به شجاع ترین اشخاص دربار گفت؛ گر کسی بتواند سوار اسب قوی من شود حق هر درخواستی را از من دارد، زمانی که هیچ کس جرات این کار را نداشت وو برخواست و حکم امپراتور را قبول کرد و با این کارش همه مخصوصا امپراتور را تحت تاثیر قرار داد زیرا که اسب امپراتور تای زونگ حتی ماهرترین سوار کارها هم نمی توانستن رامش کنند و سوار او شوند چه برسد به یک زن جوان ۱۷ ساله اما وو ثابت کرد که جرات و شجاعت این کار را دارد و همین کار را انجام داد و امپراتور را تحت تاثیر قرار داد در همین سالها او توجه ولیعهد جوان لی ژی را به خود جلب کرد و لی ژی که بعداً به عنوان امپراتور گائوزونگ معرفی می شود علاقه‌مند به زیبایی و شجاعت وو شد و در همین زمان وو هم شروع به برقرار کردن روابط با امپراتور آینده کرد و او را عاشق خود کرد.

در سال ۶۴۹ میلادی امپراتور تای زونگ در گذشت و پسرش لی ژی به عنوان امپراتور گائوزونگ بر تخت نشست و وو مجبور شد به عنوان یک صیغه امپراتور قبلی به یک راهبه تبدیل شود اما در سال ۶۵۰ میلادی امپراتور گائوزونگ برآی تقدیس پدرش به معبدی رفت که وو در همان جاه بود و زمانی که امپراتور گائوزونگ او را دید هر دو گریه کردند گائوزونگ زمانی که وو را دید به شدت بسیار بیشتر از قبل تحت تاثیر وو قرار گرفت زیرا او هم زیباتر، باهوش تر و جذاب تر از قبل شد بود و تصمیم گرفت که او را به یک صیغه خود تبدیل کند،

به عنوان صیغه امپراتور گائوزونگویرایش

 
یک تصویر گرفته شده از امپراتور گائوزونگ از یک آلبوم قرن ۱۸ میلادی، از پرتره ۸۶ امپراتور چین، با یادداشت‌های تاریخی چینی

گائوزونگ در سن ۲۱ سالگی امپراتور شد. بی تجربه و غالباً ناتوان از امور کشور بود، گائوزونگ به دلیل ننگ دو برادر بزرگتر خود تنها وارث امپراتوری شد. در یا بعد از سالگرد درگذشت امپراتور تای‌زونگ، امپراتور گائوزونگ برای ارائه کوره به معبد گانی رفت و وقتی او و بانو وو یکدیگر را دیدند، هر دو گریه کردند - و توسط همسر امپراتور گائوزونگ، امپراتریس وانگ دیده شد. در آن زمان، امپراتور گائوزونگ از امپراتریس وانگ طرفداری نکرد، و طرفداری همسر صیغه ای خود شیائو را به نفع خود خواند. بعلاوه، ملکه وانگ فرزندی نداشت و بانو شیائو یک پسر (لی سوجی) و دو دختر (پرنسس ییانگ و زوانچنگ) داشت. امپراتریس وانگ با دیدن اینکه امپراتور گائوزونگ هنوز بسیار تحت تأثیر زیبایی و جذابیت بانو وو قرار گرفته است، ابراز امیدواری کرد که ورود یک صیغه زیباروی جدید باعث شود امپراتور از بانو شیائو منحرف شود و به همین دلیل مخفیانه به بانو وو گفت که دست از اصلاح موهای خود بردارد و بعداً مورد استقبال قرار گرفت. او را به کاخ آورد. (برخی از مورخان مدرن این حساب سنتی را مورد اختلاف قرار می دهند، و برخی فکر می کنند بانو وو هرگز قصر امپراتوری را ترک نکرده است و ممکن است با امپراتور گائوزونگ رابطه داشته باشد در حالی که امپراتور تازونگ هنوز زنده بود).

بانو وو به زودی از بانو شیائو به عنوان مورد علاقه امپراتور گائوزونگ کاملاً پیشی گرفت. در سال ۶۵۲، فرزند اول خود را به دنیا آورد، پسری به نام لی هونگ. در سال ۶۵۳، فرزند دیگری به نام لی شیان به دنیا آورد. هیچکدام از این پسران به هیچ وجه در نظر گرفته نشدند که وارث امپراتور گائوزونگ باشند زیرا امپراتور گائوزونگ به درخواست مقامات تحت تأثیر امپراتریس وانگ و دایی وی، صدراعظم لیو شیعه، پیرترین فرزند خود لی ژونگ را به عنوان وارث و جانشین خود تعیین کرد. مادر لی ژونگ، بانو لیو، متولد شده بود و ملکه وانگ انتظار قدردانی وی را داشت. در سال ۶۵۴، هم امپراتریس وانگ و بانو شیائو طرفداری گائوزونگ را تحت تاثیر بانو وو که روز به روز موردعلاقه تر می شد از دست داده بودند و این دو رقیب سابق به نیروهای خود در مقابل بانو وو پیوستند. زیرا وو به عنوان موردعلاقه شدید امپراتور بودند و مادر دو شاهزاده امپراتوری زن قدرتمندی برای رسیدن به مقام امپراتریس شده بود، بعد از پیوستن وانگ و شیائو به هم برای بیرون انداختن بانو وو فایده ای نداشت. در سال ۶۵۴ امپراتور گائوزونگ به عنوان نشانه عشق او به بانو وو، افتخارات مهم پس از مرگ را به پدرش وو شیویو اعطا کرد.

با ادامه سال ۶۵۴، اندکی پس از آنکه بانو وو دختر خود را به دنیا آورد، کودک به سرعت درگذشت، با برخی از شواهد حاکی از خفه شدن عمدی، از جمله ادعاهای سرسختانه وو، مادر کودک است. بانو وو امپراتریس وانگ را به قتل متهم کرد. وانگ رقیب خونین وو متهم شد که در نزدیکی اتاق کودک دیده شده است و شهادت تأیید شده توسط شاهدان عینی را تأیید کرده است. امپراتور گائوزونگ به این باور رسید که وانگ جرات برای کشته شدن کودک دارد و احتمالاً این کار را انجام داده است، آن هم با انگیزه حسادت این کار را کرده است. وانگ فاقد یک بهانه و مدرک بود، و قادر به پاک کردن خودش از این اتهامات نبود. امپراتور گائوزونگ بشدت عصبانی،امپراتریس وانگ را از مقامش برداشت و بانو وو را به مقام امپراتریس ارتقا داد. اما، او ابتدا می خواست مطمئن شود که صدراعظم های دولت از این طرح جابجایی حمایت خواهند کرد. بنابراین، گائوزونگ از خانه دایی خود ژانگسون ووجی، رئیس صدراعظم ها، به همراه بانو وو (بعداً امپراتور گائوزونگ صدراعظم ژانگسون را با گنجینه بسیار به وی اعطا کرد) بازدید کرد. در طول این جلسه، گائوزونگ چندین بار موضوع بی فرزند بودن امپراتریس وانگ را مطرح کرد، موضوعی که به راحتی بهانه ای برای رهایی از او منجر می شود. با این حال، ژانگسون بارها راه هایی برای منحرف کردن گفتگو پیدا کرد. بازدیدهای بعدی مادر بانو وو، بانو یانگ و مقام رسمی خو جینگزونگ، که با بانو وو متحد بود، برای جلب حمایت از ژانگسون نیز بی فایده بود. اطلاعات آسیب شناسی پزشکی قانونی معتبر در مورد مرگ کودک وجود ندارد، و دانشمندان فاقد شواهد واقعی و علنی درمورد مرگ او هستند. با این حال به نظر می رسد گمانه زنی ها همچنان ادامه دارد.

از آنجا که فولکلور سنتی تمایل دارد وو را به عنوان یک زن گرسنه شدید قدرت به نمایش بگذارد و بدون توجه به کسی که او صدمه دیده یا چه کاری انجام داده است، محبوب ترین نظریه این است که وو فرزند خود را به منظور دخالت وانگ کشته است. سایر مکاتب فکری معتقدند که وانگ در واقع کودک را به دلیل حسادت و نفرت نسبت به وو کشته است زیرا وانگ فرزندی از خودش ندارد. استدلال سوم این است که کودک با توجه به اینکه سیستم های تهویه آن زمان غیرقانونی و یا از کیفیت پایین بوده در اثر آسفکسی یا مرگ تخت خواب درگذشته. عدم تهویه همراه با استفاده از زغال سنگ به عنوان یک روش گرمایش می تواند باعث ایجاد دود شود که منجر به مسمومیت با مونوکسید کربن شود. مهم نیست چه عاملی باعث مرگ کودک شده است، وو با جدیت از این موضع که وانگ بعد از رفتم از اتاق، دخترش مرده پیدا شده یا خود آن را خفه کرده وانگ را مقصر دانست و وانگ از سمت خود به عنوان امپراتریس خارج شد.

در تابستان ۶۵۵، بانو وو با فتنه ماهرانه و به دروغ امپراتریس وانگ و مادرش بانو لیو و در کنار آن بانو شیائو را همزمان به عنوان متحدان یکدیگر به استفاده از جادوگری و اعمال زنا و همچنین توطئه بر زده امپراتور متهم کرد. در پاسخ، امپراتور گائوزونگ تحت تاثیر وو بانو لیو را از کاخ منع کرد و دایی امپراتریس وانگ، لیو شیعه را از مقامش تخریب کرد. در همین حال، جناحی از مقامات در اطراف بانو وو شروع به شکل گیری کردند ، از جمله لی ییفو، خو جینگزونگ، چیخوان (崔義玄) و یوان گونگو (袁公瑜). به مناسبت پاییز سال ۶۵۵، امپراتور گائوزونگ صدراعظم ژانگسون، لی جی، یو ژینگینگ و چو سولیانگ را به کاخ فراخواند - که چو استنباط می کند که در رابطه با موضوع تغییر چه کسی ملکه است. لی جی ادعای بیماری کرد و حاضر به حضور نشد. در این نشست، چو با مخالفت با سپردن ملکه وانگ مخالفت کرد، در حالی که ژانگسون و یو با سکوت مخالفت خود را نشان دادند. در همین حال، صدراعظم دیگر هان یوان و لای جی نیز مخالف این اقدام بودند، اما وقتی امپراتور گائوزونگ دوباره از لی جی سؤال کرد، پاسخ لی جی این بود: "این موضوع خانواده شما است، اعلیحضرت این امپراتوری شماست. چرا از شخص دیگری سؤال می کنید؟" بنابراین، امپراتور گائوزونگ حل و فصل شد. او چو را به عنوان فرمانده در مقصر تان (تقریباً مدرن Changsha ، هونان)، برگزید، و سپس امپراتریس وانگ و بانو شیائو را کنار گذاشت و آنها را در بازداشت به عنوان یه شخص عادی در سطح مردم معمولی به عنوان یک خائن زناکار قرار داد و بانو وو را به عنوان امپراتریس جایگزین امپراتریس وانگ کرد. (بعداً در همان سال، امپراتریس وانگ و بانو شیائو به دستور امپراتریس وو پس از آن که امپراتور گائوزونگ نشانه هایی از آزادی آنها را نشان داد، به طرز فجیعی کشته شدند، بدن آنها را در زیر شکنجه ها سخت ضرب و شتم کرده و همچنان که زنده بودند آهسته آهسته برش زدن و در کوزه های بزرگ شراب انداختن تا زجر بکشن و بعد اجساد تکه تکه شده آنها را از کوزه پر از شراب بیرون آورده پس از مرگشان سوزاندن. اما پس از مرگ آنها، امپراتریس وو بطور مکرر غالباً در رویاهای خود توسط آنها برای کشتن او تعقیب می شد). از زمان سلطنت امپراتور گائوزونگ در اواخر قدرت واقعی بطور کامل و موثر در دست‌های محکم امپراتریس وو افتاد، و امپراتور گائوزونگ و او غالباً در پایتخت شرقی لوئویانگ اقامت گزیدند و فقط به ندرت آن هم دور دور وقت خود را در چنگان گذراند).

امپراتریس همسر و قدرت واقعی تختویرایش

دوره حذف رقباویرایش

در سال ۶۵۵، وو تبدیل به همسر اصلی جدید و امپراتریس همسر گائوزونگ (T皇后 ، húanghòu) شد.

در سال ۶۵۶، به توصیه ژو جینگزونگ متحد اصلی امپراتریس وو، امپراتور گائوزونگ فرزند همسر لیو را از او را به عنوان وارث تاج و تخت خود جدا کرد و وضعیت او را به عنوان شاهزاده لیانگ تغییر داد، ضمن تعیین پسر وو به نام لی هونگ، و سپس عنوان شاهزاده دای، به عنوان ولیعهد (یعنی وارث ظاهری) تبدیل شد.

در همین حال، به حساب امپراتریس وو، مادرش بانوی یانگ به بانوی رونگ ساخته شده بود و به وی املاک و دارایی های گسترده ای اعطا شد و همچنین حق اداره قبیله بزرگ وو هم به او داده شد، جدا از مادرش خواهر بزرگتر وو، که اکنون بیوه بود، هم به بانوی هان تبدیل شد. برادران وی وو یوآنقینگ و وو یوآنچوانگ و پسر عموهایش وو ویلیانگ و وو هوآیون با وجود روابط ضعیفی و بدی که با بانو یانگ داشتند، بخاطر اقتدار وو ارتقاء پیدا کردند. اما در مهمانی که بانوی یانگ برای آنها برگزار کرد، وو وایلیانگ با بیان اینکه آنها را برای این افتخار و امتیاز ندادن که امپراتریس وو ارتقاء پیدا کرده، با این حرف او به بانو یانگ توهین کردند. بنابراین، امپراتریس وو را بشدت عصبانی کرد و دستور داد که آنها را به بخشداری های دور افتاده و درحال جنگ- از خارج- نشان دهند تا کمی نشانه فروتنی بیاموزند، اما در واقعیت برای انتقام از این جرم به مادرش بود و وو همچنین تمام افتخارات و امتیازات ان ها را برایشان سلب کرد و دستور تبعید دائمی را صادر کرد. وو یوان چینگ و وو نرمیوان در تبعید دائمی درگذشت که گفته میشود امپراتریس وو دستور خودکشی را برای آنها صادر کرده بود.

در اواخر سال ۶۵۶، هان سعی کرد از طرف چو شفاعت کند تا او را به پایتخت فراخواند، اما امپراتور گائوزونگ بشدت تحت تاثیر امپراتریس وو ضمن تصدیق وفاداری چو، اظهار داشت که وی غیرقابل کنترل است و امپراتور گائوزونگ از درخواست هان خودداری کرد. در همین حال، پسر لیو جی، لیو هونگیه (劉弘 業)، در اقدامی که توسط صدراعظم لی ییفو که چو را تحقیر می کرد، مهندسی کرد، دادخواست ارائه داد و خواستار پاک کردن پدرش به دلیل اتهامات بی اساس شد و چو را به اتهام دروغین پدرش متهم کرد. بسیاری از مقامات، مایل به ناسازگاری با لی ییفو بودند، همه با این دادخواست موافقت کردند، اما لو یانوی یکی از متحدان دوردست امپراتریس وو خاطرنشان کرد که پاک کردن لیو جی از اتهامات به طور مؤثر اعلام می کند که مجازات امپراتور تایزونگ نامناسب است. امپراتور گائوزونگ موافقت کرد و هیچ اقدامی درباره دادخواست لیو هونگیه انجام نداد.

در همین حال در سال جدید ۶۵۷، ملکه وو و متحدانش در دربار و حاکمیت امپراتوری بسیار زیاد قدرتمند و برجسته شدند و بشدت شروع به تلافی جویی سخت در برابر تمامی مقاماتی کردند که با صعود وی مخالفت کرده بودند. وو در ابتدا خو و لی ییفو را داشت، که در حال حاضر به توصیه های وو آنها به صدراعظم تبدیل شده بودند، وو و متحدانش به طور دروغ هان یوان و لی جی را به همدستی با چو سولیانگ در برنامه ریزی خیانت متهم کردند. این سه نفر به همراه لیو شیعه به داشتن بخشدار کوچک در استان های دور افتاده منتقل شدند و مقرراتی مبنی بر اینکه دیگر هرگز اجازه بازگشت به چنگان را ندارند دریافت کردند بعد در همان سال به فرمان امپراتریس وو هر چهارتن از آنها خودکشی کردند. در سال ۶۵۹، قدرت گرفتن امپراتریس وو محکم بود و او با بنگاه قدرت خود شروع به جستجوی انتقام جویانه بیشتر نسبت به کسی کرد که احساس می کرد بیشتر او را مضطرب کرده و هدف اصلی وی ژانگسون ووجی و یو ژینگینگ بود و آنها را به توطئه و خیانت با مقامات سطح پایین به نام های وی جیفانگ (韋 季 方) و لی چائو (李 巢) متهم کرد. ژانگسون تبعید شد و بعداً در همان سال مجبور شد در تبعید به دستور امپراتریس وو خودکشی کند. خو همچنین با برنامه های امپراتریس وو افراد درگیری را هم در نقش های خود دخیل کردند مانند: چو، لیو، هان در این طرح بودند. چو، که در سال ۶۵۸ درگذشت، پس از مرگ از عناوین خود سلب شد و پسرانش چو یانفو (褚彥甫) و چو یانچونگ (褚 彥 沖) اعدام شدند. احکام نیز برای اعدام لیو و هان صادر شده است، اگرچه هان قبل از رسیدن دستور اجرای حکم به مکان خود درگذشت. گفته می شود که پس از این مدت، هیچ مقام رسمی جرات انتقاد از امپراتریس وو به واسطه امپراتور را ندارد.

در سال ۶۶۰، لی ژونگ، پسر اول متولد گائوزونگ (به منظور تقدیر از لیو) نیز مورد هدف قرار گرفت. لی ژونگ ترسیده بود که او در آینده هدف بعدی باشد و به دنبال مشاوران بانفوذ و مقامات قدرتمند بوده تا بتوانند از او در مقابل امپراتریس وو حفاظت کنند. وو بعد از مطلع شدن او را تبعید و در بازداشت خانگی قرار داد و حتی از تمام عناوین خود سلبش کرد.

به عنوان یک قدرت حاکم در پشت امپراتورویرایش

در سال ۶۶۰، امپراتور گائوزونگ و امپراتریس وو به بازدید از بیان بخشدار تایوان امروزی در چین است)، و امپراتریس وو این فرصت را داشتند تا همسایگان و نزدیکان قدیمی خود را به یک ضیافت دعوت کنند. بعداً در همان سال، امپراتور گائوزونگ به بیماری مبتلا شد که علائم سردردهای دردناک و از دست دادن بینایی شدید را به همراه داشت، که عموماً مربوط به فشار خون بالا است هر چند امکان دارد وو او را به طرز ماهرانه مسموم کرده باشد، و گائوزونگ شروع کرد به امپراتریس وو اجازه دادن که تصمیماتی را در مورد درخواست های مقامات صادر کند. گفته شد که امپراتریس وو واکنش سریعی داشته و هم ادبیات و هم تاریخ را به طور کامل و با زیرکی درک کرده و به همین دلیل حکم های سریع و صحیحی را می گرفت. پس از آن، امپراتریس وو بسیاری از تصمیمات دادگاه را به طور موثر می گرفت و اقتدار وی با امپراتور گائوزونگ رقیب شد، پس از این اتفاق امپراتریس وو به مدت بیست و سه سال به عنوان قدرت انکار ناپذیر پشت تخت تبدیل شد.

او با گرفتن بسیاری از تصمیمات با بیماری گائوزونگ و تغییر دادن و اجرای قوانین در امور امتحانی امپراتوری با ورود دولتمردان بااستعداد، نقش اصلی را در انتصاب آنها به خدمات کشوری ایفا کرد. از آنجا که عموم و کارمندان دولت این نقش فعال را در امور دولت می دانستند، در درجه اول در اجرای امور دولت در کلیه اخراجها و انتصابات از صدراعظم ها تا ژنرال‌های ارتش موثر بود. در همین حال، با برکناری و انتصاب مخالفان احتمالی خود و تغییر پایتخت از چانگان به لوئویانگ، ازادی او در امور دولت برای مداخله مستقیم وی بازتر شد. با این حال، این مداخلات باعث شد او به شخصی غیر محبوب تبدیل شود و دشمنان زیادی را در حکومت بدست آورد.

در طی این سالها، لی ییفو به دلیل اعتماد و نعمت‌های امپراتور گائوزونگ و امپراتریس وو بسیار زیاد قدرتمند بود و او به ویژه بسیار فاسد شد. در سال ۶۶۳، پس از گزارش فساد لی ییفو به امپراتور گائوزونگ، امپراتور گائوزونگ مخفیانه لیو شیانگدائو و لی جی را در بررسی این موضوع ها فرستاد، و لی ییفو در برسی های پنهانی مقصر دانسته شد. لی ییفو از پست خود خارج شد و بعد محکوم به اعدام شد اما بخاطر این که یکی از مهمترین متحدان امپراتریس وو بود حکم اعدام لغو شده و فقط تبعید شد و مقررای وضع شد که دیگر هرگز حق ندارد به چانگان بازگردد.

همچنین در اواخر سال ۶۶۴، گفته شده که امپراتریس وو از برقراری و تثبیت کامل قدرت خود به خوبی در اداره امپراتوری اطمینان شده و شروع به افزایش نفوذ خود بسیار بیشتر در دولت امپراتوری به طور گسترده کرد و چنان هر روز در کل مسائل و امور حکومت دخالت می کند که وی عصبانیت و ترس امپراتور گائوزونگ را برنداخت و او از رفتارهای کنترل کننده و نفوذ کنترل کننده امپراتریس وو بر او و امپراتوری ناراضی بود. علاوه بر این، او جادوگر تائوئیست گوا زینگژن (郭 行 真) را در استفاده از جادوگری مشغول کرده بود - عملی که به موجب زیر پا گذاشتن قوانین امپراتوری بود و این عمل زننده و ممنوع بود و حتی منجر به سقوط امپراتریس های پیشین و حتی منجر به سقوط امپراتریس وانگ شد — و خواجه ای به نام وانگ فوشنگ (王伏勝) این موضوع را به امپراتور گائوزونگ گزارش دادند، و بیشتر او را عصبانی کرد. وی با صدراعظم شانگوان یی مشورت کرد، که وی پیشنهاد کرد که امپراتریس وو را تحریم کند. گائوزونگ پیش نویس حکم شانگوان را داشت، اما همانطور که ​​شانگوان در حال انجام این کار بود که امپراتریس وو خبرهایی از آنچه اتفاق می افتد دریافت کرد. او نزد امپراتور رفت تا پرونده اش را بپذیرد، درست همانطور که ​​او حکمی را در دست داشت که شانگوان تهیه کرده بود. امپراتور گائوزونگ نتوانست تحمل کند تا او را به نمایش بگذارد و تصمیم گرفت با وو آشتی کند، اما در این نیان امپراتریس وو سرنوشت بدی را در شانگوان دانست. همانطور که هر دو شانگوان و وانگ به کارکنان لی ژونگ خدمت کرده بودند، امپراتریس وو به طور دروغ شاگرد شانگوان، وانگ و لی ژونگ را به خاطر برنامه ریزی خیانت متهم کرد. پسر شانگوان، وانگ و شانگوان شانگگان تینگزی (上官 庭芝) اعدام شدند، در حالی که لی ژونگ مجبور به خودکشی شد در این برنامه ریزی امپراتریس وو نیمی از مقامات دولتی را متهم به خیانت کرد و همه ان ها را به اعدام محکوم کرد. (دختر شانگوان شانگگان، شانگوان وانر، که شیرخوار بود همراه مادرش، بانوی ژنگ، در کاخ داخلی برده شدند. پس از بزرگ شدن شانگوان وانر، او سرانجام به دبیران معتبر و نزدیک امپراتریس وو تبدیل شد.) پس از این نقطه، امپراتریس وو تا زمان مرگ گائوزونگ در سال ۶۸۳ در دادگاه و امپراتوری به نام امپراتور آشکارا حکومت کرد و یک قدرت موثر و انکارناپذیر پشت تخت بود و وی در جلسات امپراتوری به طور کلی به مدت هجده سال، در پشت صفحه مروارید پشت امپراتور گائوزونگ نشست، و گزارش ها را هم تماشا می کرد و می شنوید، و از آن زمان به بعد امپراتریس وو تبدیل به قدرت واقعی شد، و قدرت‌های امپراتوری در درجه اول به دست او افتادند و گائوزونگ تماماً به نظرات وی عمل می کرد، و او جدا از عمل امپراتور به طور موثری تمام تصمیم های مهم روزمره را می گرفت و حتی وقتی امپراتور ناخوشایند بود به طور مستقل دادگاه را برگزار می کرد، و در غیاب شوهرش، قدرت‌های امپراتوری را به طور کامل به دست می آورد و امپراتریس وو اولین امپراتریس همسر بود که از چنین قدرت بزرگی برخوردار بود که به عنوان نایب السلطنه غیر رسمی به شوهر بیمار خود عمل می کرد و امپراتریس وو قدرت نهایی را داشت و او به عنوان یک شخصیت جنجالی و قدرتمند با تأثیرات فراوان شناخته می شد. پس از آن او و امپراتور گائوزونگ با اشاره به نحوه اشتراک گذاری قدرت آن هم با این روش که امپراتور فقط به نام روی تخت نشسته و امپراتریس وو پشت پرده حکم می کند و با این وجود به عنوان "دو قدیس" یاد شدند.(二 聖 ، ارو شنگ).

در زمان ورود امپراتریس وو به دادگاه به طور موثر وی با تدابیر خوب دولت را اداره می کرد، او که همسرش را هر روز در تمامی جلسات امپراتوری رسماً همراهی می‌کرد، از طرف امپراتور در جریان مذاکره با سفیران خارجی و همچنین با مقامات و ژنرال‌ها (از پشت پرده) نیز شخصاً صحبت می کرد و دستورات را صادر می کرد، در همین حال، یا قبل از سال ۶۶۶، بانو هان که بعد از کشف رابطه عاشقانه و پنهانی او با امپراتور گائوزونگ توسط امپراتریس وو کشته شد، و پس از مرگش، امپراتور گائوزونگ دختر او را به بانو وی ایجاد کرد و نگه داشتن او را در کاخ - احتمالاً به عنوان یک صیغه - در نظر گرفت، اما بلافاصله این کار را نکرد، زیرا او بشدت می ترسید که امپراتریس وو ناراضی باشد. گفته می شود که امپراتریس وو از این امر خبر داشته و با این وجود ابراز نارضایتی کرده است و وی با قرار دادن سم در غذاهایی که وو ویلیانگ و وو هوایون از آن در مهمانی که وو و گائوزونگ را دعوت کرده بودند قرار داد و پس از آن توانست قتل خواهرزاده خود را به کردن وو ویلیانگ و وو هواویون بندازد و به این بهانه که آنها قصد داشتند او و امپراتور را مسموم کنند، محکوم شدند. وو ویلیانگ و وو هوایون به دستور وو اعدام شدند.

در سال ۶۷۰، مادر وو، بانو یانگ به طرز بسیار مشکوکی بعد از اختلاف شدید خود با وو بر سر مرگ بانو وی، درگذشت به اعتقاد مورخان بانو یانگ توسط وو مسموم شده بود و بخاطر سن زیادش مورد شک واقع نشده بود بعد از مرگ وی به دستور امپراتور گائوزونگ، همه ی مقامات امپراتوری و همسرانشان در مراسم او شرکت کردند و او را عزادار کردند. بعداً در همان سال، قلمرو دچار رنج ناشی از خشکسالی بزرگ شد، و ملکه وو دستور به تخلیه کردن داد، فرمانی که امپراتور گائوزونگ رد کرد اما وو با خشونت گائوزونگ را راضی کرد. وو بعداً پس از مرگ از پدر خود وو شیهو (که قبلاً بعد از مرگ به عنوان دوک ژو نیز افتخارآمیز شده بود) و همراه بانو یانگ با دادن عناوین پرنس و پرنسس تایویان به آنها احترام گذاشت.

در همین حال، پسر خواهر بزرگتر وو، بانوی هان، (برادرزاده وو) هلان مینشی (賀蘭敏 之) نام خانوادگی وو را داده بود و اجازه داشت عنوان دوک ژو را به ارث ببرد. با این که مشخص شد که وی به ظن امپراتریس وو مبنی بر قتل خواهرش، مشکوک بود، اما امپراتریس وو شروع به اقدامات احتیاطی علیه وی کرد، همچنین گفته می شود که او با مادربزرگ خود، بانو یانگ رابطه محرمانه ای داشته است. در سال ۶۷۱ هلان مینشی به دلیل عدم رعایت مقررات عزاداری در دوره عزاداری برای بانو یانگ و همچنین برای تجاوز به دختر رسمی یانگ سیجیان (楊思儉) متهم شد که امپراتور گائوزونگ و امپراتریس وو قبلاً او را به عنوان همسر پسر خود انتخاب کرده بودند. هلان مینشی تبعید شد و یا در تبعید اعدام شد یا خودکشی کرد. در سال ۶۷۴، امپراتریس وو فرزند وو نرمیوان به نام وو چنگسی را از تبعید فراخواند تا عنوان دوک ژو را به ارث ببرد.

دوره درگیری های جانشینیویرایش

در حدود سال جدید ۶۷۵، امپراتریس وو ۱۲ فرمان مهم را ارائه داد - اصلی ترین آنها این بود که لائوزی (نامش لی ار بود)، که قبیله سلطنتی تانگ به آن تبار می رساند)، باید کار خود تائو ته چینگ را به موارد مورد نیاز اضافه کند. خواندن برای دانشجویان دانشگاه امپراتوری، و اینکه باید یک دوره سوگواری سه ساله برای مرگ مادر در همه موارد مشاهده شود. (قبلاً، اگر پدری دیگر زنده نبود، چنین دوره ای مشاهده می شد.) امپراتور گائوزونگ او را به خاطر حکم هایش فوق‌العاده ستایش کرد و از فرمان های او بشدت حمایت کرد.

در سال ۶۷۵، با بیماری وخیم تر شدن امپراتور گائوزونگ، وی تصور کرد که امپراتریس وو با او تمامی قدرت‌های اداره کل امپراتوری را به طور رسمی به عنوان یک نایب السلطنه داشت باشد، و او بر حق خودش حکومت کند و بخاطر بیماری خود امپراتریس وو به طور دائمی به تنهایی حاکم باشد. اما صدر اعظم هائو چوجون و مقام رسمی لی ییان هر دو با این امر مخالف بودند، و گائوزونگ رسماً وی را به عنوان یک نایب السلطنه تبدیل نکرد، زمانی که صدراعظم مخالفت خود را نشان داد امپراتور جواب خود را پرسید و او پاسخ داد:

"امپراتور باید بر دولت حکومت کند، و امپراتریس باید در کاخ و اندرونی حکومت کند، این قوانین سالهاست که پاور جاست امپراتور و امپراتریس مثل ماه و خورشید، یین و یانگ هستند و هر کدام این توازن را حفظ می کنند و آنگاه شما اعلیحضرت می خواهید امپراتوری را به طور کامل به امپراتریس اسمانی [(یعنی ، امپراتریس وو)] بدهید، هر چند شما این قانون را از قبل شکسته بودید و اجازه دخالت های مداوم و بیش از حد را به طور مستقل به امپراتریس داده اید و او الان بیشترین تصمیمات دولت را برعهده دارد و خودکامه هست، اما این مقام کاملاً از قاعده مسلم امپراتریس خارج است. و این موضع ربطی به اقتدار او ندارد و فرق می کند، این امپراتوری، امپراتوری است که توسط امپراتورها گائوزو و تایزونگ بنا شده است ، نه شما. اعلیحضرت شما باید از حکومت اجدادی محافظت کنید و تاج و تخت را به پسرتان منتقل کنید ، نه به کس دیگری، و حکومت نمی‌توانید جزئی از قبیله امپراتریس باشد. امیدوارم سخنان مرا بپذیرید."

با این وجود که وو هرگز نایب السلطنه نشده به عنوان امپراتریس، چه در حضور و چه در غیاب شوهرش با سلطه بر گائوزونگ در پشت پرده امپراتوری را اداره می کرد. با این حال، امپراتریس وو شروع به درگیر کردن تعدادی از مقامات سطح متوسط واقعاً ​​بااستعداد کرد، از جمله یوان وان کینگ (元 萬頃) ، لیو ییزی، فن لوبینگ، میائو چوکه (苗 楚客) ، ژو سیماو (周思茂) و هان چوبین، تا از طرف او تعدادی از آثار را بنویسند، از جمله زندگی نامه زنان برجسته (列 女 傳)، رهنمودها برای موضوعات سلطنتی (臣 軌)، و آموزش های جدید برای اعضای رسمی کارمندان (新 誡). در مجموع، آنها به "دانشمندان دروازه شمال" (北 門 學士) معروف شدند، زیرا آنها در داخل کاخ، که در شمال ساختمانهای دولت امپراتوری بودند، خدمت می کردند، و ملکه وو از آنها برای تغییر و کم کردن قدرت صدراعظم ها مشاوره می گرفت و استفاده کرد.

همچنین در سال ۶۷۵، تعدادی از مردم بخاطر این که گائوزونگ وو را نایب السلطنه نکرده بود قربانی عصبانیت امپراتریس وو شدند. ملکه وو از این که امپراتور گائوزونگ به عمه خود، شاهزاده خانم چنگل، که با ژنرال ژائو گویی (趙 married) ازدواج کرده بود ابراز خوشحالی کرده بود و دخترش همسر و پرنسس پسر سوم وو، لی شیان ، شاهزاده ژو شده بود. با عصبانیت شاهزاده خانم ژائو را به جرایم نامشخص متهم کرد و تحت بازداشت قرار داد و سرانجام به قتل رساند. ژائو گو و پرنسس چانگل تبعید شدند. در همین حال، در اواخر همین ماه، لی هونگ، ولیعهد - که به امپراتریس وو وکالت داده بود تا در امپراتوری حاکم امپراتور گائوزونگ تأثیر فوقالعاده زیادی به طور مداوم و هر روزه نگذارد و بیشتر تصمیمات سیاسی را مستقل از امپراتور گائوزونگ نگیرد و در بیشتر اوقات از غیاب امپراتور به طور خودسرانه اقدام به برگزاری دادگاه به نام خودش نکند و همچنین امپراتریس وو را با توهین فراوان نسبت به خواهران ناتوانش، یعنی دختران همسر شیائو، پرنسس ییانگ و زوانچنگ، که در بازداشت خانگی به سر می برد، اجازه ازدواج می داد انجام داد- ناگهان بعد از خلع از مسئولیت خود به عنوان فرمانده چانگان به واسط امپراتریس وو و احضار وی به لوئویانگ خیلی سریع به طور مرموز درگذشت. مورخان سنتی، باستانی و مدرن به طور کلی معتقد بودند که امپراتریس وو لی هونگ را برای کنترل کارهای خود و مخالفت نشدن قدرت خودش در اداره حاکمیت امپراتوری مسموم کرده. لی شیان پسر دوم امپراتریس وو، سپس با حکم امپراتریس وو عنوان شاهزاده یونگ را به دست آورد، و بعد از تشییع جنازه لی هونگ به دستور امپراتریس وو به سرعت ولیعهد ایجاد شد. در همین حال، پسر همسر شیائو، لی سوجی و فرزند دیگر امپراتور گائوزونگ، لی شانگجین (李 上 金) ، بارها و بارها متهم به جنایات از طرف امپراتریس وو شدند و مقام و منزلتشان به طور کامل از بین رفتند.

به زودی روابط امپراتور وو با لی شیان نیز رو به وخامت گذاشت، زیرا لی شیان پس از شنیدن شایعات ناخوشایند شد که وی از طرف امپراتریس وو متولد نشده است - بلکه از طرف خواهرش ، بانوی هان متولد شده - و هنگامی که امپراتریس وو از ترس او نسبت به این موضع بی اهمیت شنید، عصبانی شد. علاوه بر این، جادوگر مینگ چونگین (明 崇 儼) ، که وو و امپراتور گائوزونگ به آنها احترام گذاشتند و به دورغ به دستور وو اظهار کرد که لی شیان برای ارث بردن تخت سلطنتی نامناسب است، در سال ۶۷۹ ترور شد. آدمکش ها گرفتار نشدند و باعث شد گائوزونگ مشکوک شود که لی شیان پشت این ترور بود، در حقیقت وو خودش مینگ چونگین را ترور کرده بود و این کار را به کردن لی شیان انداخت. در سال ۶۸۳، لی شیان توسط امپراتریس وو به جرم و جنایات متهم شد و در جریان تحقیقات مقامات زو یوانچو، پی یان و گائو ژیزو به دروغ اظهار داشتند، تعداد زیادی سلاح در کاخ لی شیان پیدا شد. ملکه وو به طور رسمی لی شیان را به خیانت و ترور مینگ متهم کرد و همچنین او را به جرم برنامه برای کودتا بر زده او و امپراتور محکوم کرد. لی شیان به دستور امپراتریس وو عزل و تبعید شد.

پس از تبعید لی شیان، برادر کوچکترش لی شیان [نام مشابه صدایی اما شخصیت های مختلف چینی] (که تا به حال به لی ژه تغییر نام یافته بود) به فرمان وو ولیعهد ایجاد شد.

در سال ۶۸۱، پرنسس تایپینگ در یک مراسم بزرگ با زو شاو (薛 紹) پسر خواهر امپراتور گائوزونگ، شاهزاده چنگ یانگ ازدواج کرد. امپراتریس وو، که در ابتدا با همسران برادران زو شاو تحت تأثیر قرار نگرفت، می خواست به برادران شوهر دختر خود دستور دهد که از همسران خود طلاق بگیرند - تنها پس از آنکه به او گفته شد که بانو شیائو، همسر برادر بزرگتر زو شائو، زو یی (薛 顗) متوقف شد. ) ، نوه ای از صدراعظم مرحوم شیائو یو بود مورد خشم وو واقع شد که بعد منجر به ترور ان ها ختم شد.

در اواخر سال ۶۸۳ ، امپراتور گائوزونگ در حالی که در لوئویانگ بود درگذشت. لی ژه تاج و تخت را به دستور مادرش امپراتریس وو به طور اسمی در دست گرفت (به عنوان امپراتور ژونگ زونگ تبدیل شد) ، اما امپراتریس وو همچنان کلیه اقتدار واقعی حکومت را در مقام جدید به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه حفظ کرد و حتی این بار همه قدرت را به طور مطلق و به نام خود با مشت آهنین به خود متمرکز کرد و از آن پس سلسله تانگ به نام فقط وجود داشت.

سلطه سیاسی وی در دو دهه اواخر سلطنت شوهرش امپراتور گائوزونگ توسط سی مگقیان مورخ برجسته سونگ خلاصه گفته شد:

"قدرت‌های بزرگ امپراتوری همه به عهده امپراتریس بود. رتق و فتق اوضاع مملکت، ارتقاء و تنزل همه مقامات، زندگی یا مرگ افراد امپراتوری، با حکم او حل و فصل می شد. امپراتور گائوزونگ فقط با دست‌های جمع شده در جلسات امپراتوری و تصمیم گیری دولت نشست و هیچ اقدامی را انجام نداد."

امپراتریس دواگر و نایب السلطنهویرایش

 
امپراتریس وو (بعداً وو زتیان) در لباس امپراتوری در زمان پسرش ژونگ زونگ وی بعداً به تنها زن در تاریخ چین تبدیل می‌شود که مقام امپراتریس فرمانروا را دارا بود و حکومت می‌کند

نایب السلطنه برای امپراتور ژونگ زونگویرایش

پس از درگذشت همسرش امپراتور گائوزونگ، وو به عنوان امپراتریس دواگر (皇太后، húangtàihòu) تبدیل شد و این بار رسماً نایب السلطنه تبدیل شد و چرا که وو در دوره سلطنت شوهرش قدرت واقعی و اجرایی دولت را در دست داشت و به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه قدرت و توانایی کافی را برای عزل و نصب امپراتوران به طور رسمی به نام خودش داشت و این بار کل حق و قدرت‌های حاکمیت امپراتوری را بدون امپراتور کنترل و مورد استفاده قرار می داد. وو قبلاً در دوره امپراتور گائوزونگ پسر بزرگش، ولیعهد لی هونگ را مسموم کرده بود و حتی پسر دوم خود لی شیان را تبعید کرده بود و شاهزادگان دیگر از همسران صیغه ای شوهرش را نیز قبلاً با توطئه تبعید و یا به قتل رسانده بود، و توانست فرزند سوم خود، لی ژه، را وارث کند. علاوه بر این، بعد از مرگ گائوزونگ او وصیت نامه شوهرش را رو کرد و وصیت نامه گائوزونگ شامل مواردی است که لی ژه باید فوراً بر تخت سلطنت صعود کند و امپراتور بعدی باید درمورد هر مسائل و یا موضع امپراتوری با امپراتریس وو در هر شرایطی شده در اداره امور مهم، چه نظامی و چه غیرنظامی و مدنی، چه عزل و نصب مقامات و ژنرال‌ها مشورت کامل کند و تمام مسئولیت های دولتی و نظامی به دست وو اداره می شد. در ماه دوم ۶۸۴، لی شیان به مدت شش هفته از سلطنت خود به سلطنت امپراطوری صعود کرد و نام امپراتوری خود را به ژونگ زونگ تغییر داد.

بلافاصله، امپراتور ژنزونگ زونگ نشانه مخالفت شدید را به امپراتریس دواگر وو نشان داد. امپراتور ژونگ زونگ زیر سایه و انگشت همسر خود، امپراتریس وی؛ می‌خواست پدر زن خود وی ژوانژون رابه مقام نخست‌وزیری برساند اما صدراعظم پی یان به این فرمان مخالفت نشان داد و ژونگ زونگ پاسخ داد:

چه اشتباهی می‌شود حتی اگر امپراتوری را به وی ژوانژون دادم؟ چرا اینقدر به شیزونگ اهمیت می‌دهید؟"

صدراعظم پی یان این موضوع را به امپراتریس دواگر وو گزارش داد، و او پس از برنامه‌ریزی با صدراعظم ها پی یان و لیو یزی و ژنرال‌های ارشد اردوگاه، چنگووتینگ (程 務 挺) و ژانگ کیانکسو (張 虔 勖)، تصمیم به کنار گذاشتن مخالفان کرد، او در همان روز لباسی رسمی امپراتوری را بر تن کرد و سریعاً مقامات و ژنرال‌ها را صدا زد و خودش فرمانی امپراتوری برای برکناری امپراتور ژونگ زونگ را صادر کرد، و او پسر بزرگش را با کوچکترین فرزندش لی دان، شاهزاده یو، جایگزین کرد، زمانی که ژونگ زونگ فرمان برکناری خود را از مادرش شنید گفت؛ "مادر، مگر من چه گناهی کرده ام که شما من را پس میزنید" امپراتریس دواگر وو جواب داد؛ "تو می خواستی با وجود من و بدون مشورت با من تمام قدرت صدراعظمی را به پدرزنت بدهی این قانون کجا بوده که همه قدرت صدراعظم به یک نفر برسد تو با این کارت می خواستی به وی ژوانژون امپراتوری بدهی این چطور گناه نیست".وو پسر چهارمش لی دان (به عنوان امپراتور رویزونگ) برتخت می‌رساند. وو زتیان پدرزن ژونگ زونگ، وی ژوانژون (韋玄貞) را به اتهام خیانت به قتل دستگیر کرد و او را به کنارگیری کشاند. امپراتور ژونگ زونگ به عنوان شاهزاده لوینگ کاهش یافت و تبعید شد. امپراتریس دواگر وو همچنین ژنرال کیو شنگ را به محل لی شیان در تبعید فرستاد و لی شیان را با حکم امپراتوری مجبور به خودکشی کرد.

نایب السلطنه برای امپراتور رویزونگویرایش

وو کوچکترین فرزندش لی دان را به عنوان امپراتور رویزونگ به مقام امپراتوری رساند. اما او حاکم ضعیف بود و فقط از نظر اسمی یک حاکم بود. امپراتریس وو به طور قانونی و کاملاً اشکارا یک حاکم تمام عیار، ظاهری و رسمی بدون هیچ حاشیه‌ای بود و به بهانه مرسوم پنهان کردن پشت پرده یا صحنه عمل نکرد و در تخت سلطنت نشسته، و دستورهایی را برای حاکم اسمی صادر کرد تا به‌طور رسمی و بدون هیچ محدودیتی اعلام شود. رویزونگ هرگز به دادگاه امپراتوری نرفت، هیچ حق و قدرت امپریالیستی نداشت، و همچنان در قصر داخلی زندانی شد بود. در سال ۶۹۰ میلادی، وو امپراتور رویزونگ را مجبور به کنارگیری کرد و توانست تاج و تخت را به دست آورد و سلسله ژو را تأسیس کند و نام خود را به عنوان حاکم (هوانگدی) تغییر دهد.

بخش اولیه سلطنت وو با فعالیت پلیس مخفی، که از سال ۶۶۰ شروع شد بود گذشت که سالها بعد در سال ۶۹۲ میلادی تعطیل شد، در اصل این پلیس مخفی بیشتر قدرتشان را از وو می گرفتند و در سراسر دولت دخالت داشتند و نفوذ اعظمی هم بر دولت هم بر مردم داشتند و بیشتر مخالفان وو را به طرز بی رحمانی می کشتند و قدرت امپراتریس را در دولت مشخص می کردند. از طرف دیگر وو حتی توسط مورخان سنتی که از او بیزار بودند، به عنوان یک حاکم بسیار قدرتمند و توانا و علاقه‌مند به امور دولت شناخته می‌شود، و توانایی او در انتخاب مردان توانمند و شایسته به عنوان مقام والا، در تمام بقیه سلسله تانگ و همچنین در سلسله‌های بعدی تحسین می‌شد. (او در کودتایی در سال ۲۲ فوریه ۷۰۵ میلادی سرنگون شد و امپراتور ژونگ زونگ به تخت سلطنت بازگشت، اما او همچنان به عنوان «امپراتور» ادامه می‌یابد تا زمان مرگ وی بعداً در همان سال) در گذشت و در کنار همسرش گائوزونگ دفن شد.

اگرچه امپراتور رویزونگ، عنوان امپراتور را به خود اختصاص داد، اما امپراتریس دواگر وو حتی با استحکامات بیشتری بر روی قدرت قرار گرفت و حفظ کرد و کامل دربار امپراتوری توسط امپراتریس وو خیلی محکم و کاملاً کنترل می شد، و به مقامات اجازه نداد که با امپراتور رویزونگ ملاقات کنند، و نه به او اجازه داده شد که در امور کشوری حکومت کند. در عوض، امور امپراتوری توسط امپراتریس دواگر وو اداره می‌شد، که همه کس را الت دست خود کرده بود و فرمانروایی حقیقی را به طور یگانه در دست داشت و به صورت مستبدانه حکومت می کرد. او به پیشنهاد خواهرزاده اش وو چنگسی نیز آرامگاه اجدادیشان را گسترش داد و به آنها افتخارات پس از مرگ بیشتری بخشید.

در سال ۶۸۶، امپراتریس دواگر وو پیشنهاد داد که تمام مقامات و قدرت‌های واقعی امپریالیستی را به امپراتور رویزونگ برگردانند، اما امپراتور رویزونگ با دانستن اینکه واقعاً قصد انجام اینکار را ندارد، نپذیرفت و او همچنان به اعمال اقتدارگرانه امپراتوری پرداخت.

به زودی پس از آن، نوه لی جینگه، دوک یینگ، که از تبعید خود بیزار شده بود، شورشی به دلیل مخالفت با حکومت مادر قدرتمند امپراتور رویزونگ امپراتریس دواگر وو را در بخشدار یانگ شروع کرد (تقریباً مدرن یانگژو، جیانگ سو). این شورش در ابتدا حمایت‌های مردمی زیادی را در منطقه به همراه داشت، با این حال لی جینگه در حمله خود آهسته پیشروی کرد و از پشتیبانی مردمی استفاده نکرد. در همین حال، صدراعظم پی یان به ملاقات امپراتریس دواگر وو رفت و پیشنهاد کرد که اقتدار امپراتوری را به امپراتور برگرداند و اظهار داشت که انجام این کار باعث می‌شود که این شورش به خودی خود فروپاشی کند صدراعظم یان پی به وو گفت؛ "شما امپراتریس، امپراتور بی کفایت را با اختیارات و اقتدار اعظیمتان عزل کردید اما امپراتور رویزونگ نیازی به نایب السلطنه ندارد شما می توانید از مقام نایب السلطنه کنار بکشید و همچنان به اسم امپراتور امور ایالتی را اداره کنید تا هم شما حکومت کنید هم این شورش بدون خونریزی فروپاشی کند". این حرف صدراعظم به امپراتریس دواگر وو در نزد وی یک توهین بسیار بزرگ بود، و او را متهم به همدردی با لی جینگه کرد و دستور برکناری و اعدام او را صادر کرد. او همچنین تعدادی از مقامات را عزل و تبعید کرد و به قتل رساند این دستورات وو از زمانی که پی یان دستگیر شد آنجام شد. او یک ژنرال لی شیاوی (李孝逸) را برای حمله به لی جنیگه فرستاد و در حالی که لی شیاوی در ابتدا ناموفق بود، اما با تشویق دستیار وی، وی یوانژونگ تحت فشار قرار گرفت و در نهایت توانست نیروهای لی جنیگه را درهم بشکند. لی جینگه فرار کرد و بعد به وسیله نیروهای وو دستگیر و بعد کشته شد.

در سال ۶۸۵، امپراتریس دواگر وو شروع به برقراری رابطه با راهب بودایی هواوی کرد.

در همین حال، وی صندوق‌های پستی مسی را در خارج از ساختمان‌های دولت امپراتوری نصب کرد تا مردم این قلمرو را ترغیب به گزارش مخفیانه از دیگران کند، زیرا او به بسیاری از مقامات به مخالفت با وی مشکوک بود. با سوء استفاده از این اعتقادات مربوط به او، مقامات پلیس مخفی، از جمله سو یوانلی، ژو زینگ و لای یونچن، قدرت خود را افزایش دادند و به اتهامات دروغین، شروع به شکنجه و اعدام افراد کردن.

در سال ۶۸۸ ، امپراتریس دواگر وو قرار شد قربانی خود را به الهه رودخانه لوا (洛水 ، که از طریق استان هنان در لیوئانگ، و سپس "پایتخت شرقی" جریان دارد) قربانی کند.وو اعضای ارشد قبیله امپراتوری تانگ را به لوئویانگ فراخواند.شاهزادگان امپراتوری نگران بودند که وی قصد داشت آنها را کشتار کند و تاج و تخت را برای خودش تأمین کند: بنابراین ، آنها توطئه کردند که در برابر او مقاومت کنند.اما قبل از برنامه ریزی های گسترده برای شورش ، لی ژن و پسرش لی چونگ، شاهزاده لنگی ابتدا در پست های مربوطه به عنوان بخشدار یو (豫州 ، تقریباً مدرن ژومادیان ، هنان) و بو بخشدار شدند.، تقریباً مرلیائوچنگ ، ​​شاندونگ).با این حال ، دیگر شاهزاده ها هنوز آماده نبودند و قیام نکردند ، و نیروهای فرستاده شده توسط امپراتریس دواگر وو و نیروهای محلی به سرعت نیروهای لی چونگ و لی ژن را خرد کردند.امپراتریس دواگر وو از این فرصت استفاده کرد تا نوه های امپراتور گائوزونگ را دستگیر کند ، لی یوانجیا (شاهزاده هان ، لی لینگوکی (李 靈 夔) شاهزاده لو ، و پرنسس چانگل ، و همچنین بسیاری دیگر از اعضای قبیله لی و او ، آنها را وادار به خودکشی کرد. حتی شوهر شاهزاده تایپینگ ، ژوشاهو نیز به دستور وو دستگر و گرسنه نگاه داشت شد تا مرگ.در سالهای بعد ، قتل عام های سیاسی بسیاری از مقامات و اعضای قبیله لی همچنان ادامه داشت تا این که وو خواست تا تخت را بگیرد.

امپراتریس دواگر وو در سال ۶۹۰ میلادی می خواست که خود "امپراتور" شود و برای این منظور شروع کرد به کشتار کامل قبیله لی و بعد در سال ۸ اکتبر ۶۹۰ میلادی فرمان به بر کناری امپراتور رویزونگ را داد و در این ماجرا اعلام به قدرت رسیدن قبیله وو را کرد و امپراتوری تانگ را به پایان رسید خواند و امپراتوری جدید به نام ژو را بنیانگذاری کرد و خود را به عنوان امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی و امپراتور پرهیزگار خواند و مثل بقیه پادشاهان چین خود را هوآنگدی به معنی (حاکم مطلق) خواند و در یک مجلس باشکوه تاجگذاری کرد.

امپراتور و امپراتریس فرمانروا سلسله ژوویرایش

 
دودمان ژو دوم زیر فرمان امپراتور وو زتیان در نهایت گستردگی در سال‌های فرمانرواییش

وو زتیان در سال ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی آخرین اقدام را برای بدست آوردن قدرت نهایی انجام داد وی با یک فرمان رسمی پسرش امپراتور رویزونگ را کنار زد و سلسله پادشاهی تانگ را به پایان رساند و سلسله پادشاهی ژو را بنیان‌گذاری کرد و خود را تنها امپراتور چین خواند و به صورت مستقل و یگانه قدرت را در دست گرفت و به تنهایی بر چین حکومت کرد وی در این دوره تمام تلاش خود را برای باز پس‌گیری خاک‌های از دست رفت دودمان تانگ کرد و می‌خواست مرزهای چین را مثل دوره امپراتوری امپراتور تای‌زونگ برگرداند که در این را موفق شد وی در دوره حکومت خود اصلاحات گوناگونی را در آموزش و پرورش و تجارت انجام داد و در این زمان تجارت رونق فراوانی داشت و سواد مردمی افزایش یافت وی رفاع اقتصادی و مردمی را بهتر کرد و در دوره وی عدالت به خوبی برای مردم انجام می‌شد وی همچنین مالیات را برای فقرا کم کرد و برای اشراف بیشتر کرد وی به معماری بسیار اهمیت می‌داد و در دوره وی بناهای زیادی ساخت شد وی برای اداره بهتر کشور ایالت‌ها را به چند دست تقسیم کرد و افراد دانا را به حکومت ان می‌گماشت وو زتیان یکی از مدافعین سرسخت آیین بودایی بوده و در عصر امپراتوری زتیان مذهب بودایی بسیار رشد کرد و طرفداران زیادی بدست آورد.

بازنشستگی و مرگویرایش

وو زتیان در سال ۲۲ فوریه ۷۰۵ میلادی از مقام امپراتریس فرمانروا به دلیل بیماری شدید که داشت و به خاطر کودتایی که از طرف اطرافیانش برنامه‌ریزی شده بود کنار کشید و پسر بزرگش ژونگ زونگ را جانشین خود کرد و خود به مقام امپراتریس مقدس و بازنشسته سلسله‌های چین رسید زتیان به مدت ۹ ماه بعد از کناره‌گیری اش از قدرت در سلطنت پسرش در سلسله تانگ در گذشت و در کنار همسرش گائوزونگ دفن شد.

بالا رفتن از قدرتویرایش

وو زتیان در سال ۶۳۸ به عنوان معشوقه تای‌زونگ (دودمان تانگ) وارد حرمسرا شد.

وو زتیان با مرگ تای زونگ در سال ۶۴۹ تبدیل به معشوقه امپراتور گائوزونگ در سال ۶۵۰ گردید.

وو با اعدام امپراتریس وانگ در سال ۶۵۵ امپراتریس تانگ شد.

وو زتیان در سال ۶۶۰ و ۶۶۵ قدرت چشمگیری بدست آورد و بجای شوهرش بر چین به‌طور کامل حکومت کرد

امپراتور گائوزونگ در سال ۶۸۳ درگذشت و پسرش ژونگ زونگ به پادشاهی رسید ولی تمام قدرتش توسط مادرش غضب شد و او امپراتور به اسم بود.

در سال ۶۸۴ ژونگ زونگ بر زده مادر شورید و وو زتیان در همان سال با فرمان رسمی امپراتوری را به پسر ضعیف و ناتوانش رویزونگ داد و بجای وی بر تمام قدرت سلطه انداخت و در این دوره قدرت را خیلی قوتر در دست گرفت.

وو زتیان در سال ۶۹۰ سلسله تانگ را به پایان رساند و سلسله ژو را بنیان‌گذاری کرد و خود را امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی خواند.

جانشینانویرایش

بعد از ملکه زتیان به مدت ۷ سال ۳ نفر به شرح زیر به امپراتوری رسیدن:

بعد از ملکه زتیان پسرش ژونگ زنگ از سال ۷۰۵ تا ۷۱۰ به تخت نشست.

بعد از ژونگ زنگ، شانگ به مدت ۱۷ روز در سال ۷۱۰ به تخت نشست.

بعد از شانگ پسر دیگر ملکه زتیان رویزونگ از سال ۷۱۰ تا ۷۱۲ به تخت نشست.

و سرانجام چهارمین نفر شوان زونگ اول به مدت ۴۴ سال حکومت کرد:

بعد از رویزونگ، شوان زونگ اول به تخت نشست.

منابعویرایش

  1. Pollard, Elizabeth (2015). Worlds Together Worlds Apart. New York, NY: W.W. Norton Company. p. 318. ISBN 978-0-393-91847-2.
  2. Paludan, 100
  3. Paludan, 96


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().